جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

5 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
5
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  67 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  144 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  256 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  250 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  334 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  235 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 25 دی 1385 17:25
نمایش جزئیات
آفلاین
1-یک وردساز معروف با توضیحات کامل معرفی کنید(15 امتیاز)

مارکوس کمپل معروف به مارکوس خپل – سال 1921

وی در سال 1910 در مرلین گاه به دنیا آمد ، تحصیلاتش را در هتل هاگوارتز گذراند و پس از مدتی با تک ماده توانست فارغ و التحصیل شود .
یک روز همینطوری داشت واسه خودش رد میشد که یکی بهش گفت : هوی ... عقده ای .... بیا می خوام دهنت و مورد عنایت قرار بدم .
استاد در کل می خواستم یک چیزی گفته باشم حالا تو از دله تنگت بگو ...
یارو لاته : آره ... آره .
مارکوس : آوداکداورا ... سوسک شدی ؟
مردک به فاصله شیش متر آن طرف تر می افتد و میمیرد .... این داستان واقعی خلق آوداکداورا بود .


2-هر چه دل تنگت میخواد بگو!(هر چیز خواستی،از منو مدیریت گرفته تا خاطره نویسی)(15 امتیاز)

دله تنگم ... دله تنگم ... چی بگم من از دله تنگم ... بله ... سلام .
- چرا شما اینجوری هستید ؟
مثلا هر کی هر چی می خواد بهتون میگه .
- همه پشت سرتون حرف های بی ناموسی میزنند .
مثلا می گویند شما آفتابه دزدید ، مرگخوار که جای خود دارد .
- یا استاد همه به شما بد نگاه می کنند .
مثلا آخرین بار که هدویگ نگات کرد رفتی تو تیر چراغ برق . یا بلیز آخرین بار که نگات کرد باهاش رفتی قزوهد .

مارکوس : هان ... با من بودی ؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده










[b][size=med
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 25 دی 1385 16:19
نمایش جزئیات
آفلاین
1-یک ورد ساز معروف با توضیحات کامل معرفی کنید(15 امتیاز)

نام ورد ساز :آلکسی تولستونی
تاریخ تولد :1850 میلادی
وفات: 1920میلاد ی
زندگی نامه:آلکسی تولستونی د ر شهر مادرید متولد شد ولی همان موقع تولد هم از استعداد بالایی برخورد ار بود
که هنگام تولد رحم ماد رش را منفجر کرد اون هم بد ون چوب دستی و بعد ها هم وقتی در مدرسه ی بوباتون تحصیل می کرد شگفتی های بینظیری آفرید و بعد آن هم ورد آکسیو و
الوهه مورا را د رست کرد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[i]
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 25 دی 1385 15:29
نمایش جزئیات
آفلاین

1-یک ورد ساز معروف با توضیحات کامل معرفی کنید(15 امتیاز)

نام و نام خانوادگی:استفن مارک بین
ملیت:هلندی
تولد:1780
وفات:1873
زندگی نامه:استفن مارک بین در شهر آمستردام هلند در خانواده ای مرفه متولد شد.وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه ی کرایشلون به پایان رسانید و پس از آن برای تحصیلات جادویی به مدرسه ی بروک اسکول در فرانسه در دعوت شد.وی شش سال تحصیلات خود را در این مدرسه ادامه داد اما به دلیل اغتشاشات داخلی فرانسه مدرسه به دلایل امنیتی تعطیل شد و او تصمیم گرفت به کشور خود بر گردد و خودش تحصیلاتش را ادامه دهد.به همین دلیل او سال ها را در کتابخانه های جادویی گذراند تا توانست مهارت وصف ناپذیری در زمینه ی طلسم های سیاه بدست بیاورد ، اما وی این مهارت خود را به طرز مفیدی استفاده کرد و در سن بیست سالگی توانست اولین ورد خود را اختراع کند.این ورد که سوربیشای نام داشت وردی ساده برای ایجاد باد ها ضعیف در شعاع کم بود که چندان مورد استفاده نبود.

ده سال بعد اغتشاشات داخلی فرانسه به اوج خود رسید و چون مردم فرانسه جادوگران را مانند اشراف می دانستند تعداد زیادی از آن ها را به قتل رساندند همین موجب شد تا جادوگران زیادی به هلند پناه بیاورند.کم کم تعداد مهاجرین فرانسوی بسیار زیاد شد که تعدادی از سیاه ترین جادوگران قرن نیز بین آن ها بودند مانند مایک تراسورد که گفته می شد در کل عمر خود سیصد ماگل را به قتل رسانده.

کم کم این مهاجرین فرانسوی برای کسب منافع بیشتر شروع به ظلم ستم به مردم عادی کردند که نظم داخلی هلند را به شدت به هم میزد.به همین سبب گروهی به نام ضد مهاجرین تشکیل شد که از قضا استفن مارک بین نیز در آن عضو شد.مهاجرین فرانسوی در مبارزات خود تماما از طلسمات ممنوعه و نابخشودنی استفاده می کردند ولی اعضای گره ضد مهاجرین قسم خورد بودند که کسی را به قتل نرسانند.مارک نیز برای مقابله با این مهاجرین بیهوشی را پیشنهاد کرد و پس از مدت ها مطالعه و آزمایشات ورد معروف استوپیفای را اختراع نمود و همین ورد باعث پیروزی این گروه بر مهاجرین شرور شد.پس از مدتی این ورد بین همه ی جادوگران متداول شد و زیرا ورد قبلی که برای بیهوشی استفاده می شد عوارض جانبی فراوانی داشت.آوازه ی استفن مارک بین کل هلند را فرا گرفت و به همین دلیل پس از مرگ او بخاطر تقدیر از زحماتش مدرسه ی جادوگریی به نام او ایجاد کردند.

2-هر چه میخواهد دل تنگت بگو!

هوووومکیوس...من الان هیچ حرفی ندارم که بزنم.حوصله ی حرف زدن هم ندارم ولی یه نصیحت می خوام به تمام دوستان بکنم اگر شما فقط دو درجه از دمای تاپیکتان کم کنید تمام ملت جادوگر از گاز طبیعی بر خوردار خواهند شد همچین خوردن دو بار ماهی در هفته را به شما پیشنهاد می کنم در ضمن بنزین که می زنید چرا انقدر بی احتیاطی می کنید که بنزینا سرریز بشه؟
من از استاد تقاضا می کنم تا وردی اختراع کند که هم بدون مصرف گاز ایجاد گرما بکنه و هم فسفر و امگا 3 بدن را بالا ببره!
علاوه بر این پیشنهاد می کنم از وسایل نقلیه ی عمومی برای رفت و آمد در سایت استفاده کنید!
گفتم که حرفی ندارم!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][siz
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 25 دی 1385 13:49
نمایش جزئیات
آفلاین
-یک وردساز معروف با توضیحات کامل معرفی کنید(15 امتیاز)
هرمان گیمبل :
وی در 18 اوت 1901 میلادی در شهر زلاندینو در خانواده ای اصیل و ثروتمند به دنیاآمد.
هرمان از همان ابتدا سه بار ریش پدرش را با ورد کروشیور سوزانده بود که در دفعه چهارم وقتی که پدرش شده بود بوفالو کباب شده ، پدر و مادرش به استعدادش در به کار گیری ورد پسرشان اطلاع یافتند.
هرمان ده ساله بود که به مدرسه دورمشترانگ رفت و در آنجا در رشته طلسم های سیاه دیپلم را گرفت.
سپس به لندن آمد و متوجه شد که پدرو مادرش فوت کرده اند و برای او ثروت هنگفتی گذاشته اند.
هرمان از این ثروت سوءاستفاده نکرد ، بلکه با این پول یک کارخانه چوب های جادویی به نام هرمان و شرکاء زد و ضمن اینکه چوب های جادویی مختلفی می ساخت ، ورد های فوق العاده سیاهی را نیز اختراع می کرد که مشهور ترین ورد وی " آواداکداوارا " می باشد.
همچنین ورد های زیر را نیز او اختراع کرده است:
آلاهومورا
لوموس
ورتی ورتارا (طلسم شکنجه خفیف )
2-هر چه دل تنگت میخواد بگو!(هر چیز خواستی،از منو مدیریت گرفته تا خاطره نویسی)(15 امتیاز
ای اسلایترین ، آخه چرا به حرف های من بدبخت گوش نمی دی؟
من دارم بهت می گم بیا گروه اتحاد رو وباره بنا کن، بهم می گی برو خدا روزی تو یک جا دیگه بده...
بهت میگم یکم به وضع تاپیک ها توجه کن ، بهم می گی الان بیزی هستم
بهت میگم چهار تا تاپیک رول بنداز تنگ انجمن اسلی ، محل سگ نمیدی
آخه چرا اینقدر بی توجه شدی؟
دراکو کدوم جایی هستی؟ میایی بچه ها رو به جون هم میندازی ، میری؟ الهی لوله آفتابه مرلین بره تو سوراخ دماغات ....!!!!
اگه از من بپرسین اوضاع اسلی چطوریه؟ میگم : بوقیه !
_ (خیلی مذخرف شد ... آخه من چی بگم ها؟ ... آخه اینم شد سوال ؟ ... )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 25 دی 1385 00:30
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام
با عرض معذرت از استاد خودمون که جلسه قبل غیبت کردیم البته تقصير خودمون نبود فرد و جرج ویزلی به ما از قرص های خون دماغ دادند ماهم نمی دونستيم
به خدا اصلاً پاچه خواری نمی کنم ها
خوب اول خودمون رو معرفی می کنيم
نام: ویکتورکرام سن : حالا شدیم 19
محل زندگی : اگه به کسی نگید مدرسه دورمشترانگ
چوبدستی : از چوب اولس کمی ضخیم و قلب اژدها توش هست
خصوصیات چهره:
چشم مشکی . قدفکرکنم اگه اشتباه نکنم 183 سانتیمتر
مو : با با مو چیه ما که کچلیم دریغ از یک تار
------------------------------------------------
یک ورد ساز معروف با تمام خصوصیات

نام وردساز : آمیتیس جنسیت : مرد سرزمین سیسیل از کشور یونان
1600 تا 1700 م شکل ظاهری: موهایی نقره فام و بلند با چشمانی خاکستری و بدون فروغ که امید از آنها خارج شده ، قدی نسبتاً بلند با بینی کشیده
ببخشید که مختصر می نویسم :
این جادوگر جزء مشاوران اصلی پادشاه بود و در جنگ ها کمک های فراوانی می کرد. آمیتیس از بچگی دارای قدرت خارق العاده ای در ساختن معجون ها بود . از ورد های معروف او می توان وردهایی مانند: پیری دیر رس و مرگ ظالم را نام برد. ورد پیری دیر رس : این ورد را خود آمیتیس اختراع کرده و بر روی خود فقط انجام داد . این ورد که از اسمش مشخص است فرد را دیر تر پیر می کرد . به همین دلیل آمیتیس یک قرن زندگی کرد ولی قیافه او بیشتر از افراد چهل سال پیر تر نشد و همیشه سرحال بود. ورد مرگ ظالم : آمیتیس مردم را دوست داشت و حاضر نبود که کسی به آنها ظلم کند در سال( 1672 تا 1674 م ) پادشاهی به روی کار آمد که به مردم خیلی ظلم می کرد . گویند این ورد را آمیتیس برای کشتن پادشاه ساخت. او پس از ساختن آن شبی به رختخواب شاه رفته و او را بیدار می کند سپس این ورد را بر روی او انجام داده و او را نابود می کند. کسی در این باره نمی داند که دیگران فهمیدند آمیتیس شاه را کشته یا نه . این ورد همانند ورد آداودکاورا می باشد و ورد لرد سیاه برگرفته از ورد ساخته شده به دست آمیتیس است. دیگر وردهای ساخته شده به دست آمیتیس عبارتند از : ورد سرنگون ( این ورد باعث می شود که فرد طلسم شده همیشه بیمار باشد) ، ورد ماءورا ( این ورد باعث می شود که همه ارواح به فرمان کسی که طلسم را انجام داده در بیایند و به او در هر امری کمک کنند که آمیتیس آن را برای جنگ ها استفاده می کرد) ورد لوموس ( درست اسم ورد را نمی دانم و چون کارش مانند ورد لوموس هست چنین اسمی رو براش انتخاب کردم .- این ورد باعث میشد که در جنگ ، شب تیره مانند روز روشن می شد و سپاه سیسیل در جنگ پیروز میشد). در پایان آمیتیس به دست ملکه دریا کشته شد و غرق در آبهای خوروشان شد.

هرچه دل تنگت می خواهد بگو
استادی جون امتیاز بده ما منتظریم . زود زود لطفاً
آقا راستش ما بخاری خونمون زیادی صدا می ده شبها نمی ذاره بخوابیم به نظر شما چه میشه کرد
راستی هفته دیگه محرم شروع میشه طرح جدید چی داری استاد عزیز
دیگه اینکه در مصرف گاز صرفه جویی کنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ویکتور کرام در 1385/10/25 0:33:33
کاشکی یه روز باهم سوار قایق می شدیم
دور از نگاه ادما هردوتا عاشق میشدیم
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: یکشنبه 24 دی 1385 12:01
نمایش جزئیات
آفلاین
1-یک وردساز معروف با توضیحات کامل معرفی کنید(15 امتیاز)

نام : ولسکا مارچینوموخم

محل تولد : جزایر قناری
سال تولد و مرگ : 1937-1947

توضیحات : این ورد ساز معروف که 10 سال بیش تر عمر نکرد از پدر آلمانی و مادر آفریقایی در جزایر قناری به دنیا آمده و در قطب زندگی کرده است.
در 4 سال و 3 ماهگی خواندن و در 4 سال و 4 ماهگی نوشتن را آموخت و حتی به سایر هم سن و سال های خوشد نیز آموزش می داد. پدر و مادرش به او افتخار می کردند اما همیشه می گفتند : هوش مانع شستن ظرف ها در آب یخ قطب ، گرفتن ماهی و تعمیر سقف نمی شود! و ولسکا هم که دختر بسیار بسیار خوب و خانومی بود می گفت چشم!!
در سن 9 سالگی بود که این ورد ساز به یان موضوع پی برد که واقعا گرفتن ماهی در آب های سرد قطب کار مشکلی می باشد!پس نشست و فکر کرد و فکر کرد و فکر کرد و فکر کرد!
حدود 9 سال و 3 ماهه بود که ناگهان خورشید در قطب سر در برآورد(!!!) و نورش را همچون استوا بر خانه ی یخی آن ها تاباند! در همان لحظه بود که او با چوب دستی به سوی سقف نشانه رفت و فریاد زد : بترخورکیشید نوخ ماوه!! ( یعنی بترکی خورشید نه! )
و ناگهان خورشید رفت و تا مدت 7 روز بازنگشت!و ولسکا و نوادگان او از ان روز به بعد هر 7 روز یک بار با گفتن این ورد خانه های خود را نجات می دادند و این بود که ولسکا نمونه و اسوه برای همه ی قطبی ها شد!
وی حدود هفت ماه بعد به دست مادرش کشته شد!
( در روایات آمده است علت این کار مادرش این بوده که او در حال پیدا کردن وردی می بوده که قطب را وسعت دهد اما مادرش که آفریقایی بود و گرما رو دوست داشت به او چنین اجازه ای را نمی داد!!!)

[b]2-هر چه دل تنگت میخواد بگو!(هر چیز خواستی،از منو مدیریت گرفته تا خاطره نویسی)(15 امتیاز)

الهی!خدا نکنه استادان گرامی سوال کم بیارن اون موقع است که روش فعال رو انتخاب می کنن و می ذارن خود دانش آموز گرام تر از خودش خلاقیت ایجاد کنه!!
اما خب چرا؟ چرا درک نمی کنین الان این دانش آموزان گرامی در جو امتحانات ماگلی به سر می برند و این ها!خلاقیتمون کجامون بود؟ الان چه چیزی ادم دلش می خواد بگه غیر از این که : وهوووو!! ایول ایول! امتحانا تموم شد!!
هان؟دیگه چی بگیم؟ اهان!یک مورد دیگه هم هست که خیلی دلم می خواد بگم اونم اینه که : کِی تابستون می شه؟؟ :fan:
( این که داره گیتار می زنه منم اون یکی هم تابستون!!!)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
" در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به گونه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است ... "
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: جمعه 22 دی 1385 10:57
نمایش جزئیات
آفلاین
1-یک وردساز معروف با توضیحات کامل معرفی کنید(15 امتیاز)

اتورو اکتاسیس لوتیس

این ورد از سه قسمت تشکیل شدهو جز جادو های سیاه به حساب می آید برای درک روش کار این ورد باید قسمت های مخطلف آن را ((تک تک )) برسی کرد

اتورو: این بخش از طلمس وضیفه ی ایجاد دود را به عهده دارد ( به تنهای کار نمیکند) اگر در یک طلسم از این قسمت استفاده شود دود تولید میشود مثلا اگر در ابتدای ورد آتش اتورو بیاید آتشی همراه با دود زیاد غیر قابل تحمل خواهیم داشت

اکتاسیس: این بخش هسته ی اصلی این طلسم است . به تنهایی کاری انجام نمیده و در هیچ طلسمی کاربرد نداره . تنها فعالیت مفید آن اتصال نیوری ذهنی یک جادوگر با طلمس میباشد اگر از ذهن قوی برخورد باشید این بخش به شما کمک میکند تا طلسمخود را به دقت کنترل کنید

لوتیس: بخش آخر نوع دود را تعیین میکند. لوتیس دود معمولی را به وجود می آورد که خاکستری رنگ است اگر از لوتیس گرینوس استفاده کنید دود سبز دارید و مثلا اگر به جای لوتیس از لیوک اوروک استفاده کنید دود سمی با قدتر مرگ بالا خواهید داشت

یا مثلا به جای لوتیس از کراکس استفاده کنید دودی توهم زا خواهید داشت


2-هر چه دل تنگت میخواد بگو!(هر چیز خواستی،از منو مدیریت گرفته تا خاطره نویسی)(15 امتیاز)

منوی مدیریت
کافیست با وارد کردن admin.php به آدرس سایت وارد این بخش شوید در اینجا چیز های زیادی هست
البته منوی مدیریت دو شکل متفاوت داره شکل مورد استفاده در 2.2 و شکل مورد استفاده در 2.0 _ به یک روش ساده میشه شکل2.0 رو به 2.2 تغییر داد)
مهمترین امان منوی مدریت ویرایش اعضایت که میشه یه بابای رو کله پا کرد و به دیار بلاک فرستاد
از ماکانتا دیگر مدیریت قسمت های مخطلف که میبینید و زیاد مهم نیست
ولی جذاب ترین بخش قمستی که فقت به مدیر سایت سرویس میده و شما از دیدنش عاجزید
مثلا پروتکتو که باعث میشه هیچ بنی بشری نتونه حتی به سایت شما نزدیک بشه چه برسه به هک این برنامه ها

همین بسه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 17:51
نمایش جزئیات
آفلاین
هنري باجاوويچز!

جادوگر مشهوره قرن 17در ورشو ديده به جهان گوشود. در سن 17 سالگي اولين ورد خودش رو به نام فوبيوس اختراع كرد. طرز كار اين طلسم بسيار پيچيده طوري بود كه باعث ميشد فردي كه طلسم بهش اثابت مي كنه دچار ترس هاي موهمي بشه.
چند سال بعد به كمك يكي از همكارانش طلسمي ديگر رو به اسم هرميوس به ثبت رساند كه باعث ايجاد گرما ميشد. در همان سال به علت اختراعات ارزشمندش مدال مرلين درجه يك دريافت كرد.
تا پايان عمر خودش در حدود 120 طلسم مختلف رو به نامش ثبت كرد!


هر چه دل تنگت مي خواهد بگو!( اينجا كلاس ورد هاي جادوييه...نه؟ )

در حالي كه با علاقه و شور و شوقي حيواني به تلويزيون جديدت خيره شده اي و براي آنكه همه صدايت را بشنوند فرياد مي كشي، چيزي در درون خودت شروع به جنب و جوش ميكند.
حركتش را حس مي كني اما هر چه به بدن بي ارزشت چنگ مي زني نمي تواني حركتش را مهار كني.
موجود با دهان تو شروع به فرياد كشيدن مي كند. حرفهايش همانند خزعبلات تو نيستند. موجود با دردي تحمل ناپذير فرياد ميكشد!
مي خواهد خلاص شود. تو هم مي خواهي! اما جهالتت اجازه نمي دهد.
در همين هنگام است كه مي فهمي مردن دردت را تسكين خواهد داد.
خودت رو مي كشي!

تو ضعيف ترين موجودي هستي كه تا به حال ديده ام!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 17:04
نمایش جزئیات
آفلاین
معرفی وردساز:
جانی سودنتالمن وردساز معروف کانادایی در قرن18زندگی میکرد.شهرت جانی بیشتر به دلیل ساختن وردهایی بود که باوجود ساده و بیخطر بودن کاربردهای فراوانی داشتند..جانی دورگه بود.از پدری ماگل و مادری جادوگر متولد شده بود و همیشه به این موضوع افتخار میکرد و معتقد بود نیروی جادویی مادرش به همراه احساسات و عواطف انسانی پدرشدر اوجمع شده است.او از سن سیزده سالگی پی به استعداد درونی خودش در زمینه ساختن ورد برد.درطی بیست سال بعدحدود صد و سی ورد ساخته بود که در زمان خودش رکوردمحسوب میشد.این جادوگر بزرگ موفق به دریافت سه مدال مرلین شد و از سراسر دنیا دعوتنامه های زیادی برای شرکت در کنفرانسهای جادویی دریافت کرد.با شرکت در این کنفرانسها شهرت و طرفداران زیادی پیدا کرد.با دریافت حق ساخت وردها صاحب ثروت چشمگیری شد.موفقیت و استعداد ویژه جانی باعث شد که طرفدارانش به او لقب مرلین دوم را بدهند.ولی اتفاقی افتاد که همه طرفدارانش و حتی مخالفانش را غافلگیر کرد.
در سال1735جانی درحالی پیدا شد که در اثر اجرای اشتباه یک ورد بسیار ساده کشته شده بود.این شوک بزرگی برای دنیای جادویی بود.چطور ممکن بود وردساز بزرگی مثل او در اجرای ساده ترین ورد اشتباه کند؟بعد از مراسم خاکسپاری فرزندان جانی برای فروش خانه اقدام کردند.حدود یک ماه بعد صاحب جدید خانه در انباری گوشه باغ کتابی را پیدا کرد که مهمترین راز زندگی جانی در آن نهفته شده بود.دویست ورد ساده و بیخطر...اثر آگامبا ناتابلات..
با تحقیقاتی که باستان شناسان جادویی انجام دادند مشخص شد که این کتاب آخرین اثر آگامبا ورد ساز معروف قرن 16 بوده که قبل از انتشار آن به دست جادوگران سیاه کشته میشود.بعد از کشته شدن آگامبا کتاب ناپدید شده بود.این سوال که کتاب چگونه به دست جانی رسیده بود برای همیشه بی جواب ماند.
-------------------------------------------------------------
منم چند تا جمله دارم:

آنچه که سنگ را سوراخ میکند قدرت آب نیست.تداوم قطره هاست.
درون هر صدفی مروارید نیست.
دلیل تنهایی انسانها این است که در جاییکه باید پل ساخته شود اقدام به ساختن دیوار میکنند.
عشق گل زیبا و خوشرنگیست که در کنار عمیقترین و خطرناکترین پرتگاهها پرورش میابد.
به دنبال روشنایی برو.خواه سایه ات به دنبالت بیایید خواه نه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 21 دی 1385 16:38
نمایش جزئیات
آفلاین
معرفی ورد ساز:
میلندا دیستاندیور یکی از معروفترین وردسازهای چند سال اخیر بود.تاریخ تولد این ساحره مانند همه ساحره های دیگربطور دقیق مشخص نیست.ملیندا حدود سی سال پیش دریکی از دهکده های دورافتاده ایتالیا در خانواده ای اصیل متولد شد.در سن نه سالگی وارد تنها مدرسه جادوگری ایتالیا شد و به مدت نه سال به تحصیل در آن مدرسه پرداخت.در مدت تحصیل در هیچ درسی هرگز مرتکب اشتباهی نشد.همه امتحانات را با نمره عالی پشت سر گذاشت..به جز یکی از آنها...وردسازی...وردسازی تنها درسی بود که هرگز در آن موفق نبود و این موضوع همیشه باعث خجالت و ناراحتی اومیشد...
وقتی ملیندا به سن بیست و پنج سالگی رسید تصمیم گرفت رویای کودکیش رابه واقعیت تبدیل کند.سفر به انگلستان و عضویت در ارتش لرد سیاه..
با وجود مخالفتهای اطرافیان راهی لندن شد و پس از جستجوی فراوان به مقر ارتش راه پیدا کرد.معاون لرد سیاه بعد از آزمونهای سخت و طاقت فرسایی که برای عضویت در ارتش گرفته شد در یک جمله تمام امیدها و آرزوهای ملیندا را نقش بر آب کرد..
-متاسفم..شما استعداد فوق العاده ای دارین..ولی وردسازی یکی از مواردیه که حتما باید بلد باشین..در غیر این صورت بهتره ارتش سیاه رو فراموش کنین.یه سری به محفل بزنین.من شنیدم اونا هر کی از راه برسه عضوش میکنن.
ملیندا متوجه شد که منظور معاون از گفتن این حرف فقط و فقط تمسخر او بوده.بعد از این اتفاق تا سه سال کسی ملیندا را ندید.شایعات زیادی پخش شده بود.عده ای معتقد بودند اوخودکشی کرده و عده ای دیگر تعریف میکردند که او را درحالی دیدهخ اند که اسم خودش را نمیداند.بعد از گذشتن سه سال معاون ارتش با دیدن ملیندا شوکه شد.
-بازم تو؟مگه نگفتم بهتره بری محفل؟
-شما یک بار دیگه منو امتحان کنین.اگه قبولم نکردین قول میدم از اینجا برم و دیگه منو نبینین.
معاون نگاهی به لیست بلندی که ملیندا آورده بود کرد.لیست پر بود از انواع وردهایی که با مهارت کامل ساخته شده بودند.وردهایی که تا آن روز به ذهن کسی نرسیده بود و میتوانست در پیشرفت ارتش سیاه کمک فراوانی بکند.
ملیندانتیجه سه سال تلاش و تحقیق و پرورش استعداد پنهانی وردسازیش را گرفت وبالاخره عضو ارتش لرد سیاه شد.
------------------------------------------
2-
دل من تنگ نیست..چیزی هم نمیخواد بگه ولی مجبوریم دیگه.
یک روز بهاری...
یکی از ناظران بخت برگشته وارد انجمن مورد نظارتش میشه و به محض ورود دود از کله اش بلند میشه.صد تا پست که به درد چت باکس هم نمیخورن.دویست تا درخواست مجوزکه حتی از خوندنشون خنده اش میگیره.سیصد تاگله و شکایت که اصلا معلوم نیست از دست کی ناراحته.ناظر صدتای اولی رو پاک میکنه.دویست تای دومی رو رد میکنه و به سیصدتای سومی جواب میده.به تاپیکهای انجمنش سر میزنه.میدونه که تا اون پست نزنه از فعالیت بقیه خبری نیست.با وجود اینکه وقت و انرژی اونم مثل همه آدمیزادها محدوده مشغول فکر کردن میشه.چه تاپیکی زده بشه به فعال شدن کمک میکنه؟این تاپیکهایی رو که دوساله دست نخوردن چطوری فعال کنم؟ این تاپیکو که نمیدونم کی و چطوری و از کدوم ناظر مجوز گرفته چیکارش کنم؟
بعد از حل مشکلات سری به انجمن ناظران میزنه.اونجا هم اسکاور که برای گیردادن به ناظرا متولد شده پیداش میشه:ناظرا گزارش بدین..هر هفته گزارش بدین...نه هر روز گزارش بدین..اصلا هر ساعت یه گزارش بدین خوبه.ناظرابیایین به فلان چیز رای بدین..ناظرا پستها رو نقد کنین.ناظرا برین.ناظرا بیایین.
ناظربعد از انجام دستورات اسکاوربا پی امی در مسنجر مواجه میشه.
-چرا به تاپیک همسریابی من مجوز ندادی؟
-علیک سلام.دلیلشو زیر پستتتون نوشتم.
-چرا به فلانی مجوز دادی؟اصلا شماها ظرفیت قبول مسئولیت ندارین.من از اولشم میدونستم تو با من لج کردی.
یک عضو دیگه:میگم تاپیک..رو با ...ادغام کن..اون یکی رو هم پاک کن.به درد نمیخوره.
ناظر:امر دیگه ای نداری؟شما ناظری یا من؟
یک عضو ناشناس:میگم تو خجالت نمیکشی همه تاپیکهای انجمنت هر روز پست نمیخورن؟
ناظر:شما مدیری؟مطمئنی اسکاور نیستی؟
عضو:نه.خوب..خواستم کمی نظارت یادت بدم.خیلی هم دلت بخواد.بداخلاق.
اسکاور:آهای ناظرا...انجمنتونو فعال کنین..گزارشا چی شد پس؟شرح حالاتون کو؟رای هم که ندادین.
اعضا:این ناظره حالش خوب نیست.هر چی پست میزنیم پاک میکنه.مجوز هم که نمیده.تاپیک به اون خوبی.همسر یابی جادویی.
ناظر :
(این گوشه ای از زندگی ناظرهابود.حیف که پستم طولانی شدوگرنه سیصد صفحه مینوشتم.ضمناقسمتهای اسکاوری بیشترش شوخی بود.چون میدونستم ظرفیتشو داره نوشتم.اسکاورهمیشه هوای ناظرا رو داره. )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در 1385/10/21 17:35:59