جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

13 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  95 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  205 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  218 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  307 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  208 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: داستانهای سه خطی
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386 13:31
نمایش جزئیات
آفلاین
تاریکی و سکوت شب با صدای تقی شکسته شد.
نوری برای لحظه ای کوچه را روشن کرد و ناگهان مردی ظاهر شد.
مرد با عجله و قدم های بلند به سمت دری حرکت کرد. در زد و...
------------------------------------------------------------------------
و وقتی صدایی گفت: چی از جادو می دانی؟
غریبه که می دانست باید اسم رمز را بگوید گفت: جادو از آن ماست!
در گشوده شد و غریبه بدون توجه به باز کننده در، وارد راهروی تاریک شد.
------------------------------------------------------------------
- لوموس!
حال چهره ی مرد در زیر درخشش آن به وضوح دیده می شد.
پوست صورتش چروکیده بود ، گویی که چندین سال از عمرش می گذرد اما صدایش مانند یک جوان 20 ساله گیرا بود.
- دنبالم بیا !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ـ «خدا را دیدی؟»

ـ «خدا؟… دیوانه شده­ای؟… کجا ست؟»

ـ «همین که می­پرسی «کجاست؟»، یعنی نخواهی دید!… بگذریم!…»
Re: داستانهای سه خطی
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386 13:20
نمایش جزئیات
آفلاین
تاریکی و سکوت شب با صدای تقی شکسته شد.
نوری برای لحظه ای کوچه را روشن کرد و ناگهان مردی ظاهر شد.
مرد با عجله و قدم های بلند به سمت دری حرکت کرد. در زد و...
------------------------------------------------------------------------
و وقتی صدایی گفت: چی از جادو می دانی؟
غریبه که می دانست باید اسم رمز را بگوید گفت: جادو از آن ماست!
در گشوده شد و غریبه بدون توجه به باز کننده در، وارد راهروی تاریک شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟
Re: داستانهای سه خطی
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386 11:03
نمایش جزئیات
آفلاین
سلامی مجدد.
اینم داستان.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تاریکی و سکوت شب با صدای تقی شکسته شد.
نوری برای لحظه ای کوچه را روشن کرد و ناگهان مردی ظاهر شد.
مرد با عجله و قدم های بلند به سمت دری حرکت کرد. در زد و...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این داستان بوده،لطفا نفر بعد این داستان رو هم در پست خود با استفاده کردن از کپی پیست قرار بده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
داستانهای سه خطی
ارسال شده در: پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386 10:56
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام به همه بروبچ
این تاپیک هم مثل تاپیک های دیگست و باید رول توش زده بشه. با این تفاوت که در تاپیک های دیگه پستها بلند هست و اگر کسی زمان نداشته باشه نمیتونه بپسته.
در این تاپیک من اول سه خط داستان میدم،نفر بعدی با اضافه کردن سه خط دیگر داستان رو ادامه میده.
*داستان در پست بعد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!