Re: کتاب شاهزاده دو رگه توي کمد کلاس معجون سازي چي کار مي کرد؟
ارسال شده در: سهشنبه 4 مهر 1385 19:28
بلیز زابینی
از یخچال خانه ریدل
- تولد نقش
- 1383/08/04
- آخرین ورود
- یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
- عضویت
- 1384/06/25
- پستها
- 1709
نقل قول:
جالبه چون منم تقریبا نظرم همینه ولی فکر میکنم که تو داری لج بازی میکنی چون عملا حرف جدیدی رو نمیزنی
در مورد کتاب شاهزاده نمیدونم شما چطور میتونید برای بقیه ماجرا ها دلیل جور کنید اما برای کتاب شاهزاده میگید دلیلی وجود نداره چون به نظر من دلایلش کاملا مشخصه ! حالا اتفاقی یا غیر اتفاقی ولی دلیل داره :
اول اینکه هری و رون در امتحان معجون سازی نمره قبولی که اسنیپ مد نظر داشت رو نگرفتند به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که چون لازم نیست در این درس شرکت کنند پس دیگه هیچ نیازی هم به کتابهای این درس ندارن .
اما در مدرسه متوجه شدن که پروفسور اسنیپ جای خودشو به اسلاگهورن داده و اونم کسانی رو که مثل هری و رون نمره فراتر از حد انتظار گرفتند رو با کمال میل پذیرا میباشه .
پروفسور مک گونگال نیز این موضوع رو به هری گفت و اینم گفت که مطمئنن پروفسور اسلاگهورن میتونه دو تا کتاب به طور موقت به انها قرض بده و بهتره آنها هم برند سر کلاسهای خودشون .
هری و رون هم رفتن سر کلاس که چون که حالا اسلاگهورن استاد درس معجون سازی بود به همین دلیل کلاسشم شده بود همون کلاس قبلی اسنیپ .
خوب اونم به درخواست هری و رون رفت و دو تا کتاب از توی قفسه ها پیدا کرد که ما میدونیم این یکی از اون کتابهایی بوده که اسنیپ جا گذاشته و اونم افتاد دست هری !
خوب اینم به قول خودتون دلیل که نشون میده این قضیه اتفاقی نبوده . شما هم همینجوری ثابت میکردید دیگه !
1- در مورد هاگرید که من تا به حال نشنیدن شغل شکاربان مدرسه این باشه که بره دونبال کسانی که به نامه جواب ندادن ولی اینو میدونم که از اول دامبلدور هاگرید رو برای رساندن نامه به هری مامور کرده بود یعنی همون روزی هم که اولین نامه به دست هری رسید هاگرید فرستاده بود نه کس دیگه ای . به هر حال بازم میگم هر کسی این شانس رو نداره که با هاگرید به گرینگوتز بره .
2- خوب اون برای این بوده که رون در نقش دوستان دراکو پیش دراکو بوده و شنیده به هر حال اونا از اونجا به این منظور استفاده میکردن و فکر نکنم در نگاه اول یک دفترچه خاطرات اصلا چیز جالبی به نظر برسه مگر اینکه یکی هوس کنه توش چیزی بنویسه به هر حال نظر شما اینه منم نمیتونم تغییرش بدم
3- نه ولی به نظر من لوسیوس قبلش به بورگین بوکس رفته بود . شاید دونبال جای مناسبی میگشته تا دفترچه رو آبش کنه و یه کاری کنه که از شرش خلاص شه و وقتی که دیده دختر آرتور ویزلی اونجاست یهو به فکرش رسیده که با یه تیر چندین هدف رو بزنه ! به نظر من این یکی از همشون منطقی تره .
نقل قول:
چیزی که برای من جالبه اینه که شما سعی دارین با دلیل بگید این اتفاقات هیچ کدومشون شانسی نبوده . در صورتی که من گفتم هر چیزی که شما در زندگی اسمشو بزاریید شانس حتما یه دلیلی داشته که باعث شده اون شانس رخ بده .
من میگم این موضوع ها شانسی بوده ولی شما دلیل میارید که این اتفاقات اینجوری رخ داده در صورتی که اصلا ثابت نمیکنید که این اتفاقات شانسی نبوده .
من که دارم میگم ! تشریح حوادث یه موضوعه و مسئله شانس یه موضوع دیگه . شما نمیتونید این دو مورد رو به هم ربطشون بدین یعنی با دلیل نمیتونید بگید که فلان اتفاق شانسی نبوده مگر دلایل خاص که شما هم تا این لحظه چنین دلایلی نگفتید. من واقعا متوجه نمیشم چطور دوباره حرف خودتونو میزنید چون از نظر من موضوع کاملا روشنه !
خیلی طبیعیه که اگر هری بعضی جاهای خاص نبود هیچ وقت داستان سنگ جادو یا سیریوس یا حفره اسرار آمیز و خیلی ماجراهای دیگه به وجود نمیامد . حالا میخواد هزارتا دلیل هم داشته باشه ولی چیزی که من در تمام پستهام سعی دارم بگم و شما گوش نمیکنید اینه که با دلیل نمیشه شانس آوردن یا نیاوردن رو توجیه کرد .
در مورد اینکه اسنیپم اسمشو فاش کرده من میگم اون کتاب عملا نه خطری براش داشته نه رسوایی ! نظر من اینه . فقط دوست نداشته کتابش دست دیگران باشه .
بلیز عزیز به نظر من تو داری لج بازی میکنی
جالبه چون منم تقریبا نظرم همینه ولی فکر میکنم که تو داری لج بازی میکنی چون عملا حرف جدیدی رو نمیزنی
در مورد کتاب شاهزاده نمیدونم شما چطور میتونید برای بقیه ماجرا ها دلیل جور کنید اما برای کتاب شاهزاده میگید دلیلی وجود نداره چون به نظر من دلایلش کاملا مشخصه ! حالا اتفاقی یا غیر اتفاقی ولی دلیل داره :
اول اینکه هری و رون در امتحان معجون سازی نمره قبولی که اسنیپ مد نظر داشت رو نگرفتند به همین دلیل به این نتیجه رسیدند که چون لازم نیست در این درس شرکت کنند پس دیگه هیچ نیازی هم به کتابهای این درس ندارن .
اما در مدرسه متوجه شدن که پروفسور اسنیپ جای خودشو به اسلاگهورن داده و اونم کسانی رو که مثل هری و رون نمره فراتر از حد انتظار گرفتند رو با کمال میل پذیرا میباشه .
پروفسور مک گونگال نیز این موضوع رو به هری گفت و اینم گفت که مطمئنن پروفسور اسلاگهورن میتونه دو تا کتاب به طور موقت به انها قرض بده و بهتره آنها هم برند سر کلاسهای خودشون .
هری و رون هم رفتن سر کلاس که چون که حالا اسلاگهورن استاد درس معجون سازی بود به همین دلیل کلاسشم شده بود همون کلاس قبلی اسنیپ .
خوب اونم به درخواست هری و رون رفت و دو تا کتاب از توی قفسه ها پیدا کرد که ما میدونیم این یکی از اون کتابهایی بوده که اسنیپ جا گذاشته و اونم افتاد دست هری !
خوب اینم به قول خودتون دلیل که نشون میده این قضیه اتفاقی نبوده . شما هم همینجوری ثابت میکردید دیگه !
1- در مورد هاگرید که من تا به حال نشنیدن شغل شکاربان مدرسه این باشه که بره دونبال کسانی که به نامه جواب ندادن ولی اینو میدونم که از اول دامبلدور هاگرید رو برای رساندن نامه به هری مامور کرده بود یعنی همون روزی هم که اولین نامه به دست هری رسید هاگرید فرستاده بود نه کس دیگه ای . به هر حال بازم میگم هر کسی این شانس رو نداره که با هاگرید به گرینگوتز بره .
2- خوب اون برای این بوده که رون در نقش دوستان دراکو پیش دراکو بوده و شنیده به هر حال اونا از اونجا به این منظور استفاده میکردن و فکر نکنم در نگاه اول یک دفترچه خاطرات اصلا چیز جالبی به نظر برسه مگر اینکه یکی هوس کنه توش چیزی بنویسه به هر حال نظر شما اینه منم نمیتونم تغییرش بدم
3- نه ولی به نظر من لوسیوس قبلش به بورگین بوکس رفته بود . شاید دونبال جای مناسبی میگشته تا دفترچه رو آبش کنه و یه کاری کنه که از شرش خلاص شه و وقتی که دیده دختر آرتور ویزلی اونجاست یهو به فکرش رسیده که با یه تیر چندین هدف رو بزنه ! به نظر من این یکی از همشون منطقی تره .
نقل قول:
من بازم میگم هیچ اتفاقی برای هری به طور خود کار نیافتاده و بقیه بچه ها میتونن قضاوت کنن که ایا دلایل من برای سوالات شما کافی بوده یا نه چون شما متاسفانه به دلایل منطقی و دو دو تا چهار تای من توجه نمیکنی
چیزی که برای من جالبه اینه که شما سعی دارین با دلیل بگید این اتفاقات هیچ کدومشون شانسی نبوده . در صورتی که من گفتم هر چیزی که شما در زندگی اسمشو بزاریید شانس حتما یه دلیلی داشته که باعث شده اون شانس رخ بده .
من میگم این موضوع ها شانسی بوده ولی شما دلیل میارید که این اتفاقات اینجوری رخ داده در صورتی که اصلا ثابت نمیکنید که این اتفاقات شانسی نبوده .
من که دارم میگم ! تشریح حوادث یه موضوعه و مسئله شانس یه موضوع دیگه . شما نمیتونید این دو مورد رو به هم ربطشون بدین یعنی با دلیل نمیتونید بگید که فلان اتفاق شانسی نبوده مگر دلایل خاص که شما هم تا این لحظه چنین دلایلی نگفتید. من واقعا متوجه نمیشم چطور دوباره حرف خودتونو میزنید چون از نظر من موضوع کاملا روشنه !
خیلی طبیعیه که اگر هری بعضی جاهای خاص نبود هیچ وقت داستان سنگ جادو یا سیریوس یا حفره اسرار آمیز و خیلی ماجراهای دیگه به وجود نمیامد . حالا میخواد هزارتا دلیل هم داشته باشه ولی چیزی که من در تمام پستهام سعی دارم بگم و شما گوش نمیکنید اینه که با دلیل نمیشه شانس آوردن یا نیاوردن رو توجیه کرد .
در مورد اینکه اسنیپم اسمشو فاش کرده من میگم اون کتاب عملا نه خطری براش داشته نه رسوایی ! نظر من اینه . فقط دوست نداشته کتابش دست دیگران باشه .
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!

نه که این شانسشه که در بعضی از مکان ها به طور خودکار اتفاقاتی براش رخ میده و اونو در جریان داستان قرار میده .

