جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

32 کاربر(ها) آنلاین هستند (23 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
30 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آخرین گروه‌بندی‌ها

[[continious]] محله پریوت درایو

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: محله پریوت دریو
ارسال شده در: پنجشنبه 31 خرداد 1386 18:51
نمایش جزئیات
آفلاین
--------------------------خونه ولدی-------------------------
ولدی:من میگم این یارو که اوردید نکشیمش،بجاش رنگش بزنیم شاید ملت بیشتر بترسن.
ملت مرگخوار :ارباب شما چه باهوشید
ولدی:پس کو این یارو که اوردینش
بلا:رفته مرلین گاه خونه بقلی میادش.راستی خیلی شبیه دامبلی بود
ولدی:پس بعد از اینکه رنگش زدیم من میکشمش تا جیگرم خنک شه.
ایگور:چرا نوشابه نمی خورید تا جیگرتون خنک شه سرورم
ولدی:نه اوون ضرر داره

------------------------خونه دورسلی ها-------------------------

هری پاتر در حالی که داد میزده سوسک از اتاق میاد بیرون و دامبلی هم کارش در مرلین گاه تموم میشه میاد و در یک لحظه همدیگه رو میبینن
دامبلی:ا..ا...ا..هری تویی چی شده
هری:سوووسک جناب دامبلدور
دامبلی:سوسک که الان جز شناسه های بسته شدست.اینجا چیکار میکنه به مدیرا خبر دادی بیان بلاکش بکنن.
هری:نه این یه سووسک دیگست
دامبلی:ولش کن بریم خونه بقلی من اونجا مهمونم.خیلی آدمای با صفایی هستن قراره با هم چیپس بخوریم.تازه شبیه مرگخوارا هستن.اگه خواستی میتونی یه چند تا آواکداورا نثارشون کنی تا عقدهات خالی شه
هری:راست میگی بریم

------------دم در خونه ولدی----------------------

دامبلی در رو میزنه
بلا:کیه
دامبلی:منم اومدم چیپس بخورم
بلا:بیا تو در بازه
و دامبلدور و هری وارد خونه میشن. در همون لحظه ولدمورت و دامبلدور همدیگه رو میبینن
دامبلی:تو چه شبیه ولدی هستی
ولدمورت:تو هم شبیه دامبلدوری
-------------------
لطفا ادامه دهید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مالسیبر در 1386/3/31 19:23:42
سلطان طلسم فرمان lord of imperius curse
Re: کوچه پریوت دریو
ارسال شده در: پنجشنبه 31 خرداد 1386 17:54
نمایش جزئیات
آفلاین
-: اهم ببخشيد ...مرلينگاه اينجا كجاست؟
-: اونجا !
دامبل با سرات تمام به مرلینگاه رفت،دستگیره رو چرخوند و
....اهههههم.(در قفل بود)
دامبل:اوی زود باش.....
__ نمیشه.میوه زیاد خوردم.
دامبل به مرگخوارا:اینجا دستشویی دیگه نداره؟؟
دالهوف:داره ولی...
__ ولی رو ول کن کجاست.
__ اون بالا
دامبل رفت بالا رفت،دستگیره رو چرخوند و..
اهممم.
دامبل دیگه نحمل نمیکنه و از خونه میره بیرون.و زنگ در خونه هری رو میزنه.
بله؟
__ منم
__منم کیه؟
__ همسایتون
__ کدوم؟
__ بقلی.
__ کدوم بقلی؟
__ باز کن بابا مردم
دادلی در رو باز میکنه.بعد میبنده(دامبل رو شناخت)
پتونیا:کی بود عزیزم.
__ هون رسشو
__ در مورد پدرت اینجوری حرف نزن.
__ بابام که ریششو دیشب زد.اونیکه ریشش همیشه تو شلوارشه.
بووووم(دامبل در رو شکست)
دامبل:نفس کششش..مرلینگاه کجاست؟
دادلی:کجا؟؟؟
__مرلینگااه
__ چیه؟
__ پستخونه...چمیدونم شما چیمیگید.
دادلی:WC؟؟
__ همون...کجااااست؟
دادلی:بالا
------------------------------
خونه ولدی.
ولدی از دستشویی میاد بیرون:
کار ما که تموم شدکسی نبود؟
ایگور:نه قربان.
ولدی:من همین الان در مرلینگاه چرخهای مغزم متحول شد و نقشه ای در فکرم رسید بشینید تا بگم.
________________________________________________
ببخشید بد شد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: کوچه پریوت دریو
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 خرداد 1386 13:19
نمایش جزئیات
آفلاین
بلاتریکس دست دامبلدور رو میگیره و می بره به سمت خونه ی مرگخوارا...
في الطريق!!:
بلا: ببخشيد ..شما منو به ياد يه كسي مي ندازيد.قيافتون برام آشناست..
دامبلدور: شبيه شوهرت كه نيستم ..؟!
بلا با تعجب: چطور؟!
دامبلدور: چون دماغت عمل كردست بدم مياد!..موهات بي ريخته متنفرم!.. چونت كج و كولست!..شخصيت خوبي هم داري ولي در كل زشتي!! :oops:* ..اصلا هم دوست ندارم به جاي شوهرت باشم!.. ( در اينجا دوستان اشاره مي كنن كه چه ربطي داره ..ولي بايد توجه كنن كه ربط داره!!!)
بلا: صبر كن برسيم پيش لرد ...پيرمرد مشنگ!!
بلا پشت در ايستاد و زنگ در را به صدا در آورد...
-: كيه؟
-: منم !!
-: تو كي هستي؟
-: منم بلا
-:بلا كيه؟
-: بلاتريكس
-: ما بلا نداريم اشتباه اومديد!!
بلا يه نگاهي به در مي ندازه بعد به ديوار نگاه مي كنه بعد به حالت در مياد و ميگه: اه....اين گويل باز رنگ خونه رو عوض كرده...
بلا و دامبل مي رن جلوي خونه ي دوم وايميستن و بلا دوباره در مي زنه...
-:‌كيه؟
-: منم
-: تو كي هستي؟
-: من نه منم!!؟؟
-: نمن؟
-:بلا تريكسم..
-: از كجا معلوم؟
-: از اونجا!!
-: آهان خب بيا تو !
بلا و دامبلدور مي رن توي خونه ..دامبلدور مياد تو و با سيل عظيم مرگخوارها مواجه مي شه!!بعد تازه مي فهمه كه چه خبر بوده..براي همين ناگهان در خودش نياز مفرط به مرلينگاه رو مي بينه
-: اهم ببخشيد ...مرلينگاه اينجا كجاست؟
-: اونجا !
و بدين ترتيب دامبل به خدمت مرلين مي رسد!!

ادامه دارد اگه لطف كنيد!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
می تراود مهتاب..


"وقتش رسیده که همه‌ی ما بین چیزی که درسته و چیزی که آسونه، یکی رو انتخاب کنیم."
- پروفسور دامبلدور

Re: کوچه پریوت دریو
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 خرداد 1386 10:10
نمایش جزئیات
آفلاین
توی خونه ی محفلیها
دامبلدور در حال دادن نرمش به اعضای محفله.
دامبلدور:حالا یک... دو ...سه... بیا حالا چپ... راست... چپ... بیا
الستور با چشم داغونش به دامبلدور نگاه میکنه و میگه:آلبوس به نظرت اینکارا چه کمکی به هری میکنه؟
دامبلدور:یه عضو خوب محفل همیشه باید بدنش رو فرم باشه.
لوپین از اونور اتاق در حالیکه دستش دوره کمرش میگه:ولی الان یکی به هری حمله کنه و بکشتش هیچکس نمیفهمه.
دامبلدور:چرا میفهمه؟
لوپین:کی میفهمه؟
دامبلدور:هیچکس
محفلیها:
بالاخره بعد از یک ساعت و چهل پنج دقیقه محفلیها دامبلدور رو متقاعد میکنن فردی رو برای نگهبانی بفرسته توی کوچه.
دامبلدور:باید قرعه کشی کنیم.
الستور مودی از جیبش چندتا کاغذ هم اندازه در میاره و اسم همرو روش مینویسه و هم میزنه و لوپین یه اسم رو از توش در میاره:
دامبلدور
دامبلدور:قبول نیست اینا توطئس که ولدمورت منو بکشه بعد شما بی دامبلدور میشید چجوری میخواید شکستش بدید؟
محفلیا:
دامبلدور:باشه میرم

درون کوچه
لوسیوس در حالیکه داره با دقت همه جارو نگاه میکنه به بقیه مرگخوارا:بچه ها اون پیرمرده سوژه ی خوبیه بریم گیریمش.
مرگخوارا همه به نشانه ی موافقت سرشونو تکون میدن.
بلاتریکس به سمت پیرمرد که از قضا دامبلدور بوده حرکت میکنه:ببخشید پدر جان شکلات میخوای؟
دامبلدور:نه
بلاتریکس:نسکافه؟
دامبلدور:نه
بلاتریکس:هویج؟
دامبلدور:نه
بلاتریکس:چیپس باتو؟
دامبلدور:از هرچی که گذشت از چیپس باتو نمیشه گذشت.
بلاتریکس دست دامبلدور رو میگیره و میبره به سمت خونه ی مرگخوارا...
__--------------------------------------------------------
ببخشید اگه بد شد اولین پست رولم بود و به هر حال باید از یه جایی شروع میکردم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دكتر فيلي باستر در 1386/3/29 10:15:12
Re: کوچه پریوت دریو
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 خرداد 1386 09:30
نمایش جزئیات
آفلاین
در خانه مرگ خواران
تمامی مرگ خواران در حالیکه شنل سیاه خود را بر تن کرده بودند برای انجام دستور لرد ولدمورت رهسپار کوچه خیابان شدند.

لرد ولدمورت با عظمت در حالیکه زیر چشمی به اتاق نگاه میکرد آهی از سر ناراحتی کشید...!
خانه ای که آنها در آن مستقر شده بودند ، خانه ای بس حقیرانه با دیوار های خاک گرفته و مبل هایی کوچک و از رنگ و رو فته بود که نسبت به کاخ ریدل که مکان اصلی زندگانیشان در آنجا بود واقعاً ناچیز مینمود.

ولدمورت زیر لب زمزمه کرد : به من میگن ولدی کرگدن عمراً اگه بزارم فشار رو من وارد بشه... تازه مرگ خوارانم هم رفتن قدرمت من و بشناسونن به ملت مشن...

خونه هری اینا
هری در حالکه زیر تخت قایم شده بود چوبش را بیرون آورد و وردی را زیر لب زمزمه کرد.
_ لوموس
کمی بعد فضای کوچک و گرد و خاک گرفته زیر تخت نمایان شد که ناگهان:
هری : سوسک! اههههه سوسک!
و با مشت هایش تا جایی که نیرو در بدن داشت به زمین چوبی ضربه زد دریغ از اینکه چوب ، ترک بداشته است!

محفل ققنوس
آلبوس دامبلدور در حالیکه جلوی دیگر محفلی ها نشسته بود خطاب به آنان گفت : از جلو نظام!
_ همتون میدونید که ما برای مواظبت و مراقبت از هری پا به این خونه کذایی و کوچک گذاشتیم ولی یادتون باشه هرگز نباید نیروی خود را از دست بدیم...
_ حالا قدم رو ... یک دو ... یک دو ... یک دو ...

----------------------------------------------------------------
من یکم قاطی کردم ولی خب یک جوری ربطش بدین هری بره پیش ولدمورت

از اینکه کوتاه شد معذرت میخوام...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: کوچه پریوت دریو
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 خرداد 1386 02:06
نمایش جزئیات
آفلاین
من تا جايي که يادم مي آيد پريوت درايو محله بود نه کوچه...شايد هم اشتباه ميکنم!...
-------------------------------------
مکان خانه محفلي ها....
مد آي:هوووم من مشکوکم اون خونه کنار خونه هري اينا رو هر روز رنگ ميکنن!
تانکس:خوب اين که چيزي نيست منم موهامو هر روز يه رنگي ميکنم!
مد آي:آخه آي کيو...تو فرق ميکني تو جادوگري!
تانکس:نه خير من ساحره ام!
مد آي:آؤه خوب يادم نبود!...اينم مشکوکه!
لوپين:هوي يعني به ساحره بودن نامزد من شک داري؟نفس کش!
و مد آي و لوپين ريختن رو سر هم که همديگه رو بزنن!که پاي چوبي مودي گير ميکنه به ميز عسلي مي افته رو سر لو پين و جفتشون از هوش مي رن...
-------------------------------------
-----مکان(هيي چه حرفيه!) اهم يعني تو خونه دورسلي ها....
پتونيا:در حالي که داشت رو زمين رو لته مي کشيد مي خوند:هر چي مي خواي با خود ببر دستمالو با خودت نبر...بزار که پتو(مخفف پتونيا) در به در بسابه خونه رو تا به سحر دستمالو با خودت نبر!دستمالو با خوت نبر!کثيف مي شه خونه من!
که يهو ديوار مي لرزه و يه عالمه آب کثيف که تو ظرف بود خالي ميشه کف حال خونه درسلي ها!
پتونيا:نننننننننننننننننننه....من از اين همسايه هاي جديد متنفرم اين پنجمين باره امشب مي رم دم خونشون!ورنون ورنون!
ورنون:ها چيه؟
پتونيا:ببين با کف حالمون چي کار کردن!
ورنون:خوب چي کار کنم!
پتونيا:اون هيکلتو تکون بده برو بگو اينقدر خونه رو نلرزونن...
صداي دادلي از تو اتاق:نه مامي بزار بلرزونن برا حفظ تعادلم خوبه دارم تمرين بوکس مي کنم!
پتونيا در حالي که صورتش سيفيد شده بود:باشه عزيزم!
ورنون:اون پسره کجاست!
هري که بالاخره ميدونست نوبت به اون مي رسه خودشو زير تختش قايم کرد اما زير تختش...
------------------------------------------
----في الخونه مرگ خوارها------
ولدي:مگه نگفتم آدماي اين مجل بترسونيد
گويل:خوب من که هر روز دارم رنگ خونه رو عوض ميکتم!
ولدي:مگه اين اونارو ميترسونه؟
بلا:من يه پيشنهاد بدم؟
ولدي:بگو!
بلا: چطوره يکي رو بکشيم
ولدي:خوب من ميگم چطوره يکي رو بکشيم
بلا:اما اين که حرف من بود
ولدي:نه اين حرف من بود کسي نظري غير اين داره!
همه:نه!
ولدي پس مي کشيم!...چوبدستيشو مي گيره به سمت لوستر...يه ورد زير لبي مي خونه و لوستر مي خوره تو سر گويل...و گويل ميافته ميخوره به کمد و کمد ميخوره تو ديوار!و صداي وحشتناکي بلند ميشه و خونه بغلي ميلرزه...
ولدي:خوب به نفرو کشتيم به نظرم حالا همه بترسن!
بلا:منظورم از مردم بيرون بود!
ولدي:هوووم..من منظورم مردم بيرون بود مرگ گويل دست گرمي بود...من گفتم کسي مخالفتي داره؟
همه:نه!
ولدي:خوب پس برين از بيرون واسم آدم بيارين!من آدم ميخوام!
---------------------------------

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
محله پریوت درایو
ارسال شده در: دوشنبه 28 خرداد 1386 20:06
نمایش جزئیات
آفلاین
اینجا کوچه پریوت دریو،کوچه ای کاملا مشنگی میباشد.
هریاتر برای ششمین بار به خانه خالش برگشته و همون جوری که میدونید هرجا هری باشه اتفاق هم میاد و هر جا اتفاق باشه ولدمورت هم میاد.
ولدمورت به کوچه اومده و برای بدست آوردن هری هرکاری میکنه ولی از اونجایی که این کوچه ماله مشنگهاست مشنگها نباید از وجد جادو باخبر بشن.
جلاب اینجاست که محفلی هاهم به کمک هری شتافتن و هم محفلی ها و هم مرگخوارها کنار خونه ورنون درسلی خونه خریدن ولی چون تا الان با همسایای مشنگی نبودن نمیدونن چیکار کنن.(محفلی ها در چپ خونه ورنون و مرگخوارها در راست)
کمدی نویسی خود را نشان دهید(ولی زیاده روی نکنید)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/3/29 12:10:23
ویرایش شده توسط آبرفورث دامبلدور در 1388/3/10 23:03:47
ویرایش شده توسط گلرت گریندلوالد در 1405/2/20 21:24:07