از طرف دیگر ریگولوس و بلیز مثل همیشه خنده کنان و بیخیال به سمت خوابگاه در حرکت بودن و در راه سر به سر زره ها می گذاشتن . برای هر یک از زره ها یک طلسم اجرا میکردن اکثر زره ها به شکل مجسمه های نوین در آمده بودن و چندتای دیگر لباس های گل منگولی ساحره ها را به تن داشتن . در همین میان بلیز دراکو را با یکی از زره ها اشتباه گرفت و وقتی متوجه این موضوع شد ک دراکو مانند یک دیو خشمگین به او نگاه می کرد.
دراکو در حال مکاشفه بود که احساس کرد لباسش برای ایستادن در راه رو کافی نیست و ممکن است سرما بخورد . وقتی که خواست برگردد متوجه شد که به جای ردای سیاه رنگش یک لباس خواب زنانه گل منگولی تنش است لازم به فکر کردن نبود بلیز در صحنه حاضر بود . کار چه کس دیگری می توانست باشد
- بلیز من تو رو تیکه تیکه می کنم .
این صدای کشدار دراکو بود که در تمام قصر طنین انداز شد .
ایدی که بعد از رفتن دراکو به دنبال صدا نگرانش شده بود بعد از شنیدن صدای او از جا پرید و به سمت صدا حرکت کرد .
لارا هم برای اینکه از ایدی کم نیاورد دست رودولف را گرفت و پشت سر او به راه افتاد .
در انتهای راهرو هیکل در هم پیچیده بلیز و لباس زیبای دراکو ، چشمک زنان کنجکاوی آنها را تقویت میکرد که از ماجرا سر در بیا ورند .
ریگولوس که رنگش مثل مرده ها شده بود خودش را به رودولف رساند و گفت :
- ای خشانت ، ای عاشق خشانت ، دستم به پیچامهء گلمنگلیت این دراکو ساکتش کن الان دیگه بلیز را میکشه
ایدی از فرصت استفاده کرد و خودش را به دراکو رساند و با ورد برس به دستم یک ردا برای دراکو حاضر کرد و اونو از بالا تن دراکو کرد .
در این لحظه تمرکز دراکو از بین رفت و در داخل ردا گیر کرد ، متوجه موقعیت شد بار دیگر یاد شعار های انتخابات افتاد ( همه با هم دوست باشیم ) و با شرمندگی بلیز را بلند کرد و با چاشنی خشانت یک اسلی گفت :
وقتی داری تفریح میکنی چشمات را باز کن ببین چی رو داری طلسم میکنی .
لارا که فکر میکرد بلا ملایی سر دراکو آمده پرسید :
دراکو تو اینجا چیکار میکنی ؟
دراکو بار دیگر به دیوار نگاه کرد و گفت :
ساعت چنده؟
خب ریگلوس جان فکر میکنم توی این پستت ، پیشرفت کاملا احساس میشه !
از اول که وارد سایت شدی پستات روز به روز داره بهتر میشه ! این پستتم از نظر من خیلی خوب بود و شاید بهترین بود
! هم سوژه جالبی داشت ، هم دیالگو های خوب و هم نوشتت از فضا سازیه عالی برخوردار بود و در ضمن بیشتر نکاتی رو هم که من دفعه پیش بهت تذکر داده بودم رو هم رعایت کرده بودی !
یعنی در حقیقت خیلی خوب نوشته بودی !
ولی متاسفانه یکی دوتا اشکال نگارشی بخصوص در علامت گذاری داشتی که واقعا اون وسطای متنت منو گیج کرده بود و منم خیلی روش فکر کردم تا منظور جملت رو فهمیدم
به هر حال خودم برات درستشون کردم و فکرم نکنم که در اینجا لازم باشه که توضیحی در این مورد بدم ! احتمالا اشکالت در اثر بی دقتی بوده
امیدوارم همینجوری پیشرفت کنی
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

من کی هستم

) . منتظر نمایشنامه های خوبتون هستم .
