هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: تالار عمومی اسلیترين
پیام زده شده در: ۱۶:۵۱ یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۵
#1
توبیاس دهنش وا رفته بود!
آنی مونی در حالی که عریان ( بی ناموس نشه باز ! ) در کنار عده ای دیگر از آدمیزاد ها اییستاده بود ، عرق از صورتش به پایین میریخت...
یک گل گوشتخوار ، با کت و شلواری فراک ، ایستاده بود و هر از گاهی بازوی یکی از آدمیزاد ها را امتحان یا دندان های آنها را نگاه میکرد!
و آنگا توبیاس حدس زد...
آنی مونی و عده ای دیگر ، همانند برده فروخته میشدند!
توبیاس نفس عمیقی کشید و به طرف گول گوشتخواری رفت که کت و شلوار فراک داشت و گفت: سلام ، این ها مال شما هستن؟ اینو میبینین؟ همینی که موهاش رو به هواست ، آنی مونی رو میگم دیگه! یک دست و پا چلفتیه که دومی نداره ، حالا زورش ... چغک میزنش زمین خلاصه اینکه بهتر ورش ندارین!
گول گوشتخوار : نون؟
توبیاس: ای بابا ، یکی نیست حرف های اینو ترجمه کنه؟
ناگهان گول گوشتخواری ریز جسه و چابک جلو آمد و خطاب به توبیاس گفت: بفرمایید عزیزم ، عمرتون؟
مونث بود!
این رو غریزه ی ناموسی توبیاس در سیم ثانیه احساس کرد!
توبیاس:قربونتون بشم من ، من میخوام حرف های این آقا گل گوشتخواره رو برام ترجمه کنین!
گل گوشتخوار دارای کت فراک دوباره حرفش را تکرار کرد: نون؟
گل گوشتخوار مونث: ایشون میگن: با عرض سلام ، این فردی رو که شما میگین بسی خوف قویه ، نمیدونم چرا میگین قوی نیست، ولی این آقا هنوز این برده ها رو نخریده ، و شما میتونین این رو بخرین...
و با دست به آنی مونی اشاره کرد که با نگاهی خشمگین به توبیاس چشم غره میرفت!
توبیاس به جیب هاش نگاه کرد ، دست کرد تو جیب و یک گشت و دستش رو بیرون آورد ، ولی فقط مگس بود !
گل گوشتخوار: نون؟!
گل گوشتخوار مونث: ایشون میگن ، برو خدا روزیت رو یک جای دیگه حواله کنه!
توبیاس خواست جواب بدهد که ناگهان صدای جیغ و فریاد هایی از پشتش شنیده شد
به پشت سرش نگاه کرد و چشمهاش از حدقه بیرون اومد و افتاد تو آب!
پشت سرش ملت اسلی بودند که کشان کشان توسط گل گوشتخوار های قوی هیکلی کشیده میشدند...
بدر بین آنها ، بلاتریکس و رودولف و لرد ولدمورت و ایگور کارکاروف و... به چشم میخوردند!


فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: موسسه ی کار يابی وزارتخونه
پیام زده شده در: ۲۲:۴۲ شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۵
#2
به نام خدا

خوب دوستان ، من میخوام شناسمو عوض کنم! و در دفتر کارآگاهی کارآگاهم ، میشه با اون یکی شناسه بیام؟
ممنون

بله میشه. فقط در اول پستتون در یک خط خودتونو به هم گروهیهاتونم معرفی کنید.


ویرایش شده توسط بلیز زابینی در تاریخ ۱۳۸۵/۱۱/۱۴ ۲۳:۴۸:۲۲

فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: گفتگو با ناظران *محفل ققنوس*
پیام زده شده در: ۱۴:۳۳ شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۵
#3
خوب ناظران عزیز و جیگر
من میخوام شناسمو عوض کنم
" بورگین "
ممنون میشم اگه در این باره اقدامات لازم رو انجام بدین
دیدم ماموریت راه انداختین
پس اگه مشکلی نیست ، من با شناسه " بورگین " ماموریت رو انجام بدم و اگه مشکلی نیست مارکمو عوض کنین
ممنون


فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: دفتر مدیریت مدرسه
پیام زده شده در: ۱۶:۲۶ جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵
#4
به نام خدا
نمیدونم
شاد به مخم زده باشه ولی میخوام تغییر گروه بدم
درسته
ولی دیدم که استاد درس تاریخ جادوگری هستم و باید یک جانشین برای خودم انتخاب کنم
و از اون طرف دیدم میخوان عضویت در ایفای نقش رو سخت کنن
خوب من هم دست بهکار شدم و دوست عزیزم اینیگو ایماگو قبول کردن که به جای من اون دو جلسه ای رو که مونده تدریس کنن
خوب اگه مشکلی هست من سراپاگوشم...


من مشکلی با استاد جدید ندارم میتونه بیاد درخواست بده ولی قبلش مطمئن بشو که تصمیم درستی گرفتی و مدیران این اجازه رو به شما میدن یا نه.موفق باشی


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۵/۱۱/۱۳ ۱۸:۱۱:۵۷

فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: بيلبورد دياگون
پیام زده شده در: ۱۴:۵۰ پنجشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۵
#5
مشاهیر جادوگر؟

آیا خیلی به تاریخ علاقه مندید؟

آیا دوست دارید بدانید ، ان همه وسایل جادویی اعم از ،چوب جارو،چوب جادو،انواع وسایل سیاه و... توسط چه کسانی ساخته شده اند؟


به این تاپیک بیایید و یک فرد مشهور معرفی کنید:

مالدبر جان همین شکل عالی هست.همه همینجوری هم تبلیغ کنند قبول میکنیم.فقط یک چیزی مالدبر،سعی کن آدرس لینک کامل رو ندی تو پستت،پستت را زشت میکنه.من برات ایندفعه رو درست کردم.
ممنون،ایگور کارکاروف


ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در تاریخ ۱۳۸۵/۱۱/۱۲ ۲۳:۴۴:۲۱

فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: سازمان معجون سازان قرن
پیام زده شده در: ۲۳:۴۵ چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵
#6
نام معجون: معجون استرانگ strange

معنی: معجون قدرت

بو: بوی نان کپک زده

مخترع:توبیاس اسنیپ

مواد تشکیل دهنده:خون دم انفجاری ، 200 گرم موی آسیاب شده تک شاخ ، آب بینی غول غار نشین ، پودر نارگیل ، خون منجمد شده ققنوس!

طرز تهیه: 1 عدد پاتیل با عمق 20cm را پر از خون موجوداتدم انفجاری میکنیم و میگذاریم سه هفته با بخار ملایم آب بجوشد.
بعد یخ های خون ققنوس را درون آن میریزیم.
سپس آب بینی غول غارنشین را درون پاتیل میریزیم و سپس میبینیم معجون به رنگ سبز در میاید.
پودر تک شاخ را به آن اضافه میکنیم و بعد معجون آماده است.


فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: سالن مد جادوگری
پیام زده شده در: ۲۳:۳۵ چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵
#7
هدویگ همچنان که سوت میزد ، مغرور و از خود راضی به طرف خانه حرکت کرد و بعد از ده دقیقه ، فرت رسید به خونشون...
در حالی که در میزد وارد خونه شد و فرشته رو تنها دید ، کمی با هم سلام کردند که در اوایل زندگی برای همه پیش میاد ( حالا بماند )
بعد از اینکه هدویگ یک فنجان چای یخ نوشید ( جواته دیگه چه میشه کرد؟ ) قضیه رو به فرشته یعنی همسر جدیدش گفت ، فرشته اینگونه به هدویگ پاسخ داد: خوب ... مثل اینکه دوباره به هلپ ( کمک ، نجدة ) مامان من نیاز داری ... ولی قبلش باید یک کار هایی رو بکنی...
هدویگ: سر و پا نوکریم! بفرماا
فرشته شروع میکنه: نوکر باش تا اموراتت بگذره ، خوب ، بیا خیکتو بالا بزن باید کلی کار کنی ، پرده ها رو میکنی ، میشوریشون ، بعد لباس ها ،
هدویگ: نه جون مادرت ، من فردا اجرا دارم...
فرشته : به من چه؟ مگه نمیخوای موفق بشی...؟ مسلما چرا ، خوب پس کار هایی رو که من گفتم بکن.
هدویگ انگار که تسلیم شده باشد سر فروتنی بر آورد و شروع کرد تا کار ها رو تا آخر شب تموم کنه.
آخر شب...
هدویگ: بالاخره تموم شد.
سپس به طرف تخت رفت تا بخوابه، در اتاق خواب پرهاش رو کند پرهای خواب رو چسبوند تنگشون ، رفت خودشو رو تخت ول کرد که ناگهان صدای جیغ آمد...
_ ای بی ناموس!
صدای فرشته بود که در تخت هدویگ خوابیده بود.
فرشته: مگه ندیدی تختخوابتو انداختم کنار حوض؟
هدویگ باز هم سکوت کرد وبه طرف تخت خوابش رفت .
صبح فردای آنروز
هدویگ با آه و ناله از خواب پا میشه .
پهلوش چاییده و نوکش خوابیده و پرهاش تا خوردن و تمام عضلاتش منقبض شده.به خونه رفت و متوجه شد که فرشته خونه نیست ، آهی از رضایت سر داد و صبحانه کم و سرسری خورد و به راه افتاد.
صبح در حالی که تیغه های آفتاب از بین ابر های کومولوس جا باز میکردند بر روی گل های بنفشه میتابید...
چه صبح خوبی بود!
هدویگ در راه بود که ناگهان فرشته مادر و همچنین و زنش ( دختر فرشته مادر ) رو دید.
دور چشم های فرشته کوچک از اشک خیس بود و صورت فرشته مادر از خشم قرمز...
آنها داشتند به طرف هدویگ می آمدند!


فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۴:۱۱ چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵
#8
1.نام 10 ماده ی اولیه را بنویسید.(10 امتیاز)
1.الکل قرمز
2.بزاق تک شاخ
3.خون اژدها
4.پشم پنج پا
5.تیغ تیغالو
6.نیش داکسی
7.( گلاب به روتون ) ادرار ابوالهول
8.فضولات غواص
9.تیغ مارمولک آفریقایی
10. چشم شیردال


2.کدام پادزهر بر 80 در صد از زهر ها اثر دارد و چگونه تهیه می شود.(10 امتیاز)
مسلما پادزهر " گل تبت " بیشترین قدرت یعنی 80 % را بر روی زهر ها دارد.
این پادزهر از گل بنفشه سبز رنگ که در کنار ققنوس و در رشته کوه هیمالیا به ندرت یافت میشود و همچنین از خون گرم اژدها (باید 35 درجه باشد... ) و نیز تیغ تیغالو تشکیل شده است ...
ابتدا گل بنفشه سبز رنگ را که بیست پر دارد را به بیست قسمت تقسیم میکنیم به طوری که در هر قسمت یک پره از گل باشد ، سپس آب را به دمای 50 درجه می رسانیم و بعد هر پره را با اختلاف پنج دقیقه داخل پاتیل ریخته و در بین این وقت ها آن را هم میزنیم سپس وقتی تمام پره های گل را درون پاتیل ریختیم باید پاتیل به رنگ قرمز کم رنگ در بیاید و بعد خون اژدها راریخته و به مدت بیست و پنج دقیقه خلاق عقرب های ساعت معجون را هم میزنیم سپس پنج عدد تیغ تیغالو را در معجون ریخته و معجونی که به رنگ آبی در بیاید ، معجون " گل تبت " نامیده میشود.


3.زهر عنکبوت برای چه معجونی لارم است نام ببرید.(10 امتیاز)
زهر عنکبوت برای معجون های متعددی استفاده میشود ، زیرا خواص بسیاری دارد. معجون های زیر یکی از مواد تشکیل دهنده یشان زهر عنکبوت است:
1.معجون عشق
2. معجون استتار کننده
3. معجون خوش شانسی
4.معجون رویش مو
و...


فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۴:۰۱ چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵
#9
1.یه مقاله در مورد افسانه تغییر شکل پنج پاها بنویسید؟
در افسانه آمده است که روزگاری دو خاندان جادوگری در جزیره ی دری یر میزیستند.یکی خاندان مک کلی ورت و دیگری خاندان مک بون.
روسای این دو خاندان در یک مبارزه دو نفره شرکت کردند و از قرار معلوم کویینتیوس ، رئیس خاندان مک بون ، دوگالد را که رئیس خاندان مک کلی ورت بود از پا در آورده است.
بر طبق این افسانه اعضای خاندان مک کلی ورت در پی انتقام جویی بر آمدند و شبانه خانه های خاندان مک بون را محاصره کردند.خاندان مک کلی ورت آن شب تک تک اعضای خاندان مک بون را تغییر شکل داده همه ی آنها را به هیولای پنج پایی تبدیل کردند.خاندان مک کلی ورت در یافتند که مک بون های تغییر شکل یافته در آن شکل و شمایل بی نهایت خطر ناک تر از قبل شده اند اما دیگر دیر شده بود ( بی لیاقتی خاندان مک بون در امور سحر و جادو شهره ی خاص و عام بود). وانگهی مک بون ها در برابر تمام تلاش هایی که برای بر گرداندن آنها به شکل اولیه شان صورت گرفت به شدت مقاومت کردند.این هیولاها تمام اعضای خاندان مک کلی ورت را کشتند تا این که دیگر هیچ انسان زنده ای در آن جزیره باقی نماند.تازه در آن زمان بود که مک بون های هیولا دریافتند نبودن انسانی که بتواند چوب دستی سحر آمیز به دست بگیرد به منزله ی این است که آنها ناگذیرند تا ابد به همان شکل باقی بمانند.

2.به غیر از پارادایس ویزارد یک مکان حفاظت شده دیگه نام برده و خصوصیات اونو بنویسید
پارک وحش ساندیاگو در شمال آفریقا
این پارک وحش بزرگترین پارک وحش جادویی در جهان است.
در این پارک حیواناتی همچون ، تک شاخ ، غول بیابانی ، شیر دال ، ابوالهول ، ققنوس ،مرگ پوشه ، مار سه سر، سانتور و مهمتر از همه یک اژدهای سبز چمنی ولزی در یک محفظه ی کاملا استتار شده قرار دارند.
سالیانه میلیون ها جادوگر از اقسی نقاط جهان برای دیدن این حیوانات شگفت انگیز به این پارک وحش می آیند.
در آمد این پارک وحش فق از بازدید کنندگان سالیانه بیست میلیون پوند است!!!

3.به نظر شما حفاظت از مکبون ها کار درستیه یا ترجیح میدید اونا قتل عام بشن
پنج پاها قادر به تکلم نیستند و در برابر تلاش های سازمان ساماندهی و نظارت بر امور موجودات جادویی به منظور به دام انداختن یک نمونه از این جانور و خنثی کردن جادوی تغییر شکلشان به شدت مقاومت کرده اند ،بنابر این حتی اگر وزارت همچین کاری بخواد بکنه که یعنی حفاظت ازمکبون ها ، باز هم قادر به این کار نیست.


فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل


Re: كلاس دفاع در برابر جادوي سياه
پیام زده شده در: ۱۳:۵۰ چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۵
#10
1. نام یکی از کارآگاهان بر جسته در سال 1965 که برخورد شدیدی با جادوگران سیاه داشت را بنویسید و کمی دربارهء او توضیح دهید ( 15 امتیاز )
الستور مودی!
وی در سال 1945 میلادی دیده به جهان گشود و در مدرسه هاگوارتز در تمام رشته ها نمره عالی را گرفت و به آرزوی دیرینه خود یعنی کار آگاهی رسید.
او هفت سال دوره ی ابتدایی و آموزشششی کارآگاهی را رساند و در سال هفتم ، یعنی دوره ابتدایی فقط بیست و سه عدد مرگ خوار را به درک واصل کرد!
بعد از یک دوره عملیات درخشان ، به معاونت دفتر کارآگاهی رسید و اگر روزی یک مرگ خوار را نمی کشت و یا زندانی نمیکرد شبش روز نمیشد!
او در سال 1968 به عضویت محفل در آمد و در همان سال بود که چشمش را از دست داد و کینه اش به مرگ خواران دو برابر شد.
همان طور که اطلاع دارید الستور زمانی هم در هاگوارتز درس مقابله با جادوی سیاه را تدریس میکرده...

2. وزیر گورتیس ( ره )چگونه به مقام والای شهادت رسید و توسط چه کسی ؟ ( 10 امتیاز )
وزیر گورتیس با اینکه مردی شریف بود ، ولی بس بی ناموس باز ، بطوری که دهن مرلین بسته شد
در یکی از معدود شب هایی که تنها بود ( شب های قبل معلوم نبود با کیا بوده ) صدای بوقی را شنید که تمام کاخش را به لرزه رساند ، سپس صدایی شنید که احتمالا صدای جر خوردن خیک یکی بود...
او به بالکن رفت که ببیند چه کسی این صداها راولید کرده که عند الله شد و جالب اینجاست که در روز تشیع جنازه اش 1000 نفر حضور داشتند.
یکی رئیس جمهور و نهصد و نود و نه نفر که زن های وی بودند ( خودتون حدس بزنین چی شده !
)

3. چرا زمانی که گورتیس ( ره ) به مقام شهادت رسید برای او مقبره نساختند ؟ ( 5 امتیاز )
نکته ی بسیار خوبیه ولی متاسفانه برای وی مقبره ساختند که در زمان تشییع جنازه آماده بود و جنازه وزیر به داخل مقبره رفت ولی انگار نهصد و نود و نه نفر زن های او از او کینه ی کوچی داشتند و آنها بعد از اینکه جنازه وزیر به داخل مقبره رفت ، همانند سنگ شیتان آنقدر به آن مقبره سنگ زدند تا مقبره ریخت و همه ی زناش رو کشت و نعش خودش هم گم و گور شد!


فقط فروم وجود دارد و کسانی که از زدنش عاجزند

[b]فقط اسل






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.