شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام:اوبيوان نام خانوادگي:كنوبي جنسيت:مرد تحصيلات:دفاع در برابر جادوي سياه و معجون سازي و jedi master گروه:گريفندور شغل:براي خودم كار مي كنم توانايي ها:ذهن جويي و جانور نما(ققنوس) چوب دستي:پر ققنوس و چوب درخت سرخس(15اينچ) جارو:آذرخش ظاهر كلي:خوش تيپ و قد بلند معرفي:من تنها جدايي هستم كه جادوگري را هم بلدم من براي خودم كار مي كنم و با جادو گران فاسد مي جنگم و از نوادگان گريفندور هم هستم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/24 2:40:24
به هيچ كي اينقدر گير نميدي.شانس اوردي كه هنوز هاگريد نشدم وگرنه گوشاتو ميخوردم الان مثلا چي بنويسم؟جدي؟مگه قبليه جدي نبود؟از اون جدي تر بلد نيستم.ولي حالا چون چاره اي ندارم مينويسم
به نام خداوند بخشنده مهربان اوست كه هستي ميبخشد و برميگرداند. جدي بودن از اولش ميباره نه؟
صداي هق هق هگريد از درون كلبه اش به گوش ميرسد. درون كلبه: هگريد دستان بزرگش را جلوي صورت خود گزاشته و هاي هاي دارد اشك ميريزد هگريد:چرا؟اخه چرا بايد ميزدي پسرك زغال فروش رو ميكشتي؟ ولي نميخواستم.تقصير من نيست.من بچه طلاقم.براي همين كنترل فكري ندارم.اي پدر اين طلاق بسوزه
اي خدا.چي بنويسم؟
اتاق بسيار گرفته است.جسد پسر جواني در كنار كلبه ديده ميشود.البته جسد بي سر.
هگريد ناگهان رو ميكنه به جسد و ميگه:اخه چرا من تورو كشتم؟ جسد بي سر تكان ميخوره و بلند ميشه.از گردن بريده شده اش خون فواره ميزنه.صداي بسيار مبهمي گويي از اعماقش ميامد و با خون قاتي شده بود جواب داد:بخاطر يك مقدار زغال.زغالي كه اگر ازم ميخواستي مجاني بهت ميدادم و بعد مثل قبل بي جان ميافته روي زمين
هگردي زا دشت ترس و هيجان و از اين قبيل حس ها چوب دستيش رو در مياره و به سمت خودش ميگيره:اوداكداورا
و هگردي خاموش شد.اين پيكر عظيم براي گرم شدنش نابود شد.
نكته اجتماعي سياسي:چرا جامعه نبايد به فكر افراد محروم باشه كه حتي زغال براي گرم كردن خودشون ندارن؟و بايد آدم بكشن تا زغال گير بيارن.
من اگر جاي هگريد بود با خون بچهه خودمو گرم ميكردم .اضافه خونشم ميخوردم يه ليوان آبم روش
كريچر.كريچر.به نظر من اصلا هم هاگريد حساس نيست هيچ.بسيار هم خفنه.اينم نمونش.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/23 14:12:16
نام : مایکل نام خانوادگی:کورنر گروه :ریونکلا سن:14 شجصیت:پسر نسبتاَ قد بلند با پوست سبزه ،چشم ابرو مشکی،تازگی ها (یعنی از سال پیش) با جینی قهر کردم و رفتم با چو طرح دوستی ریختم که اتفاقاَ جواب داد و ...همین دیگه! کوییدیچ: مهاجم سال: سال چهارم علا قه مندی ها:شطرنج جادویی/تیله سنگی/کوییدیچ/چو(از جینی هم متنفرم) نوانمندی ها:خوب بیشتر تو دفاع در برابر جادوی سیاه توانایی دارم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
می گویند شیشه ها احساس ندارند ولی وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم آرام آرام گریست.....!
نام:كيت لوپين سن:20 تاريخ تولد:1364 جنس:زن تحصيلات:در تمامي زمينه ها تحصيلات دارم رنگ چشم:قهوه اي گروه:گريفيندور مو:زيبا ظاهر كلي: نام مستعار:ندارم كوييديچ:خوبه علاقه ها:علاقه به تدريس دفاع در برابر جادوي سياه و كامل نشدن ماه آخه داداشم
شخصيت: زيبا/خوش اندام/دلبر/خانم متين/صاحب رستوران 3 دسته جارو/دوست دامبلدور..................زياد پر رنگ نبودم تو كتاب فقط سال ششم كه از گفتنش شرمندم ولي تحت طلسم فرمان بودم ..........نوشيدنياي كره اي داغ معروفي هم دارم :bigkiss:
شري _پاتر بودم اميدوارم الان تائيد بشم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1384/10/23 14:10:26