هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۵:۳۴:۴۸ جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳

اسلیترین

دیانا کارتر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۵۷:۴۸ چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳
آخرین ورود:
دیروز ۱۵:۲۷:۵۶
از هاگزمید
گروه:
جـادوگـر
جادوآموز سال‌پایینی
اسلیترین
پیام: 10
آفلاین
دیانا در حال فرار از دست یک موش خرما بود همه جادوگرا و مغازه دارایی که تو کوچه دیاگون بودن با تعجب بر میگشتن و نگاش میکردن .
دیانا هیچ فکرشم نمی‌کرد که قرار باشه ویل همکلاسی کلاس تغییر شکلش که قرار بود باهم تمرین کنن تبدیل به موش خرما بشه پس از خود حیاط هاگوارتز تا کوچه دیاگون رو دویده بود بلکم ویل گمش کنه ، حتی نمی تونست به مگگوناگال بگه چون قطعا از اسلیترین نمره کم میشد و همه از چشم دیانا می‌دیدن .
فکر می‌کرد گمش کرده که ویل با یه جهش سعی کرد دیانا رو گیر بندازه دیاناهم بدون فکر خودشو پرت کرد داخل اولین مغازه و فوری در بست و بهش تیکه داد تا ویل نتونه بیاد داخل البته در چنان قدرتی کوبیده شده بود که اسکورپیوس که روی نرده بود داشت عنکبوت های قفسه بالا رو میکشت پرتاب شد جلوی پای دیانا
دیانا انتظار دیدن هر کسی حتی لرد سیاه داشت اما اسکورپیوس نه دوست بچگیش که قطعا چیزی ازش به یاد نمی‌آورد...
اسکورپیوس با عصبانیت خودشو جمع و جور کرد و از جاش بلند شد و شروع کرد به داد و بیداد که چه وضعشه باید خسارت در اعضای بدنمون بدی اصلا اینجا چیکار میکنی
دیانا که سعی می‌کرد طبیعی جلوه کنه گفت : اومدم بهت پول بدم .... برای خرید ... آها ... آواتار میخواستم . اره آواتار..
اسکورپیوس که چند وقت بود مشتری نداشت لبخندی زد گفت باشه این فرم و پر کن تا بعد راجب خسارت مغازه باهم حرف بزنیم .
دیانا نفس عمیقی کشید به هیچ وجه نمیتونست بزاره اسکور متوجه گندی که زده بشه مخصوصا که اون ارشدش تو خوابگاهم حساب میشد پس با وجود اینکه هیچ پولی با خودش نیاورده بود شروع کرد به پر کردن فرم
(خب سبکش انیمه ای باشه با موهای بین استخونی و نقره ای تا کمر و چشمای سبز تیره که کمی حالت داره با لباس فرم اسلیترین فضاش یه جورایی سر کلاس معجون سازی باشه و یه گردنبند یادگاران مرگ هم گردنش باشه)
دیانا بعد از پر کردن فرم اونو به اسکورپیوس که در مشغول نوشتن یه لیست بود تحویل داد .
اسکور با خوشحالی گفت خوب اینم لیست خسارت هایی که وارد کردی البته چون یه جورایی برام آشنا به نظر میای خسارت های روانی و برات فاکتور گرفتم .
خب راستش من پولامو نیاوردم..
اسکرپیوس: چییییییی الانه که از هوش برم پس چرا پاتو گذاشتی اینجا همین الان برو بیرون
دیانا که هیچ جوابی نداشت بگه و از ترس ویل که قطعا پشت در بود نمی تونست بره بیرون گفت : فک کنم برای تمیز کردن اینجا به کمک نیاز دا
اسکورپیوس نذاشت حرفش تموم شه و یه دستمال انداخت تو دستش و با خوشحالی گفت شروع کن این به جای خسارتت ولی پول آواتار و بعدا میاری


گاهی اوقات تاریکی از جایی به وجود می آید که انتظارش را ندارید🌑


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۴:۵۸:۲۳ جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳

گریفیندور

هرماینی گرنجر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۰۰:۳۷ شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۱۲:۰۷
از نمره هام براتون گفتم!؟
گروه:
جـادوگـر
جادوآموز سال‌پایینی
گریفیندور
پیام: 14
آفلاین
هرماینی بعد سه روز برای گرفتن آواتارش توی مغازه‌ی اسکورپیوس سبز شد.

-اسکورپیوس، آواتار های من آماده‌ان؟

-آره..آره!
اسکورپیوس دوتا آواتار را روی میز گذاشت و گفت:
بین این دوتا کدومو می‌خوای؟

هرماینی در حالی که با شاهکارهای هنری خیره بود گفت: اسکورپیوس، تو یه هنرمندی.
و بدون جواب دادن به اسکورپیوس، خیره به آواتارهایش، از مغازه خارج شد.


𝙨𝙢𝙞𝙡𝙚! 𝙘𝙖𝙪𝙨𝙚 𝙡𝙞𝙛𝙚 𝙞𝙨 𝙟𝙪𝙨𝙩 𝙖....𝓢𝓽𝓪𝓰𝓮


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۴:۲۴:۲۹ جمعه ۱ تیر ۱۴۰۳

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۲۷:۵۵
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
مرگخوار
اسلیترین
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
شـاغـل
مترجم
پیام: 263
آفلاین
روز آفتابی ای بود. اسکورپیوس در حالی که مشغول درست کردن آواتار هرمیون گرنجر بود به مستخدم مغازه اش امر نهی می کرد. او را استخدام کرده بود تا مغازه اش را مرتب و سر سامان بدهد چرا که سر اسکورپیوس بسیار شلوغ بود و وقت این کار ها را نداشت.

باید سفارش هرماینی گرنجر را آماده میکرد. البته بدلیل پر کردن ناقص فرم درخواست توسط او اسکورپیوس نمی‌دانست سبک آواتار را به چه شکلی آماده کند و به ناچار با تکیه به حس خودش آن را به سبک انیمه ای درست کرده بود. فکر میکرد بتواند او را راضی کند و پول خوبی به جیب بزند. پس معطل نکرد و مشغول شد.


***


آواتار اول - آواتار دوم - آواتار سوم

نکته: اگه در حجم هر کدوم از عکس ها برای آپلود کردن در پروفایل تون مشکل داشتید یه جغد به من بفرستید.


ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در تاریخ ۱۴۰۳/۴/۱ ۱۶:۳۲:۲۷
ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در تاریخ ۱۴۰۳/۴/۱ ۱۶:۳۴:۵۴

دلت آواتار میخواد؟ یه سر به این پست بزن و آواتار خودت رو سفارش بده.


ثروت مانند آب دریاست، هرچقدر بیشتر بنوشیم، بیشتر تشنه می‌شویم.




پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۱:۲۴:۴۳ چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳

گریفیندور

هرماینی گرنجر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۰۰:۳۷ شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۳
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۱۲:۰۷
از نمره هام براتون گفتم!؟
گروه:
جـادوگـر
جادوآموز سال‌پایینی
گریفیندور
پیام: 14
آفلاین
هرماینی داشت دور و بر کوچه‌ی دیاگون قدم می‌زد. مقصد اصلی‌اش بانک بود، بانک گرینگوتز. می‌خواست حدود 1000گالیون از پس‌اندازش برداشت کند. ولی یک‌مرتبه، نگاهش به مغازه‌ای خورد که روی تابلوی آن با رنگ سبز و فونتی بزرگ نوشته بود:

آواتار ویزارد، آواتار خودتو داشته باش!

هرماینی تصمیم گرفت بعد از برداشت کردن 1000 گالیون، کمی از آن‌ها رو توی این مغازه خرج کند. با خودش فکر می‌کرد حتما قرار بود چیز باحالی باشد!

بعد از کلی مشغله توی بانک گرینگوتز، بالاخره از آن ساختمان شلوغ زد بیرون. قدم‌هایی بلند از سر هیجان بر کف سنگ‌فرش کوچه می‌زد و به سمت آواتارفروشی حرکت می‌کرد. در را باز کرد. همان صدای زنگی که موقع باز کردن در مغازه ها می‌شنوی! هردفعه که این صدا را می‌شنوید، گلبش اکلیلی می‌شد :)

-سلام! ببخشید، کسی نیست؟
بعد از دو یا سه بار صدا کردن، اسکورپیوس از زیر میزش بیرون آمد و گفت:

-بفرمایید؟
هرماینی با چشمانی گرد شده از ترس ناگهانی گفت:

-من نمیتونم هیچ آواتاری رو انتخاب کنم که به دردم بخوره یا حتی شبیهم باشه! خب...، یه آواتار می‌خواستم...، که مو به تن آدم سیخ کنه! شرایطش چجوریه؟
-شما باید مشخصات آواتارتون رو مشخص کنید. این فرم رو پر کنید تا حدود سه روز دیگه تشریف بیارین که اون‌موقع آواتارتونو تحویل بدم.
-خب...می‌تونید چندتا آواتار برام درست کنید؟ مثلا، 5 تا!
-حتما!
-راستی..چند گالیون باید بپردازم؟
-اوه، 35 گالیون!
-بفرمایید.
هرماینی 35 گالیون را از توی کیف‌پول قرمزش درآورد و روی میز گذاشت.
-ممنونم!



1. سبک آواتارتون کدوم باشه؟
2) انیمه کارتونی ) 3) یا انیمیشنی.

2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)

3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم: قهوه‌ای روشن
رنگ مو: قهوه‌ای روشن-نارنجی. همون موهای هرماینی دیگه.
رنگ پوست: کرمی روشن
رنگ لباس: ردای گریفیندور

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان. ترجیحا سرسرای هاگوارتز با سقف کاذب و شمع های آویزانش.، یا در کتابخانه با یک کتاب توی دست هرماینی.

۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.) کتاب!

۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
رداااای گریفیندور!

هرماینی فرم را به اسکورپیوس پس داد و با لبخند گفت: راستی، تو یه هنرمند واقعی هستی. به کارت ادامه بده!
و از مغازه، خارج شد.




ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳۰ ۱۲:۲۲:۵۳
ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳۰ ۱۲:۲۵:۲۲
ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳۰ ۱۲:۲۶:۰۸
ویرایش شده توسط هرماینی گرنجر در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۳۰ ۲۲:۱۳:۱۸

𝙨𝙢𝙞𝙡𝙚! 𝙘𝙖𝙪𝙨𝙚 𝙡𝙞𝙛𝙚 𝙞𝙨 𝙟𝙪𝙨𝙩 𝙖....𝓢𝓽𝓪𝓰𝓮


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۸:۲۵:۰۰ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۳

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۲۷:۵۵
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
مرگخوار
اسلیترین
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
شـاغـل
مترجم
پیام: 263
آفلاین
اسکورپیوس در حالی که سفارشات مشتری هایش را آماده میکرد عرق پیشانی اش را با دست پاک کرد. سفارشات سخت بودند و کلی کار سر اسکورپیوس ریخته بود. باید هم به درس هایش می‌رسید و هم سفارشات را به درستی آماده میکرد.


- آخ چقدر خسته شدم.

در همین حال صدای زنگ مغازه به صدا در آمد و شخصی وارد شد. با معلوم شدن ظاهرش اسکورپیوس او را شناخت. او جینی ویزلی دختر گریفیندوری بود و اسکورپیوس او را از تا از لباسش به خوبی شناخته بود.

یوریکا به باجه مغازه نزدیک شد و در کمترین زمان فرم درخواست آواتار را پر کرد و بعد از پرداختن بهای آن مغازه را ترک کرد تا اسکورپیوس او را خبر کند. بعد. از آنهم خون‌آشامی ترسناک وارد مغازه شد. اسکورپیوس اگر آرم محفلی تو را نمی دید با یک تبهکار اشتباهش می گرفت. خون‌آشام محفلی هم فرم را پر کرد و از مغازه خارج شد.

***


آواتار گادفری: اولی - دومی

آواتار جینی: اولی - دومی

نکته: اگه در حجم هر کدوم از عکس ها برای آپلود کردن در پروفایل تون مشکل داشتید یه جغد به من بفرستید.


ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در تاریخ ۱۴۰۳/۳/۱۰ ۱۸:۳۸:۳۴

دلت آواتار میخواد؟ یه سر به این پست بزن و آواتار خودت رو سفارش بده.


ثروت مانند آب دریاست، هرچقدر بیشتر بنوشیم، بیشتر تشنه می‌شویم.




پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۹:۴۷:۴۷ جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳

گریفیندور

جینی ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۴۳ پنجشنبه ۴ آبان ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۱۰:۰۹:۰۶
گروه:
گریفیندور
جـادوگـر
جادوآموز سال‌پایینی
پیام: 99
آفلاین
جینی،که از هوای خوب بهاری متحیر شده بود، شاد و خوشحال داشت قدم میزد که یکدفعه، یادش افتاد که برای سفارش دادن آواتار بیرون آمده است. بخاطر همین به سمت مغازه ی اسکورپیوس راه افتاد.
جینی که به آواتار فروشی اسکورپیوس رسید، در راه باز کرد و به او سلام کرد.
- درود، یه آواتار خوب میخوام.
اسکورپیوس در حالی که به قدری مشغول بود که حواسش نبود، سلامی کرد و برگه را به جینی داد.
-سلام، فرم رو پر کن.
. سبک آواتارتون کدوم باشه؟
1) واقعی (مثال) 2) انیمه کارتونی ) انمیشینی (مثال)

انیمیشنی
2. آواتار رنگی/سیاه و سفید باشد.(اگر میخواهید سیاه و سفید باشد سوال بعدی را جواب ندهید.)
رنگی
3. مشخصات آواتار:
رنگ چشم:
قهوه ای
رنگ مو: قرمز با رگه های قهوه ای
رنگ پوست: کرمی
رنگ لباس: سیاه

۴. مکان آواتار.(میخواهید در مکانی سر سبز یا جهنم باشد؟) به انتخاب خودتان
در زمین سرسبز کنار درخت با شکوفه های گیلاس
۵. وسیله در دست! (مثل آواتار من که کیسه سکه داخل دسته.)
چوبدستی
۶. نوع لباس یا رنگ لباس دلخواه شما!
ردای هاگوارتز
جینی پس از پر کردن فرم، آن را به اسکورپیوس داد و از مغازه، خارج شد.


یک گریفندوریتصویر کوچک شده!


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۹:۱۲:۳۹ جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳

ریونکلاو، محفل ققنوس

گادفری میدهرست


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۹ سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۱۱:۱۸:۰۷
از خونت می خورم و سیراب میشم!
گروه:
جـادوگـر
جادوآموخته هاگوارتز
محفل ققنوس
ریونکلاو
پیام: 273
آفلاین
در مغازه باز شد و گادفری داخل شد.
"سلام به اسکورپیوس هنرمند و ًثروتمند."

"سلام گادفری، خوش اومدی."

"قربونت. اومدم یه آواتار سفارش بدم. می خوام واقع گرایانه باشه، زمینه اش سفید باشه، سنم بیست و پنج سال به نظر بیاد، موهام بلند، مشکی و حالت دار باشه تا کمرم، چشمام عسلی باشه، پوستم سفید، یه رگه خون از لبم پایین اومده باشه، تو دستم یه جام شیشه ای پر از خون باشه، لباسم کت و پیراهن باشه سبک دوره ی روکوکو، پیرهن سفید و کت مشکی با آستر قرمز، قیافه ام معصوم و خوشگل باشه، از اینا که بقیه با دیدنش دچار سکته ی قلبی میشن."

اسکور همان طور که از حرف های گادفری یادداشت برمی داشت، گفت:
"گرفتم. هر موقع سفارشت آماده شد، واست جغد میفرستم."

"ممنونم، اسکور."

و از مغازه خارج شد.




پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۸:۴۱:۴۶ جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۲۷:۵۵
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
مرگخوار
اسلیترین
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
شـاغـل
مترجم
پیام: 263
آفلاین
اسکورپیوس در حال تمیز کردن مغازه خود بود. کار هرروز این بود که مغازه اش را نظافت کند. او می توانست شاگردی برای خود استخدام کند که این کار ها را برایش انجام بدهد اما به به دلیل کمبود منابع مالی و خصلت اسکورپیوس در خساست اسکورپیوس فعلا این کار را انجام نداده بود.

- آخ چقدر خسته شدم.

در همین حال صدای زنگ مغازه به صدا در آمد و شخصی وارد شد. با معلوم شدن ظاهرش اسکورپیوس او را شناخت. او یوریکا هاندا دختر اسلایترینی بود و اسکورپیوس او را از تالار گروهش به خوبی شناخته بود.

یوریکا به باجه مغازه نزدیک شد و در کمترین زمان فرم درخواست آواتار را پر کرد و بعد از پرداختن بهای آن مغازه را ترک کرد تا اسکورپیوس او را خبر کند.

***


آواتار یوریکا: اولی - دومی


دلت آواتار میخواد؟ یه سر به این پست بزن و آواتار خودت رو سفارش بده.


ثروت مانند آب دریاست، هرچقدر بیشتر بنوشیم، بیشتر تشنه می‌شویم.




پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۰:۵۶:۰۲ چهارشنبه ۲ خرداد ۱۴۰۳

اسلیترین

یوریکا هاندا


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۲۱:۴۱ جمعه ۲۴ فروردین ۱۴۰۳
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۱۹:۲۲
از وسط طرح های نیمه کاره
گروه:
جـادوگـر
جادوآموز سال‌بالایی
اسلیترین
پیام: 35
آفلاین
یوریکا درحالی که نوک انگشتی که با سوزن سوراخ کرده بود رو می‌مکید در شیشه‌ای آواتار ویزارد رو هل داد و وارد مغازه شد. چشم‌چرخوند اطراف مغازه و با ذوق گفت:
-واهای، اینجا چقدر خوشگله!

-قابل شمارو نداره!
اسکورپیوس مالفوی از پشت میز کارش گفت. یوریکا خنده‌ی آرومی کرد و جلوتر اومد. گفت:
-آوازه‌ی آواتارهای اینجا تا توکیو هم رسیده، منم اومدم یه سفارش ریزی بدم ببینم همونقدر که همه میگن محشر هستن یا نه؟

اسکورپیوس با حالتی نمایشی موهای بورش رو عقب زد و جواب داد:
-شما بفرما هایلایت رضایت مشتری پیج مغازه رو چک کن ایمان میاری خودت!
بعد، بین کاغذهای روی میزش گشت و فرم مربوطه رو بیرون کشید.
-اینو پر کن خانم هاندا، در اولین فرصت آماده‌ش می‌کنم.

یوریکا قلم پری که همیشه بین موهاش بود رو بیرون کشید و شروع به نوشتن کرد.
-خب، سبکش که چون ما از دیار توکیو هستیم انیمه‌ای باشه طبیعتا، موهای کوتاه سیاه با چتری، یه مدادی خودکاری قلم پری چیزی هم مثل همیشه بین موهاش باشه عالی میشه.

با به یاد آوردن چیزی دستشو توی یقه‌ی لباسش برد و گردنبندش رو در آورد:
-یه گردنبند اینجوری هم داشته باشه اگه ممکنه. نقره‌ای با آویزی که شکل کاتاناست!
مکثی کرد و بقیه‌ی سوال رو خوند.
-یونیفرم اسلیترین پوشیده باشه عالی میشه، وسط کتابخونه باشه و یه کتابم دستش باشه عالی میشه.


تصویر کوچک شده تصویر کوچک شده

I was tame, I was gentle 'til the circus life made me mean
"Don't you worry, folks, we took out all her teeth"
Who's afraid of little old me?
Well, you should be


'Cause I'm a real tough kid
I can handle my shit
They said, "Babe, you gotta fake it 'til you make it" and I did
Lights, camera, *****, smile
Even when you wanna die


پاسخ به: آواتار ويزارد
پیام زده شده در: ۱۳:۰۰:۳۶ پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۳

اسلیترین، وزارت سحر و جادو، مرگخواران

اسکورپیوس مالفوی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۱ پنجشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۰
آخرین ورود:
امروز ۱۰:۲۷:۵۵
از دست حسودا و بدخواها!
گروه:
مرگخوار
اسلیترین
جادوآموخته هاگوارتز
جـادوگـر
شـاغـل
مترجم
پیام: 263
آفلاین
- حراج زدم به مالم. نخری از دستت رفته. مطمئن باش دیگه جنسی با این کیفیت گیرت نمیاد.

اسکورپیوس با داد و فریاد به جمعیت روبه رویش، آنها را تشویق به خرید اجناس مغازه آواتار ویزارد خود میکرد تا بتواند پولی به جیب بزند و گالیونی به جیب بزند. جامعه جادوگران به دلیل مشکلات اقتصادی قدرت اقتصادی خود را از دست داده بودند و بازار اقتصاد هم کساد شده و درآمد اسکورپیوس هم کاهش پیدا کرده بود. اسکورپیوس استاد مسائل اقتصادی بود و سعی کرده بود با روش اقتصادی تسترال بیار گالیون درو کن به سوددهی برسد.

- آقای مالفوی میتونید واسه ما یه آواتار درست کنید؟

اسکورپیوس در تفکر بود که با صدای دخترانی به خود آمد. یکی از دختران گریفیندوری مرگخوار که او می‌شناخت و دیگری یک هافلپافی. اسکورپیوس با نگاه وضع و تیپ آنها فهمید که وقت تیغ زدن مشتری هایش است و مرلین را شکر امروز دیگری روز کسادی برایش نیست.

- بیاین این دوتا فرم رو پر کنید. نگاهی هم به هزینه داشته باشین ما اینجا اهل تخفیف نیستیم و هزینه رو نقد میگیریم. اعتراضی هم در کار نیست و طبق مصوبه وزرات بهداشت جادوگران آواتار رو پس نمی‌ گریم.


دختران برگه را از اسکورپیوس گرفتند و مشغول پر کردن آن شدند و و پس از چندین برگه ها رو به او پس دادند و با خوشحالی و پرداخت هزینه گزاف از مغازه خارج شدند تا در وقت معین به دنبال سفارشاتشان بیاید.




***


آواتار هانا: اولی - دومی

آواتار تلما: اولی - دومی

نکته: اگه در حجم هر کدوم از عکس ها برای آپلود کردن در پروفایل تون مشکل داشتید یه جغد به من بفرستید.


ویرایش شده توسط اسکورپیوس مالفوی در تاریخ ۱۴۰۳/۲/۲۷ ۱۴:۳۱:۲۱

دلت آواتار میخواد؟ یه سر به این پست بزن و آواتار خودت رو سفارش بده.


ثروت مانند آب دریاست، هرچقدر بیشتر بنوشیم، بیشتر تشنه می‌شویم.









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.