شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
خب من یکی که حداقل نشستم ترجمه ی ویدا رو با بعضی ازترجمه ها مقایسه کردم مال ویدا از همه بهتر بود راستش ویدا خیلی روون می نویسه ولی خب من مال چندتا دیگه رو هم که خوندم بدنبودن بستگی به خود آدم و سلیقه اش داره ولی بخون ضرر نمی کنی باورکن!
میدونین من چی میگم؟ خب نمیدونین چون نگفتم که بدونین. نترسین حالا میگم. به نظر من اصلا هیچ ترجمه ای رو نخرین البته برای اونایی میگم که همون فردای 16 جولای داستان رو تموم نکردن.(یعنی همون که کتاب انگلیسی رو نخوندن) اولا این که مطمئنا کتاب ششو که خوندین؟ خب اگه خوندین چطوری خوندین؟ میخوام به اینجا برسم که همه ی ما کتابو به یکی از طریقه های زیر خوندین. 1.همونطور که گفتم فردای 16 جولای کتاب انگلیسیشو خوندین و تموم کردین. 2.منتظر شدین که کتاب توی سایت ترجمه بشه بعد بخونین. 3. منتظر شدین کتاب ترجمه شده ای دربیاد و اونو خوندین. پس چرا می خواین دوباره یه کتاب دیگه بخرین. توی قفستون جا کم دارین؟ اگه این مشکلتونه من یه راه خوبتر پیشنهاد می کنم. کتاب ژان کریستوفر اثر رومن رولان کتاب خوبی برای پر کردن قفسه ست. البته کتابهای زیادی هستند ....
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[i][size=large][color=0000CC][font=Georgia]Lord Voldemort: Come out, Harr
من که حییف وقت میدونم بخوام ترجمه ی ویدا رو بخونم. یعنی از موقعی که ترجمه ی اصلی رو دیدم فهمیدم ویدا از ما بقی مترجمها بدتره . البته ترجمه ی درستی از هری پاتر در ایران نداریم ولی مال ویدا دیگه غیر قابل تحمل. و چون جامعه ی ما عادت کرده هر چیزی رو با زبان امیانه و راحت بگیره فکر میکنه ترجمش بهترینه در صورتی که ویدا چیزهایی رو ترجمه کرده که اصلا قابل ترجمه نیستن یا واژه هایی انتخاب کرده که اصلا ربطی به لغت اصلی ندارن مثل بوگارت که ترجمه کرده لولو خورخوره. اولا که بوگارت به این معنی نیست دوما. مگه ما بچه ی 2-3 ساله هستیم که معنی بوگارت رو درک نکنیم و لغتی رو به جاش بخونیم که معمولا مادرها برای ترسوندن بچه کوچولوهاشون استفاده میکنن. این تازه نمونه ای از هزاران اشتباه اسلامیست. پس من وقتم رو برای این ترجمه به هیچ عنوان نمیزارم.
از اونجايي که من همه ي کتابها رو زبان اصلي خوندم و فقط کتاب سوم رو هم زبان اصلي و هم ترجمه ي خانومي به اسم اسلاميه و کتاب اول رو هم از آقايي به اسم کبريايي که بعد از خوندن يه فصلش حوصله ام سر رفت و واقعا مناسب سن صاحب کتاب يعني خواهرزاده ي کلاس دوميم بود و ادامه اش رو هم نخوندم چون حس کردم تمام چيزايي که از نثر قشنگ رولينگ که در کتاب اولش و بقيه ي کتاباش به کار برده و در ذهن من مونده رو از بين ميبره. البته خود کار ترجمه به خوديه خود خيلي مشکله مخصوصاً اگر اين کار در قبال دستمزد و خوندن چندين هزار نفر باشه که فشار رو روي آدم خيلي زيادتر ميکنه وگرنه ترجمه اي که از روي تفريح و سرگرمي باشه اگه خوب هم از کار در نياد زياد مهم نيست. هر زباني نوع گويش و القاي حسش با زبان ديگه خيلي فرق داره و واقعاً کلماتي در زبانهاي مختلف وجود داره که تنها ميشه درکشون کرد يعني فقط کسي که به اون زبون وارد باشه ميتونه تو ذهنش تصور کنه معنيه دقيق کلمه چيه و شايد اون کلمه در هيچ زباني معادل نداشته باشه و اگر هم داشته باشه دقيقاً همون معني رو نده. به نظر من زبان خيلي حسيه. مثلاً خود من وقتي يه جمله رو به هر زباني که که ميتونم متوجه بشم رو بخونم يا بشنوم دقيقاً منظور طرف رو مي فهمم ولي وقتي بخوام براي کسي معنيش کنم چنان جمله ي سنگين و مسخره اي از آب درمياد که خودم خنده ام ميگيره. در مورد کتابهاي هري پاتر و يا نويسندگان ديگه مثل تالکين و... انسان وقتي ميتونه حض اساسي رو از کتاب ببره که دقيقاً تراوشات ذهني نويسنده رو بخونه و درک کنه. مثلا در جمله ي زير که يکي از دوستان هم بهش اشاره کرده بود:
Hermione had darted ahead to fulfill her perfect's duty of sheperding the first years, but Ron...
همگيمون خيلي خوب ميدونيم که Shepherding در انگليسي به معني چوپاني کردن هستش. وقتي اصل جمله خونده ميشه ما خيلي سريع هرميون رو تصور ميکنيم که داره يه دسته از کلاس اوليهاي کوچولو رو راهنمايي ميکنه و اين کارش مثل يه چوپان در حال جمع کردن گله ميمونه و اين تصور در ذهنمون نقش ميبنده ولي بيائيد اين جمله رو دقيقاً به فارسي ترجمه کنيد و با صداي بلند بگيد... بنظرتون خنده دار نيست؟ البته من هيچ تخصصي در زبان شناسي ندارم شايد يک مترجم خوب و حرفه اي بتونه يه جمله ي قشنگ سرهم کنه ولي برگردان دقيق جمله به علت کلمه ي چوپان يکمي براي فارسي زبانها خنده دار ميشه.
من به تازگي ترجمه گروهي رو از سايت گرفتم و خوندم که بنظرم حتي از نثر خانوم اسلاميه که زنداني آزکابان رو از ايشون خوندم قشنگ تر بود و اگر کمي با دقت تر و باحوصله تر ترجمه و مخصوصاً ويراستاري ميشدالبته میدونم وقتتون کم بود- خيلي کامل و جامع میشد. در ضمن دوستاني که ميگن سانسور هيچ تغييري در حال و هواي متن ايجاد نميکنه بايد بگم که سخت در اشتباهن در ايران هميشه چيزهايي مثل رقص(اينو از دوستان شنيدم) معاشقه، بوسه و... که جزو زيباترين روابط انساني و احساسيه حذف ميشه و تنها بار خشونت و استرس هري پاتر بجا ميمونه و هيچ خبري از فضاي رمانتيک و راحت نيست و هيچ تعادلي از ابتدا تا انتهاي داستان بوجود نمياره.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
قال نانسی عجرم (ع):
معجبه، مغرمه، انا بئه مش اعیز الا هو مشیه، همسیته، نظرتو بتحرک البی گووا حدی اولو، حدی او
من هم با نظر جرج موافقم وقتی هیچ ترجمه ی خوبی نیست بازم مال ویدا قابل تحمل تره ولی به نظر من ویدا توی ترجمه کردنش یه کلمات کوچیکی رو جا به جا ترجمه میکنه(البته من اصلا انگلیسیم خوب نیست ها برای همین ممکنه اشتباه کنم) مثلا من توی تر جمه ی گروهی خوندم که: هرمیون رفت تا به وظایفش در گله داری از سال اولی ها برسه در حالی که توی ترجمه ی ویدا نوشته بود هرمیون رفت تا به وظایفش در راهنما ی سال اولی ها برسه(یه همچین چیزی)
میخوام بگم به نظر من ویدا این جور کلمات رو درست معنی نکرده (شاید هم من اشتباه میکنم) خوشحال میشم کسی که به زبان مسلطه و کتاب ها ی انگلیسی رو خونده بیاد یه نظر بده
البته باید بگم من قصد توهین به هیچ کدوم از مترجم های محترم کتاب رو ندارم مخصوصا خانوم گنجی که خیلی ها طرفدارش هستن ولی چون کتاب ایشون رو نخودم نمیتونم نظر بدم(اینو نوشتم که یه وقت سو تفاهم پیش نیاد)