جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
ماراتن هری پاتر
تولد 22 سالگی
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
شبکه پرواز
فن‌ فیکشن‌ها
×

آنلاین‌ها

45 کاربر(ها) آنلاین هستند (36 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
45
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

شبکه پرواز

×

فن‌ فیکشن‌ها

wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: چهارشنبه 29 اسفند 1386 23:54
نمایش جزئیات
آفلاین
الانشم هستم ولی اون موقع که در مثال میگن به صورت رسمی میتونستم از قدرتام استفاده کنم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدایا مرا آن ده که آن به :oop
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: چهارشنبه 29 اسفند 1386 21:35
نمایش جزئیات
آفلاین
اگه جادوگر بودم شخصیت اصلیم تغییر نمیکرد ولی حال چند نفرو میگرفتم و سعی میکردم این حرفه رو به دیگران یاد برم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
شاید زندگی اون جشنی نباشه که آرزویش را داشتی اما حالا که به آن دعوت شدی تا میتونی زیبا برقص.
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: چهارشنبه 29 اسفند 1386 18:34
نمایش جزئیات
آفلاین
در راستای کمک به انتونین گرامی

پست دو تا از دوستانمون اینگیلیسی بود که من چون دیدم ناظر گرامی پست ها رو ویرایش نکرده و زیرش فارسیشو نزدن گفتم یک کمکی کرده باشم البته اگر ناراحت نمی شوند .

توسط petonia feshfeshe در تاریخ ۱۷:۳۵:۴۰ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶

اگر من یک ساحره بودم سعی می کردم یکی از بهترین دانش اموزان هاگوارتز باشم حتما به هری پاتر در جنگ با ولدمورت کمک می کردم و مثله لونا لاو گود یک عالمه عکس از هری پاتر می کشیدم . اخه من عاشق نقاشی کردنم .حتما عضو الف دال می شدم .اخر سرم در راه کشتن ولدمورت یا نابود میشدم احتمالا اسم من هم تو لیست بچه های رون و هری بودش .اخ اگه می شد .

توسط Hermion Geranger1 در تاریخ ۱۷:۰۲:۳۹ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶

بنظرم خیلی خوب میشد اگر ساحره می شدم کلی کیف می داد .چه کارا که نمی شد بکنی........ ولی بعد یک مدتی میشد مثله همین حالا خسته کننده.


با تشکر

هرمیون گرنجر

اول:ممنون از کمکت،دوم:اون پستا 3 ساعت پیش زده شدن اگه صبر میکردی من الان که آن شدم بشون رسیدگی میکردم،در کل کار خوبی کردی،نیکی و پرسش؟
بازم ممنون

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1386/12/29 19:05:10
[b][color=FF6600]!و هرمیون گرنجر رفت و همه چیز را به هپزیبا اسمیت سپرد .

و فقط چند نفر را با
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 اسفند 1386 17:35
نمایش جزئیات
آفلاین
اگر من یک ساحره بودم سعی می کردم یکی از بهترین دانش اموزان هاگوارتز باشم حتما به هری پاتر در جنگ با ولدمورت کمک می کردم و مثله لونا لاو گود یک عالمه عکس از هری پاتر می کشیدم . اخه من عاشق نقاشی کردنم .حتما عضو الف دال می شدم .اخر سرم در راه کشتن ولدمورت یا نابود میشدم احتمالا اسم من هم تو لیست بچه های رون و هری بودش .اخ اگه می شد .

لطفا فینگیلیش ننویسید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1386/12/29 19:07:07
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 اسفند 1386 17:02
نمایش جزئیات
آفلاین
بنظرم خیلی خوب میشد اگر ساحره می شدم کلی کیف می داد .چه کارا که نمی شد بکنی........ ولی بعد یک مدتی میشد مثله همین حالا خسته کننده.

لطفا فینگیلیش ننویسید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1386/12/29 19:08:39
از عضو بودن در این سایت احساس غرور می کنم.

جادوگران همیشه جاوید.
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 اسفند 1386 14:09
نمایش جزئیات
آفلاین
قلبم درد گرفت آن خبر ناگهانی نمی توانستم باور کنم یک باره ایا من یک ساحره بودم ایا واقعا جک و جولیا پدر و مادر من نبودند؟هنوز هم نمی توانم باور کنم که من ازسانحه ای در دنیای انسانی متولد شدم پدر و مادرم را دوست داشتم ولی از دستشان عصبی بودم چرا به من نگفته بودند چرا ؟ولی من هنوز نمی توانستم باور کنم درک این مسئله برای ذهن کوچک من ممکن نبود دیشب که نامه ای از مدرسه ی هاگوارتز بدستم رسید پدرم برای ماموریتی به شهر لندن رفته بود و مادرم در مقابل چشمان بهت زده ی من با اشک به من چیز هایی گفت که سرم گیج رفت : دختر ،هرمیون جان ببین این نامه از مدرسه ی جادویی هاگوارتز است و فقط برای ساحره ها و جادوگران فرستاده می شود! با تعجب به مادرم نگاه کردم و او ادامه داد : 10 سال پیش تو فقط 3 سالت بود پدرت و مادرت در دهکده ی ما زندگی می کردند ما تنها خانواده ای بودیم که ان هارا به طور کامل می شناختیم تنها مشنگ هایی که از قدرت های جادوویی خانواده ات با خبر بودند در یک شب صدای جیغ و فریاد مادرت را شنیدم لباس و کلاه پوشیدم تا برم ببینم چه اتفاقی افتاده و لی دیر رسیدم گویا پدرت را کشته بودند و مادرت هم از وحشت مرگ پدرت جیغ می زد کسی که وقتی دید نمی تواند از صدای جیغ مادرت اسوده باشد و به ماموریت مخفی خود بپردازد او را هم فجیحانه کشته بود مادرت در حالی که اخرین نفس هایش را می کشید به من گفت : مراقب دخترم باش ازت خواهش می کنم ...لو.لو..سیو..مالفو.. و او اخرین نفس هایش را کشید و برای همیشه این دنیا را وداع گفت . ان روز ها برای همه ی ما سخت بود تو مدام بهانه ی مادرت را می گرفتی ما با یافتن افسون های بیهوشی و دفتر خاطرات مادر و پدرت تو را بیهوش می کردیم تا بی تابی نکنی .اره عزیزم ..و حالا هاگوارتز دوباره تورا به طرف جادو فرا می خواند ..دخترم باید بروی ! ان روز من کسی را که فکر می کردم مادرم است در اغوش گرفتم و بار دیگر اورا مادر خطاب کردم. و با صورتی اشک الود وسایل خود را جمع کردم امروز ساعت 8 شب باید حرکت کنم و برای اولین بار دور از کسانی باشم که فکر می کردم خانواده ی من هستند یاد خواب هایی افتادم که می دیدم یاد خیال پردازی هایی که می کردم همیشه با خودم می گفتم اگر من یک ساحره بودم حال این جیسون رو می گرفتم که همیشه توی مدرسه اذیتم می کند یک کاری می کنم که روی زمین جلوی همه شپلخ شود . اما حالا فکر های دیگری در سرم بود و به افکار کودکانه ی خود می خندیدم گویی در همین دو شب رشد کرده ام .من با جادو فقط و فقط انتقام پدر و مادرم را می گیرم و انتقام کسانی را که رنج بازگو نکردن این راز را 10 سال تمام تحمل کردند

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF6600]!و هرمیون گرنجر رفت و همه چیز را به هپزیبا اسمیت سپرد .

و فقط چند نفر را با
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 اسفند 1386 00:54
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام دوستان
اگر اقای انتونین دالاهوف ناظر محترم انجمن جادو و جادوگری به بنده اجازه دهند در این تایپیک اعلام می کنم که از این پس برای جلوگیری از ارزشی بودن پست ها بهتر است یک داستان کوتاه مثلا 6الی20 خطی ارائه دهید که در ان بیان کنید که اگر ساحره یا جادوگر بودید چه قدر تغییر می کردید ! خوب این طوری به ما ربطی نداره که شما چقدر تغییر می کردید ولی اگر این داستانک ها نوشته شود خوب کمی تایپیک جذاب شده و بازدید کننده ها بیشتر پست هار ومی خونند چون سرگرم کننده هستند!

با تشکر
هرمیون گرنجر

مجوز این کار رو در ارتباط با ناظرین از اقای انتونین دالاهوف دریافت خواهم کرد
................

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هرميون گرنجر در 1386/12/28 14:11:04
[b][color=FF6600]!و هرمیون گرنجر رفت و همه چیز را به هپزیبا اسمیت سپرد .

و فقط چند نفر را با
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: دوشنبه 27 اسفند 1386 12:08
نمایش جزئیات
آفلاین
ما که جادوگر نمی شیم ولی اگه ساحره بشیم خیلی خیلی باحال می شیم.
من که هر کتاب وردی گیر می آوردم می خوندم و هی سطح علمی و عملی جادو گریم رو بالا می بردم تا اثبات گردد بر همه که دخترا کلهم با هوش بوده و هرمیون تنها یک نماینده از طرف ما بید.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: دوشنبه 27 اسفند 1386 07:49
نمایش جزئیات
آفلاین
من اگه جادوگر بودم دوست داشتم زمان رو متوقف كنم و يا شايد از اون زمان برگردوناي هرمايني داشته باشم.
فكر نكنم تغيير آنچناني مي كردم.شايد يه خورده شاد و شنگول تر مي شدم چون كارهايي رو كه الان نمي تونم بكنم اونموقع مي تونم انجام بدم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الادورا بلک در 1386/12/27 8:03:28
ویرایش شده توسط الادورا بلک در 1386/12/27 8:16:47
همه ی ما به واقعیت جادو ایمان داریم، اما جادوی ما چوبدستی هایمان نیست، بلکه قلبهامان است.
[img]http://i14.tinypic.com/2u94e
Re: اگر جادوگر بودی چه قدر تغییر می کردی؟
ارسال شده در: یکشنبه 26 اسفند 1386 18:05
نمایش جزئیات
آفلاین
اگر جادوگر بودم میشدم یه نفر مثل اسنیپ
وفادار و قوی...
مثل اسنیپ خیلی دوست داشتم که استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه بشم...
کسایی رو که خوشم نمی اومد ازشون رو آزار روحی میدادم و با رفتارم آزارشون میدادم نه با قدرتم و جادویی که میتونستم انجام بدم...دقیقا شبیه اسنیپ و رفتارش با هری :D
البته اگر جادوگر میشدم خیلی با الانم فرقی نمیکردم مگر اینکه میتونستم کمی جادو کنم ولی اخلاقم رو نگه میداشتم فقط یکم خشن تر میشدم تا کمی ابهت داشته باشم
و یه گفتمان حسابی با این لرد ولدرمورت انجام میدادم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط زهرا اسنیپ در 1386/12/26 18:12:56
im back... again!