جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
›
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

68 کاربر(ها) آنلاین هستند (31 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
68 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

پیام امروز

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: تله تأتر
ارسال شده در: دوشنبه 28 آذر 1384 17:28
نمایش جزئیات
آفلاین
به آوریل:وقتی که فیلم شروع میشه اولین چیزی که دختر میگه اینه که دارم شوی آوریلو نگاه میکنم.یعنی خیلی بهش علاقه داره و به خاطر اون خودکشی میکنه!
درباره ی سوال دومت:یه همچین چیزایی.
درباره ی نوشته ی ادی:
خیلی خوب بود و به نظرم بهتره منتظر نظرات بقیه دیگه باشیم و بعد روش کار کنیم.
____________________
راستی چرا الستور نمیاد نقد کنه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تله تأتر
ارسال شده در: دوشنبه 28 آذر 1384 15:21
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

دوربين روي صورت دختر زوم ميکنه.دخترك در حالي که به تصوير شطرنجي آوريل خيره شده،گوشي از دستش ميفته و ميزنه زير گريه...دوربين عقب ميياد...دختر رو ميبينيم که چاقويي رو گذاشته روي گلوش..

من نفهمیدم که چرا دختره چاقو میذاره روی گلوش؟ یعنی آیا دلیل خاصی داره یا فقط چون یکی از فن های آوریل بوده این کارو میکنه؟

نقل قول:

دوربين كلوزآپ آوريل رو گرفته که باروني چرم بلند پوشيده،با بوت پاشنه20سانتي.با ژست خاصي از پله هاي فرودگاه پايين مياد.
دوربين به سرعت كمي به طرف آوريل حركت ميكنه و با سرعت دور سر آوريل ميچرخه...باد توي موهاي آوريل ميپيچيد و صورتش پشت موهاش قايم ميشد...صحنه آهسته ميشه...آوريل با يه حركت سر موهاشو از جلوي صورتش كنار ميبره...
(صحنه آهسته تموم ميشه)

این تیکه جالب بود، صحنه کاملا توصیف شده بود، عالی بود....

نقل قول:

دوربين در كنار آوريل حركت ميكنه...آوريل از فرودگاه بيرون ميره و جلوي خيابون وايميسته...يه ماشين بي ام و جلوي آوريل وايميسته:ساعتي چند؟
آوريل سرخ ميشه:خفه شو مرتيكه...
ناگهان صحنه سياه ميشه و جمله اي سفيد رنگ روي اون نوشته ميشه:"به علت بيناموسي،اين قسمت فيلم توسط اداره ارشاد كل سانسور گرديد"
دوربين آوريل رو نشون ميده كه داره دنبال ماشين ميدوه...آوريل پاش پيچ ميخوره و به ساكش تكيه ميده كه زمين نخوره...

اینم تیکه جالبی بود ولی دیگه به نظر من تکراری شده......حالا بازم نمیدونم والا.....

نقل قول:

آوريل بر ميگرده جلوي فرودگاه...
بعد حدود ده دقيقه يه پيكان قرمز رنگ جلوي آوريل وايميسته و آوريل سوار ميشه...دوربين تا ميياد بره تو ماشين،پيكان حركت ميكنه و ميره.
دوربين:وايسا بابا...
با رساندن امدادهاي غيبي دوربين سوار ماشين ميشه......

اینم تیکه جالبی بود.....خوشم اومد

نقل قول:

داخل ماشين:
آوريل:بازم مثل هميشه دير كردي...آخه چرا من برات مهم نيستم؟
دوربين روي صورت راننده زوم ميكنه...صداي جيغي شنيده ميشه،دوربين به لرزش ميوفته...ناگهان همه جا تاريك ميشه...
كارگردان:اين كه سكته كرده...فكر كنم از ترس بوده!دوربين بعدي بيا كارتو شروع كن...

"از طرف اداره ارشاد مرگ اين عزيز را به شما و خانواده محترمشان تسليت عرض ميكنيم"

من نفهمیدم....چرا دوربین چی باید از ترس سکته کنه؟ مگه ولدی رو دیده؟ ولی این تیکه اداره ارشاد اینجا جالب بود...

دوربين روي صورت راننده زوم كرده...
راننده:آخه جلوي صف اوتوبوس يه سوژه جالب دستم اومد...ولي حالي دادا!حسابي آخ در اوردم...

نقل قول:

آوريل و الستور(راننده)با هم دوستن و آوريل يه معجون درست ميكنه(عمد يا غير عمد)كه كار الستور كساد ميشه...و دوستي اين دو تا بهم ميخوره...(برا اين گفتم كه الستور گفته بود:بهتره الستور يكي از مبارزا باشه)

هوم.....اینم موضوعش جالبه.....ولی من یه چیزی رو نمیفهمم اگه آوریل رو اوله فیلم گرفتن پس اینجا چیکار میکنه (یعنی قزوین چیکار میکنه) درواقع میخوام بدونم یعنی تبعیدش کردن اینجا؟ به هر حال به نظر من (من = آدمی که تاحالا فقط یه قسمت از یه فیلم رو نوشته که واقعا مزخرف بوده) چیه جالبی نوشته بودی......شاید میشد بهتر از این هم باشه (نمیدونم حالت بهترش چه جوریه) ولی اینم خوب بود.....به هر حال از بقیه هم میخوام اینو نقد کنن.

مهم به نظر من مثلا وقتی بیشتر بچه ها کاره منو نقد کردن......من بیام اونو یه باره دیگه با توجه به نقد بنویسم......اینجوری همینجوری کاملتر میشه.....یا اینکه مثلا وقتی چند تا ایده میدیم یکی یکی روشون بحث کنیم و ببینیم کدوم بهتره تا روی اون کار کنیم....مثلا اگه ایده پنی خیلی خوبه دیگه روی ماله من کار نکنیم......
منتظر سایر قسمت های اول و نظرات شما هستیم دوستان!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
Re: تله تأتر
ارسال شده در: دوشنبه 28 آذر 1384 14:01
نمایش جزئیات
آفلاین
من بر اساس سوژه هاي پنه لوپه اول فيلمو نوشتم...خوب نيست ولي نقد كنيد تا حيرون نباشيد

_______________________________________


صداي همهمه اي در فضا پيچيده...با پخش يك موزيك ملايم سكوت همه جارو فرا ميگيره...
بيني كريچر جلوي ديدمان را گرفته...به صندلي كناري ميرويم تا بتوانيم پرده سينما را مشاهده كنيم...

دختري زيبا روي مبل لم داده،سيگار ميکشه و تلويزيون نگاه ميکنه.
در وسط پرده نوشته اي به آرامي ظاهر ميشه:آوريل لاوين
محو ميشه...
دوربين هر لحظه به دختر نزديک ميشه
نوشته ديگه اي ظاهر ميشه:الستور مودي
دختر سرفه ميکنه...
صداي زنگ تلفن...
-بله؟
"پنه لوپه كلير واتر"...
-ولم کن بابا،دارم شوي جديد آوريل رو نگا ميکنم...گير داديا...کانال چند؟
"ادي ماکاي"...
دختر کنترل تلويزيون رو برميداره،کانال رو عوض ميکنه.تلويزيون داره تصوير شطرنجي شخصي رو نشون ميده كه از صداش معلومه آوريله:من فقط ميتونم بگم اخفال شدم...!(گريه)
"و با هنرنمايي:كريچر"
صدايي آرام:توصيه ت به جوونا چيه؟
تصوير شطرنجي:با دوست ناباب نگردن،اين کارا آخر عاقبت نداره،حرف مامان باباهاشونو گوش بدن...اوهواوهو...

آهنگ قطع ميشه و پرده سياه ميشه و روِي پرده هك ميشه"رزيدنت آوريل"

دوربين روي صورت دختر زوم ميکنه.دخترك در حالي که به تصوير شطرنجي آوريل خيره شده،گوشي از دستش ميفته و ميزنه زير گريه...دوربين عقب ميياد...دختر رو ميبينيم که چاقويي رو گذاشته روي گلوش...
"كارگردان:آوريل لاوين"

تصوير سياه ميشه.
دوربين كلوزآپ آوريل رو گرفته که باروني چرم بلند پوشيده،با بوت پاشنه20سانتي.با ژست خاصي از پله هاي فرودگاه پايين مياد.
دوربين به سرعت كمي به طرف آوريل حركت ميكنه و با سرعت دور سر آوريل ميچرخه...باد توي موهاي آوريل ميپيچيد و صورتش پشت موهاش قايم ميشد...صحنه آهسته ميشه...آوريل با يه حركت سر موهاشو از جلوي صورتش كنار ميبره...
(صحنه آهسته تموم ميشه)
دوربين در كنار آوريل حركت ميكنه...آوريل از فرودگاه بيرون ميره و جلوي خيابون وايميسته...يه ماشين بي ام و جلوي آوريل وايميسته:ساعتي چند؟
آوريل سرخ ميشه:خفه شو مرتيكه...
ناگهان صحنه سياه ميشه و جمله اي سفيد رنگ روي اون نوشته ميشه:"به علت بيناموسي،اين قسمت فيلم توسط اداره ارشاد كل سانسور گرديد"
دوربين آوريل رو نشون ميده كه داره دنبال ماشين ميدوه...آوريل پاش پيچ ميخوره و به ساكش تكيه ميده كه زمين نخوره...

آوريل بر ميگرده جلوي فرودگاه...
بعد حدود ده دقيقه يه پيكان قرمز رنگ جلوي آوريل وايميسته و آوريل سوار ميشه...دوربين تا ميياد بره تو ماشين،پيكان حركت ميكنه و ميره.
دوربين:وايسا بابا...
با رساندن امدادهاي غيبي دوربين سوار ماشين ميشه...

داخل ماشين:
آوريل:بازم مثل هميشه دير كردي...آخه چرا من برات مهم نيستم؟
دوربين روي صورت راننده زوم ميكنه...صداي جيغي شنيده ميشه،دوربين به لرزش ميوفته...ناگهان همه جا تاريك ميشه...
كارگردان:اين كه سكته كرده...فكر كنم از ترس بوده!دوربين بعدي بيا كارتو شروع كن...

"از طرف اداره ارشاد مرگ اين عزيز را به شما و خانواده محترمشان تسليت عرض ميكنيم"

دوربين روي صورت راننده زوم كرده...
راننده:آخه جلوي صف اوتوبوس يه سوژه جالب دستم اومد...ولي حالي دادا!حسابي آخ در اوردم...

--------------------------
آوريل و الستور(راننده)با هم دوستن و آوريل يه معجون درست ميكنه(عمد يا غير عمد)كه كار الستور كساد ميشه...و دوستي اين دو تا بهم ميخوره...(برا اين گفتم كه الستور گفته بود:بهتره الستور يكي از مبارزا باشه)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
Re: تله تأتر
ارسال شده در: شنبه 26 آذر 1384 08:54
نمایش جزئیات
آفلاین
در مورد داستان آوریل
_____________________-

راهرویی است بس باریک، چهار طرف آن نقره ای رنگ است

اول فیلم باید حداقل نحوه ی نمایش دوربین گفته بشه یعنی قصه نیست که خودت شرح بدی مثلا باید بگی

صفحه کم کم روشن میشه دوربین یک راهروی تاریک رو نشون میده که دیوارهای اون نقره ای رنگه

دقت کن گفتی راهرو بعد گفتی چهار طرف ان دیوار دو طرف داره

.نگاهی به سمت بالا و دیدن دریچه......با سرعت مگس به سمت بالا میاید...دریچه کنار میرود.

این جا هم یک جوریه مثلا

دوربین ناگهان می ایسته و به سمت بالا نگاه می کنه دریچه ای دیده میشه ... دوربین با سرعت مگس وار به سمت بالا میره . دریچه کنار میره

یعنی جمله ی خودت خوبه اما قسمت اولش که گفتی به سمت بالا و دیدن دریچه سینمایی نبود
در مورد با سرعت مگس به بالا رفت منظورت چی بود؟ منظورت این بود که یواش میرفت؟ البته اگه کلا مثل مگس با پیچ و تاب و یواش بره خیلی قشنگ تره


: به شهر آخ پرور قزوین خوش آمدید.....امیدواریم از اقامت خود در این مکان و شنیدن صداهای آخ لذت کافی را ببرید....با تشکر : رکورد آخ در آور ها : مودی

تو یک پاراگراف سه بار آخ جالب نیست کل این جمله میتونه این طوری باشه
به شهر قزوین خوش امدید.... .....امیدواریم از اقامت خود در این مکان لذت کافی را ببرید با تشکر : رکورد آخ در آور ها : مودی

به سمت بیمارستان "بیمارستان مرکزی قزوین" " مکان درمان انواع دردهای ناشی از آخ با پزشکان با تجربه" راه میفتد

اینجا باز داستانی شد میتونست این طوری باشه
دوربین لنگان لنگان به سمت بیمارستانی در اون ور خیابونه حرکت میکنه .... دوربین روی سر در بیمارستان زوم میکنه
بیمارستان مرکزی قزوین مکان درمان انواع دردهای ناشی از آخ با پزشکان با تجربه

اینجا یک جمله جا افتاده

تصویر قطع میشه و دوربین داخل بیمارستان رو نشون میده


داخل بیمارستان مردم در دو دسته دیده میشوند:
اشخاصی با لباس های سفید که پزشکان باتجربه میباشند و به آخ های مریضان میرسند، و اشخاصی که فریادهایی ناشی از آخ میزنند

از نظر من


داخل بیمارستان مردم زیادی دیده میشن یک دسته افرادی با لباس سفید که درد نمی کشن و یک دسته افراد بدون لباس سفید که درد میشکن

آخ اول : آی دکتر جون به دادم برس.....خیلی آخش آخ بود.

مثلا

آخی اول: آ دکتر جون به دادم برس .... ضربش خیلی مهلک بود
و برای این یکی
آخ دوم : دکی جون بدو بیا که از آخ مردم......وامونده چه آخی هم بود......باید بهش لقب آخ ترین آخ ها را داد.

آخی دوم : دکی جون به دادم برس که از درد مردم .... وامونده چه آخی بود .... فکر کنم کار مودی بود

قسمت /اخر این هم حذف شه بهتره
آخ اول : بی معرفت صبر نکرد پامو بذارم، از اتوبوس پیاده شدم دیدم یه 1 گالیونی روی زمینه، دولا شدم وردارم یهو آخ شدم.

مثلا یهو چشمام سیاهی رفت

پزشک : خب شما باید قبل از ورود به این شهر دفترچه راهنما رو مطالعه......

بعد این جمله این جمله مناسب تره
دوربین از کنار دکتر دور میشه و صدای اون به تدریج محو میشه


دوربین از آنان میگذرد.....به تابلویی میرسد : اولین آخ شدگان
دوربین وارد میشود....کسی آنجا نیس.......روبروی در ورود دری است که روی آن نوشته شده : آخ شدگان وارد نشوند.

اینجا رو هم نفهمیدم اولین اخ شدگان یعنی چی بعد ورود اخ شدگان یعنی چی با هم تناقض دارن

هر جا نوشتی دوربین چی بشه دوربین بهتره چون اصولا همه چیز از دید دوربینه ما با فیلم بردار کاری نداریم

دختری مو سیاه با قدی بلند روی یک میزه آزمایشگاهی خم شده،

اینجا اگه میگفتی پشت به در روی چیزی خم شده بهتر بود چون دوربین و بیننده نبینه روی چی خم شده

در اطراف او چیزهای رنگی.....یا همان نورهای رنگی در جریانند....ماده ای به ظرف اضافه میکند، اتاق را ابری سبزرنگ فرا میگیرد.....و قطره ای از معجون قرمز رنگی به آن اضافه میکند......اتاق را نوری قرمز فرا گرفته و رنگ ماده به نارنجی نبدیل میشود.

بهتر بود دوربین اول وارد اتاق بشه بعد شرح اتفاقات گفته بشه یعنی

دوربین از در رد میشه و دخترک رو از بالا نشون میده
اطرافش پر از ظرفهای آزمایشگاهی و ماده های رنگیه که از هر کدوم بخار به خصوصی بلند میشه و انفجارهای کوچیکی روی سطح ماده دیده میشه دختر یکی از ظرفها رو بر میداره و مقداری از ماده ی داخل اون رو به ظرفی که جلوشه اضافه میکنه .. اتاق رو نور و بخاری سبزی فرا میگیره .... دخترک معجون قرمز رنگ دیگه ای رو داخل محلول میریزه ... ناگهان یک انفجار کوچیک رخ میده و همه جا قرمز میشه و رنگ ماده به نارنجی تبدیل میشه

میدونم طولانی میشه ولی کلا اگه توضیحات جوری باشه که با خوندنش آدم بهتر تجسم کنه بهتره


..این هم ویروس آوریل

مثلا

این هم ویروس جدید من ..... آوریل

موج ترسی فضا را فرا میگیرد.....آبی زلال و تمیز از زیر دوربین چی که درواقع یک جاسوس است روان میشود...

قسمت اولش منطقی نیست چی جوری موج ترس رو بیننده ببینه و قسمت دومش به دلیل بد اموزی و این که کلا دوربین چی نداریم چه برسه به این که جاسوس باشه حذف بشه بهتره

این طوری بهتره

دوربین به لرزه می افته و یواش یواش عقب میره


کل قسمت آخر هم به دلیل اینکه قبلا گفتیم دوربین وارد اتاق شده و دوربین چی نداریم و مودی بهتره مبارز این ویروس باشه عوض میشه

میتونه این طوری باشه

دخترک ظرف معجون رو بالا می یاره و بلند بلند میخنده
دوربین یاش یواش میره جلو تا ظرف رو از نزدیک ببینه یک دفعه دخترک مثل اینکه حضور چیزی روتو اتقا حس کرده باشه بر میگرده روی روپوشش نوشته اوریل لاوین بعد از این که به این ور اون ور نگاه میکنه دوباره به کارش مشغول میشه
دخترک مقداری از ماده رو داخل ظرف کوچیکتری میریزه و اون رو از پنجره روی شخصی که داشته از پایین پنجره رد میشده میریزه
مرد چند لحظه خشکش میزنه و یک دفعه دولا میشه و به راهش ادامه میده
اوریل سرش رو از پنجره می یاره تو و لبخندی از سر رضایت میزنه


سخنی با نویسنده
من اصولا دوست دارم نقدکنم و همه چیز رو با میل خودم عوض کنم اگه دیدی کل داستان عوض شد جدی نگیر
و یک نکته ی دیگه من یادم نمی یاد قبلا فیلم نشوته باشی به عنوان اولین فیلمت بهت امیدوار شدم خوب نوشته بودی مخصوصا قسمت اولش که حرکت دوربین رو شرح داده بودی منتظر قسمتهای بعدی هستم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
Re: تله تأتر
ارسال شده در: جمعه 25 آذر 1384 15:23
نمایش جزئیات
آفلاین
پشيز سخن ميگويد:

ايول...جالب بود...يعني سوژه هات و چيزايي كه ميخواستي بگي خوب بودن ولي درست نتونستي منظورتو بفهموني...پاراگراف بندي و استفاده از علامات خيلي ضعيف بود(ببخشيدا)جملاتي كه به كار برده بودي يكم لنگ ميزدن...

نقل قول:
دوربین هنوز به فرودگاه خیره شده.

مثلاً اين...به نظرم اصلاً معني نداشت...


نقاط قوت زيادي هم داشت...سوژه ها و روند داستان خيلي خوب بودن...صحنه پردازيش هم متوسط به خوب بود...به نظرم اگه روي پستت كار بشه...ميتركونه!حالا تا ببينيم بقيه چي ميگن...

ببخشيدا...در حد و اندازه اي نيستم كه نقد كنم...فقط نظرمو گفتم.

مي افتخارم كه ارزشي ترين عضو ريونم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
Re: تله تأتر
ارسال شده در: جمعه 25 آذر 1384 14:17
نمایش جزئیات
آفلاین
من یه چرت و پرتی نوشتم،ولی فکر میکنم بهتره شروعش با الستور باشه.در هر حال،اینو نقد کنید تا ببینیم چی میشه.
_______________________________
رزیدنت ایول
دختریست به زیبایی کلمنس پوئسی!!،لم داده روی مبل.سیگار میکشه و تلویزیون نگاه میکنه.در وسط تصویر نوشته ای به آرامی ظاهر میشه:رزیدنت ایول
محو میشه،دوربین هر لحظه به دختر نزدیک میشه،نوشته ی بعدی:کارگردان:آوریل لاوین
دختر سرفه میکنه،بازیگران:آوریل لاوین،الستور مودی.
صدای زنگ تلفن،دختر:بله؟:ادی ماکای،سدریک دیگوری
دختر:ولم کن بابا،دارم شوی جدید آوریل رو نگا میکنم...
سکوت:باهنرنمایی کریچر.دختر:گیر دادیا!کانال چند؟
کنترل تلوزیون رو ورمیداره.کانال رو عوض میکنه،تلویزیون داره تصویر شطرنجی آوریلو نشون میده:من فقط میتونم بگم اخفال شدم...!(گریه)
صدایی آرام:توصیه ت به جوونا چیه؟
تصویر شطرنجی:با دوست ناباب نگردن،این کارا آخر عاقبت نداره،حرف مامان باباهاشونو گوش بدن...اوهواوهو...
دوربین زوم میکنه رو صورت دختر.دختر در حالی که به تصویر شطرنجی آوریل خیره شده،گوشی از دستش میفته. میزنه زیر گریه.دوربین کمی میره عقب دختر رو میبینیم که چاقویی رو گذاشته روی گلوش.
تصویر سیاه میشه و بعد آوریل رو میبینیم که بارونی چرم بلند پوشیده،با بوت پاشنه20سانتی.(و عینک دودی سیاه)با ژست خاصی از پله های فرودگاه پایین میاد و از جلو دوربین رد میشه.دوربین هنوز به فرودگاه خیره شده.
صدای کارگردان:احمق برو دیگه!!
دوربین راه میفته دنبال آوریل که یه دستمال کاغذی گرفته دستش و با هر فینی که میکنه کل قزوین میلرزه:چته دنبالم راه افتادی...؟
برمیگرده.قیافه ش مچاله میشه:برو گمشو...چی میخوای از جونم؟کیفشو میکوبه تو سر دوربین.
پای آوریل هر دو ثانیه یک بار پیچ میخوره.به رو خودش نمیاره و همچنان تند تند راه میره.آخرش یه جا وامیسته:دربست!500تا ماشین ردیف میشن جلوش.راننده ی اولی:آخ بمیرم برات.دردت چیه؟دردی داری درمونش کنم؟
آوریل:خوشم اومد ازت.چند سالته؟
راننده:به هم میخوریم.بپر بالا.
آوریل سوار میشه.بوگلاب بی هوشش میکنه.به رو خودش نمیاره:پیکانت چه خوشگله...اسمت چیه؟
راننده:من ،الستور مودی،16سال دارم.

خب بنده همینجا نقد میکنم.....خب همون اول چرا گفتی رزیدنj ایول؟ در حالیکه اگه بنده کارگدانشم باید باشه رزیدنت آوریل......فقط یه خورده مبهم بود که یهو چطوری بعد از اینکه منو تی وی نشون میده یهو منو فرودگاه نشون میده؟ من نفهمیدم حقیقتش......ولی در مجموع میتونم بگم بد نبود خوب بود......ازاون تیکه ای که دوربین جا میمونه خوشم اومد......الستور هم خوب وارد ماجرا شد ولی بهتر بود یه خورده بیشتر ادامه میدادی که یه خورده به اون قضیه ویروس برسیم.....اینجوری هنوز هدف فیلم معلوم نیس...در مجموع میشه گفت خوب بود.....(آخه یکی نیس بگه خودت زدی بوقیدی روی فیلمت همه ازت ایراد کرفتن چرا با این بدبخت کج افتادی )
**حوصله نداشتم پستجدا بزنم همینجا نقد کردم.......

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پروفسور لاوین در 1384/9/25 15:26:15
Re: تله تأتر
ارسال شده در: پنجشنبه 24 آذر 1384 22:24
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه ی فیلم خیلی قشنگه ولی یه قسمتاییش مبهمه.مثلا بعد از اینکه ویروس تو قزوین پخش شد چی میشه؟فیلم تموم میشه یا ادامه داره؟
نه عزیزم ادامه داره.......این فعلا قسمت اولشه.......ولی هنوز معلوم نیس آخرش چی میشه

آقا ایول، پیشنهادای پنی هم همه از دم باحال بودن......بیاین بنویسین دیگه....البته طبق اخبار کهنه قراره الستور بیاد این قسمت رو بنویسه (از دید خودش) ولی کار جون گروهیه همه باید شرکت کنن حتی اگه شده پیشنهاد بدن.

ها ادی......به نظر منم چون کار گروهیه نباید بدیم به شخص دیگه ای ولی اون خیلی رولش قویه.....اگه این کارو بکنیم رو کله کار تاثیر داره....آخرشم مینویسیم با تشکر از ولدی

آقا دیگه انقده حالم رو نیگیرن.......خودمم قبول دارم خیلی بد نوشته بودم و مزخرف بود ولی دیگه به نظر خوده من از پست خوابگاه خیلی بهتر بود.......جان من میخوای بگی اون از این بهتر بود؟؟؟؟ از نظر علمی و عقلی اصلا جور در نمیاد چون من اونو فقط واسه اینکه سوژه باشه نوشتم ولی این نه......به هر حال نظر هر شخص نشانه دیدکاه اوست و من در برابر نظر دیگران هیچ مسوولیتی ندارم....آقا اصلا بگین بوق بود....به هرحال نظر شماس دیگه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?
Re: تله تأتر
ارسال شده در: چهارشنبه 23 آذر 1384 13:43
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
آوريل نوشته:
راهرویی است بس باریک، چهار طرف آن نقره ای رنگ است، دوربین با سرعت نور از آن عبور میکند، همینطور تو در تو دیوارهای نقره ای کشیده شده.......از وسط دیوارهای آجری میگذرد........از بین انواع و اقسام لوله ها میگذرد و سر از تونل فاضلابی اصلی شهر درمیاورد، در یکی از تونل های فرعی سوسکها بیجامه پارتی گرفته اند......دوربین میگذرد و از طریق این تونل ها کشور به کشور و شهر به شهر میگردد و میگردد تا در جایی ناگهان می ایستد.....نگاهی به سمت بالا و دیدن دریچه......با سرعت مگس به سمت بالا میاید...دریچه کنار میرود.


آوريل جان ميخواست توي اين تيكه صحنه پردازي زيادي انجام بده در حالي كه زياد طولاني نشه(البته من اينجوري فكر ميكنم)...كه يه جور مبهمه و يه نموره گيج كننده!


نقل قول:
مودي نوشته:
بهتره این داستان رو بدی به سرژ تا بازنویسیش کنه ...همه میدونن که سرژ نثر روان و دلپذیری داره و داستان رو خوب می نویسه....یعنی توی این کار بهترینه!


فكر كردم مودي داره شوخي ميكنه!

نقل قول:
آوريل نوشته:
.....بهتره که وقتی کله فیلم رو تموم کردیم بهش بدیم تا یه اشکال گیری کلی ازش بکنه.


با جواب آوريل فهميدم جديه!
من صد در صد مخافم!يعني چي اصلاً؟اگه كار گروهيه پس چرا سرژ بياد ويرايش كنه(نكته:من احترام زيادي براش قائلم)...ولي اگه ميخواين بدين سرژ ويرايش كنه ننويسين كار گروهي!فقط اسم اونايي كه شركت كردن به علاوه ي سرژ بنويسين!

اون ايده هايي هم كه پنه لوپه داد(برا شروع فيلم)خيلي جالبن و ميشه روشون كار كرد...

يه چيز ديگه هم بگم(چقده پررو):
به نظرم اون پست آخري كه آوريل تو خوابگاه پسران زد خيلي از اين پست بهتر بود!!!(به من چه)


دوباره ميگم...من هيچي نيستم و افتخار ميكنم كه ارزشي ترين عضو ريونم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
Re: تله تأتر
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 آذر 1384 20:46
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام،بهتره برم سر اصل مطلب.یعنی نقد کار آوریل
درباره ی موضوع:
سوژه ی فیلم خیلی قشنگه ولی یه قسمتاییش مبهمه.مثلا بعد از اینکه ویروس تو قزوین پخش شد چی میشه؟فیلم تموم میشه یا ادامه داره؟
نکته ی دوم:قرار نیست ما یه فیلم روانشناسانه یا هنری بسازیم.پس همه چیز دست ماست و مخاطب هیچ کار خاصی انجام نمیده!پس تک تک اجزای فیلم ،فضاسازی ها و دیالوگها،باید طوری باشن که هیچ نکته یا حرفی ناگفته نمونه.
درباره ی نوشته ی آوریل:
در واقع کار آوریل همون طرح اصلی بود که کاملتر شده بود.(البته قسمتای قشنگ هم زیاد داشت.)ولی فیلم میتونه از یه جای دیگه شروع بشه که یهو کل جریان لو نره.
مثلا:(برای شروع)
1)اخبار داره صورت شطرنجی آوریلو نشون میده،(به عنوان بیناموس ترین خواننده ی دانشمند که همه ی عمرشو وقف زجر دادن مردم از طریق کارای بیناموسی کرده.)
2)قزوین،فرودگاه،آوریل از خارج میاد.(میشه اینجور تعبیرش کرد که با تیپا از کشورش شوتش کردن بیرون.)
3)آوریل تو کوچه ها چرخ میزنه.
4)نمای کلوز آپ،لبخند خشنودی رو لبای آوریل
5)آوریل اره تو آزمایشگاه کار میکنه و راه به راه لبخندای موذیانه دروکنه!
6)......
البته این فقط یه مثال بود...زیاد جدی نگیرید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: تله تأتر
ارسال شده در: سه‌شنبه 22 آذر 1384 15:20
نمایش جزئیات
آفلاین
خب خب سلام:
آقا من نوکره همتونم.....واقعا مرسی.....اینا رو دارم جدی میگم بدون هیچ گونه تمسخری، خیلی ممنونم که دارین اشکالام رو بهم میگین....واقعا ممنونم.
با اون قضیه آخ خودمم موافقم....خیلی زیاد شده بود ولی نمیدونستم به جاش چی بگم بهتره....
با اون قضیه ویروس هم موافقم که باید دیرتر میومد ولی حقیقتش ایده به ذهنم نرسید....خوشحال میشم خودت اونو وارد ماجرا کنی الستور.
با قضیه سرژ مخالفم!!!! آره داداش مخالفم......این یه کاره گروهیه و فقط باید اعضای ریون روش کار کنن، وگرنه نبده هم قبول دارم که ایشون خیلی خیلی توپ مینویسن.....بهتره که وقتی کله فیلم رو تموم کردیم بهش بدیم تا یه اشکال گیری کلی ازش بکنه.
راستم میگیا؟؟؟؟ مورد مخالف باشه فازش خیلی بیشتره....مخصوصا که یه مدتی هم نمتونه آخ ملت رو بای بیماری دراره خیلی زجر میکشه!!!! آخ جون من عاشق شکنجه ام.

یعنی چی صحنه پردازی تند بود و زیاد؟ توضیح بده بفهمم درست کنم.
قد آوریل واقعی بلند نیس ولی قد بلنده نصفه نیمه بلنده......شخصیت آوریل ترکیبی از من و اونه...تازه تو فیلم آل استار لژ دار پاش کرده به ارتفاع 10 سانت !!!!
با قضیه تحقیق موافقم در حد خفن...خیلی فاز میده!!!!

خب با این وضعیت منتظر نظر سایر دوستان هم میمونیم.....یعنی تا هفته بعدی (دوشنبه) روی همین قسمت فیلم کار میکنیم تا بالاخره قسمت اولش یه چیزه توپی بشه.....منتظر نظر بقیه هم هستم.
در کل خودم به این فیلمم از 100 میدم 100- که از عذاب وجدان خودمو راحت کنم.....

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[size=small]جادوگران برای هم?

نصب جادوگران روی آیفون

  1. در Safari دکمه «اشتراک‌گذاری» (Share) را بزن.
  2. گزینه «Add to Home Screen» (افزودن به صفحه اصلی) را انتخاب کن.
  3. روی «Add» بزن. آیکن جادوگران به صفحه اصلی اضافه می‌شود.