جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

11 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
11 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] ردا فروشی مادام مالکین

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 00:52
نمایش جزئیات
آفلاین
هاگرید داره میره که یه دفعه به خودش میاد!
===============================
هاگرید : رودی تو دیگه چرا ؟ من فکر میکردم اگه جادوگر زن ذلیل نباشه اون تویی !
رودی : من که زن ذلیل نیستم !
هاگرید : آره تابلوه ! ببین اگه میخوای ننگ زن ذلیل بودن را از پیشونیت پاک کنی باید یه کاری بکنی !
رودی : چه کار؟
هاگرید : ( این قسمت را عین توی فیلم ها هاگرید توی گوش رودی میگه جوری که کسی نفهمه )!
================================یک ساعت بعد
رودی و هاگرید در حالی که دارن به مانیای خشک شده نگاه میکنن و قهوه میخورن :
هاگرید : ببین این جوری خیلی بهتره هم دیگه زن ذلیل نیستی هم میتونی ازش به عنوان دکور توی خونتون استفاده کنی و لذت ببری ! در ضمن لازم نیست دیگه ظرف بشوری !
رودی :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 00:33
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی از خارج داخل میشه ( من چه قدر خارجم) و مانیا رو درست میکنه
مانیا : ممنون رودی :bigkiss:
رودی: خواهش میکنم به من میگفتن پتروس فداکار
مانیا : هوم بگیر این هاگرید رو بزن خیلی پرو شده
رودی: هاگرید بیا بیرون کارت دارم
هاگرید : بیا بیرون ببینم میخوای چی کار کنی
رودی داد میزنه: مگه خودت خوار مادر نیستی بیا بیرون
رودی و هاگرید در بیرون
رودی : جون مادرت برو بابا از این خوشم اومده میخوام عروسی کنم قول میدم تو و مادام ماکسیم هم از جالت جی اف بی اف خارج کنم عقد کنم برید
هاگرید :
رودی:
هاگرید : باشه من باید چی کار کنم؟
رودی : میری ازش معذرت میخوای میگی ببخشید از این حرف ها عروس میاد تو خونه ت
هاگرید :
رودی : مرگ من
هاگرید : باشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 00:23
نمایش جزئیات
آفلاین
ده گالیون !
----------------------
هاگرید : باشه بهش میگم !
مانیا : یا ده گالیون را برای ردای ماکسیم میدی یا .........
هاگرید : یا چی ؟
مانیا : یا ....... همینجا خشکت میکنم به جای تابلو میکوبمت به دیوار !
هاگرید : من ده گالیون نمی دم هر کاری میخوای بکن !
فکر شوم !
مانیا یادش نبود که طلسم استیوپفای روی نیمه غولها اثر نمیکنه !
================================
مانیا که بر اثر برخورد طلسم خودش شبیه گربه های موزه تاریخ طبیعی شده یه لنگه پا از دیوار آویزون میشه تا دوباره خون بره توی مغزش به هوش بیاد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست !
عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: جمعه 27 آذر 1383 00:20
نمایش جزئیات
آفلاین
مانیا:قول؟
رودی:قول میدم
مانیا:اینم پری و عکس یک پری کارتونی رو دراورد و به رودی داد
رودی:ااااا
مانیا:اینجوری آدم بشی بهتره
رودی:ااااا
مانیا:ایقدر ااا نکن پاشو برو سفارش جک رو بهش بده
رودی:نمیشنوم رز؟؟؟؟؟؟؟؟
مانیا از سر جاش بلند میشه...
رودی:ببخشید ببخشید من رفتم اصلا سفارش رو بدم
مانیا:برو

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: پنجشنبه 26 آذر 1383 23:28
نمایش جزئیات
آفلاین
خیلی چیزه
رودی : مانیا من هیدن بودم یا اینویز من رو ندید
مانیا : کی؟
رودی:همون یارو سیاهه
مانیا : اها
رودی: سایز شو من به پریا بگم
مانیا :
رودی: سایز شو بگو چشم بند میذارم
مانیا : من میدونستم تو باعث افتخار من میشی :bigkiss:
رودی:
مانیا : پرو نشو برو بگو یه سایز جک بزنن
رودی: سایز جک چرا ، رز مگه چشه ؟
مانیا : سر به سر من نذار این هزار بار من قاطیم میزنم بری زیر چرخ خیاطی باهات درز لباس بدوزن ها
رودی:بفرسته پیش خیاطی شماره سه
مانیا : چرا اونجا
رودی : پریش خوشگله
مانیا : تو پی نوکیو(غلط املایی داشت ببخشید) ادم شد تو سی اندی قسمت تو ادم نمیشی؟
رودی : پینوکیو پری داشت من هم پری میخوام ادم میشم باور کن
مانیا :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: پنجشنبه 26 آذر 1383 17:18
نمایش جزئیات
آفلاین
مانیا هنوز متقاعد نشده بود که پول حاجی رو قبول کنه که دوباره رودی وارد شد و مانیا از دیدن رودی اینقدر عصبانی شد که اصلا اونا رو یادش رفت و حاجی هم از فرصت استفاده کرد و رفت
رودی:خواهش...خواهش
مانیا که خودش هم خسته شده بود یه فرم گذاشت جلوی رودی و گفت :بیا این جا رو امضا کن بر طبق این قرارداد من نمیتونم تو رو دیگه اخراج کنم
رودی:
مانیا:ولی اگه دیوونه بازی در بیاری میکشمت اخراجت نمیکنم
دلینگ...دلینگ (این صدای زنگوله بالا در بود !!!!)
هری وارد شد
هری:به مانیا زود باش یه چهار تا ردا بده ببینم
مانیا:
رودی:
هری که با دیدن رودی ترسیده بود گفت:چیزه...یعنی پنیره...هه هه هه...من رفتم اصلا
مانیا:رودی :bigkiss:
رودی:
مانیا:اهم...اهم برو اونور ببینم
رودی:
حاجی وارد میشود
حاجی:به به
مانیا با دست رودی رو پرت میکنه اون ور
رودی:اااااا
حاجی نگاهی به آن دو میکنه و میگه:بگذریم حالا سفارشات من آمادست؟
مانیا:ااااااااااااااام...نه الان آماده میکنم میدم رودی بیاره
حاجی:فقط زودتر برادرا منتظرن
مانیا:چشم
مانیا میره سمت رودی چوبدستیشو به نشانه تهدید سمتش میگره و میگه:میری پیش پری ها سفارش حاجی رو میگی در جا میگیری میای در ضمن این چشم بندو بگیر بذار رو چشمت
رودی:چشم
و چشم بند رو میذاره رو چشمش و میره به چند قدمی در (جایی که مانیا نمیبینش)چشم بند رو بر میداره
صدای مانیا از دور:هی رودی (با لحن وسترن) اون چشم بند رو بذار سر جاش !!!!
رودی:
مانیا:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط lili_potter در 1383/9/26 18:01:03
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: پنجشنبه 26 آذر 1383 03:51
نمایش جزئیات
آفلاین
آها....
هومککک....
صبر.....
چیزه... یعنی اینم چیزه؟ پنیره؟
مانیا: هریییییی
هری: چیه بابا خوب هیچ کدومش به نظرم قشنگ نیستش! اصلا کل مغازه فاجیه(منظور همون جوادیه)
مانیا: برو بیرون!...
هری: نمیرم! :lol2:
مانیا: پررو! الان زنگ می زنم به نمید میگم اینجا اومدی!
هری: چی درباره نمید من حرف می زنی؟!(سیم سرور رو درمیاره!)
مانیا: چی؟ (کابل برق فشار قوی درمیاره!)
پاتر: مااااااااااااااا بابا این کیه دیگه! آخ... مااااااا.! وکمک! شپلخ!
========
بیرون مغازه
پاتر در حال فرار کردن به یه بنده خدایی برخورد می کنه...!
پاتر: ای وای! چه دست بزنی داره باید برم سیم سرور رو آپدیت کنم!.... آخ...! آقا جلوتو نگا کن... آخی الهی یه گدای بیچارس
مرد مشکوک:
پاتر: چقدر سیاهه... احتمالا از قبیله فاج باشه... تمام لباساشم پاره شده
مرد مشکوک:
پاتر: بیا پدر جان... بیا این یک سیکل رو بگیر برو برای خودت تی تاپ بخر... و خودتو بشور
مرد مشکوک: وای پاتر!!!
پاتر: هین؟ منو از کجا می شناسی؟ آهان موهام رو استابی کردم گفتی حتما چه خوشتیپه کی غیر از پاتر اینقدر خوشتیپه!
مرد مشکوک: هزار بار گفتم نحوه برخورد رو به عهده من بذار!
پاتر: حاجی شمایی! چرا پس به این روز افتادی؟!
حاجی: آخه من به تو چی بگم! از جبهه نبرد بر علیه شیکم دارم میام!...
پاتر: چه باحال
حاجی: برو ببینم پسره ورپریده ! سوسول مو استابی!!!!
پاتر: الفرار
=======
داخل مغازه
حاجی: السلام!
مانیا: وااااااایییی! دیمنتور بلال حبشی! اکسپکتو پاترونوم!
حاجی: نمنه؟ چرا سپر مدافع ساختی خواهر!
مانیا: ای موجود نفرین شده از لباس های من دور شو! ما اینجا لباس نداریم!
حاجی: چرا چاخان در می کنی! موجود نفرین شده هم شیکمه! خوب همکاری نمی کنی؟ خودم ور میدارم! اینجا همه جاسوس شیکمن!
مانیا: مگه از رو جسد رودی رد بشی! آواداکدورا!....
سسسسستتتت! سوت طلسم که از کنار گوش حاجی رد میشه!
حاجی: مااااااااااااااا بابا این کیه دیگه!....
اکسیو گراپی! ( سقف می شکنه گراپی میوفته وسط مغازه)
گراپی: مانیا هاگر کجاست؟ ا سلام حاجی شما منو احظار کردین؟ در حال ... اتک بودم!
حاجی: اشکالی نداره اینجا می مونی تا تمام لباس ها با آرم "شیکم کلش صاف نیست" حاضر بشه میاری بین برادرا پخش می کنی!
مانیا: منم هویجم؟ پول من چی میشه آقای حاجی بلال دیمنتور!
حاجی: ای خدا! به شیکم رعد و برق بزن! بلال دیمنتور چیه! نمی بینی از جبهه اومدم! چن وقته نرفتی به اون نیش نیش سر بزنی!?
مانیا: خوب پولش چی میشه؟
حاجی: با مالیات بر درآمد اینجا و خمس و زکات و کمک های بشر دوستانه و خودیاری یر به یر میشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 آذر 1383 22:13
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی : خوب ارباب من چی کار کنم
مانیا : به من نگو ارباب بگو مانیا
رودی: باشه مانیا جو.
مانیا : بابا بگو مانیا نه چیزی کم کن نه چیزی زیاد کن
رودی : اخه نمیشه
مانیا :
رودی : باشه عزیزم
مانیا :
رودی:
مانیا :عجب ها میگم دو تا پری بندازنت بیرون
رودی : اخ جون پری کجان
مانیا : برو بیرون
رودی : کجا برم
مانیا :.....
....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 آذر 1383 21:50
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی دوباره وارد شد و گفت:مانیا بیام؟(اینو با حالتی مظلومانه و دلسوزانه گفت)
مانیا بیچاره هم دل نازک بود گفت:بیا
رودی:آخ جون چی کار کنم؟
مانیا:میری پیش پری ها...
رودی:
مانیا:پاشو برو بیرون نخواستم اصلا
رودی:نه نه ببخشید
مانیا:حالا تا ببینم

مانیا تهنای تهنا(بلدم تنها بنویسم ایراد نگرید)توی مغازش نشسته بود که یهو یه تیریپ وارد مغازه شد
پسره:به به مانیا
مانیا
پسره:اینا مهم نیست ع...
مانیا:
پسره:یه کلام من میخوام از شما خواستگاری کنم
مانیا:ااااااااااااااااااااااااااا
پسره:آره دیگه اینطوری بدون مشکل با هم کار میکنیم من هم دیگه پیش پری ها نمیرم
مانیا: چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟رودی نمک نشناس...پاشو برو بیرون
رودی:مانیا ببخشید قول میدم تکرار نشه
مانیا:دفعه آخرت باشه ها
رودی:مرسی مانیا جو...
مانیا:
رودی:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرمیون گرنجر در 1383/10/6 7:55:31
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 آذر 1383 18:30
نمایش جزئیات
آفلاین
رودی در گوش کاری : کاری تو که این چیز ها حالیت نمیشه بذار من میرم کار میکنم
کاری در گوش رودی: رودی تو که منو میشناسی این جادوگران به قول ممد برقی خیلی . برای ما اب نون نشد یه روز دان میشه یه روز میان ما رو به سیم سرور میپیچنن یا همش دارن شلوغ میکنن سه هزار تا دست شویی از سر مرلین فقط عوض کردیم این تهیه کننده شاکی شده میگه بر شکسته شدم چه قدر افتابه بخرم در هر صورت حقوق بیار نشد برای ما من هم زن بچه دارم باید براشون نون ببرم خونه
رودی در گوش کاری: هوم خوب یه کار ی کن تو برو خونه تون از صبح تا شب بخواب من کار میکنم دو شیفت دو برابر حقوق میگیرم نصف میکنیم
کاری :
رودی:
کاری : باشه قبوله من رفتم دنبال نخود سیاه
رودی : مانیا جان من قبول میکنم پیش شما کار کنم فقط به من بگید باید چی کار کنم
مانیا : خوب صبر کن بهت بگم ...
رودی : این پری هاتون کجان
مانیا :
رودیا :
مانیا : برو سر به سر من نذار میزنم بری زیر شرط خیاطی چپ راست تو از هم تشخیص ندی ها سر به سر من نذار
....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لسترنج در 1383/9/25 18:37:07
مانده از شب هاي دورادور، بر مسير خامش جنگل، سنگينچيني از اجاقي