ونوس نوشت
اه سالازار نیومده که باز شروع کردی!
ولی مهم نیست...
خوش می گذره![]()
رمانتیکش کردم برات ! ... جلوه های ویژه هم داشت تازه!
جادو در راه است…
لطفاً یک لحظه صبر کنید
تنظیمات نمایش
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین

Salazar Slytherin نوشت
داخلی،روز
دارکی داره لیمونات می خوره!...
مرلین با آفتابه داره می دوه طرف دستشویی
دارکی:مرلین بهت هزار بار گفتم اینقدر چایی نخور
صدای همهمه از بیرون
مرلین از دستشویی برگشته که ونوس با سرعت میاد تو کافه و می گه: سالازار برگشته! ...
مرلین:آخخخخ ...
و دوباره به طرف دستشویی بر می گرده
آمیشافتتت با شنیدن این خبر یکه می خوره و مف گیلاسی رو که داشت سر میکشید می پره تو گلوش...
دامبلدور می زنه پشت آمیشافتتتت و آمیشافتتت سرفه می کنه تو صورت دامبلدور (توصیه می شه که این صحنه رو تجسم نکنید)
آمیشافتتت رو به دامبلدور: مرسی خانم از کمکتون! ...


عجب قدرتی داره این مینروا!
زن من ....؟ :


