فقط 5% ویزلی ها عقل دارن بقیشون بچه
اون 5 درصد فقط منم
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
23 کاربر(ها) آنلاین هستند (15 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
21
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
جک جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/10/16
تولد نقش: 1390/10/27
آخرین ورود: پنجشنبه 15 تیر 1396 17:28
از: امدن و رفتن من سودی کو!!!
پستها:
674

جزئیات کاربر

حیف نون از همسرش می پرسه: از ازدواج با من مثل هیپوگریف پشیمونی یا مثل تسترال کیف می کنی؟
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و همانا بر ساحره و جادوگر(!) واجب است که وصیت نامه ی خود را زیر بالشت قرار دهد(یا توی امضایش بنویسد و لب تابش را زیر بالشتش بگذارد!) و اینگونه بود که ما بر آن شدیم تا وصیت نامهای از خود تنظیم کنیم و در اینجا قرار دهیم تا الگویی باشد برای آیندگان.
.
.
.
و بدانید که مرگ حق است؛ پس در مرگ من نگریید که دستمال گران است و برای هر دستمال کاغذی چه تعداد درخت که قطع نمیشود و غیره.
.
.
.
.
.
وصیت میکنم من را یازده متر زیرزمین خاک کنید. تحمل صداهای پای روی قبرم را ندارم.
.
وصیت میکنم سنگ قبرم دو جداره باشد. تحمل دردودل های مردم را ندارم وقتی که میمیری هم ولت نمیکنند!
وصیت میکنم مرا با هدفون و گوشیم خاک کنید. صف حساب کتاب طولانی ـست حوصله ام سر میرود خب.
.
وصیت میکنم قبرم سیستم تهویه مطبوع داشته باشد. آن زیر بو میدهد!
.
وصیت میکنم قبرم عایق حرارتی باشد در زمستان و تابستان ناراحت نشوم.
.
وصیت میکنم بخاری در قبرم بگذارند. تا تنم در گور نلرزد.(!)
.
وصیت میکنم حشره کش و مرگموش به قدر نیاز دور مزارم بچینند.
.
وصیت میکنم دور قبرم خندق بکنند. دورش هم تمساح بگذارند. از این ملت بعید نیست به جان جنازهام بیفتند.
.
وصیت میکنم کفن و سنگ لهد م سیاه باشد. سیاه به من میآید.
.
وصیت میکنم سرقبرم آهنگهای قردار بگذارید تا "شادروان" شوم.
.
وصیت میکنم دعوا کنید سر قبرم با بقیهی روحها ببینیم بزنیم زیر خنده.
.
وصیت میکنم بعد مرگم برای همه تعریف کنید چه انسان گولاخی بودم. حالا واقعی هم نبود فدای سرتان.
.
وصیت میکنم سر قبرم بنویسید "بزرگ خاندان بوقی؛ بوقزن اعظم".
.
وصیت میکنم سر قبرم گریه نکنید. سوسن خانوم بگذارید و دوبس دوبس بزنید بترکانید. روح ارواح هم شاد میشود. ثواب دارد.
.
خودمان که میدانیم مردهایم حالا هی باید گریه کنید حالمان را بدتر کنید؟
.
وصیت میکنم یک نوار ضبط شده سر قبرم بگذارید که به هر کس از اطرافم رد میشود تیکه بیندازد.
.
وصیت میکنم که وصیت نامه ام را پاره نکنید. شگون ندارد بوقیها.
.
وصیت میکنم سر قبرم تلویزیون بگذارید. حوصله مان آنجا سر میرود.
.
وصیت میکنم اگر هر چه زور میزدید و در قبر نمیرفتم چیزی را بر سرم نزنید. قلقلک بدهید.
.
وصیت میکنم بخندید تا وقتی وقت دارید. ما که نخندیدیم ولی حداقل خنداندیم.
.
.
.
و بدانید که مرگ حق است؛ پس در مرگ من نگریید که دستمال گران است و برای هر دستمال کاغذی چه تعداد درخت که قطع نمیشود و غیره.
.
.
.
.
.
وصیت میکنم من را یازده متر زیرزمین خاک کنید. تحمل صداهای پای روی قبرم را ندارم.
.
وصیت میکنم سنگ قبرم دو جداره باشد. تحمل دردودل های مردم را ندارم وقتی که میمیری هم ولت نمیکنند!
وصیت میکنم مرا با هدفون و گوشیم خاک کنید. صف حساب کتاب طولانی ـست حوصله ام سر میرود خب.
.
وصیت میکنم قبرم سیستم تهویه مطبوع داشته باشد. آن زیر بو میدهد!
.
وصیت میکنم قبرم عایق حرارتی باشد در زمستان و تابستان ناراحت نشوم.
.
وصیت میکنم بخاری در قبرم بگذارند. تا تنم در گور نلرزد.(!)
.
وصیت میکنم حشره کش و مرگموش به قدر نیاز دور مزارم بچینند.
.
وصیت میکنم دور قبرم خندق بکنند. دورش هم تمساح بگذارند. از این ملت بعید نیست به جان جنازهام بیفتند.
.
وصیت میکنم کفن و سنگ لهد م سیاه باشد. سیاه به من میآید.
.
وصیت میکنم سرقبرم آهنگهای قردار بگذارید تا "شادروان" شوم.
.
وصیت میکنم دعوا کنید سر قبرم با بقیهی روحها ببینیم بزنیم زیر خنده.
.
وصیت میکنم بعد مرگم برای همه تعریف کنید چه انسان گولاخی بودم. حالا واقعی هم نبود فدای سرتان.
.
وصیت میکنم سر قبرم بنویسید "بزرگ خاندان بوقی؛ بوقزن اعظم".
.
وصیت میکنم سر قبرم گریه نکنید. سوسن خانوم بگذارید و دوبس دوبس بزنید بترکانید. روح ارواح هم شاد میشود. ثواب دارد.
.
خودمان که میدانیم مردهایم حالا هی باید گریه کنید حالمان را بدتر کنید؟
.
وصیت میکنم یک نوار ضبط شده سر قبرم بگذارید که به هر کس از اطرافم رد میشود تیکه بیندازد.
.
وصیت میکنم که وصیت نامه ام را پاره نکنید. شگون ندارد بوقیها.
.
وصیت میکنم سر قبرم تلویزیون بگذارید. حوصله مان آنجا سر میرود.
.
وصیت میکنم اگر هر چه زور میزدید و در قبر نمیرفتم چیزی را بر سرم نزنید. قلقلک بدهید.
.
وصیت میکنم بخندید تا وقتی وقت دارید. ما که نخندیدیم ولی حداقل خنداندیم.
جزئیات کاربر

یه روز وزیر سحرو جادو با هافلستانیه تو اتوبوس شوالیه بودن هافلستانی میگه: شما کارمندی ؟وزیر تواضع به خرج میده میگه آره هافلیه میزنه توگوش وزیر میگه پس غلط میکنی لباس وزیر میکنی تنت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و همانا بر ساحره و جادوگر(!) واجب است که وصیت نامه ی خود را زیر بالشت قرار دهد(یا توی امضایش بنویسد و لب تابش را زیر بالشتش بگذارد!) و اینگونه بود که ما بر آن شدیم تا وصیت نامهای از خود تنظیم کنیم و در اینجا قرار دهیم تا الگویی باشد برای آیندگان.
.
.
.
و بدانید که مرگ حق است؛ پس در مرگ من نگریید که دستمال گران است و برای هر دستمال کاغذی چه تعداد درخت که قطع نمیشود و غیره.
.
.
.
.
.
وصیت میکنم من را یازده متر زیرزمین خاک کنید. تحمل صداهای پای روی قبرم را ندارم.
.
وصیت میکنم سنگ قبرم دو جداره باشد. تحمل دردودل های مردم را ندارم وقتی که میمیری هم ولت نمیکنند!
وصیت میکنم مرا با هدفون و گوشیم خاک کنید. صف حساب کتاب طولانی ـست حوصله ام سر میرود خب.
.
وصیت میکنم قبرم سیستم تهویه مطبوع داشته باشد. آن زیر بو میدهد!
.
وصیت میکنم قبرم عایق حرارتی باشد در زمستان و تابستان ناراحت نشوم.
.
وصیت میکنم بخاری در قبرم بگذارند. تا تنم در گور نلرزد.(!)
.
وصیت میکنم حشره کش و مرگموش به قدر نیاز دور مزارم بچینند.
.
وصیت میکنم دور قبرم خندق بکنند. دورش هم تمساح بگذارند. از این ملت بعید نیست به جان جنازهام بیفتند.
.
وصیت میکنم کفن و سنگ لهد م سیاه باشد. سیاه به من میآید.
.
وصیت میکنم سرقبرم آهنگهای قردار بگذارید تا "شادروان" شوم.
.
وصیت میکنم دعوا کنید سر قبرم با بقیهی روحها ببینیم بزنیم زیر خنده.
.
وصیت میکنم بعد مرگم برای همه تعریف کنید چه انسان گولاخی بودم. حالا واقعی هم نبود فدای سرتان.
.
وصیت میکنم سر قبرم بنویسید "بزرگ خاندان بوقی؛ بوقزن اعظم".
.
وصیت میکنم سر قبرم گریه نکنید. سوسن خانوم بگذارید و دوبس دوبس بزنید بترکانید. روح ارواح هم شاد میشود. ثواب دارد.
.
خودمان که میدانیم مردهایم حالا هی باید گریه کنید حالمان را بدتر کنید؟
.
وصیت میکنم یک نوار ضبط شده سر قبرم بگذارید که به هر کس از اطرافم رد میشود تیکه بیندازد.
.
وصیت میکنم که وصیت نامه ام را پاره نکنید. شگون ندارد بوقیها.
.
وصیت میکنم سر قبرم تلویزیون بگذارید. حوصله مان آنجا سر میرود.
.
وصیت میکنم اگر هر چه زور میزدید و در قبر نمیرفتم چیزی را بر سرم نزنید. قلقلک بدهید.
.
وصیت میکنم بخندید تا وقتی وقت دارید. ما که نخندیدیم ولی حداقل خنداندیم.
.
.
.
و بدانید که مرگ حق است؛ پس در مرگ من نگریید که دستمال گران است و برای هر دستمال کاغذی چه تعداد درخت که قطع نمیشود و غیره.
.
.
.
.
.
وصیت میکنم من را یازده متر زیرزمین خاک کنید. تحمل صداهای پای روی قبرم را ندارم.
.
وصیت میکنم سنگ قبرم دو جداره باشد. تحمل دردودل های مردم را ندارم وقتی که میمیری هم ولت نمیکنند!
وصیت میکنم مرا با هدفون و گوشیم خاک کنید. صف حساب کتاب طولانی ـست حوصله ام سر میرود خب.
.
وصیت میکنم قبرم سیستم تهویه مطبوع داشته باشد. آن زیر بو میدهد!
.
وصیت میکنم قبرم عایق حرارتی باشد در زمستان و تابستان ناراحت نشوم.
.
وصیت میکنم بخاری در قبرم بگذارند. تا تنم در گور نلرزد.(!)
.
وصیت میکنم حشره کش و مرگموش به قدر نیاز دور مزارم بچینند.
.
وصیت میکنم دور قبرم خندق بکنند. دورش هم تمساح بگذارند. از این ملت بعید نیست به جان جنازهام بیفتند.
.
وصیت میکنم کفن و سنگ لهد م سیاه باشد. سیاه به من میآید.
.
وصیت میکنم سرقبرم آهنگهای قردار بگذارید تا "شادروان" شوم.
.
وصیت میکنم دعوا کنید سر قبرم با بقیهی روحها ببینیم بزنیم زیر خنده.
.
وصیت میکنم بعد مرگم برای همه تعریف کنید چه انسان گولاخی بودم. حالا واقعی هم نبود فدای سرتان.
.
وصیت میکنم سر قبرم بنویسید "بزرگ خاندان بوقی؛ بوقزن اعظم".
.
وصیت میکنم سر قبرم گریه نکنید. سوسن خانوم بگذارید و دوبس دوبس بزنید بترکانید. روح ارواح هم شاد میشود. ثواب دارد.
.
خودمان که میدانیم مردهایم حالا هی باید گریه کنید حالمان را بدتر کنید؟
.
وصیت میکنم یک نوار ضبط شده سر قبرم بگذارید که به هر کس از اطرافم رد میشود تیکه بیندازد.
.
وصیت میکنم که وصیت نامه ام را پاره نکنید. شگون ندارد بوقیها.
.
وصیت میکنم سر قبرم تلویزیون بگذارید. حوصله مان آنجا سر میرود.
.
وصیت میکنم اگر هر چه زور میزدید و در قبر نمیرفتم چیزی را بر سرم نزنید. قلقلک بدهید.
.
وصیت میکنم بخندید تا وقتی وقت دارید. ما که نخندیدیم ولی حداقل خنداندیم.
جزئیات کاربر

دیدم هوا هنوز خیلی گرمه گفتم یه جک بذارم یکم خنک شید تو این هوا می چسبه!
رون به مامانش میگه: مامان؟ چرا هر وقت من عاشقانه و پراحساس آواز میخونم زود پنجره رو باز می کنی و به مردم کوچه نگاه می کنی و لبخند میزنی؟
مالی جواب میده: برای اینکه وقتی مردم صداتو میشنون فکر نکنن که من دارم کتکت میزنم و این صدای جیغ و دادته!
رون به مامانش میگه: مامان؟ چرا هر وقت من عاشقانه و پراحساس آواز میخونم زود پنجره رو باز می کنی و به مردم کوچه نگاه می کنی و لبخند میزنی؟
مالی جواب میده: برای اینکه وقتی مردم صداتو میشنون فکر نکنن که من دارم کتکت میزنم و این صدای جیغ و دادته!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

در زلزله 5 ریشتری درتالار هافل 9 نفر زخمی و در تقسیم چادر 80 نفر کشته شدند
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و همانا بر ساحره و جادوگر(!) واجب است که وصیت نامه ی خود را زیر بالشت قرار دهد(یا توی امضایش بنویسد و لب تابش را زیر بالشتش بگذارد!) و اینگونه بود که ما بر آن شدیم تا وصیت نامهای از خود تنظیم کنیم و در اینجا قرار دهیم تا الگویی باشد برای آیندگان.
.
.
.
و بدانید که مرگ حق است؛ پس در مرگ من نگریید که دستمال گران است و برای هر دستمال کاغذی چه تعداد درخت که قطع نمیشود و غیره.
.
.
.
.
.
وصیت میکنم من را یازده متر زیرزمین خاک کنید. تحمل صداهای پای روی قبرم را ندارم.
.
وصیت میکنم سنگ قبرم دو جداره باشد. تحمل دردودل های مردم را ندارم وقتی که میمیری هم ولت نمیکنند!
وصیت میکنم مرا با هدفون و گوشیم خاک کنید. صف حساب کتاب طولانی ـست حوصله ام سر میرود خب.
.
وصیت میکنم قبرم سیستم تهویه مطبوع داشته باشد. آن زیر بو میدهد!
.
وصیت میکنم قبرم عایق حرارتی باشد در زمستان و تابستان ناراحت نشوم.
.
وصیت میکنم بخاری در قبرم بگذارند. تا تنم در گور نلرزد.(!)
.
وصیت میکنم حشره کش و مرگموش به قدر نیاز دور مزارم بچینند.
.
وصیت میکنم دور قبرم خندق بکنند. دورش هم تمساح بگذارند. از این ملت بعید نیست به جان جنازهام بیفتند.
.
وصیت میکنم کفن و سنگ لهد م سیاه باشد. سیاه به من میآید.
.
وصیت میکنم سرقبرم آهنگهای قردار بگذارید تا "شادروان" شوم.
.
وصیت میکنم دعوا کنید سر قبرم با بقیهی روحها ببینیم بزنیم زیر خنده.
.
وصیت میکنم بعد مرگم برای همه تعریف کنید چه انسان گولاخی بودم. حالا واقعی هم نبود فدای سرتان.
.
وصیت میکنم سر قبرم بنویسید "بزرگ خاندان بوقی؛ بوقزن اعظم".
.
وصیت میکنم سر قبرم گریه نکنید. سوسن خانوم بگذارید و دوبس دوبس بزنید بترکانید. روح ارواح هم شاد میشود. ثواب دارد.
.
خودمان که میدانیم مردهایم حالا هی باید گریه کنید حالمان را بدتر کنید؟
.
وصیت میکنم یک نوار ضبط شده سر قبرم بگذارید که به هر کس از اطرافم رد میشود تیکه بیندازد.
.
وصیت میکنم که وصیت نامه ام را پاره نکنید. شگون ندارد بوقیها.
.
وصیت میکنم سر قبرم تلویزیون بگذارید. حوصله مان آنجا سر میرود.
.
وصیت میکنم اگر هر چه زور میزدید و در قبر نمیرفتم چیزی را بر سرم نزنید. قلقلک بدهید.
.
وصیت میکنم بخندید تا وقتی وقت دارید. ما که نخندیدیم ولی حداقل خنداندیم.
.
.
.
و بدانید که مرگ حق است؛ پس در مرگ من نگریید که دستمال گران است و برای هر دستمال کاغذی چه تعداد درخت که قطع نمیشود و غیره.
.
.
.
.
.
وصیت میکنم من را یازده متر زیرزمین خاک کنید. تحمل صداهای پای روی قبرم را ندارم.
.
وصیت میکنم سنگ قبرم دو جداره باشد. تحمل دردودل های مردم را ندارم وقتی که میمیری هم ولت نمیکنند!
وصیت میکنم مرا با هدفون و گوشیم خاک کنید. صف حساب کتاب طولانی ـست حوصله ام سر میرود خب.
.
وصیت میکنم قبرم سیستم تهویه مطبوع داشته باشد. آن زیر بو میدهد!
.
وصیت میکنم قبرم عایق حرارتی باشد در زمستان و تابستان ناراحت نشوم.
.
وصیت میکنم بخاری در قبرم بگذارند. تا تنم در گور نلرزد.(!)
.
وصیت میکنم حشره کش و مرگموش به قدر نیاز دور مزارم بچینند.
.
وصیت میکنم دور قبرم خندق بکنند. دورش هم تمساح بگذارند. از این ملت بعید نیست به جان جنازهام بیفتند.
.
وصیت میکنم کفن و سنگ لهد م سیاه باشد. سیاه به من میآید.
.
وصیت میکنم سرقبرم آهنگهای قردار بگذارید تا "شادروان" شوم.
.
وصیت میکنم دعوا کنید سر قبرم با بقیهی روحها ببینیم بزنیم زیر خنده.
.
وصیت میکنم بعد مرگم برای همه تعریف کنید چه انسان گولاخی بودم. حالا واقعی هم نبود فدای سرتان.
.
وصیت میکنم سر قبرم بنویسید "بزرگ خاندان بوقی؛ بوقزن اعظم".
.
وصیت میکنم سر قبرم گریه نکنید. سوسن خانوم بگذارید و دوبس دوبس بزنید بترکانید. روح ارواح هم شاد میشود. ثواب دارد.
.
خودمان که میدانیم مردهایم حالا هی باید گریه کنید حالمان را بدتر کنید؟
.
وصیت میکنم یک نوار ضبط شده سر قبرم بگذارید که به هر کس از اطرافم رد میشود تیکه بیندازد.
.
وصیت میکنم که وصیت نامه ام را پاره نکنید. شگون ندارد بوقیها.
.
وصیت میکنم سر قبرم تلویزیون بگذارید. حوصله مان آنجا سر میرود.
.
وصیت میکنم اگر هر چه زور میزدید و در قبر نمیرفتم چیزی را بر سرم نزنید. قلقلک بدهید.
.
وصیت میکنم بخندید تا وقتی وقت دارید. ما که نخندیدیم ولی حداقل خنداندیم.
جزئیات کاربر

ﭼﻦ ﺭﻭﺯ ﭘﯿﺶ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻢ ﮎ شفا دهندهس ﯼ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﻭﺍﺳﺶ ﺍﻓﺘﺎﺩ ...!
ﯼ ﭘﺴﺮﻩ ﮎ ﺩﯾﺎﺑﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﻭﻣﺎﻫﯽ ﻣﯿﺮﻓﺘﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﮎ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ! ﺍﯾﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻈﻠﻮﻣﻪ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ ....!
ﭘﺴﺮﻩ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﻣﯿﺸﻪ.ﺧﻼﺻﻪ ﯼ ﻣﺪﺕ ﺩﺱ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ ﻭ ﻫﯽ ﻣﯿﺎﺩﻭ ﻣﯿﺮﻩ ...!
ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻤﻢ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺩﺍﺭﻡ ...!
ﺧﻼﺻﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﻭﻣﯿﮕﻪ ﺁﺩﺭﺳﺸﻮ ﺑﺪﻩ ﺍﮔﻪ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﯽ ...!
ﺍﯾﻨﻢ ﺁﺩﺭﺳﻮ ﻣﯿﺪﻩ ﮎ ﺷﺮﺵ ﮐﻢ ﺷﻪ ...!
ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﻧﺎﻣﺰﺩﻩ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍﺷﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻤﻮ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ....!
ﺑﻌﺪ ﯼ ﻣﺪﺕ ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﮎ کار آگاها ﻧﻤﯿﺎﻥ سراغش میره ﭘﯿﺶ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻢ ﻭ ﺑﻬﺶ میگه میدوﻧﺴﺘﻢ ﮎ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺏ کار آگاها ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﮎ ﻣﻦ ﻧﺎﻣﺰﺩﺗﻮ ﮐﺸﺘﻢ ...!
ﺍﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺁﺭﻩ ﺣﺎﻻ ﺑﺸﯿﻦ ﺗﺎ ﻭﺍﺳﺖ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﺰﻧﻢ ...!
ﻭ ﺏ ﺟﺎ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ ﺗﻮ ﺳﺮﻧﮓ ...! ﻭ ﺑﻬﺶ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...!
ﺑﻌﺪ ﺏ ﭘﺴﺮﻫﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﮎ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﺗﻮ ﺑﺪﻧﺖ ...! ﻭ ﺗﺎ ﭼﻦ ﺩﯾﻘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﯼ
ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﮎ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮ بکشتش ﻣﯿﺪﻭﻩ
ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﯼ ﭼﻦ ﻣﺘﺮﯼ ﯾﻬﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻨﺰﯾﻨﺶ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ ...!؟
ﺩﯾﻮﻭﻧﻢ ﺧﻮﺩﺗﯽ ...! ﭘﻤﭗ ﺑﻨﺰﯾﻨﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﺍﻓﺎ .!
ﺑﻪ ﺭﻭﺣﻢ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﺑﻨﺪ نیست ....
ﯼ ﭘﺴﺮﻩ ﮎ ﺩﯾﺎﺑﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﻭﻣﺎﻫﯽ ﻣﯿﺮﻓﺘﻪ ﭘﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﮎ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﺰﻧﻪ! ﺍﯾﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻈﻠﻮﻣﻪ ﺗﺤﻮﯾﻠﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﻩ ....!
ﭘﺴﺮﻩ ﻋﺎﺷﻘﺶ ﻣﯿﺸﻪ.ﺧﻼﺻﻪ ﯼ ﻣﺪﺕ ﺩﺱ ﺍﺯ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻩ ﻭ ﻫﯽ ﻣﯿﺎﺩﻭ ﻣﯿﺮﻩ ...!
ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻤﻢ ﮐﻼﻓﻪ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺩﺍﺭﻡ ...!
ﺧﻼﺻﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﻭﻣﯿﮕﻪ ﺁﺩﺭﺳﺸﻮ ﺑﺪﻩ ﺍﮔﻪ ﺭﺍﺱ ﻣﯿﮕﯽ ...!
ﺍﯾﻨﻢ ﺁﺩﺭﺳﻮ ﻣﯿﺪﻩ ﮎ ﺷﺮﺵ ﮐﻢ ﺷﻪ ...!
ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﻧﺎﻣﺰﺩﻩ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍﺷﻮﻥ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻧﺎﻣﺰﺩ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻤﻮ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ ....!
ﺑﻌﺪ ﯼ ﻣﺪﺕ ﭘﺴﺮﻩ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﮎ کار آگاها ﻧﻤﯿﺎﻥ سراغش میره ﭘﯿﺶ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻢ ﻭ ﺑﻬﺶ میگه میدوﻧﺴﺘﻢ ﮎ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺏ کار آگاها ﻣﯿﮕﻔﺘﯽ ﮎ ﻣﻦ ﻧﺎﻣﺰﺩﺗﻮ ﮐﺸﺘﻢ ...!
ﺍﻭﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺁﺭﻩ ﺣﺎﻻ ﺑﺸﯿﻦ ﺗﺎ ﻭﺍﺳﺖ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﺰﻧﻢ ...!
ﻭ ﺏ ﺟﺎ ﺍﻧﺴﻠﯿﻦ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ ﺗﻮ ﺳﺮﻧﮓ ...! ﻭ ﺑﻬﺶ ﺗﺰﺭﯾﻖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ...!
ﺑﻌﺪ ﺏ ﭘﺴﺮﻫﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﮎ ﺑﻨﺰﯾﻦ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﺗﻮ ﺑﺪﻧﺖ ...! ﻭ ﺗﺎ ﭼﻦ ﺩﯾﻘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﯿﻤﯿﺮﯼ
ﭘﺴﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻪ ﮎ ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮ بکشتش ﻣﯿﺪﻭﻩ
ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﯼ ﭼﻦ ﻣﺘﺮﯼ ﯾﻬﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻨﺰﯾﻨﺶ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯿﺸﻪ ...!؟
ﺩﯾﻮﻭﻧﻢ ﺧﻮﺩﺗﯽ ...! ﭘﻤﭗ ﺑﻨﺰﯾﻨﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﺍﻭﻥ ﻃﺮﺍﻓﺎ .!
ﺑﻪ ﺭﻭﺣﻢ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺩﺳﺘﺘﻮﻥ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﺑﻨﺪ نیست ....
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
و همانا بر ساحره و جادوگر(!) واجب است که وصیت نامه ی خود را زیر بالشت قرار دهد(یا توی امضایش بنویسد و لب تابش را زیر بالشتش بگذارد!) و اینگونه بود که ما بر آن شدیم تا وصیت نامهای از خود تنظیم کنیم و در اینجا قرار دهیم تا الگویی باشد برای آیندگان.
.
.
.
و بدانید که مرگ حق است؛ پس در مرگ من نگریید که دستمال گران است و برای هر دستمال کاغذی چه تعداد درخت که قطع نمیشود و غیره.
.
.
.
.
.
وصیت میکنم من را یازده متر زیرزمین خاک کنید. تحمل صداهای پای روی قبرم را ندارم.
.
وصیت میکنم سنگ قبرم دو جداره باشد. تحمل دردودل های مردم را ندارم وقتی که میمیری هم ولت نمیکنند!
وصیت میکنم مرا با هدفون و گوشیم خاک کنید. صف حساب کتاب طولانی ـست حوصله ام سر میرود خب.
.
وصیت میکنم قبرم سیستم تهویه مطبوع داشته باشد. آن زیر بو میدهد!
.
وصیت میکنم قبرم عایق حرارتی باشد در زمستان و تابستان ناراحت نشوم.
.
وصیت میکنم بخاری در قبرم بگذارند. تا تنم در گور نلرزد.(!)
.
وصیت میکنم حشره کش و مرگموش به قدر نیاز دور مزارم بچینند.
.
وصیت میکنم دور قبرم خندق بکنند. دورش هم تمساح بگذارند. از این ملت بعید نیست به جان جنازهام بیفتند.
.
وصیت میکنم کفن و سنگ لهد م سیاه باشد. سیاه به من میآید.
.
وصیت میکنم سرقبرم آهنگهای قردار بگذارید تا "شادروان" شوم.
.
وصیت میکنم دعوا کنید سر قبرم با بقیهی روحها ببینیم بزنیم زیر خنده.
.
وصیت میکنم بعد مرگم برای همه تعریف کنید چه انسان گولاخی بودم. حالا واقعی هم نبود فدای سرتان.
.
وصیت میکنم سر قبرم بنویسید "بزرگ خاندان بوقی؛ بوقزن اعظم".
.
وصیت میکنم سر قبرم گریه نکنید. سوسن خانوم بگذارید و دوبس دوبس بزنید بترکانید. روح ارواح هم شاد میشود. ثواب دارد.
.
خودمان که میدانیم مردهایم حالا هی باید گریه کنید حالمان را بدتر کنید؟
.
وصیت میکنم یک نوار ضبط شده سر قبرم بگذارید که به هر کس از اطرافم رد میشود تیکه بیندازد.
.
وصیت میکنم که وصیت نامه ام را پاره نکنید. شگون ندارد بوقیها.
.
وصیت میکنم سر قبرم تلویزیون بگذارید. حوصله مان آنجا سر میرود.
.
وصیت میکنم اگر هر چه زور میزدید و در قبر نمیرفتم چیزی را بر سرم نزنید. قلقلک بدهید.
.
وصیت میکنم بخندید تا وقتی وقت دارید. ما که نخندیدیم ولی حداقل خنداندیم.
.
.
.
و بدانید که مرگ حق است؛ پس در مرگ من نگریید که دستمال گران است و برای هر دستمال کاغذی چه تعداد درخت که قطع نمیشود و غیره.
.
.
.
.
.
وصیت میکنم من را یازده متر زیرزمین خاک کنید. تحمل صداهای پای روی قبرم را ندارم.
.
وصیت میکنم سنگ قبرم دو جداره باشد. تحمل دردودل های مردم را ندارم وقتی که میمیری هم ولت نمیکنند!
وصیت میکنم مرا با هدفون و گوشیم خاک کنید. صف حساب کتاب طولانی ـست حوصله ام سر میرود خب.
.
وصیت میکنم قبرم سیستم تهویه مطبوع داشته باشد. آن زیر بو میدهد!
.
وصیت میکنم قبرم عایق حرارتی باشد در زمستان و تابستان ناراحت نشوم.
.
وصیت میکنم بخاری در قبرم بگذارند. تا تنم در گور نلرزد.(!)
.
وصیت میکنم حشره کش و مرگموش به قدر نیاز دور مزارم بچینند.
.
وصیت میکنم دور قبرم خندق بکنند. دورش هم تمساح بگذارند. از این ملت بعید نیست به جان جنازهام بیفتند.
.
وصیت میکنم کفن و سنگ لهد م سیاه باشد. سیاه به من میآید.
.
وصیت میکنم سرقبرم آهنگهای قردار بگذارید تا "شادروان" شوم.
.
وصیت میکنم دعوا کنید سر قبرم با بقیهی روحها ببینیم بزنیم زیر خنده.
.
وصیت میکنم بعد مرگم برای همه تعریف کنید چه انسان گولاخی بودم. حالا واقعی هم نبود فدای سرتان.
.
وصیت میکنم سر قبرم بنویسید "بزرگ خاندان بوقی؛ بوقزن اعظم".
.
وصیت میکنم سر قبرم گریه نکنید. سوسن خانوم بگذارید و دوبس دوبس بزنید بترکانید. روح ارواح هم شاد میشود. ثواب دارد.
.
خودمان که میدانیم مردهایم حالا هی باید گریه کنید حالمان را بدتر کنید؟
.
وصیت میکنم یک نوار ضبط شده سر قبرم بگذارید که به هر کس از اطرافم رد میشود تیکه بیندازد.
.
وصیت میکنم که وصیت نامه ام را پاره نکنید. شگون ندارد بوقیها.
.
وصیت میکنم سر قبرم تلویزیون بگذارید. حوصله مان آنجا سر میرود.
.
وصیت میکنم اگر هر چه زور میزدید و در قبر نمیرفتم چیزی را بر سرم نزنید. قلقلک بدهید.
.
وصیت میکنم بخندید تا وقتی وقت دارید. ما که نخندیدیم ولی حداقل خنداندیم.
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/11/06
تولد نقش: 1386/11/13
آخرین ورود: سهشنبه 11 فروردین 1405 06:40
از: ت متنفرم غریبه نزدیک!
پستها:
826

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1390/10/16
تولد نقش: 1390/10/27
آخرین ورود: پنجشنبه 15 تیر 1396 17:28
از: امدن و رفتن من سودی کو!!!
پستها:
674

در کنکور ورودی هاگوارتز شرکت کنید
محل گردهمايي اعضاي محفل ققنوس كجا بود؟
الف)* بالاتر از ميدان ونك- كوچه گلها- پلاك 1+12- طبقه بین دوم و سوم – منزل آقاي سيريوس بلك.
ب)* محل برپايي گردهماييهاي اعضاي اين محفل مثل مهمانيهاي دوره*اي، هر بار در خانه يكي از
اعضا بود. البته بقيه بايد شامشان را هم با خودشان مي*آوردند تا خرج ميزبان زياد نشود.
ج) در هاگزميد دور يك ميز مي*نشستند، سفارش نوشابه كره*اي مي*دادند و اس ام اس های
بانمکی را که درباره ی ولدمورت برايشان آمده بود، براي همديگر مي*خواندند. هاي
د)** راستش دفعه اولي كه دامبلدور هري پاتر را به آنجا برد، شب بود، به همين خاطر نشاني*اش را ياد نگرفتم.
* بهترين راه مقابله با يك غول غارنشين چيست؟
الف)* به او پيشنهاد مي*كنيم به جاي دعوا، باهم مسابقه گل*كوچيك بدهيم. اما از آنجا كه پاي
غولها تا آن موقع به توپ نخورده، غول موردنظر مي*بازد و چون در مرام و روحيه ورزشكاري من
هم كتك*زدن بازنده جايي ندارد، پس مي*روم خانه*مان!
ب) مقابله چيه؟ زود مي*روم و مامان*بزرگم را مي*آورم و غول موردنظر را نشانش مي*دهم تا مدام
نگويد كه غول و جادوگر و اژدها مال قصه*هاست.
ج)* اول*ورد «وينگا رديوم له ويوسا» را امتحان مي*كنم. اگر مؤثر واقع نشد سعي مي*كنم از ورد
«ماكارانو اسكايدو» استفاده كنم. اگر آن هم نتيجه نداد، سپر دفاعي درست مي*كنم. اگر هم
ورد سپر دفاعي را فراموش كرده بودم ،والدینم را می آورم تا حالش را بگیرند!
د)*** كاري ندارد كه، غول را گوشه ديوار گير مي*اندازم بعد با زدن كليك راست موس، منوي وردها را
باز مي*كنم و با انتخاب ورد تبديل كننده، غوله را به مگس تبديل مي*كنم. بعد با فشار دادن
دکمه های با مگس*كش او را له مي*كنم و مي*روم مرحله بعد. Altو f
** شعار هاگوارتز چيست؟
الف)* پيشگيري بهتر از درمان است.
ب)** تيم كوييديچ گريفندور، سرور تيم كوييديچ اسلايترينه!
ج)** شادي حق بچه جادوگرهاست، پس لطفاً درس معجون*سازي اسنيپ را حذف و به جايش زنگ
ورزش را زياد كنيد.
د)** هرگز كف پاي يك اژدهاي خفته را قلقلك ندهيد. خوشتان مي*آيد وقتي كه در خواب نازيد، يك اژدها كف پايتان را قلقلك بدهد؟!
* ويژگي ظاهري باسيليك چيست و اين موجود چطور آدم مي*خورد؟
الف)* اين موجود گردن درازي دارد، روي پوستش لكه*هاي سياه ديده مي*شود و غذايش هم برگ
درخت است. اِاِاِ...! اين زرافه را كي جاي باسيليك به شما قالب كرده؟
ب) به علت علاقه زياد اين موجود به تيم بايرن *مونيخ بالهايش قرمز رنگ است و آن*قدر از
بدبختيها، برگشت خوردن چكها، گرسنگي و فروختن اسباب و اثاثيه*اش مي*گويد كه اشك آدم
درمي*آيد و خودش به او پيشنهاد مي*كند: «بيا مرا بخور»!
ج)* اصولاً باسيليكها از روي دماغ بزرگشان شناخته مي*شوند، ما از وقتي همه*شان دماغشان را
عمل كرده*اند، مي*توان آنها را از چسبي كه روي بيني*شان خورده شناخت. در ضمن اين موجودات
سالهاست كه گياه*خوار شده*اند و فقط باغبانها و كشاورزان را مي*خورند.
د)* در مجموع اصلاً موجودات خوش*تيپي نيستند و محال است كسي آنها را با همفري بوگارت يا
تام كروز اشتباه بگيرد. آدمها را هم بدون روغن و نمك مي*خورند چون به*صورت ژنتيكي، كلسترول
همه*شان بالاست.
راه ورود به سالن عمومي گروه گريفندور چيست؟
الف)* بايد زنگ در را بزنم. اما چون قدم به زنگ نمي*رسد به بدعنق مي*گويم زنگ بزند، بعد خودم
با حداكثر سرعت فرار مي*كنم!
ب)* اول در مي*زنم. اگر كسي پرسيد رمز ورود چيه و رمز يادم رفته بود، مي*گويم مأمور گازم،
آمده*ام كنتور را ببينم. بعد كه در باز شد، سوت زنان مي*روم تو!
ج)** بايد به نحوي بانوي چاق موجود در تابلو را راضي كنم تا در را باز كند. بهترين راه هم براي
راضي كردن او اين است كه ببرمش جگركي يا بوفه هاگوارتز و به حساب خودم، مهمانش كنم.
د)* از دامبلدور كليد در ورودي را مي*گيرم و از روي آن به تعداد بچه*هاي گروه كليد مي*سازم و به
آنها مي*دهم تا اين دردسرها تمام شود برود پي كارش.
به نظر شما بهتر بود هاگريد با نوربرت (اژدهاي دندانه*دار نروژي) چه كار مي*كرد؟
الف)** بايد آن را به كتابخانه بچه*شاغلام اهدا مي*كرد تا همه بچه*هاي علاقه*مند بتوانند از آن
استفاده كنند.
ب)* بهتر بود نوربرت را به فرزندي قبول مي*كرد و او را به مدرسه مي*فرستاد تا در آينده براي
خودش دكتر يا مهندس شود.
ج)* اصولاً نگهداري حيوانات كار درستي نيست و هاگريد بايد او را در حوض پارك ملت رها مي*كرد
تا آزادانه براي خودش زندگي كند.
د)** لازم بود هاگريد يك بچه*اژدهاي ديگر هم پيدا مي*كرد تا نوربرت تك فرزند نباشد و مثل بچة ماجراهاي تك*فرزند آقاي احترامي، لوس و ننر بار نيايد!
پاسخها:
اگر بيشتر جوابهايتان گزينه «الف» است، بدون رودربايستي بايد بگوييم شانس شما براي جادوگر شدن، مثل احتمال جان پيچ بودن سوسيس ساندويچ ناهار فسقلي است! پس با قبول واقعيت سعي كنيد راه زندگي*تان را پيدا كنيد و فراموش نكنيد قبول نشدن در كنكور هاگوارتز پايان دنيا نيست.
اگر گزينه «ب» را بيشتر از بقيه گزينه*ها انتخاب كرده*ايد، احتمال قبولي*تان وجود دارد. البته با اين وضعيت احتمال اينكه در گروه اسلايترين بيفتيد، زياد است.
اگر گزينه «ج» را بيشتر از سه گزينه ديگر انتخاب كرده*ايد، به هاگوارتز خوش آمديد! فقط اميدواريم كنجكاويها و ايده*هاي نبوغ*آميزتان، شما را به سرنوشت فرد و جرج ويزلي دچار نكند!
اگر بيشتر پاسخهايتان گزينه «د» است بايد از خودمان بپرسيم با وجود اين همه تسلطي كه به داستانهاي هري پاتر داريد، نكند شما خود رولينگ هستيد و ما خبر نداريم؟!
منبع: بچه*ها...گل*آقا
محل گردهمايي اعضاي محفل ققنوس كجا بود؟
الف)* بالاتر از ميدان ونك- كوچه گلها- پلاك 1+12- طبقه بین دوم و سوم – منزل آقاي سيريوس بلك.
ب)* محل برپايي گردهماييهاي اعضاي اين محفل مثل مهمانيهاي دوره*اي، هر بار در خانه يكي از
اعضا بود. البته بقيه بايد شامشان را هم با خودشان مي*آوردند تا خرج ميزبان زياد نشود.
ج) در هاگزميد دور يك ميز مي*نشستند، سفارش نوشابه كره*اي مي*دادند و اس ام اس های
بانمکی را که درباره ی ولدمورت برايشان آمده بود، براي همديگر مي*خواندند. هاي
د)** راستش دفعه اولي كه دامبلدور هري پاتر را به آنجا برد، شب بود، به همين خاطر نشاني*اش را ياد نگرفتم.
* بهترين راه مقابله با يك غول غارنشين چيست؟
الف)* به او پيشنهاد مي*كنيم به جاي دعوا، باهم مسابقه گل*كوچيك بدهيم. اما از آنجا كه پاي
غولها تا آن موقع به توپ نخورده، غول موردنظر مي*بازد و چون در مرام و روحيه ورزشكاري من
هم كتك*زدن بازنده جايي ندارد، پس مي*روم خانه*مان!
ب) مقابله چيه؟ زود مي*روم و مامان*بزرگم را مي*آورم و غول موردنظر را نشانش مي*دهم تا مدام
نگويد كه غول و جادوگر و اژدها مال قصه*هاست.
ج)* اول*ورد «وينگا رديوم له ويوسا» را امتحان مي*كنم. اگر مؤثر واقع نشد سعي مي*كنم از ورد
«ماكارانو اسكايدو» استفاده كنم. اگر آن هم نتيجه نداد، سپر دفاعي درست مي*كنم. اگر هم
ورد سپر دفاعي را فراموش كرده بودم ،والدینم را می آورم تا حالش را بگیرند!
د)*** كاري ندارد كه، غول را گوشه ديوار گير مي*اندازم بعد با زدن كليك راست موس، منوي وردها را
باز مي*كنم و با انتخاب ورد تبديل كننده، غوله را به مگس تبديل مي*كنم. بعد با فشار دادن
دکمه های با مگس*كش او را له مي*كنم و مي*روم مرحله بعد. Altو f
** شعار هاگوارتز چيست؟
الف)* پيشگيري بهتر از درمان است.
ب)** تيم كوييديچ گريفندور، سرور تيم كوييديچ اسلايترينه!
ج)** شادي حق بچه جادوگرهاست، پس لطفاً درس معجون*سازي اسنيپ را حذف و به جايش زنگ
ورزش را زياد كنيد.
د)** هرگز كف پاي يك اژدهاي خفته را قلقلك ندهيد. خوشتان مي*آيد وقتي كه در خواب نازيد، يك اژدها كف پايتان را قلقلك بدهد؟!
* ويژگي ظاهري باسيليك چيست و اين موجود چطور آدم مي*خورد؟
الف)* اين موجود گردن درازي دارد، روي پوستش لكه*هاي سياه ديده مي*شود و غذايش هم برگ
درخت است. اِاِاِ...! اين زرافه را كي جاي باسيليك به شما قالب كرده؟
ب) به علت علاقه زياد اين موجود به تيم بايرن *مونيخ بالهايش قرمز رنگ است و آن*قدر از
بدبختيها، برگشت خوردن چكها، گرسنگي و فروختن اسباب و اثاثيه*اش مي*گويد كه اشك آدم
درمي*آيد و خودش به او پيشنهاد مي*كند: «بيا مرا بخور»!
ج)* اصولاً باسيليكها از روي دماغ بزرگشان شناخته مي*شوند، ما از وقتي همه*شان دماغشان را
عمل كرده*اند، مي*توان آنها را از چسبي كه روي بيني*شان خورده شناخت. در ضمن اين موجودات
سالهاست كه گياه*خوار شده*اند و فقط باغبانها و كشاورزان را مي*خورند.
د)* در مجموع اصلاً موجودات خوش*تيپي نيستند و محال است كسي آنها را با همفري بوگارت يا
تام كروز اشتباه بگيرد. آدمها را هم بدون روغن و نمك مي*خورند چون به*صورت ژنتيكي، كلسترول
همه*شان بالاست.
راه ورود به سالن عمومي گروه گريفندور چيست؟
الف)* بايد زنگ در را بزنم. اما چون قدم به زنگ نمي*رسد به بدعنق مي*گويم زنگ بزند، بعد خودم
با حداكثر سرعت فرار مي*كنم!
ب)* اول در مي*زنم. اگر كسي پرسيد رمز ورود چيه و رمز يادم رفته بود، مي*گويم مأمور گازم،
آمده*ام كنتور را ببينم. بعد كه در باز شد، سوت زنان مي*روم تو!
ج)** بايد به نحوي بانوي چاق موجود در تابلو را راضي كنم تا در را باز كند. بهترين راه هم براي
راضي كردن او اين است كه ببرمش جگركي يا بوفه هاگوارتز و به حساب خودم، مهمانش كنم.
د)* از دامبلدور كليد در ورودي را مي*گيرم و از روي آن به تعداد بچه*هاي گروه كليد مي*سازم و به
آنها مي*دهم تا اين دردسرها تمام شود برود پي كارش.
به نظر شما بهتر بود هاگريد با نوربرت (اژدهاي دندانه*دار نروژي) چه كار مي*كرد؟
الف)** بايد آن را به كتابخانه بچه*شاغلام اهدا مي*كرد تا همه بچه*هاي علاقه*مند بتوانند از آن
استفاده كنند.
ب)* بهتر بود نوربرت را به فرزندي قبول مي*كرد و او را به مدرسه مي*فرستاد تا در آينده براي
خودش دكتر يا مهندس شود.
ج)* اصولاً نگهداري حيوانات كار درستي نيست و هاگريد بايد او را در حوض پارك ملت رها مي*كرد
تا آزادانه براي خودش زندگي كند.
د)** لازم بود هاگريد يك بچه*اژدهاي ديگر هم پيدا مي*كرد تا نوربرت تك فرزند نباشد و مثل بچة ماجراهاي تك*فرزند آقاي احترامي، لوس و ننر بار نيايد!
پاسخها:
اگر بيشتر جوابهايتان گزينه «الف» است، بدون رودربايستي بايد بگوييم شانس شما براي جادوگر شدن، مثل احتمال جان پيچ بودن سوسيس ساندويچ ناهار فسقلي است! پس با قبول واقعيت سعي كنيد راه زندگي*تان را پيدا كنيد و فراموش نكنيد قبول نشدن در كنكور هاگوارتز پايان دنيا نيست.
اگر گزينه «ب» را بيشتر از بقيه گزينه*ها انتخاب كرده*ايد، احتمال قبولي*تان وجود دارد. البته با اين وضعيت احتمال اينكه در گروه اسلايترين بيفتيد، زياد است.
اگر گزينه «ج» را بيشتر از سه گزينه ديگر انتخاب كرده*ايد، به هاگوارتز خوش آمديد! فقط اميدواريم كنجكاويها و ايده*هاي نبوغ*آميزتان، شما را به سرنوشت فرد و جرج ويزلي دچار نكند!
اگر بيشتر پاسخهايتان گزينه «د» است بايد از خودمان بپرسيم با وجود اين همه تسلطي كه به داستانهاي هري پاتر داريد، نكند شما خود رولينگ هستيد و ما خبر نداريم؟!
منبع: بچه*ها...گل*آقا
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
فراست بیش از هرچیزی، بزرگترین گنج انسان است که وقتی بر سر نهاده شود، هوش و خرد می آورد ...
Only Raven
هیچ چیز غیر ممکن نیست
جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

Only Raven
هیچ چیز غیر ممکن نیست
جادوگران ، ریون ، ارباب=♥♥♥

جزئیات کاربر

داستان کشته شدن کودک ماگل به دست یک ساحره ی چینی
خیلی داستان غم انگیزه :( قبل از اینکه بخونید حتماً یک نفس عمیق بکشید
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなは
واقعا خجالت نکشید زنیکه ی احمق؟؟؟؟!!!
من که اعصابم به هم ریخت !!!!!
ضمنا از به کار بردن کلماتی چون さは早見たか متاسفیم !!!!!!!!!!!!
خیلی داستان غم انگیزه :( قبل از اینکه بخونید حتماً یک نفس عمیق بکشید
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
↓
指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなはやなたきたなよいさは早見たかあやバカにかわ鼻高なわ谷中あだ名はさなたかなあかさやなやまなたあかさなや帆な肉違耶なだや羅やわマヤなた名棚や探したい以下対する目指し回友人目指し差が愛するなたさるかなだ羅山な滝さやかあなやマヌらは坂花やまあ傘話間に魚玉らはがやわまぁら花やなたまやかあさらやわはさたなは
واقعا خجالت نکشید زنیکه ی احمق؟؟؟؟!!!
من که اعصابم به هم ریخت !!!!!
ضمنا از به کار بردن کلماتی چون さは早見たか متاسفیم !!!!!!!!!!!!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خیلی دلم میخواست برگردم ایران ولی متاسفانه همین الانشم ایرانم
很舒適,幸福的
生活,紫色寶石
和鑽石的眼淚和血。
哦,天哪腳的
袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,
流淚的月亮
哦,天哪腳的袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,流淚的月亮
我有一個類我,我耳語
老師來到我用尺子量,說
底線騙你,是一個延伸......
我教授你是什麼意思
不知道這是什麼
فمینیست بزرگ
很舒適,幸福的
生活,紫色寶石
和鑽石的眼淚和血。哦,天哪腳的
袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,
流淚的月亮哦,天哪腳的袖扣盛開櫻
花鼻,舌痛,流淚的月亮我有一個類我,我耳語
老師來到我用尺子量,說
底線騙你,是一個延伸......
我教授你是什麼意思
不知道這是什麼
فمینیست بزرگ
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج