خلاصه:
تسترالهای لردسیاه گذاشتن و رفتن. لرد از مرگخوارا میخواد که براش یه تسترال پیدا کنن. مرگخوارا یه تسترال پیدا میکنن اما اون تسترال ادعا داره لرد سرزمین تسترالهاست و میخواد با لرد سیاه و مرگخوارا رقابت کنه. برای اینکه رقابت برابر باشه لردسیاه رو هم تبدیل به تسترال میکنه و ادعا میکنه از لرد بهتره. لرد- تسترال و تسترال قرار میذارن که باهم مسابقه بدن و ببینن کدومشون بهتره و برای اولین مسابقه مسیر یابی رو انتخاب میکنن و بعد از کلی کشمکش تسترال تصمیم میگیره خودش مقصد مسابقه مسیریابی رو انتخاب کنه.-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تسترال که از شلوغی و سر و صدای مرگخواران استفاده کرده بود، روی پاهای جلوی بلند شد و در طی اجرای یک صحنه سینمایی با تم مختارنامه گفت:
- مقصد همه خونخواران عالم قصابی است!
بعد هم به سرعت به راه افتاد و قبل از اینکه لرد بتواند بپرسد " کدام قصابی؟" از نظرها محو شد و نقشه را نیز با خودش برد.
لرد اخمی کرد و با حالت قهر گفت:
- تقصیر شماهاست! ما الان جا ماندیم! کسی حق ندارد ما را جا بذارد!
مرگخواران در جهت های مختلف جامه دریدند و بسیار شیون و زاری نمودند تا جایی که لرد داد زد:
- بسه! سرمان رفت! فعلا دماغمان میخارد! بیایید ما را بخارانید!
اگرچه مرگخواران عاشقان لرد بودند و لرد کراش اعظم آن جمع بود ولی هیچ کس آنقدر روی لرد کراش نداشت که مایل به خاراندن دماغ مرطوب یک تسترال باشد، حتی اگر آن تسترال لردولدمورت باشد. در نتیجه بعد از این درخواست لرد سکوت معذب کننده ای همه جا را فرا گرفت و کسی برای کمک به لرد پیش قدم نشد.
- چه غلطا! ما را نمیخارید؟.... اگر فقط سم نداشتیم... میدانستیم چه کنیم!.... هی تو! میپری وسط و نقشه میدهی به رقیب ما؟ بیا ما را بخاران!
واضح بود که مقصود لرد از این صحبت؛ تریلانی است که به طرز کودکانه ایی سعی میکرد خودش را پشت گوی پیشگویی اش پنهان کند.
- ما تسترال شدیم... کور که نشدیم! بیا ما را بخاران! وگرنه میاییم و تو را میخارانیم! به روش خودمان!
تریلانی که میدانست توانایی و تحمل خارانده شدن توسط لرد را ندارد با بی میلی جلو رفت و مشغول خاراندن دماغ لرد شد. دماغ لرد مانند دماغ هر تسترالی مرطوب و لزج بود و تریلانی با بالا آوردن محتویات معده اش فاصله چندانی نداشت، بنابراین سعی کرد حواس لرد را از خارش دماغش پرت کند و گفت:
- میدونید ارباب! در مورد مسابقه... من لوکیشنشو زدم توی یِس! نیازی به جی پی اس نداریم!
لرد با شنیدن کلمه مسابقه هوشیار شد و سرش را از دستان تریلانی دور کرد.
- مسابقه یادمان رفت!... چی چی را زدید در چی چی؟
تریلانی که داشت دست خیسش را با ردایش پاک میکرد با لبخند بزرگی گفت:
- منظورم اینکه مقصد رو وارد برنامه مسیریابی "یِس" کردم! الان فقط باید مسیر رو دنبال کنیم!
بعد از این حرف، تریلانی نقشه عجیبی را بیرون کشید که رویش یک مسیر با رنگ آبی مشخص شده بود و میدرخشید. تریلانی که صورت متعجب تسترالی لرد را دید، ادامه داد:
- تازه سخن گو هم هست!
در همان لحظه صدای زنانه ایی از نقشه به گوش رسید.
- آماده ایی؟ بزن بریم!... به چپ بپیچید!
لرد با غرور شیهه ای کشید و گفت:
- مرگخواران به پیش! میرویم به قصابی!
مرگخواران هورا کشیدند و وایکینگ وار به چپ پیچیدند.
البته هیچ کس خبر نداشت که مسیریاب یِس آنقدرها هم دقیق نیست و همیشه مسیر درست را نشان نمیدهد.