هوم كلمهي خوبيه! به خصوص كه از لحاظ آوايي جفتشون با الف شروع ميشن و ميشه يه معادل مناسب باشه فقط من نفهميدم تارتن كجاي اون كلماتي بود كه شما فرموديد!
هوم! من يه چند روزي نبودم ببين هيشكي جواب نداده! اي بي معرفتها! خب اين چيزي بود كه من بعد كلي سرچ پيدا كردم: "acro" from "akros" L. peak + "mantula" from "tarantula" Eng. a species of large (not that large, though) black spider that is poisonous, but not very
میشه حدس زد که کتاب شش رویایی بزرگ نیروهای خیر و شره. و با توجه به سرنخ های دو کتاب قبلی باید پای موجودات بسیاری جز انسان ها در کار باشه. بنابراین ترجمه ی خوب نیاز به آگاهی خوب از این اسامی داره. برای werewolf به کجا رسیدیم؟
-- اگر دوستان موافق باشند از روی یک لیست کار کنیم و به ترتیب روی جانواران فکر بذاریم. شماره ی یک در این لیست:
acromantula همون نژاد عنکبوت های عظیم الجثه که آرگوگ هم جزو اونهاست.
The wer- or were- in wer(e)wulf means “man” it
is related to Latin vir with the same meaning,
كلمهي were از لاتين vir به معناي man گرفته شده! و ما بايد دنبال كلمهاي كهن!(جاي هاگريد خالي!) باشيم كه معناي انسان و يا آدميزاد رو بده! گرگآدميزاد!
Word History: The wolf in werewolf is current English; the were is not. Werewulf, “werewolf,” occurs only
once in Old English, about the year 1000, in the laws of King Canute: “lest the madly ravenous werewolf
too savagely tear or devour too much from a godly flock.” The wer- or were- in wer(e)wulf means “man” it
is related to Latin vir with the same meaning, the source of virile and virility. Both the Germanic and the Latin
words derive from Indo-European *wro-, “man.” Wer- also appears, though much disguised, in the word
world.
World is first recorded (written wiaralde) in Old English
in a charter dated 832; the form worold occurs in Beowulf. The Old English forms come from Germanic *wer-ald-,
“were-eld” or “man-age.” The transfer of meaning from the age of humans to the place where they live has a parallel in
the Latin
word saeculum, “age, generation, lifetime,” later “world.”
حس ترجمهش نبود! و مسلما متن انگليسي بهتر جواب ميده!
در مورد کلمه ماگل که فعلا نظر روی خودشه یعنی بدون ترجمه بمونه و به نظر منم ایرادی نداره کلمه ای که جا افتاده ترجمه نشه یه مورد راجع به این اسم کتاب ششمه که هنوز روش بحث میشه و نظرات روی نیمه اصیل و نیمه خالصه که به نظر من نیمه خالص بهتر مفهوم مورد نظر رو میرسونه و عبارت جدید و نا اشنایی هم هست نیمه اصیل بیشتر شبیه به اصیل زادگان که از خانواده پادشاه هستن در برابر مردم عادی اشاره میکنه در حالی که اینجا منظور جادوگر ها هست در برابر ماگل ها
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Sunny, yesterday my life was filled with rain. Sunny, you smiled at me and really eased the pain. The dark days are gone, and the bright days are here, My sunny one shines so sincere. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the sunshine bouquet. Sunny, thank you for the love you brought my way. You gave to me your all and all. Now i feel ten feet tall. Sunny one so true, i love you.
Sunny, thank you for the truth you let me see. Sunny, thank you for the facts from a to c. My life was torn like a windblown sand, And the rock was formed when you held my hand. Sunny one so true, i love you.
هوم هدف از اینکه ما در حال حاضر و قبل از انتشار کتاب 6 داریم راجع به معادل کلمات بحث میکنیم اینه که معادل کلمات را مشخص کنیم تا در زمان ترجمه دست مترجم برای انتخاب باز باشه .
معادلهایی هم که پیشنهاد داده شده به قول هری زوری نیستن و بسته به نظر مترجم قابل استفاده است . مثلا معادل موتاک رو اگه من قرار باشه کتاب رو ترجمه کنم به جای ماگل انتخاب میکنم . اما انتخاب مترجم های دیگه ممکنه با انتخاب من فرق داشته باشه . پس دوستان توجه کنن که بحثی که اینجا جریان داره یک بحث سلیقه ای هست . والا هیچ اصراری در کار نیست که از فلان معادل استفاده بشه و همین قدر که به قول هری معادلی غلط نباشه کافیه ! البته این حرفهای من به این معنی نیست که من از نظرم درباره معادلی مثل ورکانا به جای Werewolf کوتاه بیام ! در ضمن خانم گنجی من معادل مرتاپار را به جای مرگ خوار پیشنهاد کردم نه دمنتور ! پس با توجه به معنی مرتاپار فکر میکنم معادل مناسبی باشه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
آدمي از عالم خاکي نمي آيد به دست ! عالمي ديگر ببايد ساخت ! وز نو آدمي
در تایید سخن خانم گنجی باید عرض کنم که گرگینه با فتح گاف به معنای موجودی که پوستش بر اثر بیماری پوستی "گر" ریخته است. اما گرگینه با ضم گاف به معنای پوستین است.جهت دیدن مثالهایی در این باره به لغتنامه دهخدا مراجعه کنید.