جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

37 کاربر(ها) آنلاین هستند (23 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
34 مهمانان 3 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
خوابگاه مديران !
ارسال شده در: یکشنبه 7 اسفند 1384 01:46
نمایش جزئیات
آفلاین
-نههههههههههههههه!
صدای کرام تمام خوابگاه مدیران رو پر کرده...

-چیه کرام؟...چه مرگت شده؟
کرام:قربان اینا دارن یکی یکی از سایت میرن.حتما یه چیزی هست.هر چی هست زیر سر این دامبله...تازه جلسه حضوری هم گذاشته تا کاربر دزدی کنه!

-بس کن!....تا وقتی که من اینجام هیچ کسی نمیتونه از جادوگران کاربردزدی بکنه.

-...من بادم و دریایم و طوفانم و آتشفشان...هر آن کس تواند رقابت...

تق تق تق....
در خوابگاه مدیران با صدای یواشی به صدا در آمد...

کرام سر جاش نشسته....

-نمیخوای بری درو باز کنی؟
کرام:قربان کنکور دارم...درس دارم...وقت نمیکنم کاری انجام بدم!
و کتاب حجیمی رو که در دستش بود رو بالا آورد تا در دیدرس اربابش باشد...

لحظه ای بعد کرام به مدت دو ساعت حذف شناسه شد!

کرام درون گوی بلورینی که مخصوص حذف شدگان تعبیه شده بود شروع به صحبت میکنه:ارباب من قصد جسارت نداشتم!
-میدونم.اصلا مشکلی با اینکه چی گفتی ندارم.مشکلم اینه که وقتی من تورو به مدت دو ساعت حذف شناسه کردم چرا برام بلیط نفرستادی!!!!!!!

لحظه ای بعد ریموس در حالی که جمله ی ""اول قانون دوم زندگی!!!"" را زمزمه میکرد از طرف دیگر اطاق که ظاهر شده بود به سمت ارباب میاد که ناگهان....

تق تق تق

ارباب تازه متوجه اومدن ریموس شده بود.
-ریموس چه عجب اومدی.... برو درو باز کن...طرف یه سر داره در میزنه....

ریموس به سمت در میره و در رو باز میکنه....

دومبول:
ریموس:مشکلی پیش اومده آلبوس؟
دومبول:اومدم لیست تولد رو بدم!

سالازار در حالی که هیکل خرفت دامبل رو کنار میزنه میگه:
-ریموس به اربابت بگو بیاد کارش دارم!
ریموس:نمیشه!
سالی:بابا کارش دارم!
ریموس:باید بلیط بفرستی!
سالی در حالی که لامپی بالای سرش روشن شد میگه:
-خب زودتر میگفتی بابا!...بیا اینم بلیط!!

و دستش رو درون جیب شلوارش میکنه و یک عدد بلیت مترو رو به دست ریموس میده!


لحظه ای بعد سالی وارد خوابگاه مدیران میشود و دامبل پشت در میماند!
دومبول پیش خودش:بعد میگن من لیست تولد رو نیاوردم!!


--------------------------------------------------------------------------
راستی سرژ جان هر چقدر خواستی با من شوخی کن!...اشکالی نداره!....ولی بعدا منتظر چیزهای خطرناکی باش!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/12/7 23:06:58
شناسه ی جدید: اسکاور
Re: خوابگاه مديران !
ارسال شده در: پنجشنبه 4 اسفند 1384 11:21
نمایش جزئیات
آفلاین
همه با حيرتي وصف ناپذير به اون چهره‌ي ريشو نگاه مي كنن... كريچر: چي؟ اين چقدر شبيه سرژه!!
همه با زمزمه هايي حرف اونو تاييد مي كنن...
ريموس: اي سرژ خائن بالفطره... من تو ليست انتظار بهت اجازه دادم ولدمورت شي.... واقعا ازت انتظار نداشتم تا اين حد خودت رو شبيه ولدي اون داستان مسخره‌ي هري پاتر بكني
- اون داستان مسخره‌ي چي؟
ريموس: م.... من رو ببخشيد قربان
- اين دفعه رو مي بخشمت ولي ديگه تكرار نشه!
صدي سرژ: اي ريموس... اين خودت بودي كه نذاشتي من از ولمورت بودن در بيام. يادت نيست؟ حالا بايد تاوانش رو پس بدي... كوئيرل... حزف كاربرش كن
كوئيرل: حذف با ذ نوشته مي شه!
سرژ نعره مي كشه:بس كـــــن.
رنگ كوئيرل كم كم سفيد مي شه... آروم مي گه: من حذف كاربر بلد نيس
رنگ از صورت سرژ مي پره...
كرام كه لبخندي شيطانيبه لب داره، كم كم جلو مي آد: سرژ... مثه اين كه بعد از السامور و روماسلا، نوبت سرژه كه به ليست شناسه‌هاي ناكام تو بپيونده... كوهاهاهاهاهاها!
سرژ به بلندي فرياد خود داد مي زنه: نـــه... تو نمي توني اين كار رو بكني...
در اين لحظه صداي دامبل از پشت در مي اد: مديرم نمي كنين؟ اصلا از سايت مي رم
پق!
سرژ:شما ها بايد دامبل رو مدير كنين
كرام خشكش مي زنه: چي؟
سرژ: هميني كه گفتم!
- سرژ... جرئت نداري اون جمله رو تكرار كني...
سرژ: چرا دارم... خوبم دارم... مدريت انجمن، حق مصلم زاخيست!
صداي آرام كوئيرل به گوش مي رسه: سرژ... مسلمه، نه مصلم!
سرژ كه توجهي به اون نداره داد مي زنه: اصلا من از سايت مي رم
پق
پشت سر كوئيرل خالي مي مونه!!
كوئيرل: ايول... آزاد شدم!!! يوهو!
از دوردست، از شهر جادوگران صداي گريه و زاري ملت به گوش ميرسه...................
-----------------------
ببخشيد... خيلي چرت شد... خيلي وقت بود رول ننوشته بودم، ضعيف تر از قبل شده م....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هوکی در 1384/12/4 11:53:34
به سراغ من اگر می آیید، نرم و اهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد، چینی نازک تنهایی من...
Re: خوابگاه مديران !
ارسال شده در: دوشنبه 1 اسفند 1384 17:19
نمایش جزئیات
آفلاین
آلبوس :من هميشه روي همه چيز كار ميكنم. همه بايد از من ياد بگيرن بيبنن من چقدر پيشرفت كردم.من خداي...
صداي ترقي مياد و ونوس در كنار سالي ظاهر ميشه
ونوس:سالي.من ميدونستم پرتت ميكنن بيرون.بيا بريم با هم كار كنيم(و يك قلب ميفرسته ، سالي و ونوس غيب ميشن)

در اتاق
شش عدد مدير در حال حرف زدن در خوابي عميق هستند و گاهي اوقات يكي از مديران كه جني بد دهن و اسموت بود به كنار منوي مديريت ميرفت و بعضي هارا كه «دوست داشت» وارد چيزي شبيه به «پيف پاف نقش» ميكرد!!

-ساكت شيد!!دارم ميخوابم. اگر ساكت نشيد مثل سالازار شما هم از اتاق بيرون ميندازم!!

همه از خواب ميپرن و هر شش نفر با«چشم قربان» سيخ مي ايستند
صداي دامبلدور از بيرون تالار مياد
-من با شناسه زاخارياس 1000 و خورده اي پست زدم و با اين شناسه هم نزديك به هزار تا...من حتي از سوسك هم بيشتر پست زدم ...هري جان.پسرم.من بخاطر تو خودمو به كشتن دادم...منو مدير كن

-ويكتور.اين چي ميگه؟
- قربان(و به سرعت به طرف او آمد) فكر كنم منظورش اينه كه مديرش كنيد
-اينو خودم ميدونستم!!چطور جرئت كرده؟چرا به اين اعضا رو داديد كه همچين حرفي رو بزنن؟ برو به حسابش برس

و كرام كه بسيار جو گيزر شده بود با سرعت سوار جاروي خود شد و دو قدم راه را با جارو طي كرد.و به در رسيد و پياده شد...در را باز كرد و سر خود را از در بيرون كرد
كرام:چيه دومبول؟
دامبلدور:منو مدير كنيد
كرام در رو بست

-كوييرل...بلاكش كن!!
كوييرل كمي سرخ و بنفش ميشود:ببخشيد قربان.من نميتونم
-هووم چرا؟
كوييرل:بلد نيستم
كريچر مياد جلو:قربان من از اول هم گفتم كه كوييرل نبايد مدير بشه!! چون كه ممكنه لرد سياه رو پشت سرش قايم كنه و به شما اسيب برسونه...بلاك كردن هم كه بلد نيست

-ريموس.به كوييرل بلاك كردن ياد بده!!كوييرل.پشت كن و امامت رو باز كن
كوييرل:نميشه باز نكنم قربان؟
نگاه خشني رو روي خودش احساس ميكنه.پشت ميكنه كه فرار كنه
-بگريدش!!
پاشو ميزاره روي انتهاي امامه كوييرل كه در حال فرار بود و امامه كوييرل از سرش جدا ميشه!!پس كله كوييرل چهره ريشويي اشنا پديدار ميشه

---
چند نكته:
1-اين چيز هاي كه در مورد دامبل نوشتم شوخي هست وگر نه همه ما ميدونيم دامبل اصلا اهل اين حرفا و اين كارها نيست از دامبل هم معذرت ميخوام كه باهاش شوخي ميكنم

2-در انجمن هاگزميد رزرو تاپيك مجاز هست، يعني ميتونيد كه قبل از نوشتن پست، توي تاپيك پست بزنيد كه«من ميخوام رول بنويسم.لطفا پست نزنيد» و بعد 40 دقيقه فرصت داريد كه پست رو بنويسيد وگر نه نفر بعدي ميتونه پست بزنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سرژ تانكيان در 1384/12/1 18:59:02
ویرایش شده توسط سرژ تانكيان در 1384/12/1 19:48:07
خوابگاه مديران
ارسال شده در: دوشنبه 1 اسفند 1384 16:08
نمایش جزئیات
آفلاین
به دليل كمبود جا فعلا وبمستران گرام هم از همين خوابگاه استفاده مي كنند ....


-------------------------------------------------------

اتاقي سرد و بي روح با ديوار هايي قهوه اي رنگ .... شش عدد تخت دو نفره ي آهني در گوشه اي از اتاق و يك تخت چوبي طلاكاري شده با تشك طبي در گوشه اي ديگر از اتاق ..... ميزي چوبي در وسط اتاق و شي كوچك و درخشاني روي ميز به نام " منوي مديريت "‌ .
" بهش دسترسي بده ... "
- چشم قربان ..
شخصي معلوم الحال از روي يكي از تخت هاي آهني بلند مي شه و به طرف شي درخشان روي ميز مي ره ... تق ... .
- فعال شد قربان ...
در همين لحظه كفتري با پرهاي نارنجي رنگ به شدت با پنجره برخورد مي كنه ....
كفتر :قربان نامه هاتون رو آوردم ... واي چقدر اينجا قشنگ شده ... از آخرين باري كه اوم....
" نامه ها تحويل شد ... مي توني بري "
كفتر :‌قربان مي تونم چند دقيقه بيشتر اينجا بمونم !
"نه ! دسترسي هاش رو قطع كن ويكتور "
ويكتور : چشم قربان !
كفتر با ترس و به سرعت از آن مكان نفرين شده دور مي شه ..... بنظر مي رسه كه از چيزي ترسيده باشه !




پشت در اتاق .....
" منو پرت مي كنيد بيرون .... بهتون نشون مي دم "
- چي شده سالي .... چرا اينجايي !
سالي : آلبوس تويي .... چطوري اومدي اينجا .... چجوري طلسم هاي باستاني رو از بين بردي !
آلبوس در حالي كه چهره اش بسيار خسته اس و صداش گرفته با خوشحالي لبخند مي زنه ...
" پس زحمت هام نتيجه داد ... پس درست اومدم "
چشمان خسته دامبلدور برق مي زنه ...
آلبوس :‌با پشتكار سالي جون ..... من سال هاست كه دارم رو طلسم هاي باستاني خوابگاه مديرا كار مي كنم ...


---------------------------------------


خب خب خب دوستان گرامي و اينگونه شد كه خوابگاه مديران هميشه قهرمان سايت جادوگران افتتاح گرديد !

چند نكته درباره ي شخصيت ها براي دوستان تازه وارد و ناتازه وارد ( من خيلي وقته دارم رو اين ايده كار مي كنم )
1- شخصيت اصلي تاپيك يا همون كسي كه من حرف هاشو داخل اين علامت ( " " ) قرار دادم كه فكر مي كنم همتون فهميديد كيه ( عله ) شخصيت مرموزي بايد باقي بمونه ... نميدونم كاخ امپراطور رو خونديد يا نه اما دوست دارم شخصيت عله جان مثل شخصيت امپراطور اون تاپيك بسته بمونه به عنوان يه قدرت بزرگ ! يعني عله جان قدرت اصلي تاپيك هست و كرام و لوپين و كريچر ! و بقيه دوستان اقتدار كمتري دارند....


2- دوست دارم مديرا همون جور كه هستن به تصوير كشيده بشن !
مثلا كرام شخصيتي كه كلي زحمت بره سايت مي كشه اما هيچكس قدرشو نمي دونه و هميشه با همر مي زنن تو سرش!!!!!
يا لوپين شخصيتي جدي كه حفظ نظم رول و تقويت اون از همه چي براش مهم تره !
يا كريچر كه يه مدير پروانه اي هستش و با اعضاي تازه وارد و اعضاي پايين تر از خودش از نظر درجه با مهربوني رفتار مي كنه!!!!
يا كوئيرل كه عشق ويرايش پست ها و رعايت علائم نگارشي هست و آدم با نظميه !
(‌فكر كنم فهميدين )‌!


3- پست من فقط بره شروع به كار تاپيك بود و خودم نخواستم با طولاني كردن الكي اون ( شيلنگ بستن تو پست ) ! كار رو خراب كنم .... پس اين شروع بود و تاپيك به سمتي ميره كه شما بخواهيد !!


4- اين تاپيك طنزه ... توش شكي نيست وي نه از نوع طنز رايج در سايت مثل خوابگاه هاي تالار هاي مختلف مثلا " كرام : كوهااااااااااااااااااا بريم دخترارو بزنيم !!! لوپين : لوهاااااااااااااا باشه! " طنز هاتون ظريف و به دور از توهين باشه لطفا!


5- نكته ي مهم : كوچيكترين توهين به مديراي گل سايت تو اين تاپيك قدغنه و هر كي توهين كنه اتفاقات بدي براش ميفته !


6- نكته اي كه اصلا مهم نيست : بذاريد پست بعد ازمن رو سرژ بزنه ! بعد شما كارتونو شروع كنين !!!!



با تشكر از همه دوستان و آرزوي سلامتي براي تمام مديرا و مديره ها و وبمستران گرامي سايت جادوگران !!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در 1403/2/13 21:28:21
ویرایش شده توسط تلما هلمز در 1405/2/20 19:15:45
ویرایش شده توسط سیریوس بلک در 1405/3/2 15:46:03
يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين