جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
15 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

آبدارخانه وزارت سحر و جادو

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
ارسال شده در: جمعه 14 دی 1386 23:03
نمایش جزئیات
آفلاین
بارتي با سرعت مي پره تو آبدارخونه و با سه نفر كه تازه به اونجا رسيدن و همه جا رو مرتب كردن بر مي خوره .
به سمت اونا مي ره و به هر كدوم برگه اي رو مي ده :

كالين كريوي

آنتونين دالاهوف

لي جردن

... پس از اينكه آن سه نفر به برگه هاي خود نگاه مي كنند و با * حالت به هم و سپس به بارتي نگاه مي كنند بارتي به حرف آمد و گفت :

- خب شما از امروز از كاركنان آبدارخونه اين . بدليل اينكه پس از مدتها شما عضو شدين بهتون مقام ابدارچي خبره رو مي دمتصویر تغییر اندازه داده شده
- ممنون آقا ! از كي كارمونو شروع كنيم اقا ؟
- خب اضغر (كالين) تو از همين امروز ! آنتوني تو هم از همين الان . لي تو هم از ديروز نه يعني تو هم از همين الان !

هر سه نفر شروع مي كنند به كار كردن و بارتي در حاليكه داره از آبدارخونه خارج مي شه فرياد مي زنه :

- هر كي مي تونه تو نقد پستاي مأموريت قبلي كمك كنه يه پيام شخصي بزنه كه من سختمه از اين به بعد سعي مي كنيم مأموريتي نباشه و اينجا پست بزنيم يا اگرم جايي مأموريت داديم مأموريت داديم ديگهتصویر تغییر اندازه داده شده

از آبدارخونه خارج مي شه و آن سه نفر را با هم تنها مي گذارد .


--------------------------------------------------------------------------------

از اين به بعد همه چيز رو در اينجا با رول تحويل مي دين يا در خواست مي كنين كه ما هدفمون پيشرفت رول سايته !

براي من وزير و غير وزير هيچ فرقي نمي كنه و به وزير بيشتر سخت مي گيرم چون مقامش بالاتره بايد حرفه اي تر باشه

از اين به بعد كار آبدارخونه دوباره شروع مي كنه به صورت غير رسمي و از اول بهمن هم كار به صورت كاملا رسمي آغاز مي شود (چون من امتحان دارم)



با احترام
بارتي كراوچ
روابط عمومي آبدارخونه وزارت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
ارسال شده در: جمعه 14 دی 1386 06:40
نمایش جزئیات
آفلاین
در ابدارخانه: لی داره لیوانا رو با دستمال مثیف میکنه:
کریوی ای امام..کریوی ای امام. ...ای مجاهد ای مرد بی شرف
وزیر از پشت خررر لی رو میچسبه میگه: چی گفتی مرتیکه ی بینامووسی پرست؟ حالا دیگه کارت به جایی میرسه که برا من شعر میگی؟
لی : نه قربان اشتب شده عزیز...م.چ ..موچ. اصولا من شاعرم اگه خواستی برا شما هم میسرایم.
کالین: پس بجنب مردک اجنوی...
لی تو دلش: ای نامرد چی کار کنم حالا.؟؟ خدایا کمک.
کالین: بدو مردک بی شرم.
لی: الان قربان داره میاد نوک زبونمه.(تو دلش) ای خدااااااا
و از آنجا که لی ارتباطاط تنگاتنگی با خدا داشت سروده ای نازل شد.
ای جادوگران ای سایت پر گهر. ای پستت سر چشمه ی هنر( به کالین)
دور از تو بلاکی بدان. پاینده باد سایت جادوگران.
و همانا شد که کالین قول داد که لی را به عنوان شاعر اهل بیت معرفی کند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای بد به سرت میزنه.
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای خوب از سرت پر میزنه
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
ارسال شده در: پنجشنبه 13 دی 1386 18:49
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
جاسم:خوب باش،يه وزير مردمي باش...آبدارچي باش!


کالین بفکر فرو رفت جاسم پربیراه هم نمیگفت،با خود اندیشید:من همیشه افتخارم این بوده که مردمیم حالا چه اشکالی نداره که آبدارچی هم باشم

جاسم:اتفاقا خیلی هم خوبه جدیدا آبدارچیا کلی کلاسم دارن
کالین:تو فکر منم میخونی؟!
جاسم:
_ببین اگه آبدارچی نباشه تا به مدیرا یا وزیرا یا رئیسا یا...
کالین:کوفت و مرضا
_خلاصه چائی بده اینا سرشون درد میگیره،خستگیشون در نمیره،آرامش پیدا نمیکنن و اصولا راندمان کاریشون میاد پائین و به تبعش طبق این حرف معروف که:حاکمان هر مملکت هر طور باشند معمولا مردمش هم همانطورند راندمان نظام اداری و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و...
کالین:کوفت و مرض
_آره میاد پائین و در دراز مدت اثرات زیانبار اداری،سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،هنری...
کالین:کوفت و مرض
_میاد پائین و...
کالین( ):اوکی افتاد...تو با نیچه نسبتی نداری؟
جاسم:چرا والا جونم برات بگه یک روزی بر خانه نشسته بودیم تخمنه میشکستیم دیدیم موبایلم زنگ زد گفتم کیسته؟گفت:نیچه هسته...گفتم سلام نیچه جان خوبی خوشی در سلامتی...
کالین:

مدتی بعد بازرسان وزارتخانه که طبق معمول برای کنترل قسمتهای مختلف و اطمینان از درست بودن روند کار یا احتمالا گرفتن رشوه! به اینور و اونور سر میزدن وارد دفتر وزیر شدن...
رئیس بازرسان نگاهی عاقل اندر سفیه به کالین که فکر میکنه آبدارچیه میکنه و میگه:
_هی...با توام،5 تا کافه گلاسه بیار...در ضمن جناب وزیرم صدا کن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
ارسال شده در: پنجشنبه 13 دی 1386 18:19
نمایش جزئیات
آفلاین
کالين در آبدارخانه را باز نمود...نگاهي به تار عنکبوت هاي گوشه کنار انداخت....شباهت آبدار خانه با خانه مک بون پشمالو،کالين را به فکر فرو برد...آبدارچي ها کجا بودند...خبره و غير خبره...همه آبدارخانه را رها کرده بودند...پس کالين فرياد کشيد:جاسم!
جاسم که دوان دوان در حالي که نفس نفس مي زد بر آستانه در ظاهر شد:ها چيه حاجي؟
کالين:اينجا کسي نيست دو تا ليوان نوشيدني کره اي به ما بده؟
جاسم:ها؟
کالين:اينجا کسي نيست دو تا ليوان نوشيدني کره اي به ما بده؟
جاسم:آها!
کالين:چي آها؟
جاسم:تازه فهميدم که منظورت چيه!
کالين:
جاسم با خوشحالي گفت:من يه فکري دارم...
کالين: خوب بگو ببينم!
جاسم:چطوره که خودت آبدارچي بشي...بعد ميتوني براي جفتمون نوشابه کره اي بياري!
کالين: من که وزيرم!
جاسم:خوب باش،يه وزير مردمي باش...آبدارچي باش!
(ادامه دهيد!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
ارسال شده در: جمعه 23 آذر 1386 12:12
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

مرلين مك كنين نوشته :

مرلين با ناراحتي وارد دفتر بارتي شد و نامه‌اي رو ميز گذاشت.
بارتي با تعجب گفت:
- اين چيه؟ ت كه گفتي نمي‌توني تو ماموريتها شركت كني!!
مرلين با ناراحتي:
- اين استعفاي منه!! به خاطر مشغله‌ي زيادم نمي‌تونم كلآ فعاليت كنم!! لطف كن استفامو قبول كن!!!
......


خب استعفاي شما فعلا قبوله !
اميدوارم زودتر بازگرديد !


نقل قول:

لي جردن نوشته :

سلام. به منم ماموریت میرسه؟ چطوریاس؟ میشه برام توضیح بدین؟


خب لي عزيز شما بايد اول به عضويت در بيايد . سپس ارم مي گيريد و در مأموريتهايي كه در آينده داده مي شه شركت كنيد .



از تمامي اعضا هم معذرت مي خوام يه مدت نتونستم نقد كنم يان مأموريت آخري رو . سرم شلوغ بود .
ولي به زودي نقد مي كنم .



با احترام
بارتي كراوچ
روابط عمومي آبدارخونه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
ارسال شده در: یکشنبه 18 آذر 1386 00:39
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام. به منم ماموریت میرسه؟ چطوریاس؟ میشه برام توضیح بدین؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای بد به سرت میزنه.
همه ی بدبختیا از اونجایی شروع میشه که فکرای خوب از سرت پر میزنه
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
مرلين با ناراحتي وارد دفتر بارتي شد و نامه‌اي رو ميز گذاشت.
بارتي با تعجب گفت:
- اين چيه؟ ت كه گفتي نمي‌توني تو ماموريتها شركت كني!!
مرلين با ناراحتي:
- اين استعفاي منه!! به خاطر مشغله‌ي زيادم نمي‌تونم كلآ فعاليت كنم!! لطف كن استفامو قبول كن!!!
......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
ارسال شده در: جمعه 16 آذر 1386 11:16
نمایش جزئیات
آفلاین
آقای آبدارچی ما یدونه دیگه هم پست زدیم:
پست دوم ماموریت دوم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
به نظر شما چیزی عجیب تر از کتاب وجود داره؟

Only Raven

تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
بارتي جان من با كمال پوزش نمي‌تونم براي مدتي نمي‌تونم توي ماموريتها شركت كنم چون تلفن خونه يه طرفه شده!!
عذر منو بپذير!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
ارسال شده در: پنجشنبه 15 آذر 1386 15:00
نمایش جزئیات
آفلاین
آلفرد بلك نوشته :
نقل قول:
سلام بارتي جان
انگار آبدارخانه رو تعطيل كردي چرا نقد نميكني ؟ چرا ماموريت نميدي ؟ بچه ها كه استقبال كردن از آبدارخانه!!!!!!!!!



نهآلفرد جان . اين يكي دو هفته من سرم بدجور شلوغ بود .
بعدم , حدودا 2 هفته پيش من نقد كردم ولي تا فرستادم ديدم كه از سايت خارج شده شناسم و همه پاكيده شد . بعدم ديگه وقت نكردم .
ولي الانا داره سرم خلوت مي شه و به زودي نقد مي كنم !


با احترام
بارتي كراوچ
روابط عمومي آبدارخونه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!