هوومک من حالیم نیست من خیلی وقت پیش زدم(رول رو) حالا دیگه خود دانید هر گونه که می خواهید آن را ادامه دهید! یا مال من یا مال اون!
احساس كاردم من بايد در مكاني ديگر به زندگي خود ادامه و پايان دهم ، آنتن بيناموسي را روشن
كردم و از آن براي پيدا كردن راهم كمك گرفتم ، هر طرف آنتن ميگفت رفتم ، در راه مشكلات زيادي را براي طي نمودن پله هاي هاگوارتز گذراندم ولي بالاخره به تالار ريونكلا رسيدم!
ملت:خب ایول!
آوریل(که به طرز معجزه آسایی با کمک های فراوان برادر حمید زنده و آدم شده بود و همین طور ادی!):خب می خواین براتون خوشگلا باید برقصن رو بخونم؟
سدی:نه بینز نیست اصلا حس جشن گرفتن و اینا نیست!
رزی:راستی بینز کجاست؟!
*************
کمی آن طرف تر، خوابگاه پسران
بینز و جان و اکتا و راجر و ققی و مک بون روی یکی از تختا نشستن و دارن موذیانه نقشه می کشن!
بینز:بچه ها این جوری اصلا خوب نیست، تمام نقشه های ما نقش بر آب میشه! می دونین یعنی چی؟! این سرژه خیلی پارتیش کلفته، ریفیق این وبمستراس، حذبی هم که هست! ممکنه کاچار اونو بکنه ناظر تالار!
جان و اکتا:آره آره!
راجر:نهههههههههه(نمی دونم چرا اصلا از وقتی مکی گفته انقد «ه» زیاد نذار دلم می خواد از اول تا آخر رول بنویسم نههههه:devil:) کاچار این خیانت رو نمی کنه!! اون این کارو با من نمی کنه!
بینز:دوستان نظر شما چیه؟
مک بون و ققی:

اکتا:چیه؟

مک بون:واقعا، یعنی واقعا من موندم که شما رو چه حسابی اومدین ریون؟! یعنی واقعا شگفت زده م! بهره ی هوشی شما از یه خیارشورم کمتره! یعنی واقعا من موندم!
ققی:نظارت کیلو چنده؟! سرژ که خودش ناظر بود دیگه! اگه هدفش نظارت و ازین جور حرفا بود که همون ناظر می موند! هدف اون هدفی والاتر از این حرفاس! می دونین یعنی چی؟!
اکتا اینا::ydont:
مک بون:منوی مدیریت!!!!! منوی قشنگ مدیریت!!! اون به خاطر منو اومده اینجا! می دونین این یعنی چی؟!
ققی در حالی که از شدت جوزدگی رنگش بنفش شده و قطرات بزاقش بقیه رو سر تا پا خیس کرده:یعنی فاجعه! یعنی تمام اون امید ها و آرزوهایی که من با شماره شناسه ی دویست و خورده ای پیدا کرده بودم باد هوا شد! گرفتین؟!
اکتا اینا:

ققی و مک بون_این دو جانور موذی_ به همدیگه نگاه می کنن و آه بلندی می کشن بعد هر دو هم زمان کله هاشونو تکون میدن و به سمت بینز و راجر و جان و اکتا حمله ور میشن!
بووووووووم!!

اکتا اینا به جزیره ی بی ناموسیوس پرتاب میشن!
اکتا با احتیاط به دور و برش نگاه می کنه، یه سقلمه به بینز می زنه و میگه ایول! اینا خونه هاشون درو ودیوار و این تیریپا رو نداره!
راجر در حالی که چشماشو با دستش گرفته و از لای انگشتاش داره زیر چشمی نگاه می کنه میگه:نه! من به فلور وفادار می مونم! من این کارو نمی کنم! من بچه ی سالم و پاکیم! من دیگه نمی توننم خودمو کنترل کنممممممممممممم!
سپس با ولع به سمت یه مونث! میره و ....

**********
ققی و مک بون_تالار ریون!
ققی:ببین مکی من یه نقشه دارم........
_______
ببخشید خیلی ارزشی شد گفتم یه کم جوسازی و اینا کنم خیلی حال میده! مخصوصا که ققی هم رول نمی زنه....