کریچر : باشه ! باشه میگم
کریچر نگاهی به اطرافش میکنه و برای لحظه ای نگاهش روی در متمرکز میمونه
یکی از مرگخواران چوبدستیش رو روی گردن کریچر گذاشت و در حالی که آن را فشار میداد فریاد زد: همین الان میگی یا ببیریمت دژ مرگ
کریچر که در چشمانش اشک جمع شده بود جیغ زد : کریچر هیچ وقت این کار رو نمیکنه ! هوکی داره دروغ میگه !
یکی از مرگخواران کریچر رو از روبالشیه کثیفش بلند میکنه و به گوشه ای پرت میکنه کریچر محکم به دیوار میخوره و لیز میخوره و آروم روی زمین ولو میشه !
اما در همون لحظه کوتاه هوکی توانسته بود چهره موذی کریچر رو هنگامی داشت می افتاد زمین ببیند احساس بدی از درون هوکی بهش میگفت کریچر مخصوصا داره این کارا رو میکنه ! اینا همش یک نقشه زیرکانه از سوی کریچره!!!
هوکی خیلی زود فهمید که درست فکر میکرده زیرا کریچر در حالی که زار زار روی زمین گریه میکرد جیغ زد : هوکی من نمیخواستم بگم ؟! تو منو لو دادی . ولی من هنوز تو رو لو ندادم ! ولی دیگه صبرم تموم شده من تو رو لو میدم
سه مرگخوار تنومند برگشتند و به هوکی نگاه کردند که داشت هاج و واج به پیکر کریچر نگاه میکرد که روی زمین مچاله شده بود . هوکی که دلش به شور زدن افتاده بود نگاهی به مرگخواران کرد و گفت : چیه حرف اونو که باور نمیکنید من......
کریچر مشتاش رو روی زمین کوبید و جیغ زد : دروغ نگو تو به من گفتی که لرد بدون این شی نمیتونه زنده بمونه !!
تو به من گفتی که بدزدش ! من که گفتم این کار رو نمیکنم ! حالا همه چی رو انداختی تقصیر کریچر بیچاره ؟! وای اگر بانو این روز رو میدید !هوکی احساس کرد که صورتش عرق کرده ؟ حالا اون چطوری میتونست ثابت کنه که کریچر دروغ میگه . یکی از مرگخواران فریاد زد : هوکی این جن راست میگه !؟
هوکی خواست جواب بده که کریچر حرف اونو قطع کرد او در حالی که از جاش بلند میشد جیغ زنان گفت : چطور دلت میاد با من اینجور رفتار کنی هان ؟ من هیچ وقت .....
بوم.....
هوکی با یک شیرجه روی کریچر پریده بود و او رو به زمین انداخته بود . هوکی در حالی که سعی میکرد تا میتواند به کریچر آسیب برساند جیغ زد : تو داری به من تهمت میزنی . دزد کثیف! خود ارباب نشونت میده
اما با این حرکت وضع هوکی از اون چیزی که بود نیز بدتر شد زیرا کریچر بسیار زیرکانه جیغ زد : هوکی شیء لرد رو دزدیده و حالا میخواد منو بکشه تا دیگه هیچ کس از کارش سر در نیاره ! خواهش میکنم کمکم کنین ؟ اون قبلا هم منو تهدید به مرگ کرده بود ؟
حال دیگه سه مرگخوار تقریبا حرف کریچر رو باور کرده بودند یکی از آنها با خشونت هر دوشون رو در حالی که سعی میکردند همدیگر رو با مشت و لگد بزنند از روی زمین بلند کرد و در هوا نگه داشت سپس با لحن خشنی گفت : با این دوتا چی کار کنیم ؟
یکی دیگر از مرگخواران : نمیدونم من که کاملا گیج شدم بهتره هردوتاشون رو زندانی کنیم و صبر کنیم تا ارباب راجع بشون تصمیم بگیره!
هوکی جیغ زد : یعنی شما حرف این ......
یکی از مرگخواران فریاد زد : خفه شو هوکی ! از کجا معلوم که تو دروغ نمیگی و کریچر راست نمیگه ؟ چرا به کریچر حمله کردی ؟
هوکی ساکت شد. او با خودش فکر کرد کریچر هر نقشه ای که داشته تا الانش که مو به مو اجرا شده او با عصبانیت به کریچر نگاه کرد که در آن لحظه لبخند موذیانه ای به لب داشت .
یکی از مرگخواران : فعلا بهتره هر دوتاشون رو بیهوش کنیم تا بعد ببینیم چی میشه !
مرگخوار سومی که تا به آن لحظه هیچ حرفی نزده بود و فقط شاهد ماجرا بود با خونسردی چوبدستیش رو دراورد و از دیوار فاصله گرفت ! و به سمت هوکی و کریچر اومد .
هوکی با وحشت و کریچر با هیجان داشتند به آن مرگخوار نگاه میکردند . آن مرگخوار جلوی هوکی رسید و ایستاد سپس چوبدستیش رو بالا آورد و هوکی رو نشانه گرفت ........
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

)
