برای تکرار اشتباهات بدنیا نیامده اید...
یادم باشد: حرفی نزنم که دلی بلرزه وخطی ننویسم که کسی رو آزار بده.
یادم باشد: که روز و روزگاری خوش است وتنها دل من است که دل نیست.
یادم باشد: جواب کینه رو با کمتر از مهر، و جواب دو رنگی رو،با کمتر از صداقت ندهم!
یادم باشد: باید در برابر فریاد ها سکوت کنم وبرای سیاهی ها نور بپاشم.
یادم باشد: از چشمه،درس خروش بگیرم و از آسمان، درس پاک زیستن.
یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم، مبادا دل تنگش بشکند.
یادم باشد: هر گاه ارزش زندگی یادم رفت، در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربان گاه می رود، زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم!
یادم باشد: شادی می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش، عشق می بارد به اسرار عشق پی برده و زنده شد!
یادم باشد: گره ی تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست خودش باز می شود.
یادم باشد: هیچ گاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم.
یادم باشد: هیچ گاه از راستی نترسم!
و یادم باشد برای درس گرفتن ودرس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته!
با تشکر از دابی عزیز بابت نطق زیباش.
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از هری بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
9 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
|
2
اعضا
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
اشعار جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/04
آخرین ورود: دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 13:11
از: ل مزل زوزولـه .. گاو حسن سوسولـه!
پستها:
553

جزئیات کاربر

كم پست زده باشيم
يا زياد زده باشيم
اندازه هميم
وقتي خاموش كنيم چراغها را .
سياه باشيم يا سفيد
محفلي باشيم يا مرگ خوار
يه رنگ مي بينندمان
وقتي خاموش كنيم چراغ ها را .
كچل باشيم يا مودار
سياهمي بينندمان
وقتي خاموش كنيم چراغ ها را .
يا زياد زده باشيم
اندازه هميم
وقتي خاموش كنيم چراغها را .
سياه باشيم يا سفيد
محفلي باشيم يا مرگ خوار
يه رنگ مي بينندمان
وقتي خاموش كنيم چراغ ها را .
كچل باشيم يا مودار
سياهمي بينندمان
وقتي خاموش كنيم چراغ ها را .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
" -زندگي آنچه زيسته ايم نيست ، بلكه چيزي است كه به ياد مي آوريم تا روايتش كنيم ."
گابريل گارسيا ماركز
گابريل گارسيا ماركز
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/04
آخرین ورود: دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 13:11
از: ل مزل زوزولـه .. گاو حسن سوسولـه!
پستها:
553

تام ریدل، کودکی که هیچ وقت درک نشد..!
صورت خسته، زیبا و بی آرامش و مریض
نه اشتباه نکن، نبود زیر آرایش غلیظ
زخمی از خاطرات تلخ دیروز
چشم می دوخت به دیوار اتاق سرد و بیروح
با تحمل سنگینی نگاه آدما
ادامه میداد او به نگاه ناتمام
و اولین بار نه برای آخرین بار
نه بهتره بگم که آخرین چاه
کروشیو ..!
تنها، دودل تو فکر و با تعجب
دنبال چی بود ؟ قدرت یا توجه ؟
تو روزگاری که هرکسی دنبال آشناس
پسرک میگرده به دنبال یه فرد ناشناس
به امید اینکه یه نفر به فکرش باشه
تازه می فهمه که تو یتیم خونه جاشه
مدیر، دبیر، مستخدم، تموم بچه ها
ازش فرارین ، خب بریم تو ماجرا:
نشسته بود آروم رو تختش
داشت به مردن فکر می کرد، به بختش
در باز شد، پشت در مرد و مدیر
با خودش گفت: دکتر اومد می خواد بده گیر
مدیر گفت: تام، پروفسور آلبوس دامبلدور
باهات داره صحبت خواهشا نگیری گُر
- سلام تام، چند دقیقه صحبت دارمو بس
اینو گفتو نشستو در اتاقو بست !
پروفسور می خواست سر صحبتو وا کنه زود
تامو صدا می زد منتظر واکنش بود
ولی پسرک صداشو نمی شنید
تو دنیایی بود که به سادگی نمیشه دید
دیدی بعضی وقتا بغضی تو گلوته ؟
نمی خوای گریه کنی جلو کسی که پهلوته ؟
هــی .. امان از این زمان
زمانی که دیگه برد توان از این زبان
ای همراه بیهوده ره سپارِ این راه بی نور و هم صدا
سپرده خود رو به دست باد، اسیر زندون لحظه ها
تو دلش دردای بی کران، خسته از حرفای دیگران
اسیر افراد بی مرام، و اشک می باره باز..!
آلبوس گفت: لعنت به این بخت بد
پسر حرف بزن گریه واسه وقت بعد
سعی نکن با سکوتت زیر پوستم بری
اگه می خوای می تونی حرفاتو به دوستت بگی
پسر گفت: چی میگی، با کی ای ؟ من دوستی ندارم
دستامو ببین اونقدر تنبیه شدم دیگه پوستی ندارم
خیلی خب ، من حرف زدم کردی منو رازی
حرفاتو بزن و دیگه برو بپیچ به بازی !
ببین من تو هاگوارتز یه معلمم
اَنیشتین، اِدیسون و البته منجمم
اومدم تورو ببرم به هاگوارتز
جایی که یاد میگیری جادو تا حد نیاز
عصبانی از خاطرات خاموش قدیمه
پی محبت می گرده توی آغوش غریبه
تو یتیم خونه ای رشد کرد که عشق نبود
جای عشق، فحش و مشت و زیر چشم کبود
با خودش گفت پشتم به کیا قرصه ؟
خانواده م ؟ مرلین اونا رو بیامرزه
اون موقع کی بود احترام به حرفاش بزاره؟
خیلی خب، باید قدرتشو به حراج بزاره
گفت بریم ولی کسایی هستن که راهمو بستن
انتقام ! ، اونا همشون از مردم پستن
سالها بعد، تو هاگوارتز، یه ارشد، میون دوستا
کسی که فکر می کردن اومده از روستا !
ای همراه بیهوده ره سپارِ این راه بی نور و هم صدا
سپرده خود رو به دست باد، اسیر زندون لحظه ها
تو دلش دردای بی کران، خسته از حرفای دیگران
اسیر افراد بی مرام، و اشک می باره باز..!
ببین تو این قصه ها رو می خونی و میری
بعدِ چند بار خوندن ازش میگذری و سیری
ممنون از اونیکه به دیگری شعرمو پاس داد
بگذریم، بریم سراغ ادامه داستانی که
امروز نوشتنش رو مود من بود
این یه دردیه که به خیلیا بوده مربوط
کوه غم بود، ولی یه نور انبوه
پشت کوهه واسه ناامیدی زوده هنوز
کاری ندارم که جادوهاش از قانون پرته
ولی واسه خوب بودن اول علاقه شرطه
وقتی هیچ کس تو جهان اونو دوست نداشت
عله! تو بهم بگو اون به کی علاقه داشت ؟
توی این روزگار دردناک و سیاه بی شرم
کاش به دنیا بگه نگه دار من پیاده میشم
راه برای ادامه دادن زیاده بیشتر
کاش به دنیا بگه نگه دار من پیاده میشم./
وقت واسه بیشتر گفتن نبود. می دونم، قصه های تو یه عمر شعره .
سخته نه ؟ خب خیلی سخته !
رسمش همینه ، میدونم رسمش همینه ..
صورت خسته، زیبا و بی آرامش و مریض
نه اشتباه نکن، نبود زیر آرایش غلیظ
زخمی از خاطرات تلخ دیروز
چشم می دوخت به دیوار اتاق سرد و بیروح
با تحمل سنگینی نگاه آدما
ادامه میداد او به نگاه ناتمام
و اولین بار نه برای آخرین بار
نه بهتره بگم که آخرین چاه
کروشیو ..!
تنها، دودل تو فکر و با تعجب
دنبال چی بود ؟ قدرت یا توجه ؟
تو روزگاری که هرکسی دنبال آشناس
پسرک میگرده به دنبال یه فرد ناشناس
به امید اینکه یه نفر به فکرش باشه
تازه می فهمه که تو یتیم خونه جاشه
مدیر، دبیر، مستخدم، تموم بچه ها
ازش فرارین ، خب بریم تو ماجرا:
نشسته بود آروم رو تختش
داشت به مردن فکر می کرد، به بختش
در باز شد، پشت در مرد و مدیر
با خودش گفت: دکتر اومد می خواد بده گیر
مدیر گفت: تام، پروفسور آلبوس دامبلدور
باهات داره صحبت خواهشا نگیری گُر
- سلام تام، چند دقیقه صحبت دارمو بس
اینو گفتو نشستو در اتاقو بست !
پروفسور می خواست سر صحبتو وا کنه زود
تامو صدا می زد منتظر واکنش بود
ولی پسرک صداشو نمی شنید
تو دنیایی بود که به سادگی نمیشه دید
دیدی بعضی وقتا بغضی تو گلوته ؟
نمی خوای گریه کنی جلو کسی که پهلوته ؟
هــی .. امان از این زمان
زمانی که دیگه برد توان از این زبان
ای همراه بیهوده ره سپارِ این راه بی نور و هم صدا
سپرده خود رو به دست باد، اسیر زندون لحظه ها
تو دلش دردای بی کران، خسته از حرفای دیگران
اسیر افراد بی مرام، و اشک می باره باز..!
آلبوس گفت: لعنت به این بخت بد
پسر حرف بزن گریه واسه وقت بعد
سعی نکن با سکوتت زیر پوستم بری
اگه می خوای می تونی حرفاتو به دوستت بگی
پسر گفت: چی میگی، با کی ای ؟ من دوستی ندارم
دستامو ببین اونقدر تنبیه شدم دیگه پوستی ندارم
خیلی خب ، من حرف زدم کردی منو رازی
حرفاتو بزن و دیگه برو بپیچ به بازی !
ببین من تو هاگوارتز یه معلمم
اَنیشتین، اِدیسون و البته منجمم
اومدم تورو ببرم به هاگوارتز
جایی که یاد میگیری جادو تا حد نیاز
عصبانی از خاطرات خاموش قدیمه
پی محبت می گرده توی آغوش غریبه
تو یتیم خونه ای رشد کرد که عشق نبود
جای عشق، فحش و مشت و زیر چشم کبود
با خودش گفت پشتم به کیا قرصه ؟
خانواده م ؟ مرلین اونا رو بیامرزه
اون موقع کی بود احترام به حرفاش بزاره؟
خیلی خب، باید قدرتشو به حراج بزاره
گفت بریم ولی کسایی هستن که راهمو بستن
انتقام ! ، اونا همشون از مردم پستن
سالها بعد، تو هاگوارتز، یه ارشد، میون دوستا
کسی که فکر می کردن اومده از روستا !
ای همراه بیهوده ره سپارِ این راه بی نور و هم صدا
سپرده خود رو به دست باد، اسیر زندون لحظه ها
تو دلش دردای بی کران، خسته از حرفای دیگران
اسیر افراد بی مرام، و اشک می باره باز..!
ببین تو این قصه ها رو می خونی و میری
بعدِ چند بار خوندن ازش میگذری و سیری
ممنون از اونیکه به دیگری شعرمو پاس داد
بگذریم، بریم سراغ ادامه داستانی که
امروز نوشتنش رو مود من بود
این یه دردیه که به خیلیا بوده مربوط
کوه غم بود، ولی یه نور انبوه
پشت کوهه واسه ناامیدی زوده هنوز
کاری ندارم که جادوهاش از قانون پرته
ولی واسه خوب بودن اول علاقه شرطه
وقتی هیچ کس تو جهان اونو دوست نداشت
عله! تو بهم بگو اون به کی علاقه داشت ؟
توی این روزگار دردناک و سیاه بی شرم
کاش به دنیا بگه نگه دار من پیاده میشم
راه برای ادامه دادن زیاده بیشتر
کاش به دنیا بگه نگه دار من پیاده میشم./
وقت واسه بیشتر گفتن نبود. می دونم، قصه های تو یه عمر شعره .
سخته نه ؟ خب خیلی سخته !
رسمش همینه ، میدونم رسمش همینه ..
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!
I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
.
.
.
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!
I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/08/10
آخرین ورود: پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 21:05
از: دست رفته کسی که با الکس کل کل کنه! :دی
پستها:
152

You...
Do you remember me?
Like I remember you?
Do you spend your life
going back in your mind to that time
Cause I
I walk the streets alone
I hate being on my own
and everyone can see that I really fell
and I'm going through hell
thinking about you with somebody else
Somebody wants you
somebody needs you
somebody dreams about you every single night
Somebody can't breathe without you it's lonely
somebody hopes that one day you will see
That somebody's me
How...
How did we go wrong?
It was so good and now it's gone
and I pray at night
that our paths soon will cross
what we had isn't lost
cuz you're always right here in my thoughts
Somebody wants you
somebody needs you
somebody dreams about you every single night
Somebody can't breathe
without you it's lonely
somebody hopes that some day you will see
That somebody's me
You will always be in my life
even if I'm not in your life
cause you're in my memory
you...
when you remember me
and before you set me free
somebody wants you
somebody needs you
somebody dreams about you every single night
Somebody can't breathe
without you it's lonely
somebody hopes that some day you will see
that somebody's me
that somebody's me
that somebody's me
oh yeah ...
Do you remember me?
Like I remember you?
Do you spend your life
going back in your mind to that time
Cause I
I walk the streets alone
I hate being on my own
and everyone can see that I really fell
and I'm going through hell
thinking about you with somebody else
Somebody wants you
somebody needs you
somebody dreams about you every single night
Somebody can't breathe without you it's lonely
somebody hopes that one day you will see
That somebody's me
How...
How did we go wrong?
It was so good and now it's gone
and I pray at night
that our paths soon will cross
what we had isn't lost
cuz you're always right here in my thoughts
Somebody wants you
somebody needs you
somebody dreams about you every single night
Somebody can't breathe
without you it's lonely
somebody hopes that some day you will see
That somebody's me
You will always be in my life
even if I'm not in your life
cause you're in my memory
you...
when you remember me
and before you set me free
somebody wants you
somebody needs you
somebody dreams about you every single night
Somebody can't breathe
without you it's lonely
somebody hopes that some day you will see
that somebody's me
that somebody's me
that somebody's me
oh yeah ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
"Only Raven"
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/04
آخرین ورود: دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 13:11
از: ل مزل زوزولـه .. گاو حسن سوسولـه!
پستها:
553

Numb..!
I'm tired of being what you want me to be
Feeling so faithless, lost under the surface
I don't know what you're expecting of me
Put under the pressure of walking in your shoes
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
I've become so numb I can't feel you there
Become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
Can't you see that you're smothering me?
Holding too tightly, afraid to lose control
?Cause everything that you thought I would be
Has fallen apart right in front of you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
And every second I waste is more than I can take
I've become so numb I can't feel you there
Become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
And I know I may end up failing too
But I know you were just like me
With someone disappointed in you
I've become so numb I can't feel you there
Become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
I've become so numb I can't feel you there
I'm tired of being what you want me to be
I've become so numb I can't feel you there
I'm tired of being what you want me to be
Numb..!
I'm tired of being what you want me to be
Feeling so faithless, lost under the surface
I don't know what you're expecting of me
Put under the pressure of walking in your shoes
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
I've become so numb I can't feel you there
Become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
Can't you see that you're smothering me?
Holding too tightly, afraid to lose control
?Cause everything that you thought I would be
Has fallen apart right in front of you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
Every step that I take is another mistake to you
(Caught in the undertow just caught in the undertow)
And every second I waste is more than I can take
I've become so numb I can't feel you there
Become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
And I know I may end up failing too
But I know you were just like me
With someone disappointed in you
I've become so numb I can't feel you there
Become so tired so much more aware
I'm becoming this all I want to do
Is be more like me and be less like you
I've become so numb I can't feel you there
I'm tired of being what you want me to be
I've become so numb I can't feel you there
I'm tired of being what you want me to be
Numb..!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!
I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
.
.
.
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!
I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/04
آخرین ورود: دوشنبه 4 اردیبهشت 1391 13:11
از: ل مزل زوزولـه .. گاو حسن سوسولـه!
پستها:
553

و همینک این است پایان راه من، روونا ریونکلا.
به همین سادگی
به همین سادگی میرم، بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه، سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی رد شد، روونا از امتحانش
گره از تو نیست میدونم، رووناستو مود و حالش
*******
به جون اون تاپیکامون ، تو عزیز تر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد تو نوشته هامی
تو رو محض سوژه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی
*******
من اگه دوست نداشتم پای حرفام نمی موندم
واست این همه ترانه، نمی ساختم، نمی خوندم
اگه گفتم چیزی خوبم واسه این بود که میدیدم
داری آب میشی میمیری ، اینو از همه شنیدم
*******
دارم از پیش تو میرم تا کنار من نسوزی
کندن دل از تو سخته ، آخ چه درد سینه سوزی
تو رو محض شادیامون که قدم قدم رها شد
از همون لحظه که رفتم، روحم از تنم جدا شد
*******
تو که تنها نمی مونی، منِ تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن
دستتو اول عشقت بسپرش به آخرین مرد
مردی از شومینه ای که ، واسه چشمات گریه می کرد
گریه می کرد...
این بود خداحافظی من از ریونکلا، از تالار ریونکلا، از بچه های ریونکلا، کسانی که شاید با غرور خود، به ناراحتی کشانده و...
وقتی آدم از ریشه عدم، جهان از ریشه جهنم و سعی از ریشه یأس می آید؛
وقتی یک تفاوت در ریشه آوایی کلمه، کفتر را به کفتار تبدیل می کند،
باید به واژه های بیطرفی مثل نان دل بست!
نان را از هر طرف بخوانی نان است .
خداحافظ روونا ریونکلا !
به همین سادگی
به همین سادگی میرم، بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه، سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی رد شد، روونا از امتحانش
گره از تو نیست میدونم، رووناستو مود و حالش
*******
به جون اون تاپیکامون ، تو عزیز تر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد تو نوشته هامی
تو رو محض سوژه هامون نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو به خدا گفتم به سختی
*******
من اگه دوست نداشتم پای حرفام نمی موندم
واست این همه ترانه، نمی ساختم، نمی خوندم
اگه گفتم چیزی خوبم واسه این بود که میدیدم
داری آب میشی میمیری ، اینو از همه شنیدم
*******
دارم از پیش تو میرم تا کنار من نسوزی
کندن دل از تو سخته ، آخ چه درد سینه سوزی
تو رو محض شادیامون که قدم قدم رها شد
از همون لحظه که رفتم، روحم از تنم جدا شد
*******
تو که تنها نمی مونی، منِ تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن
دستتو اول عشقت بسپرش به آخرین مرد
مردی از شومینه ای که ، واسه چشمات گریه می کرد
گریه می کرد...
این بود خداحافظی من از ریونکلا، از تالار ریونکلا، از بچه های ریونکلا، کسانی که شاید با غرور خود، به ناراحتی کشانده و...
وقتی آدم از ریشه عدم، جهان از ریشه جهنم و سعی از ریشه یأس می آید؛
وقتی یک تفاوت در ریشه آوایی کلمه، کفتر را به کفتار تبدیل می کند،
باید به واژه های بیطرفی مثل نان دل بست!
نان را از هر طرف بخوانی نان است .
خداحافظ روونا ریونکلا !
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
»»» ارزشـی متفکــر «««
.
.
.
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!
I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
.
.
.
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم!
شد..شد! اگر نشد دهنم را عوض کنم!!
I have updated a new yahoo account, plz add the last one!
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1388/08/10
آخرین ورود: پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 21:05
از: دست رفته کسی که با الکس کل کل کنه! :دی
پستها:
152

این یه حقیقته !
به حرفام گوش کن چون همش حقیقته
این یه حقیقته محضه ، ولی بده
همیشه همین بوده رسم جادوگران
رسمی که خیلی ها رو داره میکنه نگران
یکی بخواد تازه عضو بشه کارش ساخته س
تلاش میکنه ولی میخوره زمین با مغز
اگه فعال نباشه بهش میگین ارزشی
میگی رول بزن ، سوژه بده آخه واسه چی ؟
اصلا گوش نمیکنن هرگز به حرفاش
همش میخندن به اون روز و شب تو چت باکس
میره مرگخوار بشه میگن سابقه کار
میره محفلی بشه میگن تو هم سیگار ؟
هزار دردسر داره توی ایفای نقش
میره هالی ویزارد ، واسه سیمای پخش
پیامِ شخصی میفرسته بهش جواب نمیدن
میخواد تاپیک باز کنه بهش جواز نمیدن
هر جا که میره میگن : آقا تجربه داری ؟
اگه نداری برو باید با تجربه باشی !
سایت جادوگران یه سایت دیکتاتوریه
اگه خبر نداری برو ببین چه طوریه
برو ببین که چرا جیغ میزنه جیمز
برای مدیرایی که نشستن پشت میز
یا که سیریوس با دستبند صورتی
چت باکسو نابود میکنه به راحتی
میدونم که شعر من ارزشیه
آخه شما بگین ، ارزش من به چیه ؟
به دو تا رول که زدم توی این چند ماه ؟
و دیگه کم کم شدم اسیر فردا ؟
سایت جادوگران بخوای نخوای اعتیاد داره
کسی که عضوشه بهش احتیاج داره
جادوگران دور از شادی و طراوته
ملاک همه ی شناسه ها رقابته
این یه نصیحته ، گوش کن با دل و جان
سعی کن دیگه هیچوقت نیای توی جادوگران
امیدوارم بلاک نشم . . .
[spoiler]ولی من با اینکه کمابیش همه ی حرفای شعرم حقیقت داره جادوگرانو خیلی دوس دارم .[/spoiler]
به حرفام گوش کن چون همش حقیقته
این یه حقیقته محضه ، ولی بده
همیشه همین بوده رسم جادوگران
رسمی که خیلی ها رو داره میکنه نگران
یکی بخواد تازه عضو بشه کارش ساخته س
تلاش میکنه ولی میخوره زمین با مغز
اگه فعال نباشه بهش میگین ارزشی
میگی رول بزن ، سوژه بده آخه واسه چی ؟
اصلا گوش نمیکنن هرگز به حرفاش
همش میخندن به اون روز و شب تو چت باکس
میره مرگخوار بشه میگن سابقه کار
میره محفلی بشه میگن تو هم سیگار ؟
هزار دردسر داره توی ایفای نقش
میره هالی ویزارد ، واسه سیمای پخش
پیامِ شخصی میفرسته بهش جواب نمیدن
میخواد تاپیک باز کنه بهش جواز نمیدن
هر جا که میره میگن : آقا تجربه داری ؟
اگه نداری برو باید با تجربه باشی !
سایت جادوگران یه سایت دیکتاتوریه
اگه خبر نداری برو ببین چه طوریه
برو ببین که چرا جیغ میزنه جیمز
برای مدیرایی که نشستن پشت میز
یا که سیریوس با دستبند صورتی
چت باکسو نابود میکنه به راحتی
میدونم که شعر من ارزشیه
آخه شما بگین ، ارزش من به چیه ؟
به دو تا رول که زدم توی این چند ماه ؟
و دیگه کم کم شدم اسیر فردا ؟
سایت جادوگران بخوای نخوای اعتیاد داره
کسی که عضوشه بهش احتیاج داره
جادوگران دور از شادی و طراوته
ملاک همه ی شناسه ها رقابته
این یه نصیحته ، گوش کن با دل و جان
سعی کن دیگه هیچوقت نیای توی جادوگران
امیدوارم بلاک نشم . . .
[spoiler]ولی من با اینکه کمابیش همه ی حرفای شعرم حقیقت داره جادوگرانو خیلی دوس دارم .[/spoiler]
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
"Only Raven"
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
