جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: پرت و پلاهای مقدس
ارسال شده در: شنبه 4 مرداد 1404 00:51
نمایش جزئیات
آفلاین
× هوادار تیم اسم نداره ×


موضوع: ترس از ارتفاع
جملات فعلی: کتری جوش اومد. آسمون بارونی بود. سیبل با جارو رفت تو پنجره. همه وسایل خوردن زمین هوا رفتن. در جهنم باز شده بود.

~~~~~~~

گابریلا واسه خودش نشسته بود جلوی تلویزیون ماگلی و سرگرم تماشای فیلمای ماگلی بود. سیبل بهش سپرده بود حواسش به کتری باشه. چای بابونه دم کرده بود. اما شاید بپرسین چرا سیبل باید به گابریلا اعتماد کنه و چنین چیزی رو بهش بپرسه؟ چون همین یه مدت پیش بود که سیبل با جارو رفت تو پنجره. نگران نشین، اتفاق خاصی واسه‌ش نیفتاد. ولی خب مجبور شد بره سر آقا مغازه‌فروشی که بهش جارو فروخته بود غر بزنه. چون آقاهه بهش گفته بود جاروهه سرعت پیچش با زاویه 25 درجه 1 متر در ثانیه‌س. ولی اینطور نبود، 0.99 سانتی‌متر بود و همین باعث شده بود سیبل با مخ بره تو پنجره.

گابریلا عمیقا تو فیلم فرو رفته بود که چون کتری جوش اومد یهو صدای سوتی رو می‌شنوه. مثل قطارِ توی فیلمی که می‌دید. ولی از فیلم نبود. از کتری بود! و خب، این یکم برای گابریلا زمان برد تا درک کنه صدا در واقع داره از آشپزخونه میاد. پس شلنگ تخته‌کنان دست از پاپ‌کورن خوردن برمی‌داره تا بره وظیفه‌ای که سیبل بهش سپرده بود رو انجام بده. وسط راه همه وسایل خوردن زمین هوا رفتن. چون خب، یکم انرژی جنبشی‌ای که حرکت گابریلا برجا می‌ذاشت زیاد بود.

گابریلا به محض ورود به آشپزخونه، به جای کتری توجهش به پنجره‌ی باز جلب می‌شه. آسمون بارونی بود. ولی این همه‌ی ماجرا نبود! باد شدیدی در حال وزیدن بود و رقابت سنگینی بین سوسوی کتری و هوهوی باد در جریان بود. اما اینم حتی کل ماجرا نبود، چون هرچیز سبکی تو آشپزخونه بود رو باد داشت می‌برد و خلاصه انگار که به جای پنجره، در جهنم باز شده بود!

ولی همه‌ی اینا فقط نیاز به دو تا حرکت گابریلا داشت تا درست بشه! تو یک چشم به هم زدن گابریلا نه تنها زیر کتری رو خاموش می‌کنه، بلکه پنجره رو هم می‌بنده و طلسمی برای خشک کردن وسایل آشپزخونه اجرا می‌کنه و... بله! گابریلا در ماموریتی که سیبل بهش سپرده بود پیروز می‌شه.

~~~~~~~

موضوع: تبدیل!
جملات نفر بعد: خیس شد - یعنی اون چی می‌تونست باشه؟ - شیشه‌ها شروع به لرزیدن کردن - گرگی در دل شب زوزه می‌کشید - ترسی به دلش افتاد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
🦅 Only Raven 🦅
پاسخ: پرت و پلاهای مقدس
ارسال شده در: شنبه 4 مرداد 1404 00:49
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
در هواداری از تیم اسم نداره!


سیبل در حالی که گوی پیشگویی رو برق مینداخت. که یهو یه حسی بهش دست داد. حس کرد انگار یه دست نامرئی داره میره توی موهاش. ولی سیبل تصمیم گرفت به این حس دست نده و درنتیجه بدون توجه بهش به برق انداختن گوی ادامه داد. که یهو غول گوی پیشگویی از توش اومد بیرون و جلوی سیبل ظاهر شد. ظاهرا تصمیم داشت سه تا پیشگویی به سیبل هدیه کنه ولی سیبل به چه دردش میخورد؟ اون خودش متخصص پیشگویی قلب کردن به ملت بود. در نتیجه کله و پای غول رو میگیره و بعد از اینکه خیلی شیک و منتظم تا میکندش، همچون اسکناسی از شیار کنار گوی دوباره میذارتش توی گوی پیشگویی. بعد هم برای اطمینان از اینکه غول مورد نظر دیگه نتونه بیاد بیرون و برای سیبل شاخ و شونه بکه و رقیبش بشه، گوی مورد نظر رو داخل یه گوی دیگه زندانی میکنه و اون گوی دوم رو هم میده به یه مشنگ بدبختی که دنبال طلسم مهر و محبت میگشت. و اینگونه پرت و لاهای ما تموم میشه!

موضوع و جملات پست بعدی:

موضوع: ترس از ارتفاع
کتری جوش اومد. آسمون بارونی بود. سیبل با جارو رفت تو پنجره. همه وسایل خوردن زمین هوا رفتن. در جهنم باز شده بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تویی که داری این پیام رو میخونی... برات مرگی دردناک پیشگویی میکنم! مرگی با سوراخ شدن انگشتت با دوک... نه چیزه... با اولین چیزی که بهش دست میزنی!
پرت و پلاهای مقدس
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 تیر 1404 19:05
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
اینجا تاپیک پرت و پلاهاش مقدسه!

جایی برای اینکه بتونید هر آنچه که دوست دارید بنویسید. فقط مشروط به این موارد:

- هر نفر بعد از نوشتن داستانش، 5 جمله که زیاد طولانی نباشن( در حد 7،8 کلمه) در انتهای پستش میاره.
- در کنار جملات هر نفر می‌تونه در صورتی که خواست، موضوع تک کلمه ای یا یه موقعیت رو هم برای نفر بعدی تعیین کنه.
- نفر بعدی باید با حداقل 3 جمله از این 5 جمله پستش رو بنویسه. هم‌چنین می‌تونه از موضوع یا موقعیت داده شده در پست قبلی استفاده کنه. این مورد آزاده.

و همین... باقی موارد دست نویسنده است.

تاپیک طی چند روز آینده شروع به کار می‌کنه.

پ.ن: این تاپیک با الهام از تاپیک محدوده‌ی آزاد جادوگران زده شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1405/2/20 19:43:04
تویی که داری این پیام رو میخونی... برات مرگی دردناک پیشگویی میکنم! مرگی با سوراخ شدن انگشتت با دوک... نه چیزه... با اولین چیزی که بهش دست میزنی!