هري با يه افسون ساده از دامبلدور بي حركت مونده بود و افسونهاي ساده احتمالا با مرگ افسونگر، از بين ميرن؛ ضمن اينكه هري خودش دامبلدور رو ديد و خيلي از جادوگرا و ساحره ها هم عدم صحت مرگ رو عنوان نكردن. به هر تقدير آواداكداورا به دامبلدور برخورد كرده و تا اونجايي كه اطلاعات كتاب ما رو راهنمايي ميكنه، اين طلسم برگشت ناپذيره و هيچ ضد افسوني هم نداره.
و اينكه اصلا چرا بايد شك كنه؟ اگه به مرگ سيريوس شك كرد، چون هيچ دليل عيني براش پيدا نميكرد...
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط كورمك مك لاگن در 1387/8/19 19:00:40
در كنار درياچه ي نقره ايي قدم ميزنم و با بغضي که مدتهاست گلويم را ميفشارد، رو به امواج خروشانش مي ايستم و در افق، طرح غم انگيز نگاهش را ميبينم، كه هنوز هم اثر جادويي اش را به قلب رنجورم نشانه ميرود.. كه هنوز نتوانستم مرگ نا به هنگام و تلخش را باور كنم.. كه هنوز بند بند اين تن نا استوار به نيروي خاطره ي لبخند اوست كه پابرجاست.. با يأس يقه ي ردايم را چنگ ميزنم و در برابر وزش تند نسيم، وجودِ ويرانم را از هر چه برودت و نيستي حفظ ميكنم.. از سمت جنگل ممنوعه، طوفاني به راهست و حجم نامشخصي از برگ و شاخه ي درختان مختلف را به اين سو ميآورد.. اخم ميكنم تا مژگانم دربرابر اين طوفان، از چشمان اشكبارم محافظت كند.. شايد يك طوفان همه ي آن خاطره ي تلخ را از وجودم بزدايد..
خوب هری دید که طلسم به دامبلدور خود و ان رو از ان فاصله پرت کرد پایین پس نباید شک میکرد که ممکنه اتفاقی افتاده باشه . تازه بالای جسدش هم رفت و چیزی ندید
چرا بايد هري شك ميكرد؟ اون خودش خوب ميدونست كه وقتي طلسم اوداكداورا روي يك نفر اجرا بشه ، صد درصد اون شخص ميميره. در ضمن من با حرف بقيه هم موافقم. منظورم اينه كه دامبلدور وقتي اون معجون رو خورده بود كاملا ضعيف شده بود و مرگش بالاخره سر ميرسيد. دلايلي هم كه ديگران آوردن كاملا درسته. من فكر ميكنم اين موضوع ديگه جاي بحث نداشته باشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
خوشبختي به سراغ كسي مي رود كه فرصت انديشه درباره ي بدبختي را ندارد.
ویرایش پرسی ویزلی : دوست عزیز ! اینجا باید نظرتون رو کامل مطرح کنید ، نه اینکه پاسخ تک خطی بدید یا با پست های سایرین موافقت یا مخالفت کنید در یک جمله ! پست شما رو بزودی پاک میکنم ! دقت کنید !
بعضی از دوستان خوب گفتن ، چرا باید هری شک می کرد ؟
مرگ صد در صد ... به خاطر چندین دلیل : 1. به زبان آوردن آوداکاداورا ! 2. بر خورد اشعه ی سبز رنگ به آلبوس دامبلدور ! 3. پرت شدن اون به پایین که خود نیز باعث مرگ انسان می شود . 4. آلبوس از طریق معجونی که خورده بود خیلی ضعیف شده بود و دیگر جایی برای زنده ماندن نداشت . 5. و ...
همون طور که بقیه شک نکردن هری هم شک نکرد. هم نور سبز رنگ اومد که همه فکر کنن آواکداورا بوده و هم از بلندی افتاد. حتی اگه طلسم آواکداورا هم نبوده از اون بلندی که این پیرمرد افتاد صد در صد می مرد پس جای هیچ شکی نبود.
اين كه چرا بقيه شك نكردن اينه كه شايد چون هري دقيق براي بقيه توضيح نداد به خاظر بهتي كه بهش دست داده بود و پيش فرض ذهني كه از اسنيپ داشت اينقدر اين تنفر در ذهنش ريشه گرفته بود كه اجازه نداد به احتمال ديگه اي فكر كنه مخصوصا كه به خاظر معجون دمبلدور هم ضعيف شده بود
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
شايدفراسوي زمان و مكان و در درون واقعيتي ژرف تر همگي اعضاي يك بدن باشيم ----- ايا شما كه صورتتان را در