آنیتا دامبلدور
از قدح اندیشه
- تولد نقش
- 1396/09/23
- آخرین ورود
- شنبه 20 اردیبهشت 1393 20:29
- عضویت
- 1384/08/27
- پستها
- 1323
_ هوی جغد کثیف، تمام برگه های من رو پاره کردی... برو اونور... پیشته!
اسکی با دستش میزنه توی کله ی جغد مذبور و باعث میشه تا جغد که همون هدی ورپریده باشه(:hammer) از اون بالا بیفته پایین!
بعد بیهوش میشه و یه پاش میره بالا، اسکی نامه ی وصلیده به پاش رو میبینه! بدو بدو میره برش میداره و شروع میکنه به خوندن:
_ سلام اراباب اسکی! خواستم بگم چون من خیلی خفنم، میدونم مسابقه دارین با بلاروس! اما باید بگم که لژیونرهای این رشته، جز چند نفرشون نمیتونن بیان مسابقه! خودتو خفه نکن!
قربونت، هری پاتر، رئیس دفتر حمایت از حشرات خوش تیپ!!!
اسکی با بیچارگی تمام سرشو میکوبونه به صندلی و وقتی مغزش جا به جا میشه، یه فکرایی بهش خطور میکنه!!
سریع میره پشت میزش میشینه و با نگاهی به هدویگ، این افکار رو روی کاغذ پیاده میکنه:
کریچر و بادراد از دفتر رسیدگی به امور اجنه
هدویگ و ققی از دفتر رسیدگی به امور پرندگان
باک بیک از دفتر رسیدگی به امور چهارپایان!
گرا از دفتر رسیدگی به امور غولها
هیچکس از دفتر رسیدگی به امور حشرات
اش ویندر از دفتر رسیدگی به امور مارها!
شیر، ماست، نون و پنیر از دفتر رسیدگی به خرید منزل!
اسکی:
بعد اسکی نگاهی به هدویگ که شپلخ شده میندازه و به ذهنش میرسه که باید با دفتر" آرایش و پیرایش سرژ خان" یه تماس مختصری بگیره!
اسکی با دستش میزنه توی کله ی جغد مذبور و باعث میشه تا جغد که همون هدی ورپریده باشه(:hammer) از اون بالا بیفته پایین!
بعد بیهوش میشه و یه پاش میره بالا، اسکی نامه ی وصلیده به پاش رو میبینه! بدو بدو میره برش میداره و شروع میکنه به خوندن:
_ سلام اراباب اسکی! خواستم بگم چون من خیلی خفنم، میدونم مسابقه دارین با بلاروس! اما باید بگم که لژیونرهای این رشته، جز چند نفرشون نمیتونن بیان مسابقه! خودتو خفه نکن!
قربونت، هری پاتر، رئیس دفتر حمایت از حشرات خوش تیپ!!!
اسکی با بیچارگی تمام سرشو میکوبونه به صندلی و وقتی مغزش جا به جا میشه، یه فکرایی بهش خطور میکنه!!
سریع میره پشت میزش میشینه و با نگاهی به هدویگ، این افکار رو روی کاغذ پیاده میکنه:
کریچر و بادراد از دفتر رسیدگی به امور اجنه
هدویگ و ققی از دفتر رسیدگی به امور پرندگان
باک بیک از دفتر رسیدگی به امور چهارپایان!
گرا از دفتر رسیدگی به امور غولها
هیچکس از دفتر رسیدگی به امور حشرات
اش ویندر از دفتر رسیدگی به امور مارها!
شیر، ماست، نون و پنیر از دفتر رسیدگی به خرید منزل!

اسکی:

بعد اسکی نگاهی به هدویگ که شپلخ شده میندازه و به ذهنش میرسه که باید با دفتر" آرایش و پیرایش سرژ خان" یه تماس مختصری بگیره!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!


ماااا ... تو از کجا به این سرعت خبرداری شدی؟

(به دلیل محرمانه بودن این قرارداد از فاش کردن مقدار عددی آن معذوریم!)



