تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
اینستاگرام
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
اینستاگرام
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخاب بهترینها
هفتاد و هفتمین دورهی ترینهای سایت جادوگران برای انتخاب بهترینهای فصل تابستان 1405، از 25 شهریور آغاز شده است و تا 28 شهریور ادامه خواهد داشت. از اعضای محترم سایت جادوگران تقاضا میشود تا با شرکت در عناوین زیر ما را در انتخاب هرچه بهتر اعضای شایستهی این فصل یاری کنند.
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ کلاسها ❖
کلاسهای اختصاصی
کلاسهای عمومی
❖ محوطه قلعه ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
اشعار جادویی
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/16
آخرین ورود: سهشنبه 8 اسفند 1385 19:11
از: یک جای دور ولی نزدیک به شما
پستها:
192

چند بیت شعر که خیام از من کش رفته .
آن قصر که ولدمورت در او جام گرفت ***** باسیلیسک بچه کرد و هری آرام گرفت
ولدی که گور می گرفتی همه عمر **** دیدی که چگونه گور ولدی گرفت
بر خیز و مخور غم جهان گذران **** بنشین و در سه دسته جارو به شادمانی گذران
آنان که مرگخوار و پلید شدند **** در جمع جادوگران مایه ننگ شدن
مرسی ، راستی من از خیام شکایت کردم بخاطر پیچوندن شعرام .
آن قصر که ولدمورت در او جام گرفت ***** باسیلیسک بچه کرد و هری آرام گرفت
ولدی که گور می گرفتی همه عمر **** دیدی که چگونه گور ولدی گرفت
بر خیز و مخور غم جهان گذران **** بنشین و در سه دسته جارو به شادمانی گذران
آنان که مرگخوار و پلید شدند **** در جمع جادوگران مایه ننگ شدن
مرسی ، راستی من از خیام شکایت کردم بخاطر پیچوندن شعرام .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

[b][size=med
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 4 مهر 1390 17:30
از: كوچه نتراسون ( كوچه ي بغلي دياگون ) شماره ي 555
پستها:
36

مرگخواران عزیز سلام و علیــــــــــــــــــــــــــک :
این هم توصیف زمان زنده شدن لرد سیاه از زبان پیتر پتی گرو :
اصلاً هم ربطی به شعر فروغ فرخزاد نداره !!!!
طفلی غنوده در بر من بیمار
با گونه های سرخ تب آلوده
با گیسوان در هم آشفته
تا نیمه شب ز درد نیاسوده
ای اختران که غرق تماشایید
این لرد من است که بیمار است
دستم را قطع کردم و می بینید
این دیده ی من است که گریان است
در یاد آیدم که زهر طلب می کرد
از آن مار گنده ی درددانه
یا می نشت بانگهی بی تاب
در انتظار کشتنی مردانه
ادامه دارد ...
این هم توصیف زمان زنده شدن لرد سیاه از زبان پیتر پتی گرو :
اصلاً هم ربطی به شعر فروغ فرخزاد نداره !!!!
طفلی غنوده در بر من بیمار
با گونه های سرخ تب آلوده
با گیسوان در هم آشفته
تا نیمه شب ز درد نیاسوده
ای اختران که غرق تماشایید
این لرد من است که بیمار است
دستم را قطع کردم و می بینید
این دیده ی من است که گریان است
در یاد آیدم که زهر طلب می کرد
از آن مار گنده ی درددانه
یا می نشت بانگهی بی تاب
در انتظار کشتنی مردانه
ادامه دارد ...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
فقط زندگی وجود دارد و کسانی که از درک آن عاجزند...
فقط خدا وجود دارد و کس?
فقط خدا وجود دارد و کس?
جزئیات کاربر

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

در باب من ترانه پانزده سال دارم
----------------------------------------
يكي فيلم سرشار از درد و غم
در آن دختري واقعا محترم
(نه مانند آن فيلم هاي دگر
بدون ادب، معدن شور و شر!)
به افسون و افسانه ي اين جهان
گرفتار شد دست مردي جوان
چه مردي كه در فسق مشغول بود
سيه كار و بي عار و سوسول بود
جوان، بچه و دخترك، بچه تر
يكي ساده و آن يكي نيز خر
پس از مدتي عاشق هم شدند
سپس صيغه خواندند و محرم شدند
جوان بود از راه اسلام دور
گرفتار در بند فسق و فجور
از اين روي بعد از كمي ماجرا
شدند از هم اين زوج صيغه، جدا
ولي گشت اوضاع كلا خرا
كه يك دسته گل داده بودند آب
به غفلت پسر دانه اي بذر كاشت
از آن پس دگر دخترك بچه داشت
جوان پر از هوش و راي و خرد
نبايد چنين گند بار آورد
اگر نامزد گشت بايد فقط
بماند، نبايد نمايد غلط!
عجب روزگاري است اين روزگار
عجب نسل خوبي بيامد به بار!
----------------------------------------
يكي فيلم سرشار از درد و غم
در آن دختري واقعا محترم
(نه مانند آن فيلم هاي دگر
بدون ادب، معدن شور و شر!)
به افسون و افسانه ي اين جهان
گرفتار شد دست مردي جوان
چه مردي كه در فسق مشغول بود
سيه كار و بي عار و سوسول بود
جوان، بچه و دخترك، بچه تر
يكي ساده و آن يكي نيز خر
پس از مدتي عاشق هم شدند
سپس صيغه خواندند و محرم شدند
جوان بود از راه اسلام دور
گرفتار در بند فسق و فجور
از اين روي بعد از كمي ماجرا
شدند از هم اين زوج صيغه، جدا
ولي گشت اوضاع كلا خرا
كه يك دسته گل داده بودند آب
به غفلت پسر دانه اي بذر كاشت
از آن پس دگر دخترك بچه داشت
جوان پر از هوش و راي و خرد
نبايد چنين گند بار آورد
اگر نامزد گشت بايد فقط
بماند، نبايد نمايد غلط!
عجب روزگاري است اين روزگار
عجب نسل خوبي بيامد به بار!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/04/07
آخرین ورود: چهارشنبه 6 خرداد 1388 03:07
از: سنـــــــت..مانگــــــــــو
پستها:
235

جزئیات کاربر

نامه ی اسنیپ خطاب به روح دامبلدور:
همی فرو فرستادمت طلسمی نیرومند
گشوده شد چشمان و پریشان ماند موی کمند
دستانم از فرط سنگینی گرز دستی*
بیاراست و زمین شد بدون هیچ کاستی
زیر لب خواندی ای فرومایه عفو کن
اعتنایی نکردم بدان، از بین رفت ریش و بن
طلسمم برخورد کرد به زلف پریشانت
تو مردی و ندانستی کارم بود، خیانت
این بود دستور لرد سیاه منصوب به دراکو
هری بعد از مرگت با درماندگی می گفت، کو، کو؟
دامبلدور مرد و تنها ماند دوستان و هری پاتر
محفلی ها خواهند برید کار خود را با کاتر
بدان ای دامبی، بدان و از من حرف شنو
که من سرمایه ی لرد سیاه بوده ام و نیستم نو
ارکان خواهند گریست برای سرنوشتت
که این گونه بودی و فنا بود سرشتت
بسی رنج بردم در این سال شش
هر چند که کشتم تو را با یک پرش
1- منظور از گرز دستی در این شعر همان چوبدستی ادیبانه است!
--------------------------------------------------
منتظر جواب نامه ی دامبلدور هم خواهیم ماند!
همی فرو فرستادمت طلسمی نیرومند
گشوده شد چشمان و پریشان ماند موی کمند
دستانم از فرط سنگینی گرز دستی*
بیاراست و زمین شد بدون هیچ کاستی
زیر لب خواندی ای فرومایه عفو کن
اعتنایی نکردم بدان، از بین رفت ریش و بن
طلسمم برخورد کرد به زلف پریشانت
تو مردی و ندانستی کارم بود، خیانت
این بود دستور لرد سیاه منصوب به دراکو
هری بعد از مرگت با درماندگی می گفت، کو، کو؟
دامبلدور مرد و تنها ماند دوستان و هری پاتر
محفلی ها خواهند برید کار خود را با کاتر
بدان ای دامبی، بدان و از من حرف شنو
که من سرمایه ی لرد سیاه بوده ام و نیستم نو
ارکان خواهند گریست برای سرنوشتت
که این گونه بودی و فنا بود سرشتت
بسی رنج بردم در این سال شش
هر چند که کشتم تو را با یک پرش
1- منظور از گرز دستی در این شعر همان چوبدستی ادیبانه است!
--------------------------------------------------
منتظر جواب نامه ی دامبلدور هم خواهیم ماند!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ورونیکا ادونکور در 1385/5/3 19:51:05
اگر یک فرد انسان، واحد یک بود ، آیا یاز یک با یک برابر بود؟!
[b][s
[b][s
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/11/01
تولد نقش: 1396/07/22
آخرین ورود: دوشنبه 25 آذر 1392 18:06
از: اتاق خون محفل
پستها:
3113

خواستگاري؟ عجب كاري! اين كه كار بدي نيست. ميري پيش باباي دختر، ميگي: سلام، كارت بيست. طالب دخترت منم، نوكرتم به مولا. اگه سواري هم ميخواي، اين منم كه ميشم دولا.
باباهه بت ميگه: جوون، مگه بيكس و كاري؟ تو اين دنياي فيل تو فيل، هيچ كسي رو نداري؟ بابات كجاس؟ ننهت كجاس؟ چرا كت به تنت نيس؟ ساكت. جوابمو نده. گوش كن به من. هيس هيس هيس.
ميري دو هفته بعد ميآي، با كت و با دسته گل. بابات رو پيش ميندازي كه هي بت ميگه مشنگ، خل. ميري ميگي به غلامي بپذيريد بنده رو. هرهر و كركر ميكني، ميلمبوني خنده رو. نگات ميكنن و ميگن، چقدر جلفه اين يارو. مادر دختره ميگه نديدينش با پارو؟ ميپرسن كه كارت چيه؟ برف پاروكن نيستي تو؟ دايي دختر ميخنده هه هه، هه هه، هوهوهو. بابات بت چشمغره ميره، ميگه پسر آدم باش. اينقدر هرهر كركر نكن، درست بشين، محكم باش. بعد به اونا ميگه: جونم بگه براتون، اين آقايي كه ميبينين، پسر من، اين جوون، طراح موشكهاي فضاپيماي ناسا است، همين دوسه روزه رو، تو ايرون مهمون ماس. اينم كه اومديم اين جا، برايFun اومديم. براي خنده و تفريح خدمتتان اومديم.
باباي دختره يه هو به دست و پا ميافته، مادرش هم ميره ميآد، جوش و جلا ميافته. سيني چايي ميآرن با باقلوا و لبخند. دختر مياد با سيني و بيپوشيه و روبند. يكيشون به داييش ميگه چفت كن دهن گندهتو. ببر صدا تو، جمع بكن هر و كر خندهتو. دختره رو بهت ميدن بدون چك و چونه. با هزار سكه مهريه، و به شرط يه خونه. ميرين بيرون آه ميكشي، برميگردين خونهتون. كش آوردين چونه شونو، كش اومده چونهتون. بعد تا هزار سال ديگه، اون جا پيدات نميشه. از ياد ميبري دخترو، تا كي؟ براي هميشه.
باباهه بت ميگه: جوون، مگه بيكس و كاري؟ تو اين دنياي فيل تو فيل، هيچ كسي رو نداري؟ بابات كجاس؟ ننهت كجاس؟ چرا كت به تنت نيس؟ ساكت. جوابمو نده. گوش كن به من. هيس هيس هيس.
ميري دو هفته بعد ميآي، با كت و با دسته گل. بابات رو پيش ميندازي كه هي بت ميگه مشنگ، خل. ميري ميگي به غلامي بپذيريد بنده رو. هرهر و كركر ميكني، ميلمبوني خنده رو. نگات ميكنن و ميگن، چقدر جلفه اين يارو. مادر دختره ميگه نديدينش با پارو؟ ميپرسن كه كارت چيه؟ برف پاروكن نيستي تو؟ دايي دختر ميخنده هه هه، هه هه، هوهوهو. بابات بت چشمغره ميره، ميگه پسر آدم باش. اينقدر هرهر كركر نكن، درست بشين، محكم باش. بعد به اونا ميگه: جونم بگه براتون، اين آقايي كه ميبينين، پسر من، اين جوون، طراح موشكهاي فضاپيماي ناسا است، همين دوسه روزه رو، تو ايرون مهمون ماس. اينم كه اومديم اين جا، برايFun اومديم. براي خنده و تفريح خدمتتان اومديم.
باباي دختره يه هو به دست و پا ميافته، مادرش هم ميره ميآد، جوش و جلا ميافته. سيني چايي ميآرن با باقلوا و لبخند. دختر مياد با سيني و بيپوشيه و روبند. يكيشون به داييش ميگه چفت كن دهن گندهتو. ببر صدا تو، جمع بكن هر و كر خندهتو. دختره رو بهت ميدن بدون چك و چونه. با هزار سكه مهريه، و به شرط يه خونه. ميرين بيرون آه ميكشي، برميگردين خونهتون. كش آوردين چونه شونو، كش اومده چونهتون. بعد تا هزار سال ديگه، اون جا پيدات نميشه. از ياد ميبري دخترو، تا كي؟ براي هميشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم ! 
شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :
1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین
جزئیات کاربر

نظارت
رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با کفی دوست شدی، هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست پست بزنم
ببینی ناظز یه جا دیگه ام، جاتم اصلا خالی نیست
جاتم اصلا خالی نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
ناظری بودم برات
که تو بهم قدرت دادی
دلم رو یه روز خریدی
فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بودم
ناظر تازه کاری
پیر شدم رفتی حالا
دنبال ناظر تازه ای
رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با کفی دوست شدی، هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست پست بزنم
ببینی ناظز یه جا دیگه ام، جاتم اصلا خالی نیست
جاتم اصلا خالی نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
دیگه پشت دستمو داغ می کنم
که تا زنده ام ناظر هیچ فرومی نشم
ناظر هر فرومی بشم
لااقل اسیر تو یکی نشم
ناظری بودم برات
که تو بهم قدرت دادی
دل رو یه روز خریدی
فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بودم
ناظر تازه کاری
پیر شدم رفتی حالا
دنبال ناظر تازه ای
رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با کفی دوست شدی، هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست پست بزنم
ببینی ناظز یه جا دیگه ام، جاتم اصلا خالی نیست
جاتم اصلا خالی نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با کفی دوست شدی، هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست پست بزنم
ببینی ناظز یه جا دیگه ام، جاتم اصلا خالی نیست
جاتم اصلا خالی نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
ناظری بودم برات
که تو بهم قدرت دادی
دلم رو یه روز خریدی
فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بودم
ناظر تازه کاری
پیر شدم رفتی حالا
دنبال ناظر تازه ای
رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با کفی دوست شدی، هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست پست بزنم
ببینی ناظز یه جا دیگه ام، جاتم اصلا خالی نیست
جاتم اصلا خالی نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
دیگه پشت دستمو داغ می کنم
که تا زنده ام ناظر هیچ فرومی نشم
ناظر هر فرومی بشم
لااقل اسیر تو یکی نشم
ناظری بودم برات
که تو بهم قدرت دادی
دل رو یه روز خریدی
فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بودم
ناظر تازه کاری
پیر شدم رفتی حالا
دنبال ناظر تازه ای
رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با کفی دوست شدی، هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست پست بزنم
ببینی ناظز یه جا دیگه ام، جاتم اصلا خالی نیست
جاتم اصلا خالی نیستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
جزئیات کاربر

در میان کوه ها
زمانی که تو همچون پرنده،
پرواز می کردی بر فراز آن
من از پشت پنجره ای خاک گرفته
تو را می نگریستم
و خیره بر جارویت
آه می کشیدم؛
در حسرت یک آذرخش!
---------------------------------------
خب این شعر نو بود. همین جوری نوشتم! حالا یه شعر عروضی:
( چو در غم از دست دادن سدریک)
کردی تباه زندگی ام را سدریک
چیزی باقی نگذاشتی جز یک خط باریک
خط باریکی که از چشمانم جاری
زندگی انسان این گونه است، آری
در هزار تو با ورد آواداکداورا
مردی و تنها گذاشتی مرا
چه کنم که بی تو تنهای تنهایم
قدمی برنخواهم داشت با پایم
یک سالی را سر کردم با هری
کار او هم نبود جز دست به سری
دیگر هیچ ندارم به زندگی امیدی
ایستاده ام تا بوزد به صورتم بادی
کاری از دست من برنمی آید
ماجرا همان خواهد شد که باید
---------------------------------------
این شعر خودم است؛ اگر خیلی مسخره است ببخشید!
زمانی که تو همچون پرنده،
پرواز می کردی بر فراز آن
من از پشت پنجره ای خاک گرفته
تو را می نگریستم
و خیره بر جارویت
آه می کشیدم؛
در حسرت یک آذرخش!
---------------------------------------
خب این شعر نو بود. همین جوری نوشتم! حالا یه شعر عروضی:
( چو در غم از دست دادن سدریک)
کردی تباه زندگی ام را سدریک
چیزی باقی نگذاشتی جز یک خط باریک
خط باریکی که از چشمانم جاری
زندگی انسان این گونه است، آری
در هزار تو با ورد آواداکداورا
مردی و تنها گذاشتی مرا
چه کنم که بی تو تنهای تنهایم
قدمی برنخواهم داشت با پایم
یک سالی را سر کردم با هری
کار او هم نبود جز دست به سری
دیگر هیچ ندارم به زندگی امیدی
ایستاده ام تا بوزد به صورتم بادی
کاری از دست من برنمی آید
ماجرا همان خواهد شد که باید
---------------------------------------
این شعر خودم است؛ اگر خیلی مسخره است ببخشید!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
اگر یک فرد انسان، واحد یک بود ، آیا یاز یک با یک برابر بود؟!
[b][s
[b][s
جزئیات کاربر

بریم هافل بوق بزنیم*بریم هافل بوق بزنیم
ماست بریزیم، دوغ بزنیم*بریم هافل بوق بزنیم
گرچه بوق زدن بده*بریم هافل بوق بزنیم
خودتو زود وا نده*بریم هافل بوق بزنیم
اگه می خوایم بوق بزنیم*بریم هافل بوق بزنیم
باید که دروغ نزنیم*بریم هافل بوق بزنیم
سرژ ما اند شره*بریم هافل بوق بزنیم
همیشه با کفتره*بریم هافل بوق بزنیم
همگی توی هاگوارتز*بریم هافل بوق بزنیم
بخونیم دیفنس دارک آرتز*بریم هافل بوق بزنیم
واسه جمع امتیاز*بریم هافل بوق بزنیم
به همه داریم نیاز*بریم هافل بوق بزنیم
همگی درس بخونیم*بریم هافل بوق بزنیم
تا که بگن خرخونیم*بریم هافل بوق بزنیم
اندِ گروه هافله*بریم هافل بوق بزنیم
همه چیز توش کامله*بریم هافل بوق بزنیم
سایتو پُر-پست می کنیم*بریم هافل بوق بزنیم
گریفو سُست می کنیم*بریم هافل بوق بزنیم
اسلیترین می نازه*به خونای خالصش
هافلپاف هم می نازه*به شاهزاده-خالصش
ریون کلاو گََر داره*آنیتا دامبلدورو
تو بپرس که از کجا*اومد این بچّه پُرّو
آنیتا و آلبوس و*پیترِ پتی گرو
همه این ها رو داده*هافل به اونا گِرو
حالا تو داری جواب*داری حقّ انتخاب
بین این چار تا گروه*مثال چهار تا کوه
یکی رو کن انتخاب*که باشه گروه ناب
عقل سالم بِت می گه*گروه خوب همینه
تو بیا توی هافل*تا دسترسیت شه کامل
خوش و خوب و خرّمیم*برا این که ما کَمیم
حالا ای عضو جدید*که شدیم بر تو پدید
اگه بیای پیش ما*می پذیریم ما تو را
یکی از ما می شَوی*دان که رسوا نشوی
پس بیا تو نزد ما*بشو تو یکی زِ ما
تا که با هم بخونیم*همه این رو بدونیم
اگه مَردیم یا زنیم*بریم هافل بوق بزنیم
ماست بریزیم، دوغ بزنیم*بریم هافل بوق بزنیم
گرچه بوق زدن بده*بریم هافل بوق بزنیم
خودتو زود وا نده*بریم هافل بوق بزنیم
اگه می خوایم بوق بزنیم*بریم هافل بوق بزنیم
باید که دروغ نزنیم*بریم هافل بوق بزنیم
سرژ ما اند شره*بریم هافل بوق بزنیم
همیشه با کفتره*بریم هافل بوق بزنیم
همگی توی هاگوارتز*بریم هافل بوق بزنیم
بخونیم دیفنس دارک آرتز*بریم هافل بوق بزنیم
واسه جمع امتیاز*بریم هافل بوق بزنیم
به همه داریم نیاز*بریم هافل بوق بزنیم
همگی درس بخونیم*بریم هافل بوق بزنیم
تا که بگن خرخونیم*بریم هافل بوق بزنیم
اندِ گروه هافله*بریم هافل بوق بزنیم
همه چیز توش کامله*بریم هافل بوق بزنیم
سایتو پُر-پست می کنیم*بریم هافل بوق بزنیم
گریفو سُست می کنیم*بریم هافل بوق بزنیم
اسلیترین می نازه*به خونای خالصش
هافلپاف هم می نازه*به شاهزاده-خالصش
ریون کلاو گََر داره*آنیتا دامبلدورو
تو بپرس که از کجا*اومد این بچّه پُرّو
آنیتا و آلبوس و*پیترِ پتی گرو
همه این ها رو داده*هافل به اونا گِرو
حالا تو داری جواب*داری حقّ انتخاب
بین این چار تا گروه*مثال چهار تا کوه
یکی رو کن انتخاب*که باشه گروه ناب
عقل سالم بِت می گه*گروه خوب همینه
تو بیا توی هافل*تا دسترسیت شه کامل
خوش و خوب و خرّمیم*برا این که ما کَمیم
حالا ای عضو جدید*که شدیم بر تو پدید
اگه بیای پیش ما*می پذیریم ما تو را
یکی از ما می شَوی*دان که رسوا نشوی
پس بیا تو نزد ما*بشو تو یکی زِ ما
تا که با هم بخونیم*همه این رو بدونیم
اگه مَردیم یا زنیم*بریم هافل بوق بزنیم
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج