جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

91 کاربر(ها) آنلاین هستند (65 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
90 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

انتخابات وزارت

نشان ستاد برگزاری بیست‌ویکمین دورهٔ انتخابات وزارت سحر و جادو

انتخابات بیست‌ویکمین دورهٔ وزارت سحر و جادو آغاز شد

نام‌نویسی نامزدهای وزارت آغاز شده است. اگر آماده‌اید برنامه‌هایتان را با جامعهٔ جادوگری در میان بگذارید، همین حالا برای نامزدی اقدام کنید.

مهلت ثبت‌نام: ۲ تا ۵ مهر
۰روز ۰۰ساعت ۰۰دقیقه ۰۰ثانیه
نام‌نویسی نامزدها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: جمعه 1 تیر 1403 14:24
نمایش جزئیات
آفلاین
روز آفتابی ای بود. اسکورپیوس در حالی که مشغول درست کردن آواتار هرمیون گرنجر بود به مستخدم مغازه اش امر نهی می کرد. او را استخدام کرده بود تا مغازه اش را مرتب و سر سامان بدهد چرا که سر اسکورپیوس بسیار شلوغ بود و وقت این کار ها را نداشت.

باید سفارش هرماینی گرنجر را آماده میکرد. البته بدلیل پر کردن ناقص فرم درخواست توسط او اسکورپیوس نمی‌دانست سبک آواتار را به چه شکلی آماده کند و به ناچار با تکیه به حس خودش آن را به سبک انیمه ای درست کرده بود. فکر میکرد بتواند او را راضی کند و پول خوبی به جیب بزند. پس معطل نکرد و مشغول شد.


***


آواتار اول - آواتار دوم - آواتار سوم

نکته: اگه در حجم هر کدوم از عکس ها برای آپلود کردن در پروفایل تون مشکل داشتید یه جغد به من بفرستید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1403/4/1 16:32:27
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1403/4/1 16:34:54
ثروت، قدرتی است که می‌تواند به انسان‌ها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.


Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.


الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 30 خرداد 1403 11:24
نمایش جزئیات
آفلاین
هرماینی داشت دور و بر کوچه‌ی دیاگون قدم می‌زد. مقصد اصلی‌اش بانک بود، بانک گرینگوتز. می‌خواست حدود 1000گالیون از پس‌اندازش برداشت کند. ولی یک‌مرتبه، نگاهش به مغازه‌ای خورد که روی تابلوی آن با رنگ سبز و فونتی بزرگ نوشته بود:

آواتار ویزارد، آواتار خودتو داشته باش!

هرماینی تصمیم گرفت بعد از برداشت کردن 1000 گالیون، کمی از آن‌ها رو توی این مغازه خرج کند. با خودش فکر می‌کرد حتما قرار بود چیز باحالی باشد!

بعد از کلی مشغله توی بانک گرینگوتز، بالاخره از آن ساختمان شلوغ زد بیرون. قدم‌هایی بلند از سر هیجان بر کف سنگ‌فرش کوچه می‌زد و به سمت آواتارفروشی حرکت می‌کرد. در را باز کرد. همان صدای زنگی که موقع باز کردن در مغازه ها می‌شنوی! هردفعه که این صدا را می‌شنوید، گلبش اکلیلی می‌شد :)

-سلام! ببخشید، کسی نیست؟
بعد از دو یا سه بار صدا کردن، اسکورپیوس از زیر میزش بیرون آمد و گفت:

-بفرمایید؟
هرماینی با چشمانی گرد شده از ترس ناگهانی گفت:

-من نمیتونم هیچ آواتاری رو انتخاب کنم که به دردم بخوره یا حتی شبیهم باشه! خب...، یه آواتار می‌خواستم...، که مو به تن آدم سیخ کنه! شرایطش چجوریه؟
-شما باید مشخصات آواتارتون رو مشخص کنید. این فرم رو پر کنید تا حدود سه روز دیگه تشریف بیارین که اون‌موقع آواتارتونو تحویل بدم.
-خب...می‌تونید چندتا آواتار برام درست کنید؟ مثلا، 5 تا!
-حتما!
-راستی..چند گالیون باید بپردازم؟
-اوه، 35 گالیون!
-بفرمایید.
هرماینی 35 گالیون را از توی کیف‌پول قرمزش درآورد و روی میز گذاشت.
-ممنونم!



1. سبک آواتارتون کدوم باشه؟
2) انیمه کارتونی ) 3) یا انیمیشنی.

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم: قهوه‌ای روشن
رنگ مو: قهوه‌ای روشن-نارنجی. همون موهای هرماینی دیگه.
رنگ پوست: کرمی روشن
رنگ لباس: ردای گریفیندور

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان. ترجیحا سرسرای هاگوارتز با سقف کاذب و شمع های آویزانش.، یا در کتابخانه با یک کتاب توی دست هرماینی.

۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.) کتاب!

۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
رداااای گریفیندور!

هرماینی فرم را به اسکورپیوس پس داد و با لبخند گفت: راستی، تو یه هنرمند واقعی هستی. به کارت ادامه بده!
و از مغازه، خارج شد.


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در 1403/3/30 12:22:53
ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در 1403/3/30 12:25:22
ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در 1403/3/30 12:26:08
ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در 1403/3/30 22:13:18
𝙨𝙢𝙞𝙡𝙚! 𝙘𝙖𝙪𝙨𝙚 𝙡𝙞𝙛𝙚 𝙞𝙨 𝙟𝙪𝙨𝙩 𝙖....𝓢𝓽𝓪𝓰𝓮
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 10 خرداد 1403 18:25
نمایش جزئیات
آفلاین
اسکورپیوس در حالی که سفارشات مشتری هایش را آماده میکرد عرق پیشانی اش را با دست پاک کرد. سفارشات سخت بودند و کلی کار سر اسکورپیوس ریخته بود. باید هم به درس هایش می‌رسید و هم سفارشات را به درستی آماده میکرد.


- آخ چقدر خسته شدم.

در همین حال صدای زنگ مغازه به صدا در آمد و شخصی وارد شد. با معلوم شدن ظاهرش اسکورپیوس او را شناخت. او جینی ویزلی دختر گریفیندوری بود و اسکورپیوس او را از تا از لباسش به خوبی شناخته بود.

یوریکا به باجه مغازه نزدیک شد و در کمترین زمان فرم درخواست آواتار را پر کرد و بعد از پرداختن بهای آن مغازه را ترک کرد تا اسکورپیوس او را خبر کند. بعد. از آنهم خون‌آشامی ترسناک وارد مغازه شد. اسکورپیوس اگر آرم محفلی تو را نمی دید با یک تبهکار اشتباهش می گرفت. خون‌آشام محفلی هم فرم را پر کرد و از مغازه خارج شد.

***


آواتار گادفری: اولی - دومی

آواتار جینی: اولی - دومی

نکته: اگه در حجم هر کدوم از عکس ها برای آپلود کردن در پروفایل تون مشکل داشتید یه جغد به من بفرستید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1403/3/10 18:38:34
ثروت، قدرتی است که می‌تواند به انسان‌ها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.


Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.


الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: جمعه 4 خرداد 1403 19:47
نمایش جزئیات
آفلاین
جینی،که از هوای خوب بهاری متحیر شده بود، شاد و خوشحال داشت قدم میزد که یکدفعه، یادش افتاد که برای سفارش دادن آواتار بیرون آمده است. بخاطر همین به سمت مغازه ی اسکورپیوس راه افتاد.
جینی که به آواتار فروشی اسکورپیوس رسید، در راه باز کرد و به او سلام کرد.
- درود، یه آواتار خوب میخوام.
اسکورپیوس در حالی که به قدری مشغول بود که حواسش نبود، سلامی کرد و برگه را به جینی داد.
-سلام، فرم رو پر کن.
. سبک آواتارتون کدوم باشه؟
1) واقعی (مثال) 2) انیمه کارتونی ) انمیشینی (مثال)

انیمیشنی
2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)
رنگی
3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم:
قهوه ای
رنگ مو: قرمز با رگه های قهوه ای
رنگ پوست: کرمی
رنگ لباس: سیاه

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان
در زمین سرسبز کنار درخت با شکوفه های گیلاس
۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
چوبدستی
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
ردای هاگوارتز
جینی پس از پر کردن فرم، آن را به اسکورپیوس داد و از مغازه، خارج شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
یک گریفندوریتصویر تغییر اندازه داده شده!
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: جمعه 4 خرداد 1403 19:12
نمایش جزئیات
آفلاین
در مغازه باز شد و گادفری داخل شد.
"سلام به اسکورپیوس هنرمند و ًثروتمند."

"سلام گادفری، خوش اومدی."

"قربونت. اومدم یه آواتار سفارش بدم. می خوام واقع گرایانه باشه، زمینه اش سفید باشه، سنم بیست و پنج سال به نظر بیاد، موهام بلند، مشکی و حالت دار باشه تا کمرم، چشمام عسلی باشه، پوستم سفید، یه رگه خون از لبم پایین اومده باشه، تو دستم یه جام شیشه ای پر از خون باشه، لباسم کت و پیراهن باشه سبک دوره ی روکوکو، پیرهن سفید و کت مشکی با آستر قرمز، قیافه ام معصوم و خوشگل باشه، از اینا که بقیه با دیدنش دچار سکته ی قلبی میشن."

اسکور همان طور که از حرف های گادفری یادداشت برمی داشت، گفت:
"گرفتم. هر موقع سفارشت آماده شد، واست جغد میفرستم."

"ممنونم، اسکور."

و از مغازه خارج شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
برای آشنایی بیشتر با دنیای داستانی ام، 'نوکترنال کتدرال' به پروفایل لینکدینم مراجعه کنید.
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: جمعه 4 خرداد 1403 18:41
نمایش جزئیات
آفلاین
اسکورپیوس در حال تمیز کردن مغازه خود بود. کار هرروز این بود که مغازه اش را نظافت کند. او می توانست شاگردی برای خود استخدام کند که این کار ها را برایش انجام بدهد اما به به دلیل کمبود منابع مالی و خصلت اسکورپیوس در خساست اسکورپیوس فعلا این کار را انجام نداده بود.

- آخ چقدر خسته شدم.

در همین حال صدای زنگ مغازه به صدا در آمد و شخصی وارد شد. با معلوم شدن ظاهرش اسکورپیوس او را شناخت. او یوریکا هاندا دختر اسلایترینی بود و اسکورپیوس او را از تالار گروهش به خوبی شناخته بود.

یوریکا به باجه مغازه نزدیک شد و در کمترین زمان فرم درخواست آواتار را پر کرد و بعد از پرداختن بهای آن مغازه را ترک کرد تا اسکورپیوس او را خبر کند.

***


آواتار یوریکا: اولی - دومی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ثروت، قدرتی است که می‌تواند به انسان‌ها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.


Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.


الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 2 خرداد 1403 10:56
نمایش جزئیات
آفلاین
یوریکا درحالی که نوک انگشتی که با سوزن سوراخ کرده بود رو می‌مکید در شیشه‌ای آواتار ویزارد رو هل داد و وارد مغازه شد. چشم‌چرخوند اطراف مغازه و با ذوق گفت:
-واهای، اینجا چقدر خوشگله!

-قابل شمارو نداره!
اسکورپیوس مالفوی از پشت میز کارش گفت. یوریکا خنده‌ی آرومی کرد و جلوتر اومد. گفت:
-آوازه‌ی آواتارهای اینجا تا توکیو هم رسیده، منم اومدم یه سفارش ریزی بدم ببینم همونقدر که همه میگن محشر هستن یا نه؟

اسکورپیوس با حالتی نمایشی موهای بورش رو عقب زد و جواب داد:
-شما بفرما هایلایت رضایت مشتری پیج مغازه رو چک کن ایمان میاری خودت!
بعد، بین کاغذهای روی میزش گشت و فرم مربوطه رو بیرون کشید.
-اینو پر کن خانم هاندا، در اولین فرصت آماده‌ش می‌کنم.

یوریکا قلم پری که همیشه بین موهاش بود رو بیرون کشید و شروع به نوشتن کرد.
-خب، سبکش که چون ما از دیار توکیو هستیم انیمه‌ای باشه طبیعتا، موهای کوتاه سیاه با چتری، یه مدادی خودکاری قلم پری چیزی هم مثل همیشه بین موهاش باشه عالی میشه.

با به یاد آوردن چیزی دستشو توی یقه‌ی لباسش برد و گردنبندش رو در آورد:
-یه گردنبند اینجوری هم داشته باشه اگه ممکنه. نقره‌ای با آویزی که شکل کاتاناست!
مکثی کرد و بقیه‌ی سوال رو خوند.
-یونیفرم اسلیترین پوشیده باشه عالی میشه، وسط کتابخونه باشه و یه کتابم دستش باشه عالی میشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

“J'ai peur de te blesser, parce que je t'aime. Je pense que je le ferai toujours.”
“What did you say?”
"I said your hair looks ridiculous."

پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اردیبهشت 1403 13:00
نمایش جزئیات
آفلاین
- حراج زدم به مالم. نخری از دستت رفته. مطمئن باش دیگه جنسی با این کیفیت گیرت نمیاد.

اسکورپیوس با داد و فریاد به جمعیت روبه رویش، آنها را تشویق به خرید اجناس مغازه آواتار ویزارد خود میکرد تا بتواند پولی به جیب بزند و گالیونی به جیب بزند. جامعه جادوگران به دلیل مشکلات اقتصادی قدرت اقتصادی خود را از دست داده بودند و بازار اقتصاد هم کساد شده و درآمد اسکورپیوس هم کاهش پیدا کرده بود. اسکورپیوس استاد مسائل اقتصادی بود و سعی کرده بود با روش اقتصادی تسترال بیار گالیون درو کن به سوددهی برسد.

- آقای مالفوی میتونید واسه ما یه آواتار درست کنید؟

اسکورپیوس در تفکر بود که با صدای دخترانی به خود آمد. یکی از دختران گریفیندوری مرگخوار که او می‌شناخت و دیگری یک هافلپافی. اسکورپیوس با نگاه وضع و تیپ آنها فهمید که وقت تیغ زدن مشتری هایش است و مرلین را شکر امروز دیگری روز کسادی برایش نیست.

- بیاین این دوتا فرم رو پر کنید. نگاهی هم به هزینه داشته باشین ما اینجا اهل تخفیف نیستیم و هزینه رو نقد میگیریم. اعتراضی هم در کار نیست و طبق مصوبه وزرات بهداشت جادوگران آواتار رو پس نمی‌ گریم.


دختران برگه را از اسکورپیوس گرفتند و مشغول پر کردن آن شدند و و پس از چندین برگه ها رو به او پس دادند و با خوشحالی و پرداخت هزینه گزاف از مغازه خارج شدند تا در وقت معین به دنبال سفارشاتشان بیاید.




***


آواتار هانا: اولی - دومی

آواتار تلما: اولی - دومی

نکته: اگه در حجم هر کدوم از عکس ها برای آپلود کردن در پروفایل تون مشکل داشتید یه جغد به من بفرستید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در 1403/2/27 14:31:21
ثروت، قدرتی است که می‌تواند به انسان‌ها اجازه دهد تا از زنجیرهای فقر رهایی یابند و به دستاوردهای بزرگ دست یابند.


Wealth is a power that can enable people to break the chains of poverty and achieve great accomplishments.


الثروة هي قوة تمكن الناس من كسر قيود الفقر وتحقيق إنجازات عظيمة.
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: چهارشنبه 19 اردیبهشت 1403 21:06
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
ردای سیاه رنگش را بیشتر دور خودش پیجید و قدم هایش را تندتر کرد. باران با شدت بیشتری بارید و دختر، سریع‌تر گام برداشت.
وارد مغازه کتاب‌فروشی شد و کتاب هایی برای مطالعه برداشت و برای تصویه به طرف فروشنده رفت.

_اوه، سلام تلما!

تلما، چشمان قهوه ای اش را چرخاند و با اخمی محسوس، به زن فروشنده چشم غره رفت و با لحنی عصبی گفت:
_هلمز. دوشیزه هلمز.

فروشنده که انتظار چنین برخوردی از مشتری همیشگی اش نداشت، سعی کرد صمیمیتش را حفظ کند.
_اه. باشه دوشیزه هلمز. چرا انقدر سخت میگیری؟

پوزخند دختر، کاملا مشخص بود.
_من با افرادی که ازشون خوشم نمیاد، گرم نمیگیرم.

چند گالیون روی میز گذاشت و کتاب هایش را برداشت و از کغازه خارج شد.
وقتی که پایش را از در مغازه بیرون گذاشت، بدنش از سرمای هوا لرزید. در دلش بر خودش بخاطر پوشیدن لباسی با این آستین کوتاه لعنت فرستاد.
فقط میخواست، پز مرگخوار شدنش را به اسکورپیوس بدهد. با دیدن علامت مرگخواری اش، لبخند گشادی بر لبش نقش بست.
بعد از کمی قدم زدن، به مغازه بزرگی رسید که روی تابلوی آن، اسم مغازه نوشته شده بود.
مطمئن شد که علامت روی دستش مشخص باشد و بعد، وارد شد.
_سلام اسکور! چه خبرا؟

اسکورپیوس که سرگرم خوردن نوشیدنی بود، بلند شد و گفت:
_سلام تل. خوش اومدی. بیا نوشیدنی بخوریم.

تلما به عمد دستش را بالا گرفت. اسکورپیوس هم متوجه نماد روی دستش شد.
_اوه تلما! تو حالا یه مرگخواری!

تلما لبخندی زد.
_اره. ارباب بالاخره فهمید من خیلی بدرد بخورم!

البته در ذهن تلما چیز دیگری بود. از نظر خودش او مناسب مرگخوار بودن نبود، یعنی برای ارتش تاریکی کافی نبود!

_حالا واسه صرف نوشیدنی اومدی؟
_نه اومدم آواتار بگیرم.
_میشه توضیح بدی؟
- موهای تا روی شونه صاف قهوه ای سوخته، چشم های آبی تیره، مدل کارتونی یا انیمه، لباس مجلسی قرمز و مشکی، پشت سرش یه عمارت با شکوه، فنجون قهوه زیبا توی دستش، یه روباه نارنجی بامزه هم توی آواتار جا کن.

تلما با لبخند خداحافظی کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
واسه چی داری تعقیبم می‌کنی؟
خیلی مشکوکی!
پاسخ به: آواتار ويزارد
ارسال شده در: دوشنبه 17 اردیبهشت 1403 22:05
نمایش جزئیات
آفلاین
هانا در کوچه دیاگون مشغول قدم زدن بود. خیلی دوست داشت مثل بقیه دوستاش اواتاری داشته باشد. داشت با ادرسی که هم گروهی اش بهش داده بود پیش میرفت.
- باید اینجا ها باشه.
به دورو اطرافش نگاه کرد . کمی دورتر تابلویی را دید که روی آن نوشته بود مغازه ی "آواتار ویزارد"
- خودشه
به داخل مغازه رفت . مغازه ی بزرگی بود. هانا مشغول دیدن دور و اطرافش شد.
-چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟
- ا.. سلام من آواتار میخواستم ... یه آواتار با...
هانا حرفش را قطع کرد. اسکورپیوس یک فرم به او داد و مشغول انجام کارش شد.
- اینو پر کن.

1. سبک آواتارتون کدوم باشه؟ انیمه کارتونی

1) واقعی (مثال) 2) انیمه کارتونی ) انمیشینی (مثال)


2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.) رنگی

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم: سبز روشن
مو: بلند ، طلایی ، بافته شده باشه
رنگ پوست: سفید با کک و مک
رنگ لباس: مشکی
مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان. در سالن اجتماعات هافلپاف
۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.) یه گربه روی شونه ام

۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
یه تیشرت سفید ساده

هانا فرم را به اسکورپیوس داد و از او تشکر کرد و از مغازه بیرون آمد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.