× هوادار تیم اسم نداره ×
جملات فعلی: کتری جوش اومد. آسمون بارونی بود. سیبل با جارو رفت تو پنجره. همه وسایل خوردن زمین هوا رفتن. در جهنم باز شده بود.
~~~~~~~
گابریلا واسه خودش نشسته بود جلوی تلویزیون ماگلی و سرگرم تماشای فیلمای ماگلی بود. سیبل بهش سپرده بود حواسش به کتری باشه. چای بابونه دم کرده بود. اما شاید بپرسین چرا سیبل باید به گابریلا اعتماد کنه و چنین چیزی رو بهش بپرسه؟ چون همین یه مدت پیش بود که سیبل با جارو رفت تو پنجره. نگران نشین، اتفاق خاصی واسهش نیفتاد. ولی خب مجبور شد بره سر آقا مغازهفروشی که بهش جارو فروخته بود غر بزنه. چون آقاهه بهش گفته بود جاروهه سرعت پیچش با زاویه 25 درجه 1 متر در ثانیهس. ولی اینطور نبود، 0.99 سانتیمتر بود و همین باعث شده بود سیبل با مخ بره تو پنجره.
گابریلا عمیقا تو فیلم فرو رفته بود که چون کتری جوش اومد یهو صدای سوتی رو میشنوه. مثل قطارِ توی فیلمی که میدید. ولی از فیلم نبود. از کتری بود! و خب، این یکم برای گابریلا زمان برد تا درک کنه صدا در واقع داره از آشپزخونه میاد. پس شلنگ تختهکنان دست از پاپکورن خوردن برمیداره تا بره وظیفهای که سیبل بهش سپرده بود رو انجام بده. وسط راه همه وسایل خوردن زمین هوا رفتن. چون خب، یکم انرژی جنبشیای که حرکت گابریلا برجا میذاشت زیاد بود.
گابریلا به محض ورود به آشپزخونه، به جای کتری توجهش به پنجرهی باز جلب میشه. آسمون بارونی بود. ولی این همهی ماجرا نبود! باد شدیدی در حال وزیدن بود و رقابت سنگینی بین سوسوی کتری و هوهوی باد در جریان بود. اما اینم حتی کل ماجرا نبود، چون هرچیز سبکی تو آشپزخونه بود رو باد داشت میبرد و خلاصه انگار که به جای پنجره، در جهنم باز شده بود!
ولی همهی اینا فقط نیاز به دو تا حرکت گابریلا داشت تا درست بشه! تو یک چشم به هم زدن گابریلا نه تنها زیر کتری رو خاموش میکنه، بلکه پنجره رو هم میبنده و طلسمی برای خشک کردن وسایل آشپزخونه اجرا میکنه و... بله! گابریلا در ماموریتی که سیبل بهش سپرده بود پیروز میشه.

~~~~~~~
موضوع: تبدیل!
جملات نفر بعد: خیس شد - یعنی اون چی میتونست باشه؟ - شیشهها شروع به لرزیدن کردن - گرگی در دل شب زوزه میکشید - ترسی به دلش افتاد
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج
