ولي خوب من هم فكر كنم بعد از اين همه مدت بشه در مورد اين پيشنهاد فكر كرد !!
پي نوشت : به ونوس : پسوردمو كه ميدوني حدس زدن لارم نداره

خوش باشيد و موفق
يا حق!
جادو در راه است…
لطفاً یک لحظه صبر کنید
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|




سالازار اسلایترین نوشته:
نقل قول:وني :لطفا شناسه ی ونوسو بلاک کن که منم به هوای دوست جونام وسوسه نشم بیام سایت!
هوم پويان جان من اين شناسه رو ميخوام!ميخوام قبل از اينكه دير بشه پيام شخصياشو بخونم پس بلاكش نكن ! بدش به من :d
در ضمن وني ؟ آداس چي ؟ عدسي چي ؟ طناب دار چي ؟
!

بارون نوشت:
برای یاد آوری خاطرات بروبچ قدیم...به پیشنهاد مانی عمل میشه و یه تاپیک زده میشه فقط جاشو باید مدیران سایت معین کنن


ونوس :هوممممم
ببخشید این سالی جون ما بعضی وقتا یادش میره به زبون مارا حرف نزنه!!
به عنوان مترجم سالی!
mikeshadesh
یا
mikoshadesh
؟
که در ادامه ی متن می فهمیم نارسیسا رو زمین کشیده شده!
پس گزینه ی اول صحیح است!!
وني :لطفا شناسه ی ونوسو بلاک کن که منم به هوای دوست جونام وسوسه نشم بیام سایت!
ميخوام قبل از اينكه دير بشه پيام شخصياشو بخونم پس بلاكش نكن ! بدش به من :d ببینید، من از وقتی اومدم توی سایت، یه قانون نانوشته دیدم که میگه: یه نویسندۀ خوب اگه می بینه نفر قبل از خودش یه سوتی داده، باید بتونه هنر نویسندگیش رو به کمک بگیره و اون سوتی رو رفع و رجوع کنه و نباید به قدرت نویسندگی، یا خود اصل سوتی نفر قبلی اشاره ای بکنه.

نقل قول :
نارسيسا در حالي كه داره نيناش نيناش ميخونه و به سالازار ميخند و همينطوري توي ملت ميچرخه يه طناب سفيد ميپيچه دور گلوش و ميكشدش !!!
)



هر وفت این تاپیک پست خورد یه دعوایی تو سایت درست شد


به نظر من تقسیم اعضا به" قدیمیها و جدیدی ها" کلا اشتباست
راستشم بخواین، من قبلا اگه می گفتم «قدیمیا» منظورم کسی بود که یه روز زودتر از من عضو سایت شده! این تاریخ عضو شدنای اخیره که منو متوجه کرده که قدیمی ترین ها، قدیمی ها، و تازه واردین داریم
به هرحال چه تاییدش بکنیم، چه نکنیم، هست و وجود داره!!!پس به جای اینکه سعی کنید باهاشون مقابله کنید و ایراد الکی بگیرید...سعی کنید با جو کنونی سایت و ایده های جدید زودتر آشنا بشن.
-اگر قرار اینجا از نوشته ای انتقاد بشه:
الف- قسمتی از رول آورده بشه و دلایل خودتونو برای رد نوشته مینویسید
ب - نکات مثبت رول فرد هم مینویسید
و بد نوشتن یعنی فرار از انجام وظیفه! برا همینم ایرادا رو می بینم و خوبی ها رو فقط ازشون رد میشم
(این سوت یعنی خودمم می دونم این کارم خیطیه!)
) ولی اگه حرف گوش کنیم پس چطوری بلاک
بشیم؟
خودش و بقیه هم به خوبی داستان رو پیش بردن و بهش شکل دادن، تا اینکه در پست های شماره 15 و 16 کریچر توی دفتر هوکی هست و ناگهان در پست شماره 17 به طور غیر قابل توضیحی، سر از کنار امپراطور و اسکی درمیاره.
از اینجا شروع شده:من نفهمیدم کریچ چه جور اومد پایین که درخت ببره !!! چون ظواهرا دفتر وزیر بود داشت خودزنی می کرد ولی به هر حال

نارسيسا در حالي كه داره نيناش نيناش ميخونه و به سالازار ميخند و همينطوري توي ملت ميچرخه يه طناب سفيد ميپيچه دور گلوش و ميكشدش !!!
آقا جان، وقتی یکی رو کشتین چطوری انتظار دارین ژانگولری بیاد تو پست بعدی خودش؟ از اینجای داستان به بعد، من فقط می اومدم پست می زدم و منطقا توی متن داستان نباید حضور می داشتم 
) چشم. براتون دلیل میارم. پست اول ونوس اونقدرام عجیب و غریب نبود و میشد به راحتی ادامه دادش (کما اینکه منی که خیلی از نوشتن سردرنمیارم به راحتی ادامه دادمش و سعی کردم مرلین رو هم به داستان برگردونم. چون همونطور که سالازار گفت، کسی توی رول نباید کشته بشه!) ايگور كه توي آسمون با يه طلسم عجيب غريبي تصادف كرده بود با يه دامن صورتي گل گلي در حال كي چتر آفتاب گيرشو ميچرخونه از وسط ميدان نبرد رد ميشه و به سمت ساحل حركت ميكنه !
پاور دي وي دي رو باز ميكنه!
در چند تا لحظه اينو اونور
تصاويري از مرلين و ونوس - نارسيسا و مرلين - مري و مرلين و مرلين و مرلين در اينور اونور آسمون ديده ميشه !
ملت همه باز كف ميكنن !!
امپراطور : ايول اين فيلمه 2009 بذار تا سالي پست ميزنه ما اينو ببينيم!
سالي : امپي چي بنويسم
امپراطور : دارم فيلم نگاه ميكنم ! مدتشم 24 ساعته! برو فردا بيا! وقت قبلي هم بگير !
سالي به پست زدن ادامه ميده!!!
و:بليز نگاهي به قيافه هاي ابله مرگخواران ميندازه و داد ميزنه ميگه
منتظر چي هستين بليزين تو قصر/ دژ / كاخشون !!!!1
سالازار در حالي كه به بليز پوزخند ميزنه كانال رو عوض ميكنه!!!
که خودشون فرمودن که همچین چیزی نیست و فقط قضیه شکاف نسل هاست 
تنها چارۀ کار اینه که لینک بذارم 
) بریزه که با پستی که ابرفورث، بدون رزرو گرفتن زده بود، مواجه شد و درنتیجه بی ربط به نظر رسید.
) باید یه اوستا کار گیر بیاریم تا دونه دونه پست ها رو نقد کنه 

همونطور که گفتم یه متخصص لازم داریم




هر چی باشه ما اسلیترینیا به مار علاقه ویژه ای داریم 
کنین خودتون می دونین.
)
