صدای کرام تمام خوابگاه مدیران رو پر کرده...
-چیه کرام؟...چه مرگت شده؟
کرام:قربان اینا دارن یکی یکی از سایت میرن.حتما یه چیزی هست.هر چی هست زیر سر این دامبله...تازه جلسه حضوری هم گذاشته تا کاربر دزدی کنه!
-بس کن!....تا وقتی که من اینجام هیچ کسی نمیتونه از جادوگران کاربردزدی بکنه.
-...من بادم و دریایم و طوفانم و آتشفشان...هر آن کس تواند رقابت...
تق تق تق....
در خوابگاه مدیران با صدای یواشی به صدا در آمد...
کرام سر جاش نشسته....
-نمیخوای بری درو باز کنی؟
کرام:قربان کنکور دارم...درس دارم...وقت نمیکنم کاری انجام بدم!
و کتاب حجیمی رو که در دستش بود رو بالا آورد تا در دیدرس اربابش باشد...
لحظه ای بعد کرام به مدت دو ساعت حذف شناسه شد!
کرام درون گوی بلورینی که مخصوص حذف شدگان تعبیه شده بود شروع به صحبت میکنه:ارباب من قصد جسارت نداشتم!
-میدونم.اصلا مشکلی با اینکه چی گفتی ندارم.مشکلم اینه که وقتی من تورو به مدت دو ساعت حذف شناسه کردم چرا برام بلیط نفرستادی!!!!!!!
لحظه ای بعد ریموس در حالی که جمله ی ""اول قانون دوم زندگی!!!"" را زمزمه میکرد از طرف دیگر اطاق که ظاهر شده بود به سمت ارباب میاد که ناگهان....
تق تق تق
ارباب تازه متوجه اومدن ریموس شده بود.
-ریموس چه عجب اومدی.... برو درو باز کن...طرف یه سر داره در میزنه....
ریموس به سمت در میره و در رو باز میکنه....
دومبول:
ریموس:مشکلی پیش اومده آلبوس؟
دومبول:اومدم لیست تولد رو بدم!
سالازار در حالی که هیکل خرفت دامبل رو کنار میزنه میگه:
-ریموس به اربابت بگو بیاد کارش دارم!
ریموس:نمیشه!
سالی:بابا کارش دارم!
ریموس:باید بلیط بفرستی!
سالی در حالی که لامپی بالای سرش روشن شد میگه:
-خب زودتر میگفتی بابا!...بیا اینم بلیط!!
و دستش رو درون جیب شلوارش میکنه و یک عدد بلیت مترو رو به دست ریموس میده!
لحظه ای بعد سالی وارد خوابگاه مدیران میشود و دامبل پشت در میماند!
دومبول پیش خودش:بعد میگن من لیست تولد رو نیاوردم!!

--------------------------------------------------------------------------
راستی سرژ جان هر چقدر خواستی با من شوخی کن!...اشکالی نداره!....ولی بعدا منتظر چیزهای خطرناکی باش!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

برو به حسابش برس
از دامبل هم معذرت ميخوام كه باهاش شوخي ميكنم