شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
من ميخواستم به گروه ريونكلا برم. اما نميدونستم كه شما چنين قانوني دارين. براي همين ، چون من ميخوام به گروه ريونكلا برم، تصميم گرفتم شخصيت آريانا رو بگيرم. ببخشيد!
نام: آريانا دامبلدور
مشخصات ظاهري: زيبا ( چيز ديگه اي توي كتاب درباره ي مشخصات ظاهري نوشته نشده)
سن:15
گروه: ريونكلا
خصوصيات اخلاقي: مهربان و باهوش
توضيحات:
آريانا دامبلدور ، خواهر آلبوس دامبلدور هست كه يك فشفشه بود. دختر جواني كه خيلي زود مرد و دليل مرگش هم آلبوس دامبلدور است. وقتي كه مادرش مرد ، آلبوس بايد از خواهر كوچكترش مراقبت ميكرد كه از اين كار غفلت كرد و باعث مرگ زودهنگام خواهرش شد. آريانا برادر ديگري هم داشت. محل زندگي او و خانواده اش در دره ي گودريك بود.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/3/26 18:49:52
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
روبیوس هاگرید اصالت : دورگه ( پدر جادوگر مادر غول ) همسر : آلپ ماکسیم گروه : گریفیندور سن : 63 سال هم دوره ی لرد تاریکی ها در هاگوارتز چوب جادو : ریسه ی پر اژدها و چوب درخت نارون ظاهر : خشن و بسیار درشت هیکل حیوان خانگی : فنگ علاقیات : تربیت و نگه داری از موجودات خطرناک جادویی! شغل : کلید دار هاگوارتز گروه های وابسته : از اعضای اولیه و اصلی محفل ققنوس محل زندگی : کلبه ی شکار بانی هاگوارتز
توضیح کوتاه : در سال سوم تحصیل هاگوارتز به تهمت تام ریدل که بعد ها لرد تاریکی ها ( لرد ولدمورت ) نام گرفت به جرم گشودن حفره اسرار از مدرسه اخراج شد . اما به لطف دامبلدور له عنوان شکاربان هاگوارتز در انجا ماند . در زمان مدیریت دامبلدور او به مقام مدرس درس مراقبت از موجودات جادویی در امد . او همواره مورد اعتماد دامبلدور بود . بر خلاف ظاهر خشن او او قلبی رئوف دارد . به سادگی میتوان از او حرف کشید اما در عین سادگی در خشم جلو داری ندارد . اکنون او که پس از مرگ دامبلدور از هاگوارتز رفته است بازگشته و سر مزار او نشسته است و بر خلاف ظاهر استوارش همچون طفلی کوچک بی ابا از هر چیز اشک در میان ریش ها انبوه صورتش جاری شده است . برگشته است تا ثابت کند می تواند .
من با دو ناظر این بخش صحبت کردم لطف کردن و گفتن من فقط معرفی شخصیت کنم . قبلآ هم من این شخصیت رو داشتم و موقعی که میخواستم از ایفای نقش برم هم اطلاع دادم که 9 ماه به خاطر درس ها نیستم الان برگشتم و به وطر کامل دیگه آزادی وقت دارم و امید وارم بتونم مثه گذشته برای سایت مفید باشم . تا یک سال دیگه تو سایت هستم 100 % و احتمالآ هم بیشتر .
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/3/26 13:23:31
شناسه قبلیم اگه میخواین سوابقمو بدونید حتما یه سر به اطلاعات اضافی من بزنید !
سلام ببخشید من یک مشکلی داشتم اونم این که در پروفایل من گروهم هنوز گریفیندور و من همونطور که می دونید تغییر گروه دادم.می خواستم این اشکال رو تصحیح کنید.از درک ممنونم که یادآوری کرد.
لطفا رسیدگی کنید. با احترام زیاد پردفوت
درست شد
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/3/26 13:21:29
نام: جيني ويزلي گروه: گریفیندور سن: 15 سال خصوصيات اخلاقي: مهربان ، دوست داشتني ، با روحي لطيف! خصوصيات ظاهري: زيبا ، با چشماني روشن ، موي نارنجي ، قد متوسط توضيحات: جيني ، همسر هري پاتر هست و داراي سه فرزند.جيني ، 5 برادر دارد و تك دختر است. يكي از برادرانش ، فرد ويزلي ، جان خود را از دست ميدهد و جورج ويزلي ، برادر ديگرش ، گوشش را. اسم مادر جيني: مالي و اسم پدرش :آرتور است. جيني حتي در زمان كودكي ، به هري عشق ميورزيد و او را از صميم قلب دوست داشت. مدتي ، فلور را كه زن برادرش هم هست ، خلطه صدا ميزد و از او متنفر بود. هرميون يكي از دوستان صميمي اش در مدرسه بود.
جيني ويزلي ديگر به سايت نمياد. خودش اينو به من گفت.
تایید شد! این شخصیت در گریفیندور بوده بنابراین در همین گروه تایید میشه. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/3/26 13:21:07
نام :سایه مرگ جادوگری که در دوران خودش برای وزارت خونه کار میکرده و ریس بخش اجرای قوانین کثیف بوده به زبان ساده تر بخشی در وزارت که دستور قتل یک سری از جادوگران و ماگلای سر راه وزارتو میداد در دوران قدرتش کسی نتونست از دستش در بره و زنده بمونه تا اینکه به دلیل تغییر در رفتار وزارت خونه دستور قتل خودشو به 4 تا از جانشیناش داد اونا به فجیح ترین شکل مردن !!!!حریف استاد نشدن دیگه!!! جزو اولین نفرای که لرد سیاه رسما اونو به جمع خودشون یعنی مرگ خوارا دعوت کرد ولی اون به راحتی این در خواستو رد کرد جالب اینجاست که دامبلدورم همین کارو کرد ولی کسی نمیدونه جواب دامبی جون چی بوده در مورد اسم اصلی اون شخص یعنی سایه مرگ اطلاعی در دست نیست یعنی این اسمو خود لرد سیاه روش گذاشت چون سایه اون شخص هر جا میفتاد جز قتل خبری نبود اون دارای خون جادوگری هست البته این که اصیل باشه یا نه مطمعن نیستم ولی این که لرد دعوتش کرده حتما چیز خوبی بوده او در اینده گروهی به نام سیاه پوشان تشکیل داد که وظیفه این گروه کشتن افراد نا مطلوب از نظر خود او بود او با هری پاتر دوست و با لرد سیاه نیز دشمنی خاصی ندارد محل زتدگی او در قصری در مکانی در جنگلهای سیاه بیشه شمالی مکانی که در گذشته دور محل زندگی الفها بود میباشد سایه مرگ پ.ن من میخوام برم هافل پاف
ویرایش پست قبلیت رو بخون
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سایه مرگ در 1387/3/25 1:20:02 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/3/25 12:19:59
من واقعا ممنونم که این ناظرین مهترم برام نوشتن قوانین ایفای نقشو بخون اخیییییییییییییییی خسته نباشی واقعا مهندس من وقتی قبلا عضو ایفای نقش بودم یعنی قوانینشو خوندم و واجد شرایط بودم دیگه اونوقت الان مشکل چیه؟ سایه مرگ دوست عزیز اون موقع قوانین با الان فرق داشت. در حال حاضر فقط شخصیتهای هری پاتری تایید میشن. یه شخصیت در کتاب داشتیم به نام پیک مرگ: صدای غم انگیز او در ایرلند صدای ناخوشایندیست.او فرشته ایست که معمولا به صورت زنی زیبا به نظر می رسد.اما بعضی اوقات قیافه پیرزن عجوزه یا جادوگر را به شکل می گیرد.مردم اسکاتلند وایرلند معتقدند،اگر او زیر پنجره ی خانه ای پدیدار شود،به زودی یکی از ساکنین آن خانه خواهد مرد.
با این شخصیت میتونم تاییدتون کنم. در صورت موافقت دوباره خودتون رو معرفی کنید. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/3/25 12:19:34 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/3/25 12:27:56
نام :سلسیتنا نام خانوادگی :واربک اصالت :اصیل زاده. خصوصیات ظاهری :موهای بلند قهوه ای رنگ و چشمان درخشان و براق فندقی،قد بلند و اندامی باریک ،چهره ای دوست داشتنی ،زیبا و جذاب! خصوصیات اخلاقی: دختری خیال پرداز که اکثر اوقات خود را در دنیای رویا هایش سیر می کند.دارای رفتاری متعادل و دوست داشتنی اما گاهی اوقات جدی،چشمان درخشانش در عمق وجود هر انسانی نفوذ می کند و اورا به طرف خود جذب می کند.تا حدودی مغرور است اما اکثرا متعادل عمل می کند گروه :اسلیترین سن :20. در باره ی سلسیتنا واربک : 7 ساله بود که مادرش را از دست داد.هفته قبل از مرگ مادر پدرش اقا واربک او را به خانه ی دوستی برد که در لندن زندگی می کرد.دور شدن از ساحل دل انگیز بندر قلبش را می فشارد.پدرش اورا به خانه خانم مک کامبر برد تا مادر بیمارش کمی استراحت کند. شب مرگ مادرش بر بالین او بود و لبخند گرمی را که صورت جذاب و دلنشین مادرش نشسته بود فراموش نکرد.خانم واربک را در اغوش گرفت و گریست.پدرش در گوشه اتاق متاثر به او می نگریست.اشک های گرمش صورت سرد مادرش را گرم کرد و او برای اخرین بار زیر لب زمزمه کرد :دوستت دارم دخترم.دوستت دارم. و سپس برای همیشه چشمان درشت فندقی رنگش را به دنیای رنگین کمانی بست.سلستینا تا هفته ها لب به غذا نمی زد.
2 سال از ان واقعه گذشت .بعد از ظهر بود بندر در زیر اسمان گرفته ی نوامبر ،سیاه و غمگین بنظر می امد.برگ های خیس و بی جان به چارچوب های پنجره چسبیده بودند ولی خانه ی کوچک به مدد اتش شومینه اش گرم و دلپذیر بود و سرخس ها و شمعدانی های مادرش فضارا بهاری کرده بودند.بشدت دلتنگ مادرش بود.گویی غروب و سرخی دریای بیکران اورا به یاد سرخی گونه های لطیف مادر می انداخت. به اتاق کار پدر رفت و وقتی اورا روی تخت به حالتی بیمار گونه دید فهمید که سرنوشت بار دیگر نیمه ای از وجودش را از او جدا می کند.و دیری نگذشت که پدرش نیز به سرزمین رویایی اورا وداع گفت. سلستینا واربک ،دختری با احساسات ظریف برای مدتی به انسانی خشک و بی عاطفه تبدیل شد .شب بارانی ای بود که دستان ظریف نه ساله اش درب کافه ی نزدیک خیابانشان را به صدا در اورد.زنی با چهره ی مهربان و موهای سرخی که اطراف صورت چاقش را گرفته بود در را باز کرد و با ارامش به سخنان دردناک سلستینا گوش سپرد و سپس به او اجازه داد تا در کافه زندگی و کار کند.! 7 سال بعد سلستینا واربک که دختری بلند قامت و زیبا رو بود همچنان در کافه به کار خود ادامه می داد تا این که زیبایی اش جادوگر جوانی را به خود جذب کرد: ازمستان بود که جادوگر جوانی برای سفارش شکلات داغ به کافه ان ها امد و سلستینا با پیراهن پفی کرم رنگش نظر اورا جلب کرد.مرد جوان با شنیدن صدای دلنشینش از او خواست که به کافه ی او در کالیفرنیا برود و اواز بخواند. بعد ها مشخص شد که این جادوگر جوان صاحب بهترین کافه کالیفرنیا برای بازرسی به کافه های لندن سر کشیده بود تا مطمئن شود که روش جدیدی برای پیشروی از او وجود ندارد. و این طور بود که سلستینا با مرد جوان به کافه رفت و این اغاز خوانندگی او بود.صدای دلنشینش که حاکی از غصه ی سختی بود که در زندگی کشیده بود به مردم یاداور می شد که زندگی به این شیرینی ها نیست مدتی نگذشت که مردجوان به خاطر بیماری سل از دنیا رفت و سلستینا هم کافه را ترک کرد و به کافه ای رفت که دوران کودکی اش را انجا گذرانده بود.صدای دلنشینش طرفداران زیادی را در لندن جمع کرد و سرانجام کافه ی کوچک لندن به شلوغترین و معروف ترین کافه ی کشور تبدیل شد و بعد از مدتی سلستینا که دوران کودکی اش در تابستان در کافه کار می کرد و زمستان به خرج خودش به هاگوارتز می رفت به خواننده معروفی تبدیل شد که صدای دلنشینش اوازه ی زندگی دوباره بود
سرانجام چه خواهد شد؟: وقتی که از هاگوارتز فارق التحصیل شد به خوانندگی در کافه ادامه داد ولی سرنوشت او هنوز مشخص نیست.این خود اوست که سرنوشتش را می سازد.ایا خاطرات تلخ گذشته اورا به دنیای پلید مرگخواران می برد؟یا احساسات ظریف دخترانه اش همراه با رویا های شیرینش اورا به سمت محفل ققنوس هدایت می کند؟
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/3/19 18:51:37
سن:خودم هم نمی دونم. از بس درگیر دسگیری مرگخواران بودم گذشت زمان رو نفهمیدم!
رنگ مو:جوگندمی با چندین تار مو سفید
قد و هیکل: درشت و قد بلند
سمت در کوییدیچ: دروازه بان هافل
شغل: کارآگاه وزارت
رنگ چشم:یک چشم عادی قهوه ای و یک چشم درشت سحرآمیز آبی
علامت های به خصوص بر روی بدن: جای قلوه کن شده ای روی بینی - داشتن تعداد بی شماری زخم بر روی صورت - داشتن یک چشم سرامیز که 360 درجه می چرخد و قابل است همه جا و همه چیز را بیند- داشتن یک پای چوبی به جای پای معمولی
علاقه مندی ها: دستگیری مرگ خواران- اجرای طلسم های شوم بر روی دشمنان
عادت ها: نوشیدن نوشیدنی از بطری کتابی مخصوص خود - طلسم کردن هر فردی که قصد حمله به او را داشته باشد.
جارو: نیمبوس 2009
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1387/3/19 18:44:33