آنیتا هم دستکش های مخصوصشو دستش می کنه.
مک بون هم کلاه حصیریشو سرش می کنه و عینک شناشو هم از گردنش آویزون می کنه و می گه:
_خوب بریم!
آنیتا:کجا بریم؟اینا چیه از خودت آویزون کردی؟!
مک بون عینک آفتابیشو بر میداره و یه اخم به آنیتا میکنه و می گه:
_لوازم شنا!
رومسا:ما داریم میریم ماموریتا!نمی ریم لب دریا!
مک بون:اتفاقا میریم لب دریا!
آنیتا:جدا؟!
مک بون:جدا!
آنتیا و رومسا جیغی می کشن و به طرف کمداشون میرن.
---دقایقی بعد---
آنیتا ساکشو می زاره جلو در.
آنیتا:خوب من حاضرم.ولی از کجا معلوم که باید بریم دریا؟!
مک بون:از این تلفنه صدای موج میومد!فهمیدم باید بریم دریا.
رومسا:ایول هوش!دیگه بریم!
رومسا دماغ گیرشو روی سوراخای بینیش گذاشت و وقتی دید آنیتا و مک بون دارن بر و بر نگاش می کنن با صدای تو دماغی گفت:
_دِ بریم دیگه!
---------لب دریا-----------
ملت داشتن شنا می کردن...بی ناموسی از لب ساحل می بارید!
آنیتا:فکر کنم فهمیدم باید کجا بریم...اون جا رو نگاه کن...اونور روی زمین.نظرت چیه مک بون؟!
مک بون:...
آنیتا:مک بون؟!
مک بون:...
آنیتا:دِ جواب بده!
مک بون:...
آنیتا بر میگرده و به جای خالی مک بون نگاه می کنه!رد پاهایی روی شنها هست که تا دریا ادامه داره!
لب آب مک بون داره با چهار تا پاش شنای قورباغه می ره و پای پنجمش تو کمر یه ستاره دریاییه!
آنیتا به سمت مک بون می دوه و بلند داد می زنه:
_بیا بیرون فهمیدم باید کجا بریم!اونجا رو نگاه کن!
مک بون:نمی تونم!
آنیتا:اذیت نکن نگاه کن!
مک بون:بابا نمی تونم!
آنیتا جیغ می کشه:نـــــگـــــــــــــــاه کــــــــــــــــــــــن!
مک بون:بابا نمی تونم!چشام رو به بالا ان!نمی تونم جلو رو ببینم!
آنیتا:آهان...الان ردیفش می کنم!
---دقایقی بعد---
مک بون:یه خورده چپ تر!...نه یه خورده به راست...زیاد شد!...چپ چپ...آهان...خوبه!...وااااای...چه جیگریه!اون یارو چقدر شبیه زاخیه پیش دختره!
بوووووم....آنیتا مک بونو ول می کنه و مک بون با کله میاد رو زمین!
آنیتا:من گفتم ببین اون چیه داره دنبال زنه می کنه!بعد تو داری خونه مردمو دید می زنی؟!بی شعور!
مک بون:یه بار دیگه منو ببر بالا خیلی حال داد!

................................................
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


)
گاهی هم از اطراف موشکهایی وارد اداره میشد که بیشتر شوخی و تمسخر بود:
»
»
خب چیکار کنیم؟"
از کی تاحالا دراکو چنین مستبد شده بود که بخواد حتی روی حرف بلیز حرف بزند!؟
.با حرکتی سریع به موهایش پیچ و تابی داد و بعد با لحنی کشدار شروع به صحبت کرد: