جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

7 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  23 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  123 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  243 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  240 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  323 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 13:51
نمایش جزئیات
آفلاین
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ماااااااااااااااا! این چی بود؟! نه! خدایی!!!
خدایی ارزشی بازی تا چه حد؟!! ادی تو هم؟
من این شعرو خوندم تا یه ساعت بعدش داشتم بع بع می کردم! به جان خودم!
چه کیلیدی کردی روی شیرموزا!!هعییییی این آزادی فروم هم کم کم دارد به معضلی تبدیل می شود!!
بعد اونوقت من اینو نقد کنم؟! فدات شم قربونت من حاضرم شعر خوشگلا باید برقصن رو نقد کنم ولی این را نچ!! خب من چی بگم راجع به این؟!
در ضمن گفتم و گفتا قبل از این که مال پروین اعتصامی باشه مال حافظ شیرازیه!!(گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید....)
حالا من بهتون یاد می دم که چه طور با کمی تلخیص از یه شعر می تونین نوشته ی خوبی بر جای بگذارین(این برای اونایی که فکر می کنن هنوز آمادگی ندارن که شعر بگن!) با تشکر ویژه از دویــــــــــــــــــــل!
این شعر از مجله ی کودکان برداشته شده!:
دست می زنه دست دست
پا می کوبه پا پا
پا به زمین می کوبه
دستا رو برده بالا
انگاری ورزش می کنه
تو خونه نرمش می کنه
قربون دست و پاهاش
دست خدا به همراش!

هان؟! چیه چرا این جوری نگاه می کنین؟! خیلی هم شعر قشنگیه من حفظش کردم!(شوخی نبود!) اگه درکش نکردین دلیلش اینه که استعداد شاعری ندارین!
خب حالا با تلخیص:
بوق می زنه بوق بوق
کف می زنه کف کف
بوقو می ده به آوریل
کفی رو برده بالا
انگاری بوق بوق می کنه
مکی رو اسموت می کنه
قربون بوق زدن هاش
مرلین ما به همراش!

دست نزنین!!! خواهش می کنم! من متعلق به همه ی شما هستم! جیگر همه تون رو! چرا دارین انقد با محبت به من نگاه می کنین؟باور کنین کار زیادی نبود.اصلا راضی به زحمت نیستم. اون چوبا چیه تو دستتون؟! دارین بیس بال بازی می کنین؟! ایول ایول! نههههههههههههههه!!! من نباید بمیرم!!!!
(این هم یک رول زیبا!)

(نکته: به عقل من شک نکنین! چون کلا عقلی ندارم که بخواین بهش شک کنین!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 شهریور 1385 00:43
نمایش جزئیات
آفلاین
من اين هنرامو همه جا رو نميكنما! ولي داشتم توي خيابون راه ميرفتم كه يه شعر بهم الهام شد! ليوان رو اوردم و روش با زغال شعر رو نوشتم ...
اين شعر چند تا خصوصيت داره:
1-همه مصراعاش رديف دارن
2-همه رديفا يكيه
3-شعر نو و كلاسيك قاتيه
4-ميتونين با هر سبكي كه خواستين بخونين (رپ، راك، پاپ، كلاسيك، متال ... نه متال خز شده!)
5-سبك پروين اعتصامي رو دارم(گفتم ... گفتا ...)
6- عمراً اگه چيزي بفهمين


اين شما و اينم شعر:

گفتم شيرموز ميخوام شيرموز ميخوام بووووووووووق
گفتا چپ بري راست بري نميدهمت بووووووووووووق
گفتم حالا يه كاريش بكن جون مادرت بووووووووووووق
گفتا حالا شيرموز ميخواي يا شير ِموز بوووووووووووق
گفتم هر چه ميخواهد دل تنگت بده بوووووووووووووق
گفتا چپ بري راست بري چيزي عايدت نميشود بووق
گفتم اگر بالا و پايين روم رضايت ميدي بوووووووووووق
گفتا بيجنبه آشغال بوقي بووووووووووووووووووووووق
گفتم آخه چرا بووووووووووووووووووووووووووووووووق
گفتا آزادي فروم گرفتي بايد سواستفاده كني بووووق
گفتم من الان هيچي نميفهمم شيرموز بده بووووووق
گفتا مردشورتو ببرن مگه خودت شوهر نداري بوووووق
گفتم ا راست گفتيا ... آوريل ... آوريل ... بووووووووق
گفتا بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق



ميدونم خيلي حال كردين! خودتونو كنترل كنين! تشويق نكنين! من متعلق به خودم هستم بووووووووق

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
جي.كي رولينگ نقاش مصري قرن پنجم هجريه
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: دوشنبه 6 شهریور 1385 22:57
نمایش جزئیات
آفلاین
به در خواست مامور مخصوص حاکم بزرگ راجی دیویس! پست کریچر رو می نقدم!(نکته:راجر خیلی بدش میاد که بهش بگین راجی،احساس هندی بودن می کنه! تا می تونین از این نکته توی رولها سو استفاده کنین!).
اهم اهم!
خب واقعا شعر مزخرفی بود! همون طور که توی مسنجر هم گفتم به نظرم بهتر بود صداتو ضبط می کردی بعد پیوست می کردی به پستت ملت بفهمن با چه لحنی بخونن باب! حسابی قاط زدم! گفتی رپه، کلی طول کشید تا ریتم خوندنشو به دست آوردم، تازه کلی هم اشکالات داشت!
از شما با اون شعر خفنی که توی امضات گذاشتی بعید بود که همچین شعر ارزشی ای از خودت استخراج کنی هانی!
و در ضمن، خواهشا مسائل شخصی و حذب و مدیریتی و فلان و بهمان رو توی رولهاتون نیارین، که بد قاطی می کنم جون دادا!
به طور مثال اگر با من خصومتی دارین و می خواین حالم رو بگیرین، بگین که:
الکسا خسته خسته
بال و پرش رو بسته
ناراحته مبادا
کسی اینجا نپسته!
و این طوری من می فهمم که باید ناراحت بشم!
در کل شعر قشنگی بود(به جون مادرم من بی طرفم!) اما خب از لحاظ مفهومی چیزی در حد صفر بود! گفتم که من بی طرفم!! فک نکنی طرفدار حذبمااا چون اون دفعه ای منو راهم ندادن! و صد البته هیچ گونه خصومتی هم ندارم باهاشون کلی هانی هم هستن کِیس مناسب هم اِی...کمابیش توشون پیدا میشه!
در ضمن سعی کنین اشعارتون درون مایه ی طنز داشته باشه. و مسائلی از قبیل وزارت و حذب و مدیر و وبمستر و این جور حرفا امیدوارم که نبینم چون یه تاپیک مخصوص این کارا هست.(صد و یک راه...)
همچنین امیدوارم خصومت های شخصی و مسائل مسنجر و خارج از مسنجر اینجا آورده نشه! نه اینجا و نه هیچ جای دیگه! البته خب تاپیک مال من نیستاااا به من هیچ ربطی نداره! اما در کل به عنوان یه شهروند ریونی این حرفو زدم که از الان گفته باشم!
همین!
پست کریچ رو هم با عرض معذرت نقد نکردم به امید پستای دیگه شون که با مسائل وزارتی و این حرفا آمیخته نشده باشه! وگرنه من کلی هم خوشحال شدم و تشکر کردم و اینا که اینجا پست زده! به امید بهبود آن!
باز هم از کریچر تشکر می کنم به خاطر پست قشنگش، و امیدوارم که ناراحت نشده باشه که نقدش نکردم! آخه کلا نمی خوام اینجا تاپیک کل کل و این حرفا باشه!(برای توضیح بیشتر به مسنجر مراجعه کنید!)
نقد پست سرژ:
اون هم همون مسئله ی مدیریت و اینا بودش! اما از حق نگذریم عالی بود!! به جز چن تا اشکال جزیی هیچ نقصی توی پستت ندیدم! عالی بود! عالی! تبریک می گم!!! فقط اون تیکه ی برو در گاوستان بووق! اینجا بچه نشسته!! یه کم کنترل کن!!
**نکته:اگه خواستین برای تبلیغ هم براتون شعر در هر سبکی می گیم!!! البته پول هم می گیریم!!(نکته ی نکته:من اصولا یه کم گیراییم پائینه یه کم دیر ماجرا رو درک کردم! حالا ایشالا سال دیگه خودم براتون شعر می سازم...امسال که گذشت!)**
یک شعر هم دیروز توی مسنجر هنگام صحبت با رزی به ذهنم رسید و در اینجا فوران کرد! تقدیم به هر کی که خواستین:
یه خر داریم دم نداره*******پاچه داره سم نداره
بچه ی ایرانی ایه*********بچه ی خوزستانیه
دلش می خواد آدم باشه***آدم و سر به راه باشه!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: دوشنبه 6 شهریور 1385 16:33
نمایش جزئیات
آفلاین
چنين گفت كريچر كف دستان: يك زن كردي بستان!
برو در گاوستان!گاو رو بدوش از پستان!
(اين تيكه خلاصه سمبليك بود از ادامه شعر)

هري به دامبل خبر خوشي گفت! دامبل بندري زد و يا جا خفت
بيدار شد و ديد يك منوي كلفت!چيست اين؟ موشك تپلف؟

به جي اف هايش ميزد داد: كه دارم ميكنم در جادوگران بيداد!
بياييد ببينيد بالاخره مدير شدم!عاشق بلاك كردن آن و اين شدم!

همه گفتند: ايول بابا ، مرحبا مرحبا! هري گفت: بخور از اين كتك ها!
بعد چند مدت جادوگران دلش را زد! در پي مديريت سايت هاي ديگر بيل زد!

ملت ضايعش كردند و گفتند: برو بابا!! رفت و ديگر پيدايش نشد اين ورا!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: دوشنبه 6 شهریور 1385 13:45
نمایش جزئیات
آفلاین
به به به!
پست! ایول باورم نمیشه! ایول ایول! دم بینز گرم! ایول ایول!
(هوی حالا جدی نگیریا! جو گیزر شدم اینو زدم!)

اهم اهم!
خب به نسبت شعر خوبی بود اما خب وزن توش به خوبی رعایت نشده بود.
وقتی میون ریون شوق بیناموسی نیست
تو جاده های هاگوارتز هوای رفتنی نیست
مصرع دوم عالی بود از نظر وزنی اما یه کم با بیت اول در تناقض بود.شعر خوب شعریه که در عین حال که منظورو می رسونه از آهنگ هم برخوردار باشه!

هاگوارتز جاده داره؟ باب روستا که نیست، مدرسه س...
در ریون شوق بی ناموسی نیست؟! اختیار داری بینز جان!

وقتی توی ریون نمونده شوق موندن
وقتی رسم دنیاست رفتن و دل سوزندن
حالا اینو ببین:
وقتی تو ریون کلاو نمونده شوق موندن
وقتی که رسم دنیاس رفتن و دل سوزوندن
این بهتر نیست؟! یه کم وزن شعری توش بهتر رعایت نشده؟!
در ضمن درسته که مثنویه اما در هر حال یه تناسبی باید بین ابیات باشه! مثلا یه بیت کوتاه نباشه یه بیت بلند.(البته منظور شعر نیمایی نیست چون اون دسته کی ابیات کوتاه و بلندن اما وزن شعری توش رعایت میشه!)

حسرت من روز و شب گفتن یک جمله است
بی ناموسی نباشد موندن در ریون چه است ؟
خب اینم خالی از اشکال نیستش! می تونستی این جوری بگی:
حسرت من روز و شب به گفتن این جمله س
بی ناموسی نباشه چه حالی تو ریون هس؟

خب! آخ چرا می زنی!؟خب د لامصب نزن! اولین نقدم بود!

اما خب در کل به نسبت اولین شعر(اگه اولین شعرته) عالی بود محتواش آپ تو دیت بود و به حال و هوای امروز ریون که سر تا سر فتنه و آشوبه می خورد. اما خب، گاهی اوقات از افعال کتابی استفاده کرده بودی و گاهی محاوره ای. اما در کل خوب بود! منتظر کارای بعدیت هستم1(اگه یادت باشه گفتم رول،اما اگه ملت میل دارن همین جوری شعر بگن نو پرابلم! هر جور راحتین! فقط بپستین توش!)
شعر دومتم که مال آوریله به من چه؟!
همین!(پست کریچ رو هم نقد نکردم برای اینکه نگفت نقد کن و در ضمن:I love my shenase!!

1- ID نه شناسه
2- نقدش كن بينيم بابا

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الکسا بردلی در 1385/6/6 13:51:00
ویرایش شده توسط راجر ديويس در 1385/6/6 14:13:17
[b][siz
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: دوشنبه 6 شهریور 1385 11:38
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب منم یه شعر بزنم بد نیست


وقتی میون ریون شوق بیناموسی نیست
تو جاده های هاگوارتز هوای رفتنی نیست
وقتی توی ریون نمونده شوق موندن
وقتی رسم دنیاست رفتن و دل سوزندن
حسرت من روز و شب گفتن یک جمله است
بی ناموسی نباشد موندن در ریون چه است ؟



یه شعر دیگه هم بزنم

ریونی باید برقصه ریونی باید برقصه
نبینم که باز نشستی منتظر چی هستی
تو جشن بیناموسا باید پاشی برقصی باید پاشی برقصی
تقدیم به آوریل


چنتا ضرب المثل ریونی هم بزنم

بیناموس آن است که گیرد دست بیناموس در پریشان حالی و در ماندگی
با ناموس رو تو ریون راه نمیدادن سراغ کریچر رو میگرفت
یه چیز به خودت فرو کن دو چیز به دیگری
بیناموس به ریون میبری ( زیره به کرمان میبری )

==================================
الکسا باب حتما پستای منو اینجا نقد کن
من عمرا نزارم این تاپیک بسته بشه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=0000FF]بينز نام
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: دوشنبه 6 شهریور 1385 11:02
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام! ایول ایول ایول کریچر واقعا خوشحالم کردی بهم امید زندگی دادی...
فکر نمی کردم کسی اینجا پست بزنه! فکر می کردم پاک میشه! فکر می کردم...فکر می کردم...اوهوووووو
خب ملت چون من الان خیلی جو گیزرم و مطمئنم که پست زیادی به تور این تاپیک نمی خوره اعلام می دارم که اگه خاوستین می تونم پستهاتون رو نقد کنم! البته اگه قابل بدونین...
ای بابا! جوه دیگه! چی کارش می شه کرد؟!

___
پ.ن:آواتورم قشنگه؟ حیف که آرایش خلیجی نداره فقط

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الکسا بردلی در 1385/6/6 11:09:51
[b][siz
Re: دیوان راون کلاو
ارسال شده در: دوشنبه 6 شهریور 1385 10:31
نمایش جزئیات
آفلاین
شعر رپ میگم ناز

ققی نکبت حالم رو به هم زد
بلاک کردن چاره نیست
چه کاری کنه کریچ بیچاره
وقتی هیچ اشاره نیست
پستاش , تاپیکاش می یان میرن
فایده چیست
تفکر پوچش, اعمال بیهودش
بیزار کننده ی هر عضویست


اینم به خاطر الکسی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
كريچر مرد ؛ زنده باد كريچر
منظومه چهارگانه اشعار
ارسال شده در: شنبه 4 شهریور 1385 23:50
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ملت!
خب همون طور که می دونین و شاید هم ندونین این جا تاپیک دیوان ریون هستش!
جایی که *باید* رولهاتونو به صورت شعر بنویسین حالا سبکش مهم نیست! و به صورت تک رول هم هستش برای اینکه تطبیق دادنش با اشعار بقیه ی ملت مشکل نباشه!
فعلا دو هفته آزمایشی هستش و اگه ببینیم که استقبال میشه می مونه!پس استقبال کنین من رو هم ضایع نکنین!
برای شروع اولین رول رو خودم می زنم!
اهم اهم!

چنین گفت رزی بوقی نشان
که تا بوق باشد جهان جاودان
بگفتا پنی خواهمت بچری
که ثابت کنی واقعا یک خری
رزی خشمگین شد بغرید و گفت
که درست بکن ور و ور ای چلفت!
پنی گفت خواهر نگه دار دست
چنین حرف زدن مال لاتان است
حالا ققی خان جان* بده مجوز
که مانند زنبور برایت کنم وزّ و وز!

_______
* و صد البته راجر اما خب چون اسمش قافیه نداشت نشد بیارم وگرنه مخلصش هم هستم!!

خب دیگه ملت منو ضایع نکنین خواهشا و بیاین اینجا رول بزنین!
بازم از ققی و راجر تشکر می کنم به خاطر مردمی بودنشون، و مجوز دادنشون، و ایول دمشون گرم!

(البته به چشم خواهر برادری! )

افرادی که لایک کردند

ویرایش شده توسط لیلی لونا پاتر در 1388/3/25 22:42:52
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1388/4/17 17:35:18
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1388/5/8 0:48:46
ویرایش شده توسط لینی وارنر در 1392/6/3 17:33:43
ویرایش شده توسط ریتا اسکیتر در 1394/9/2 22:28:08
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در 1403/2/25 14:48:34
ویرایش شده توسط مروپ گانت در 1403/4/15 11:23:33
ویرایش شده توسط هلنا ریونکلاو در 1405/2/20 18:12:49
[b][siz