جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
12 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] منظومه چهارگانه اشعار

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 23 فروردین 1386 13:44
نمایش جزئیات
آفلاین
به هدويگ: هاااااا؟؟
به كالين:

خب اينجور كه از اتاق فرمان به من اطلاع دادند در پست قبل يه غلط تايپي به وجود اومده!
در همين راستا جا داره كه يه پوزش رسمي از شيخ كالين به عمل بياريم و به شما دوستان عزيز و ادباي ارجمند اعلام كنيم كه لطفاً در پست قبل نام هدويگ را به جاي شيخنا كالين جايگزين نماييد!(just a kidding)

ضمناً اين قافيه نيز دست و پاي ما را همي بسته!جا دارد همين جا اعلام نماييم كه شعر هيچ كدام از ادبيان ارجمند ِ اين تاپيك زاقارتي نيست و به اقتضاي قافيه چنين فرموديم!!...فقط شعر گروه معدودي از آنها كمي تا قسمتي.... اگه گفتي؟!


هدي جان مي روم بالاي منبر/ همي كن خويش را از غصه پر پر!
همي من شعر گويم بي نهايت / همي كن به سخن هايم تو عادت!
برو تحقيق كن در مورد من/نگو شعر و سخن در مورد من!(كپي رايت باي هدي)
به وقت صحبت و نوشابه سازي/ نشايد دوستي ها را ببازي
كه من هم راه خود پيدا نمودم/اگر چه با تو هم آوا نبودم
ز جو گيري نباشد صحبت من/ تو نَتْواني بداني حكمت من
بلي در سايت، من يك تازه كارم/ وليكن چيزهايي هم بدانم
نصيحت نيست اين،از باب ِ شوخيست/تو خود داني كه باشد نمره ام بيست!(آره جون خودم!)
به وقت جديت، من همچو كوهم / وليكن در خفا شوخ است روحم
زباب ِ كل كل و پر كردن ِ وقت / سرايد شعر، ليلي ِ نگون بخت
و گرنه من كيم در خاك ِ اين مرز/كه گويم چون شما را پند و اندرز
كه آنچه سنگ ِ پر كينش دهي نام/ بود يك قلب ِ شوخ و گرم و آرام
نبايد ميخ زد بر قلب ياران / نشايد طبع ِ ما را تير باران
كالين جان تو خودت هم نيك داني/ بود پيدا، بَرَت راز ِ نهاني
بيا بيداد ها را داد مي كن/ به شعري قلب ياران شاد مي كن...
...
كنون ليلي!سخن كوتاه گردان/ دگر روح ِ اديبان را نرنجان!

يك نكته براي تنوير افكار عمومي:آي ملت بين منو كالين و هدي هيچ مشكلي نيستا!نريد الكي صفحه پشت سرمون بذاريد!ما اينجا كل كل مي كنيم كه شما رو به فيض برسونيم!...اگه يه وقت هم دعوامون شد تاپيك دلتنگي به اين باحالي رو كه ول نمي كنيم بيايم اينجا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 23 فروردین 1386 02:04
نمایش جزئیات
آفلاین
تو ای لیلی ! نرو بالای منبر / اگر قاطی کنم خواهی چلنگر!
که حرف و درد من را بازگوید / ز بی ناموسی و از فاز گوید
بگوید فاز دارد این تنفس / ندانی چون نکردی تو تفحص(!؟)
برو تحقیق کن در مورد این / نگو شعر و سخن در مورد دین !
کسی کو از تنفس بو نبرده / که می در مجلس ماها نخورده
نداند نیم عمرش بر فنا است / که دستش تا به ته اندر حنا است!
شدی جوگیر و شعری یک(!) سرودی / تو اندر جرگه ماها نبودی
ندانی رستگاری در همین هاست / نه در دعوت به سوی یک ره راست !
که ما خود راهمان پیدا نمودیم / کجاییم و که هستیم و که بودیم
نصیحت های تو لطفی ندارد / به کار همچو ماها هم نیاید
سخن کوتاه کن ، قطعش کن ای یار / زبان را در دهان خود نگهدار
نکن ما را نصیحت ، خود عوض شو / بدون کینه باش و بی غرض شو
نگویم بیش از این چون میخ مسکین / نیابد ره درون سنگ پر کین !

====

1-شعری یک : یک شعر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 23 فروردین 1386 00:39
نمایش جزئیات
آفلاین
همي شعر من زاقارت نبود...ضمنا هيچ مديري نخواست اينجا را بقفلد چرا حرف در دهان مديران ميگذاري...در پس حرفهايت شعر من عين فرهنگ سايت مي باشد ولکن تهاجم فرهنگي از خودتان مي باشدي..باور نداري يک دم برو و فرهنگنامه سايت را بخوان...من ديگر نبوغ شعريم را اينجا مصرف نميکنم تا خود ليلي از من در خواست نمايد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 23 فروردین 1386 00:14
نمایش جزئیات
آفلاین
بعد از انتشار آخرين شعر كالين؛ نامه ي بلند بالايي از جانب منوي مديريت در راستاي قفلاندن تاپيك و آواره كردن جماعت اديب گريف به دستمان رسيد.
بعد از رايزني هاي بسيار و درخواست هاي بيكران؛ مديران عزيز پذيرفتند كه تاپيك با شرايطي ويژه كماكان به فعاليت خود ادامه دهد.
شرايط ويژه به اين شرح بود كه در راستاي تنوير افكار عمومي و كوبيدن مشتي محكم بر دهان آستاكبار،جوابيه ي دندان شكني به شعر بي ناموسي و منكراتي كالين در تاپيك قرار گيرد.
بعد از گمانه زني هاي بسيار در ميان جماعت اديب،از قضاي روزگار اين مسئوليت خطير بر گردن ما نهاده شد.
كالين جان،هر چند قلباً،عميقاً و باطناً به اين كار راضي نبودم اما جوابيه ي شعر شما را به شرح زير به استحظار مي رسانم:


مرا بي جامه پارتي خوش نيايد!/مرا شعر ِ زاقارتي خوش نيايد!
كوئيريلا بيا و ياوري كن/بر اين ناداوري ها داوري كن
بيا و جمع را ارشاد گردان/بيا دلهاي ما را شاد گردان
به ياري ِ تو و آسلام و مرلين/بتازم من بر اين دلهاي پر كين
چرا بي جامه پارتي باب سازيد؟/دل ِ نسل جوان بي تاب سازيد؟
چرا بهر ِ گناه انديشه سازيد؟/ به روز و شب تنفس پيشه سازيد؟
شما در دام آستاكبار هستيد!/از آن بد تر شما بيمار هستيد!
تهاجم هاي فرهنگي چه ها كرد!/همه جادوگران را بي حيا كرد!
قسم بر ريش مرلين ِ نكوكار/نيارم كم در اين آورد و پيكار
به بي ناموسي و اشعار ِ بودار/بتازم با سخن هاي گُهربار
حريف ِخويش را در خاك سازم/همه بي جامگي ها پاك سازم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: چهارشنبه 22 فروردین 1386 19:56
نمایش جزئیات
آفلاین
گر چندی دور بودم زین سرانه/خاک شجاعت،خالصانه
می سرایم بیتی زین پس/از امید بی کرانه
در این تالار زیبا/با وفایم خالصانه
زین دل تنهای تنها/کس کسی هست بر دل ما؟
قوانین را نیاموختمهنوزم/آیا کمکی هست در این دنیا ،دنیا
مرا می شناسید/درست است البته
من گلوری بودم و/حالا که چه؟
هستم من پردفوت و حال هستم وفادار شما
مرا کمک کنید تا بیارم امتیاز/برای گروه خوب بی نیاز
گر بد سراییدم این شعر را/ببخشید مرا به بزرگی آقا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: چهارشنبه 22 فروردین 1386 17:34
نمایش جزئیات
آفلاین
همي بسيار شعر هدي عالي و دلنواز و جان نواز و پر بوق بود شعر ليلي هم خوب بود ولي چه کنم که من نتوانم از اين باناموس تر شعر گفت حال چه بلاک شوم چه نشوم همانا خداوند رعد وبرقي بر سر آن بوقي که مرا بلاک نکند روانه گردد که من بس تشنه ام که بلاک شدن را تجربه نمايم و گاهي به مديران التماس نمودم که بلاکم کنيد ولکن براي يک روز و نکردند چه کنم ندانم
خوب چون اينجا ز بوق ما اعتراضي نگشت ما باز هم مي سراييم:

گر نمايي تو يک دم تنفس مصنوعي بداني... که ديگر بي آن نتواني بماني
به ريش مرلين که دراز است...هم اينک يک تنفس چاره ساز است
همي دانم هري قزوين نشان است...ولي عشقش به تنفس در همان است
بگفتي کار من در منکرات است...ولي رازش در آفتابه نهان است
اگر گيلدي شوم راهش بدانم...همي در جا سوراخي من بيابم
رَوَم زان در به هر جا که بخواهم...بَرَم آفتابه تا هر جا توانم
بيا با هم رويم اي هدهد خوب...همي يارم نخواهم گر شويم خوب
رويم جايي پر از بي جامه پارتي...کنيم آباد آنجا ما تو پارتي
نماييم تنفس در همه وقت...رويم با گراپي در جا روي تخت
گراپي را ارشاد نمايم اَر توانم...ببايد تا راه هري بيابم
لي لي گفتي که بوق شعرم کم بود...همين بوقي که گفتي پر ز غم بود
همي دانم که لي لي نگران است...همي عشقش به فرزندش شکار(1) است
چرا گفتي که پاتر با حيا است...همي داني که نامش در فغان است
ز هر کس پرسي پاتر خوب روي است گويد...بر آن لعنت که غير از اين بگويد
مرا هرگز اين خيانت را نيايد...که نام منکرات در شعرم نيايد
بهت گفتم خاله بازي هرگز نميشه...همان سان که کالين بي گراپ نميشه
بگفتي که هري يک مدير است...بدان نيروي جاسم کماندو در کمين است
گرش دارد هري يک سيم سرور...ببندم با آفتابه مرلين من دور سرور
زنم با بوق حاجي من همي بوق...ببازم پلک مرلين من به يک چوق

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کالین کریوی در 1386/1/23 2:27:49
هوووم امضاي آفتابه اي بسته!
[b][color=996600]
بينز نامه
بيا يا هم به ريش هم بخنديم...در سايتو واسه خنده ببنديم
بيا تا ريش ها ب
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: یکشنبه 19 فروردین 1386 11:44
نمایش جزئیات
آفلاین
شعری در وصف عشقم به گریفندور:
اگر گریف من به جز ویران سرا نیست / من این ویران سرا را دوست دارم
اگر تاریخ این تالار، افسانه رنگ است / من این افسانه ها را دوست دارم
طلسم و سحر ما گر جانگداز است / من این جادو و سحر را دوست دارم
اگر سر کردن با ناظرینش دل نشین نیست / من همچنان این ناظرین را دوست دارم (1)
به شوق کاپ کوییدیچ و درسش / من این فرسوده دست ها را دوست دارم
من این دلکش سرا را می پرستم / من این برترین تالار را دوست دارم
اگر بر من ز گریفی رود زور / من این زور آزما را دوست دارم
اگر آلودگی دامن و گر پاک / من ای گریفیندوری ها شما را دوست دارم
---
پی نوشت:
"اگر سر کردن با ناظرینش دل نشین نیست / من همچنان این ناظرین را دوست دارم"
1- من کلاً هر گونه دوست داشتن و معاشقه با ناظرین رو تکذیب می کنم! فقط شعر بود! باور نکنید!
یادداشت ضروری:
این شعر با مضمون "ایران" توسط شاعر معاصر مرحوم پژمان سروده شده که من با اندکی (کمی بیشتر از اندکی!) تصرف، مضمون اش رو به "گریفندور" تغییر دادم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پس از هجده سال حبس به سبب ارتکاب جرائم جنسی، به میان شما بازگشته‌ام...
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: پنجشنبه 16 فروردین 1386 15:55
نمایش جزئیات
آفلاین
چنان قحط شد سالی اندر ریون
که ملت فراموش کردند پست
چنان والده بر بنت شد بخیل*
که لب تر نکردند بهر رول و زرشک
بخوشید آب هر واتر قدیم
نماند آب،جز آب بوق وینچر**
نبودی به جز آه بیوه وینکی
اگر برشدی دودی از سولاخی(همون سوراخ)
نه ریون ققی نه سرژی نه فنگ
راجو بوق دان*** خورده ملت راجو
در آن حال پیش آمدم رزمرتی****
کزو مانده بر استخوان پوستی
بدو گفتم ای بوق بوقی نسب
چه درماندگی پیشت آمد؟!بگوی
ببوقید بر من که عقلت کجاست
چو دانی و پرسی سوالت خطاست
نبینی ویولت به غایت رسید
مشقت به حد نهایت رسید
ز یک تخم برخاست هفتاد تخم*****
نه الکسی همی زند پستی
نه آن ادی،فلور،غیره!و لونی(همون لونا و غیره)******
بدو گفتم آخر تو را باک نیست
تو را ای رفیق تعداد کثیری پارتی ست(چه ربطی داشت)
نگه کرد رنجیده در من رزی
نگه کردن رزی اندر پنی
که من گرچه بر ساحلم ای رفیق
نیاسایم،ون(when)دوستانم غریق*******
من از ارزشیت نیم روی زرد
غم ارزشیّان رخم زرد کرد
نخواد که بیند خردمند،ریش(!!)
نه بر عضو ملت ، نه بر عضو خویش!
یکی از آن بچه باحالان منم
که ریشی ببینم بلرزد تنم
چو بینم ویول و کلاوس و از آن دست،زنند این گونه پست
به کام اندرم کاچی زهر است و درد********
_______________________________________________
واژه ها:
چنان والد بر بنت شد بخیل...:در اینجا منظور والدین گرامی هستن،که سعی در دور کردن فرزندان از جادوگران دارن

آب بوق وینچر:مستحضرید که،وینچر فقط یه بچست،اختیار خودشو نداره.گاهی شلوارشو خیس میکنه!
بوق دان:مثل نمکدان،و از آن دست!

رزمرتی:مادام رزمرتا!به دلیل کمبود قافیه مجبور شدیم اسم رو به این حالت درآریم!

ز یک تخم برخاست هفتاد تخم:اهم!یعنی اگه قبلن روزی یه پستم تو تالار نمیخورد الان شونصد تا میخوره!

نیاسایم،ون دوستانم غریق:زمانیکه دوستام دارن غرق میشن من نمیتونم بیاسایم.

به کام اندرم کاچی زهر است و درد:ها،از اونجایی که رزی کاچی خیلی دوست داره!(بابا!کاچی یه جور غذاست!)اونموقعم که این شعر سروده شده داشته کاچی میخورده

نکته:دیدم این تاپیک خوابیده،گفتم بیدارش کنم!در راستای یاد نمودن از اعضای قدیمی که الان به سلامتی مردن،و بیان کردن حالات روحی رزی(بچم خیلی حرص و جوش میخوره)

ها هانی دستت درد نکنه !! بسی شعر قشنگی بود بسی خندیدم!فقطا یه ذره بیناموسی میزد از ناظر این پستا بعیده جیگر! :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مادام رزمرتا در 1386/1/17 0:30:47
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: پنجشنبه 16 فروردین 1386 14:52
نمایش جزئیات
آفلاین
بگویم همچنین شعری چو زیبا..........که سازد این گریف را بر پا
بگویم چند کلام من از دل خویش .......که تو انسان کمی الان ب اندیش
مگر این ناظران با تو چه کردند......که میگویی الاهی پیر گردند
مگر جز ناظری استر چه کرده......که تو گویی نظارت وی نکرده
لباس ناظری را جوزف آمد .......چه میگویی که وی ناظر نباشد
بجای این همه شک و شکایت ..... بزن تو در گریف یک روایت*
بکن فعال تو این تاپیک خوب را .......بزن پستی الان در این تاپیک ها

*=روایت=داستان

لباس ناظری را جوزف آمد=لباس ناظری به جوزف میاد
بد نبود . خوب با 7.5 از 10 .
جوزف

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط باب آگدن در 1386/1/16 14:53:22
ویرایش شده توسط جوزف ورانسكي در 1386/1/23 13:48:39
Re: برای تو میسرایم ای گریفندور !
ارسال شده در: چهارشنبه 15 فروردین 1386 20:34
نمایش جزئیات
آفلاین
آقا جو اين تاپيك ناظر رو هم گرفت شعر مي گوييم :

اي برو بچ گريفي خفن...............كاش ببينيم هدي اندر كفن
گر گريف فرو پاشد به يه روز .......... مات نباشيد همچون اندروز*
چون اين گريف ندارد اتحاد ..... لا اتحاد لا اتحاد لا اتحاد
بياييد با يكديگر دوست باشيم ....... بر سر ناظر جديد خاك نپاشيم

1 _ اندروز : اندروميدا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جوزف ورانسكي در 1386/1/15 20:35:50
ویرایش شده توسط جوزف ورانسكي در 1386/1/15 20:37:56
[