شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
ماندانگاس وارد حموم ميشه و از آسلامي بودن ااونجا تعجب ميكنه در همين لحظه چند نفر ميريزن سرشو ميگن : اينجا چه خبره هومك بگو ببينيم؟ من : حمومه ديكه ! حموم نديدين؟ ملت : جونه من راس ميگي؟ نه بابا من : تو بميري ملت : حالا بگو ! در ضمن خودت بميري ! من : اينجا حمومه اسلايترينه و بگم كه ماله كل گروهه و دخترا يك طرف حموم هستن و پسر ها يك طرف ملت : من : چيه؟ و كلا رول پلينگه ! ميتونيد از حموم همه جور استفاده بكنيد ! ادم شكنجه كنيد ! بريد حموم ! قايم بشيد ! شنا كنيد ! مسابقات حموم رفتن بزاريد!
يكي از اون وسط : ماندي جون بيا بريم حموم ! من : بله خانوم؟ كي بود؟ چيزي گفت؟ شما بودي آقا؟ خب ديگه من هر روز اينجا سر ميزنم و مواظبم اين بلاتريكس كجاست؟ بلا : هومك بگو من : ميتوني اون تاپيك هارو بزني ! مجوز اين 2 تا رو داري ! چيز جديد به فكرت رسيد توي تاپيك ارتباط با ناظر بگو بلا : اوكي فعلا من : موفق باشي ! در همين لحظه من توسط ملت توي آب شوت شدم و ملت در رفتن من : بعدا بهتون ميكم
حدود ساعت 3 بعد از ظهر بود که دراکو با گويل و گراپ وارد حموم شدن درحالی که با صدای بلند مشغول خندیدن بودند و به حالتهای رون می خندیدند که سر کلاس سوتی داده بود ! دراکو : خوب حالا بعد از این همه سر حال اومدن یه دوش می چسبه ها ! نه ! گراپ : خوشم میاد که آدم فهمیده ای هستی پسر !! دراکو عصبی میشه : هی !! مواظب حرف زدنت باشا !! وگرنه .. گويل : بابا بس کنید ! ما اومدیم اینجا خوش باشیما ! راستی دراکو چه خبر از پارکینسون ! امروز ندیدمش ! دراکو به فکر فرو رفت : ها ... میگما اینجا مراقب چی داره یا نه ؟! گويل : منظورت چیه ؟ دراکو : هیچی همین جوری گفتم که چون تازه راه افتاده مسئول هم داره یا فعلا بی درو پیکره !؟ گراپ : من یه سوال دیگه داشتم که اینجا مردونس یا کلا برای گروه اسلایترينه !؟ در همین حین صدای پای کسی رو شنیدن که گويا مانداگاس بود همراه بلا که برای سر زدن به حموم و کامل کردنش اومده بودن ! بلا : شما اینجا چی کار میکنید ؟؟ الان مگه کلاس نداريد ؟ دراکو : ....
---------- عمو جون میشه بگی باید تو اینجا مثلا چی کار کنیم ؟؟ بابا آدم برای اینجا نمایشنامش نمیاد که بگه آخه !!!! :bigkiss:
عمو جان.....به نظر نمياد اين تاپيك مثل خوابگاه دختران باشه؟آخه بگو ما تو اين حموم بايد چي كار كنيم؟شنا كنيم؟ اينجا بايد رول نوشت؟يه توضيحي بده ديگه.... به جاي اين كارا برين 4 تا سفيد رو شكنجه كنين تا حال كنيم.....(ما كه رفتيم شكنجه كنيم گفتن چرند مينويسي ،بيخايل شديم) من مطمئنم ولدمورت هم انتخاب بشه..بازم هيچي نميشه... ---------------------------------------------- ساعت 3 شب(صبح) السامور از خواب پريد.....پنج دقيقه نگاهش به سقف بود ....هر كاري كرد كه بخوابد نشد.....با خود گفت:برم يه دوش بگيرم رفت به طرف حمام اسليترين.....اسم رمز رو گفت«موزوپوزو» و بعد وارد شد....يه حوله گرفت و تا نزديكي حمام اصلي رفت....كه ناگهان صداي گليدروي را شنيد:ها ها ها....موش بخوره تورو.... السامور ديد كه خودش وارد حمام شده است...ديگر كار از كار گذشته بود..گيلدروي تا چشش به الس افتاد زود كله طرف رو با فشار دست برد تو آب....طوري كه كل بدن طرف غيب شد...اصلا اينگار كسي نبود(آب هم كفي بود) گيدروي(همچنان در حال زور زدن بر روي سر طرف بود):ا...سلام...خوبي...اين موقع شب اينجا چي كار ميكني؟ قلقلي از آب بيرون زد....گيلدروي با ترس به قول قول نگاه كرد السامور:اين قلقل چي بود؟ گيلدروي: هيچي.....شام نوشابه خوردم.....
---------------------- تازه الان ديدم بلاتريكس يه نمايشنامه نوشته...دلم نيومد ايني كه قبلا نوشته بودم رو نزارم
بلا:هی یارو بیا یه کم رو من اب بریز یارو:اومدم قربون (وزززززززززززززززززززززز)صدای اب بود که روی بلا ریخته شد بنگنگ(صدای در حمام اسلیترین این طوری بود)امپراطور وارد میشوند این جمله را یارو گقت بلا از جا پرید و گفت(یارو... (اقا نمیشه اینجا نمایشنامه نوشت باید از 30 سطر 35 تا شو سانسور کرد) خلاصه بگذریم
یک دفعه چند تا محفلی وارد شدند بلا لباس و در طول(عرض)سهع سوت پوشید و امپراور هم ار در اوردن لباس خودداری کرد و به پوشیدن لباس پرداخت چو:اومدیم از اداره بهداشت وزارت تا وضغیت بهداشت حمام اسلیترین رو مورد برسی قرار بدیم لطفا همکاری کنید بلا و امپراطور:حتما ناگهان مانداگاس اومد و گفت میخوام به خاطر مسائل دینی مذهبی این حمام رو قفل کنم بلا:تو نمیتونی این کار رو بکنی ما فقط در اینجا متونیم حمام کنیم چو:بلا از تو به خاطر توجهع به مسائل بهداشت متشکرم بلا:تو یکی (beeeeeeeeeeb)ما این حمام رو برای شکنجه میخوایم چو:الان گزارش رد میکنم ناگهان 5 نفر محفلی وند بر دست و عصبانی اومدند =============================== این نمایشنامه یکی از مسخره ترین نمایشنامه ها در عمرم ود ولی شما میتونید این رو ادامه بدید و اون رو بهتر کنید فقط برای راه افتادنش من اینو نوشتم =================================== میگم عمو جان یه تاپیک هم من بزنم به نام (دستشویی عمومی اسلیترین )یا مثلا (گیم نت اسلیترین)خیلی باحال میشه
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
وزیر ارتش مقدس جادوی سیاه there is no good and evil ... there is only power