نقل قول:
هر وفت این تاپیک پست خورد یه دعوایی تو سایت درست شد

اتفاقا تازگیا نحوه واسه خودش جوکی شده بود. با بحثای اخیر سرحال اومدیم و دیدیم که خشانت درسایت هم میشه وجود داشته باشه

نقل قول:
به نظر من تقسیم اعضا به" قدیمیها و جدیدی ها" کلا اشتباست
خوب شما چن روز بیشتر نیست تشریف آوردین. این اصطلاح رو
ما درست نکردیم. یهویی پیداش شد

راستشم بخواین، من قبلا اگه می گفتم «قدیمیا» منظورم کسی بود که یه روز زودتر از من عضو سایت شده! این تاریخ عضو شدنای اخیره که منو متوجه کرده که قدیمی ترین ها، قدیمی ها، و تازه واردین داریم

به هرحال چه تاییدش بکنیم، چه نکنیم، هست و وجود داره!!!
نقل قول:
پس به جای اینکه سعی کنید باهاشون مقابله کنید و ایراد الکی بگیرید...سعی کنید با جو کنونی سایت و ایده های جدید زودتر آشنا بشن.
آیا حوصله دارین نحوه رو بخونین؟ یکی دو صفحه قبل من همینو از دوستان عزیزمون، سالازار (جدجون) و سیریوس و بقیه پرسیدم! که آیا حاضرن ضرورت ادغام طنز جدید و قدیم رو بپذیرن؟ ندیدم کسی جواب داده باشه!
نقل قول:
-اگر قرار اینجا از نوشته ای انتقاد بشه:
الف- قسمتی از رول آورده بشه و دلایل خودتونو برای رد نوشته مینویسید
ب - نکات مثبت رول فرد هم مینویسید
هممم... در مورد آوردن قسمتی از رول، حق با شماست. ولی آوردن نکات مثبت، من شخصا رول سایرین رو با همون دید می خونم که رول خودم رو می خونم. یعنی دید انتقاد. من توی رول خودم هم همیشه دنبال ایراد می گردم.
به نظر من، خوب نوشتن وظیفۀ ماست

و بد نوشتن یعنی فرار از انجام وظیفه! برا همینم ایرادا رو می بینم و خوبی ها رو فقط ازشون رد میشم

(این سوت یعنی خودمم می دونم این کارم خیطیه!)
ولی چشم! رعایت میشه!( اه... اه... بدم میاد از این پاچه خارایی که هی میگن چشم. ایششش

) ولی اگه حرف گوش کنیم پس چطوری بلاک

بشیم؟
حالا پست های وزارت، پست اول جد جون خوب بود

خودش و بقیه هم به خوبی داستان رو پیش بردن و بهش شکل دادن، تا اینکه در
پست های شماره 15 و 16 کریچر توی دفتر هوکی هست و ناگهان در پست شماره 17 به طور غیر قابل توضیحی، سر از کنار امپراطور و اسکی درمیاره.
باز مجبورم بگم قدیمی ها و جدیدی ها! چون:
ببینید، من از وقتی اومدم توی سایت، یه قانون نانوشته دیدم که میگه: یه نویسندۀ خوب اگه می بینه نفر قبل از خودش یه سوتی داده، باید بتونه هنر نویسندگیش رو به کمک بگیره و اون سوتی رو رفع و رجوع کنه و نباید به قدرت نویسندگی، یا خود اصل سوتی نفر قبلی اشاره ای بکنه.
من تا حالا ندیده بودم که یه رول نویس، اول رول خودش به رول شخص قبل از خودش تذکری بده!
گمونم اولین شکاف بین نسل ها

از اینجا شروع شده:
نقل قول:
من نفهمیدم کریچ چه جور اومد پایین که درخت ببره !!! چون ظواهرا دفتر وزیر بود داشت خودزنی می کرد ولی به هر حال

خوب، جد جون، گفتی کسی با رفتن زیر ریش مرلین نمی میره ولی خودت این قسمت پستت رو ببین:
نقل قول:
نارسيسا در حالي كه داره نيناش نيناش ميخونه و به سالازار ميخند و همينطوري توي ملت ميچرخه يه طناب سفيد ميپيچه دور گلوش و ميكشدش !!!
اینجا کاملا واضح نوشتی که نارسیسا رو می کشه

آقا جان، وقتی یکی رو کشتین چطوری انتظار دارین ژانگولری بیاد تو پست بعدی خودش؟ از اینجای داستان به بعد، من فقط می اومدم پست می زدم و منطقا توی متن داستان نباید حضور می داشتم

و آما (به قول جد جون) ، در مورد بی ربط بودن پست هاتون، بارون گفت دلیل بیاریم و بی دلیل نگیم (ایششش! بدم میاد از این کاربرای سوسول حرف گوش کن

) چشم. براتون دلیل میارم. پست اول ونوس اونقدرام عجیب و غریب نبود و میشد به راحتی ادامه دادش (کما اینکه منی که خیلی از نوشتن سردرنمیارم به راحتی ادامه دادمش و سعی کردم مرلین رو هم به داستان برگردونم. چون همونطور که سالازار گفت، کسی توی رول نباید کشته بشه!)
در پست جد جون (شماره 36) خیلی قسمت ها بود که من نفهمیدم و به قول جد جون دچار قاطی کردگی شدم:
نقل قول:
ايگور كه توي آسمون با يه طلسم عجيب غريبي تصادف كرده بود با يه دامن صورتي گل گلي در حال كي چتر آفتاب گيرشو ميچرخونه از وسط ميدان نبرد رد ميشه و به سمت ساحل حركت ميكنه !
و
نقل قول:
پاور دي وي دي رو باز ميكنه!
در چند تا لحظه اينو اونور
تصاويري از مرلين و ونوس - نارسيسا و مرلين - مري و مرلين و مرلين و مرلين در اينور اونور آسمون ديده ميشه !
ملت همه باز كف ميكنن !!
امپراطور : ايول اين فيلمه 2009 بذار تا سالي پست ميزنه ما اينو ببينيم!
سالي : امپي چي بنويسم
امپراطور : دارم فيلم نگاه ميكنم ! مدتشم 24 ساعته! برو فردا بيا! وقت قبلي هم بگير !
سالي به پست زدن ادامه ميده!!!
که گویا یه میان پرده بوده

و:
نقل قول:
بليز نگاهي به قيافه هاي ابله مرگخواران ميندازه و داد ميزنه ميگه
منتظر چي هستين بليزين تو قصر/ دژ / كاخشون !!!!1
سالازار در حالي كه به بليز پوزخند ميزنه كانال رو عوض ميكنه!!!
این قسمت ها رو که خوندم، به نظرم رسید سالازار گرامی ( جد جون) ابدا به خواننده ای که با نوع نوشتار ایشون آشنایی نداره، اهمیتی نمی دن

که خودشون فرمودن که همچین چیزی نیست و فقط قضیه شکاف نسل هاست

برای پست بعدیتون هیچ نقل قولی نمی تونم بذارم. چون تمامش منو گیج کرد

تنها چارۀ کار اینه که
لینک بذارم

پست ونوس، چیزی از داستان رو پیش نبرده بود. به نوشته های دیگران هیچ کاری نداشت و فقط می خواست یه کوچولو در ادامۀ پست سالازار نمک (

) بریزه که با پستی که ابرفورث، بدون رزرو گرفتن زده بود، مواجه شد و درنتیجه بی ربط به نظر رسید.
اینجا ایراد از نادیده گرفتن رزروهاست. اگه ابرفورث قبل از پست زدن رزرو می کرد، چنین اتفاقی برای پست ونوس نمی افتاد.
گمونم رزرو زدن هم باید کمی روش کار بشه

دیگه هیچی دیگه. من فقط درمورد پست های جد جون حرف زدم و ونوس. منظورم این نیست که خیال کنم پست بقیۀ ما خوب و بی نقص بوده. نخیر! اون ژانگولر بازیا و ارتش صدمیلیونی و جن خاکستری و خیلی چیزای دیگه، جزو ایرادای نوشتاری ما بقیه هاست. ولی چون تو پست قبلیم اسم دو نفرو برده بودم و توصیه به نقل قول شدم، درمورد همونا حرف زدم.
وگرنه به محض پایان کودتا (

) باید یه اوستا کار گیر بیاریم تا دونه دونه پست ها رو نقد کنه

خوش بگذره

*********
هممم... الان که دوباره پست خودمو خوندم، دیدم خیلی خیلی مثبت به پست ها نگاه کردم! شلوغ پلوغی پست ها خیلی بیشتر از نقل قول هائیه که آوردم ولی من چون باهاشون تفریح کردم و کلی خندیدم، نمی تونم ایراداشونو ببینم

همونطور که گفتم یه متخصص لازم داریم