جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

268 کاربر(ها) آنلاین هستند (192 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
268 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: کوچه پریوت دریو
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 خرداد 1386 09:30
نمایش جزئیات
آفلاین
در خانه مرگ خواران
تمامی مرگ خواران در حالیکه شنل سیاه خود را بر تن کرده بودند برای انجام دستور لرد ولدمورت رهسپار کوچه خیابان شدند.

لرد ولدمورت با عظمت در حالیکه زیر چشمی به اتاق نگاه میکرد آهی از سر ناراحتی کشید...!
خانه ای که آنها در آن مستقر شده بودند ، خانه ای بس حقیرانه با دیوار های خاک گرفته و مبل هایی کوچک و از رنگ و رو فته بود که نسبت به کاخ ریدل که مکان اصلی زندگانیشان در آنجا بود واقعاً ناچیز مینمود.

ولدمورت زیر لب زمزمه کرد : به من میگن ولدی کرگدن عمراً اگه بزارم فشار رو من وارد بشه... تازه مرگ خوارانم هم رفتن قدرمت من و بشناسونن به ملت مشن...

خونه هری اینا
هری در حالکه زیر تخت قایم شده بود چوبش را بیرون آورد و وردی را زیر لب زمزمه کرد.
_ لوموس
کمی بعد فضای کوچک و گرد و خاک گرفته زیر تخت نمایان شد که ناگهان:
هری : سوسک! اههههه سوسک!
و با مشت هایش تا جایی که نیرو در بدن داشت به زمین چوبی ضربه زد دریغ از اینکه چوب ، ترک بداشته است!

محفل ققنوس
آلبوس دامبلدور در حالیکه جلوی دیگر محفلی ها نشسته بود خطاب به آنان گفت : از جلو نظام!
_ همتون میدونید که ما برای مواظبت و مراقبت از هری پا به این خونه کذایی و کوچک گذاشتیم ولی یادتون باشه هرگز نباید نیروی خود را از دست بدیم...
_ حالا قدم رو ... یک دو ... یک دو ... یک دو ...

----------------------------------------------------------------
من یکم قاطی کردم ولی خب یک جوری ربطش بدین هری بره پیش ولدمورت

از اینکه کوتاه شد معذرت میخوام...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: کوچه پریوت دریو
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 خرداد 1386 02:06
نمایش جزئیات
آفلاین
من تا جايي که يادم مي آيد پريوت درايو محله بود نه کوچه...شايد هم اشتباه ميکنم!...
-------------------------------------
مکان خانه محفلي ها....
مد آي:هوووم من مشکوکم اون خونه کنار خونه هري اينا رو هر روز رنگ ميکنن!
تانکس:خوب اين که چيزي نيست منم موهامو هر روز يه رنگي ميکنم!
مد آي:آخه آي کيو...تو فرق ميکني تو جادوگري!
تانکس:نه خير من ساحره ام!
مد آي:آؤه خوب يادم نبود!...اينم مشکوکه!
لوپين:هوي يعني به ساحره بودن نامزد من شک داري؟نفس کش!
و مد آي و لوپين ريختن رو سر هم که همديگه رو بزنن!که پاي چوبي مودي گير ميکنه به ميز عسلي مي افته رو سر لو پين و جفتشون از هوش مي رن...
-------------------------------------
-----مکان(هيي چه حرفيه!) اهم يعني تو خونه دورسلي ها....
پتونيا:در حالي که داشت رو زمين رو لته مي کشيد مي خوند:هر چي مي خواي با خود ببر دستمالو با خودت نبر...بزار که پتو(مخفف پتونيا) در به در بسابه خونه رو تا به سحر دستمالو با خودت نبر!دستمالو با خوت نبر!کثيف مي شه خونه من!
که يهو ديوار مي لرزه و يه عالمه آب کثيف که تو ظرف بود خالي ميشه کف حال خونه درسلي ها!
پتونيا:نننننننننننننننننننه....من از اين همسايه هاي جديد متنفرم اين پنجمين باره امشب مي رم دم خونشون!ورنون ورنون!
ورنون:ها چيه؟
پتونيا:ببين با کف حالمون چي کار کردن!
ورنون:خوب چي کار کنم!
پتونيا:اون هيکلتو تکون بده برو بگو اينقدر خونه رو نلرزونن...
صداي دادلي از تو اتاق:نه مامي بزار بلرزونن برا حفظ تعادلم خوبه دارم تمرين بوکس مي کنم!
پتونيا در حالي که صورتش سيفيد شده بود:باشه عزيزم!
ورنون:اون پسره کجاست!
هري که بالاخره ميدونست نوبت به اون مي رسه خودشو زير تختش قايم کرد اما زير تختش...
------------------------------------------
----في الخونه مرگ خوارها------
ولدي:مگه نگفتم آدماي اين مجل بترسونيد
گويل:خوب من که هر روز دارم رنگ خونه رو عوض ميکتم!
ولدي:مگه اين اونارو ميترسونه؟
بلا:من يه پيشنهاد بدم؟
ولدي:بگو!
بلا: چطوره يکي رو بکشيم
ولدي:خوب من ميگم چطوره يکي رو بکشيم
بلا:اما اين که حرف من بود
ولدي:نه اين حرف من بود کسي نظري غير اين داره!
همه:نه!
ولدي پس مي کشيم!...چوبدستيشو مي گيره به سمت لوستر...يه ورد زير لبي مي خونه و لوستر مي خوره تو سر گويل...و گويل ميافته ميخوره به کمد و کمد ميخوره تو ديوار!و صداي وحشتناکي بلند ميشه و خونه بغلي ميلرزه...
ولدي:خوب به نفرو کشتيم به نظرم حالا همه بترسن!
بلا:منظورم از مردم بيرون بود!
ولدي:هوووم..من منظورم مردم بيرون بود مرگ گويل دست گرمي بود...من گفتم کسي مخالفتي داره؟
همه:نه!
ولدي:خوب پس برين از بيرون واسم آدم بيارين!من آدم ميخوام!
---------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
محله پریوت درایو
ارسال شده در: دوشنبه 28 خرداد 1386 20:06
نمایش جزئیات
آفلاین
اینجا کوچه پریوت دریو،کوچه ای کاملا مشنگی میباشد.
هریاتر برای ششمین بار به خانه خالش برگشته و همون جوری که میدونید هرجا هری باشه اتفاق هم میاد و هر جا اتفاق باشه ولدمورت هم میاد.
ولدمورت به کوچه اومده و برای بدست آوردن هری هرکاری میکنه ولی از اونجایی که این کوچه ماله مشنگهاست مشنگها نباید از وجد جادو باخبر بشن.
جلاب اینجاست که محفلی هاهم به کمک هری شتافتن و هم محفلی ها و هم مرگخوارها کنار خونه ورنون درسلی خونه خریدن ولی چون تا الان با همسایای مشنگی نبودن نمیدونن چیکار کنن.(محفلی ها در چپ خونه ورنون و مرگخوارها در راست)
کمدی نویسی خود را نشان دهید(ولی زیاده روی نکنید)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/3/29 12:10:23
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/3/10 23:03:47
ویرایش شده توسط گلرت گریندلوالد در 1405/2/20 21:24:07

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.