من یه سوال دارم. تو کتاب پنجم سیریوس به هری یه آینه داد که هری از اون راه میتونست با سیریوس ارتباط برقرار کنه.ولی وقتی هری تو ذهنش دید ولدمورت سیریوس رو گرفته رفت از کریچر پرسید اربابت خونه ست یا نه.خب میتونست از اون آینه استفاده کنه و با خود سیریوس ارتباط برقرار کنه.چرا این کار رو نکرد؟
سیریوس به هری گفته بود: هر وقت اسنیپ تورو اذیت کرد با این آینه فورا به من بگو تا واکنش نشون بدم.
ولی هری هیچ وقت نخواست سیریوس رو توی دردسر بندازه. اینه که دیگه از اون آینه استفاده نکرد و انداختش ته چمدون. اروی این حساب توی اون وقت اضطراری 2 تا حالت وجود داشت:
1. هری اصلا به فکر آینه نبود.
2.زمان اونقدر مهم بود که نرفت توی خوابگاه و بعد سراغ چمدون و بعد ته چمدون.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


