جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16 مهمانان 0 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
Re: تالار عمومی اسلیترين
ارسال شده در: یکشنبه 15 بهمن 1385 16:51
نمایش جزئیات
آفلاین
توبیاس دهنش وا رفته بود!
آنی مونی در حالی که عریان ( بی ناموس نشه باز ! ) در کنار عده ای دیگر از آدمیزاد ها اییستاده بود ، عرق از صورتش به پایین میریخت...
یک گل گوشتخوار ، با کت و شلواری فراک ، ایستاده بود و هر از گاهی بازوی یکی از آدمیزاد ها را امتحان یا دندان های آنها را نگاه میکرد!
و آنگا توبیاس حدس زد...
آنی مونی و عده ای دیگر ، همانند برده فروخته میشدند!
توبیاس نفس عمیقی کشید و به طرف گول گوشتخواری رفت که کت و شلوار فراک داشت و گفت: سلام ، این ها مال شما هستن؟ اینو میبینین؟ همینی که موهاش رو به هواست ، آنی مونی رو میگم دیگه! یک دست و پا چلفتیه که دومی نداره ، حالا زورش ... چغک میزنش زمین خلاصه اینکه بهتر ورش ندارین!
گول گوشتخوار : نون؟
توبیاس: ای بابا ، یکی نیست حرف های اینو ترجمه کنه؟
ناگهان گول گوشتخواری ریز جسه و چابک جلو آمد و خطاب به توبیاس گفت: بفرمایید عزیزم ، عمرتون؟
مونث بود!
این رو غریزه ی ناموسی توبیاس در سیم ثانیه احساس کرد!
توبیاس:قربونتون بشم من ، من میخوام حرف های این آقا گل گوشتخواره رو برام ترجمه کنین!
گل گوشتخوار دارای کت فراک دوباره حرفش را تکرار کرد: نون؟
گل گوشتخوار مونث: ایشون میگن: با عرض سلام ، این فردی رو که شما میگین بسی خوف قویه ، نمیدونم چرا میگین قوی نیست، ولی این آقا هنوز این برده ها رو نخریده ، و شما میتونین این رو بخرین...
و با دست به آنی مونی اشاره کرد که با نگاهی خشمگین به توبیاس چشم غره میرفت!
توبیاس به جیب هاش نگاه کرد ، دست کرد تو جیب و یک گشت و دستش رو بیرون آورد ، ولی فقط مگس بود !
گل گوشتخوار: نون؟!
گل گوشتخوار مونث: ایشون میگن ، برو خدا روزیت رو یک جای دیگه حواله کنه!
توبیاس خواست جواب بدهد که ناگهان صدای جیغ و فریاد هایی از پشتش شنیده شد
به پشت سرش نگاه کرد و چشمهاش از حدقه بیرون اومد و افتاد تو آب!
پشت سرش ملت اسلی بودند که کشان کشان توسط گل گوشتخوار های قوی هیکلی کشیده میشدند...
بدر بین آنها ، بلاتریکس و رودولف و لرد ولدمورت و ایگور کارکاروف و... به چشم میخوردند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن
Re: موسسه ی کار يابی وزارتخونه
ارسال شده در: شنبه 14 بهمن 1385 22:42
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا

خوب دوستان ، من میخوام شناسمو عوض کنم! و در دفتر کارآگاهی کارآگاهم ، میشه با اون یکی شناسه بیام؟
ممنون

بله میشه. فقط در اول پستتون در یک خط خودتونو به هم گروهیهاتونم معرفی کنید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1385/11/14 23:48:22
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن
Re: گفتگو با ناظران *محفل ققنوس*
ارسال شده در: شنبه 14 بهمن 1385 14:33
نمایش جزئیات
آفلاین
خوب ناظران عزیز و جیگر
من میخوام شناسمو عوض کنم
" بورگین "
ممنون میشم اگه در این باره اقدامات لازم رو انجام بدین
دیدم ماموریت راه انداختین
پس اگه مشکلی نیست ، من با شناسه " بورگین " ماموریت رو انجام بدم و اگه مشکلی نیست مارکمو عوض کنین
ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن
Re: دفتر مدیریت مدرسه
ارسال شده در: جمعه 13 بهمن 1385 16:26
نمایش جزئیات
آفلاین
به نام خدا
نمیدونم
شاد به مخم زده باشه ولی میخوام تغییر گروه بدم
درسته
ولی دیدم که استاد درس تاریخ جادوگری هستم و باید یک جانشین برای خودم انتخاب کنم
و از اون طرف دیدم میخوان عضویت در ایفای نقش رو سخت کنن
خوب من هم دست بهکار شدم و دوست عزیزم اینیگو ایماگو قبول کردن که به جای من اون دو جلسه ای رو که مونده تدریس کنن
خوب اگه مشکلی هست من سراپاگوشم...


من مشکلی با استاد جدید ندارم میتونه بیاد درخواست بده ولی قبلش مطمئن بشو که تصمیم درستی گرفتی و مدیران این اجازه رو به شما میدن یا نه.موفق باشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1385/11/13 18:11:57
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن
Re: بيلبورد دياگون
ارسال شده در: پنجشنبه 12 بهمن 1385 14:50
نمایش جزئیات
آفلاین
مشاهیر جادوگر؟

آیا خیلی به تاریخ علاقه مندید؟

آیا دوست دارید بدانید ، ان همه وسایل جادویی اعم از ،چوب جارو،چوب جادو،انواع وسایل سیاه و... توسط چه کسانی ساخته شده اند؟


به این تاپیک بیایید و یک فرد مشهور معرفی کنید:

مالدبر جان همین شکل عالی هست.همه همینجوری هم تبلیغ کنند قبول میکنیم.فقط یک چیزی مالدبر،سعی کن آدرس لینک کامل رو ندی تو پستت،پستت را زشت میکنه.من برات ایندفعه رو درست کردم.
ممنون،ایگور کارکاروف

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1385/11/12 23:44:21
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن
Re: سازمان معجون سازان قرن
ارسال شده در: چهارشنبه 11 بهمن 1385 23:45
نمایش جزئیات
آفلاین
نام معجون: معجون استرانگ strange

معنی: معجون قدرت

بو: بوی نان کپک زده

مخترع:توبیاس اسنیپ

مواد تشکیل دهنده:خون دم انفجاری ، 200 گرم موی آسیاب شده تک شاخ ، آب بینی غول غار نشین ، پودر نارگیل ، خون منجمد شده ققنوس!

طرز تهیه: 1 عدد پاتیل با عمق 20cm را پر از خون موجوداتدم انفجاری میکنیم و میگذاریم سه هفته با بخار ملایم آب بجوشد.
بعد یخ های خون ققنوس را درون آن میریزیم.
سپس آب بینی غول غارنشین را درون پاتیل میریزیم و سپس میبینیم معجون به رنگ سبز در میاید.
پودر تک شاخ را به آن اضافه میکنیم و بعد معجون آماده است.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن
Re: سالن مد جادوگری
ارسال شده در: چهارشنبه 11 بهمن 1385 23:35
نمایش جزئیات
آفلاین
هدویگ همچنان که سوت میزد ، مغرور و از خود راضی به طرف خانه حرکت کرد و بعد از ده دقیقه ، فرت رسید به خونشون...
در حالی که در میزد وارد خونه شد و فرشته رو تنها دید ، کمی با هم سلام کردند که در اوایل زندگی برای همه پیش میاد ( حالا بماند )
بعد از اینکه هدویگ یک فنجان چای یخ نوشید ( جواته دیگه چه میشه کرد؟ ) قضیه رو به فرشته یعنی همسر جدیدش گفت ، فرشته اینگونه به هدویگ پاسخ داد: خوب ... مثل اینکه دوباره به هلپ ( کمک ، نجدة ) مامان من نیاز داری ... ولی قبلش باید یک کار هایی رو بکنی...
هدویگ: سر و پا نوکریم! بفرماا
فرشته شروع میکنه: نوکر باش تا اموراتت بگذره ، خوب ، بیا خیکتو بالا بزن باید کلی کار کنی ، پرده ها رو میکنی ، میشوریشون ، بعد لباس ها ،
هدویگ: نه جون مادرت ، من فردا اجرا دارم...
فرشته : به من چه؟ مگه نمیخوای موفق بشی...؟ مسلما چرا ، خوب پس کار هایی رو که من گفتم بکن.
هدویگ انگار که تسلیم شده باشد سر فروتنی بر آورد و شروع کرد تا کار ها رو تا آخر شب تموم کنه.
آخر شب...
هدویگ: بالاخره تموم شد.
سپس به طرف تخت رفت تا بخوابه، در اتاق خواب پرهاش رو کند پرهای خواب رو چسبوند تنگشون ، رفت خودشو رو تخت ول کرد که ناگهان صدای جیغ آمد...
_ ای بی ناموس!
صدای فرشته بود که در تخت هدویگ خوابیده بود.
فرشته: مگه ندیدی تختخوابتو انداختم کنار حوض؟
هدویگ باز هم سکوت کرد وبه طرف تخت خوابش رفت .
صبح فردای آنروز
هدویگ با آه و ناله از خواب پا میشه .
پهلوش چاییده و نوکش خوابیده و پرهاش تا خوردن و تمام عضلاتش منقبض شده.به خونه رفت و متوجه شد که فرشته خونه نیست ، آهی از رضایت سر داد و صبحانه کم و سرسری خورد و به راه افتاد.
صبح در حالی که تیغه های آفتاب از بین ابر های کومولوس جا باز میکردند بر روی گل های بنفشه میتابید...
چه صبح خوبی بود!
هدویگ در راه بود که ناگهان فرشته مادر و همچنین و زنش ( دختر فرشته مادر ) رو دید.
دور چشم های فرشته کوچک از اشک خیس بود و صورت فرشته مادر از خشم قرمز...
آنها داشتند به طرف هدویگ می آمدند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن
Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 11 بهمن 1385 14:01
نمایش جزئیات
آفلاین
1.یه مقاله در مورد افسانه تغییر شکل پنج پاها بنویسید؟
در افسانه آمده است که روزگاری دو خاندان جادوگری در جزیره ی دری یر میزیستند.یکی خاندان مک کلی ورت و دیگری خاندان مک بون.
روسای این دو خاندان در یک مبارزه دو نفره شرکت کردند و از قرار معلوم کویینتیوس ، رئیس خاندان مک بون ، دوگالد را که رئیس خاندان مک کلی ورت بود از پا در آورده است.
بر طبق این افسانه اعضای خاندان مک کلی ورت در پی انتقام جویی بر آمدند و شبانه خانه های خاندان مک بون را محاصره کردند.خاندان مک کلی ورت آن شب تک تک اعضای خاندان مک بون را تغییر شکل داده همه ی آنها را به هیولای پنج پایی تبدیل کردند.خاندان مک کلی ورت در یافتند که مک بون های تغییر شکل یافته در آن شکل و شمایل بی نهایت خطر ناک تر از قبل شده اند اما دیگر دیر شده بود ( بی لیاقتی خاندان مک بون در امور سحر و جادو شهره ی خاص و عام بود). وانگهی مک بون ها در برابر تمام تلاش هایی که برای بر گرداندن آنها به شکل اولیه شان صورت گرفت به شدت مقاومت کردند.این هیولاها تمام اعضای خاندان مک کلی ورت را کشتند تا این که دیگر هیچ انسان زنده ای در آن جزیره باقی نماند.تازه در آن زمان بود که مک بون های هیولا دریافتند نبودن انسانی که بتواند چوب دستی سحر آمیز به دست بگیرد به منزله ی این است که آنها ناگذیرند تا ابد به همان شکل باقی بمانند.

2.به غیر از پارادایس ویزارد یک مکان حفاظت شده دیگه نام برده و خصوصیات اونو بنویسید
پارک وحش ساندیاگو در شمال آفریقا
این پارک وحش بزرگترین پارک وحش جادویی در جهان است.
در این پارک حیواناتی همچون ، تک شاخ ، غول بیابانی ، شیر دال ، ابوالهول ، ققنوس ،مرگ پوشه ، مار سه سر، سانتور و مهمتر از همه یک اژدهای سبز چمنی ولزی در یک محفظه ی کاملا استتار شده قرار دارند.
سالیانه میلیون ها جادوگر از اقسی نقاط جهان برای دیدن این حیوانات شگفت انگیز به این پارک وحش می آیند.
در آمد این پارک وحش فق از بازدید کنندگان سالیانه بیست میلیون پوند است!!!

3.به نظر شما حفاظت از مکبون ها کار درستیه یا ترجیح میدید اونا قتل عام بشن
پنج پاها قادر به تکلم نیستند و در برابر تلاش های سازمان ساماندهی و نظارت بر امور موجودات جادویی به منظور به دام انداختن یک نمونه از این جانور و خنثی کردن جادوی تغییر شکلشان به شدت مقاومت کرده اند ،بنابر این حتی اگر وزارت همچین کاری بخواد بکنه که یعنی حفاظت ازمکبون ها ، باز هم قادر به این کار نیست.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن
Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
ارسال شده در: چهارشنبه 11 بهمن 1385 13:50
نمایش جزئیات
آفلاین
1. نام یکی از کارآگاهان بر جسته در سال 1965 که برخورد شدیدی با جادوگران سیاه داشت را بنویسید و کمی دربارهء او توضیح دهید ( 15 امتیاز )
الستور مودی!
وی در سال 1945 میلادی دیده به جهان گشود و در مدرسه هاگوارتز در تمام رشته ها نمره عالی را گرفت و به آرزوی دیرینه خود یعنی کار آگاهی رسید.
او هفت سال دوره ی ابتدایی و آموزشششی کارآگاهی را رساند و در سال هفتم ، یعنی دوره ابتدایی فقط بیست و سه عدد مرگ خوار را به درک واصل کرد!
بعد از یک دوره عملیات درخشان ، به معاونت دفتر کارآگاهی رسید و اگر روزی یک مرگ خوار را نمی کشت و یا زندانی نمیکرد شبش روز نمیشد!
او در سال 1968 به عضویت محفل در آمد و در همان سال بود که چشمش را از دست داد و کینه اش به مرگ خواران دو برابر شد.
همان طور که اطلاع دارید الستور زمانی هم در هاگوارتز درس مقابله با جادوی سیاه را تدریس میکرده...

2. وزیر گورتیس ( ره )چگونه به مقام والای شهادت رسید و توسط چه کسی ؟ ( 10 امتیاز )
وزیر گورتیس با اینکه مردی شریف بود ، ولی بس بی ناموس باز ، بطوری که دهن مرلین بسته شد
در یکی از معدود شب هایی که تنها بود ( شب های قبل معلوم نبود با کیا بوده ) صدای بوقی را شنید که تمام کاخش را به لرزه رساند ، سپس صدایی شنید که احتمالا صدای جر خوردن خیک یکی بود...
او به بالکن رفت که ببیند چه کسی این صداها راولید کرده که عند الله شد و جالب اینجاست که در روز تشیع جنازه اش 1000 نفر حضور داشتند.
یکی رئیس جمهور و نهصد و نود و نه نفر که زن های وی بودند ( خودتون حدس بزنین چی شده !
)

3. چرا زمانی که گورتیس ( ره ) به مقام شهادت رسید برای او مقبره نساختند ؟ ( 5 امتیاز )
نکته ی بسیار خوبیه ولی متاسفانه برای وی مقبره ساختند که در زمان تشییع جنازه آماده بود و جنازه وزیر به داخل مقبره رفت ولی انگار نهصد و نود و نه نفر زن های او از او کینه ی کوچی داشتند و آنها بعد از اینکه جنازه وزیر به داخل مقبره رفت ، همانند سنگ شیتان آنقدر به آن مقبره سنگ زدند تا مقبره ریخت و همه ی زناش رو کشت و نعش خودش هم گم و گور شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن
Re: شرح امتيازات
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 بهمن 1385 19:31
نمایش جزئیات
آفلاین
نمرات جلسه دوم تاریخ جادوگری

گریفیندور

مرلین کبیر: 21+9=30 امتیاز
دارن الیور فلامل: 20+8=28 امتیاز
آرتور ویزلی:19 امتیاز
فرد ویزلی:20+5=25 امتیاز
جرج ویزلی:20+8 =28 امتیاز
پرسی ویزلی:21+8=29 امتیاز ( ماشاالله ایل و تبار ویزلی ها اومدن ! )
مک گونگال:19+8=27 امتیاز
پیر برنا کورد:21+9=30 امتیاز
آبرفورث دامبلدور: 20+9= 29 امتیاز
سارا اوانز: 24 + 9 = 33 امتیاز

اسلایترین

جاگسن اون:21+8=29 امتیاز
رابستن لسترنج:18+9= 27 امتیاز
اینیگو ایماگو : 28+5+9=42 امتیاز

ریونکلاو

وینکی:21+7 = 28 امتیاز

هافلپاف
اوریک عجیب و غریب:19+8= 27 امتیاز
اما دابز:21+ 8 = 29 امتیاز
دنیس: ( ایشون تکالیف جلسه قبل رو نوشتن ، من قبول کردم ولی برای اینکه حق کسی ضایع نشه امتیاز هر سوال را نصفه حساب کردم) 12 از 30 امتیاز.
ارنی میک میلان: 21+9=30 امتیاز
کورن اسمیت : 20+9=29 امتیاز

( معذرت میخوام که دو نفر از اسامی هافل پاف رو جا انداختم )



در مجموع:
گریفیندور: 278 امتیاز

اسلایترین: 98 امتیاز

ریونکلاو: 28 امتیاز

هافلپاف:127 امتیاز

با عرض معذرت ، اینیگو ایماگو بهترین شاگرد با 37 امتیاز شد ، اگر اشکالی نداره به پاس قدر دانی از وی 5 امتیاز به اینیگو اضافه کردم...


نکته : در جلوی اولین امتیاز ، امتیاز مربوط به تکالیف و در جلوی علامت + یک نکلیف دلبخواهی دادم که از 10 نمره بود و من نمره آن ها را حساب کردم.

با تشکر
( امیدوارم در نمره دادنم هیچ حرف و حدیثی نباشه ! )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط توبیاس اسنیپ در 1385/11/10 19:34:55
ویرایش شده توسط توبیاس اسنیپ در 1385/11/11 13:49:21
ویرایش شده توسط توبیاس اسنیپ در 1385/11/11 13:56:51
ویرایش شده توسط توبیاس اسنیپ در 1385/11/11 14:02:14
ویرایش شده توسط توبیاس اسنیپ در 1385/11/11 14:08:01
ویرایش شده توسط توبیاس اسنیپ در 1385/11/11 14:13:56
فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل
تاپیک انجمن