
تنظیمات نمایش
جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خوش آمدید، Guest
ورود
›
کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
انتخابات وزارت
بیستویکمین دورهٔ انتخابات
نامزدهای تأییدصلاحیتشدهٔ وزارت سحر و جادو
ثبتنام نامزدها پایان یافت
مهلت تبلیغات: ۷ تا ۱۰ مهر
نامزدهای تأییدصلاحیتشده
۱

۲

هوریس اسلاگهورن
ستاد انتخاباتی۳

دابی
ستاد انتخاباتی۴

تلما هلمز
ستاد انتخاباتی۵

سیبل تریلانی
ستاد انتخاباتی۶

پرنتیس گاتو
ستاد انتخاباتی۷

نیکلاس فلامل
ستاد انتخاباتیمکانهای مجاز فعالیت
تبلیغات:
طرفداری:
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - پایان ترم
❖ امتیازات خانهها ❖
❖ لیگ کوییدیچ ❖
| برد | باخت | مساوی | امتیاز | تفاضل |
|---|
پیام امروز
آخرین گروهبندیها
اسلیترین
بازی با كلمات
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1385/07/03
تولد نقش: 1396/10/10
آخرین ورود: شنبه 19 مهر 1399 22:11
از: کره آبی
پستها:
2608

معاون مغرور لیست دانش آموزان خوشحال و امیدوار سال اولی را جلوی چشمانش گرفت و با صدای بلند خواند:_آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور
برای پسرک چشم آبی انتخاب سختی بود.همینطور که به طرف کلاه گروه بندی میرفت یک چشمش به پرچم قرمز گریفندور و چشم آزطلب درونش متوجه مار خوش خط و خال سبز اسلایترین بود.
برای پسرک چشم آبی انتخاب سختی بود.همینطور که به طرف کلاه گروه بندی میرفت یک چشمش به پرچم قرمز گریفندور و چشم آزطلب درونش متوجه مار خوش خط و خال سبز اسلایترین بود.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
کلاه گروه بندي - گريفيندور - خوشحال - غرور - دامبلدور - قرمز - اميدوار - انتخاب - سخت – دوست
هري كلاه گروه بندي را روي سرش گذاشت. كلاه متوجه شد اانتخاب سختي در پيش دارد.كلاه در حالي كه به قرمز پوشان گريفيندور نگاه مي كرد با غروري خاص ودلي اميد وار گفت: گريفيندور . هري پس از انتخاب شدنش به دامبلدور نگاهي كرد وبه جمع دوستانش پيوست.
تایید شد!
هري كلاه گروه بندي را روي سرش گذاشت. كلاه متوجه شد اانتخاب سختي در پيش دارد.كلاه در حالي كه به قرمز پوشان گريفيندور نگاه مي كرد با غروري خاص ودلي اميد وار گفت: گريفيندور . هري پس از انتخاب شدنش به دامبلدور نگاهي كرد وبه جمع دوستانش پيوست.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/11 17:27:09
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/11 17:29:34
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/11 17:29:34
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1386/02/20
آخرین ورود: یکشنبه 5 آبان 1392 21:32
از: مرلینگاه شوری خانه ریدل
پستها:
1540

کلاه گروه بندي - گريفيندور - خوشحال - غرور - دامبلدور - قرمز - اميدوار - انتخاب - سخت - دوست
کلاه گروه بندی را روی سرش نهاده بود . خوشحال و شادمان ولی با غرور خاصی به قرمز پوشان گریفندوری نگاه می کرد . امیدوار بود تا همچون دوستــانش در گروه گریفندور جای گیرد و با سخت کوشی خود پس از هفت سال فارق التحصیل شود .
... دامبلدور انتخابــش درست بود ، کلاه گروه بندی اسمی جز گریفندور بر زبان نیاورد .
تایید شد!
کلاه گروه بندی را روی سرش نهاده بود . خوشحال و شادمان ولی با غرور خاصی به قرمز پوشان گریفندوری نگاه می کرد . امیدوار بود تا همچون دوستــانش در گروه گریفندور جای گیرد و با سخت کوشی خود پس از هفت سال فارق التحصیل شود .
... دامبلدور انتخابــش درست بود ، کلاه گروه بندی اسمی جز گریفندور بر زبان نیاورد .
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/10 23:14:35
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1384/06/25
تولد نقش: 1383/08/04
آخرین ورود: یکشنبه 20 آبان 1403 09:08
از: یخچال خانه ریدل
پستها:
1709

کلاه گروه بندي - گريفيندور - خوشحال - غرور - دامبلدور - قرمز - اميدوار - انتخاب - سخت – دوست
دامبلدور با غرور کلاه گروهبندی رو بر روی سر پسر مو قرمز که سخت خوشحال و امیدوار به نظر میرسید گذاشت.
بعد از لحظه ای سکوت به منظور تمرکز کلاه روی انتخابش:
- اسلیترین!
پسر مو قرمز
دامبول: دووووهاهاها! دوست من واقعا برات متاسفم که علی رقم خون غیر اصیل گریفندوریت تو اسلیترین افتادی ... امیدوارم جون سالم به در ببری!
تاييد شد!
دامبلدور با غرور کلاه گروهبندی رو بر روی سر پسر مو قرمز که سخت خوشحال و امیدوار به نظر میرسید گذاشت.
بعد از لحظه ای سکوت به منظور تمرکز کلاه روی انتخابش:
- اسلیترین!
پسر مو قرمز

دامبول: دووووهاهاها! دوست من واقعا برات متاسفم که علی رقم خون غیر اصیل گریفندوریت تو اسلیترین افتادی ... امیدوارم جون سالم به در ببری!
تاييد شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/4/9 19:15:04
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/9 19:32:04
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/9 19:32:04
جزئیات کاربر

کلاه گروه بندي - گريفيندور - خوشحال - غرور - دامبلدور - قرمز - اميدوار - انتخاب - سخت – دوست
هری امیدوار بود که دوستش در گروه گریفندور انتخاب شود.کلاه گروهبندی از چهره اش پیدا بود که انتخاب سختی در پیش دارد.پس از کمی مکث فریاد زد:گریفندور و هری با خوشحالی و غرور تمام دوستش را تا میز گریفندور همراهی کرد.
تاييد شد!
هری امیدوار بود که دوستش در گروه گریفندور انتخاب شود.کلاه گروهبندی از چهره اش پیدا بود که انتخاب سختی در پیش دارد.پس از کمی مکث فریاد زد:گریفندور و هری با خوشحالی و غرور تمام دوستش را تا میز گریفندور همراهی کرد.
تاييد شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/9 19:30:32
So Dark Is The Con Of Man
بس ظلمانی است مکر آدمی.
بس ظلمانی است مکر آدمی.
جزئیات کاربر

با پاهایی لرزان به سمته((کلاه گروه بندی)) گام بر میداشت.ارام .زیر لب به خودش ((امیدواری))میداد.چشمش به ((دامبلدور))افتاد که با چشمان نافذش با شیفتگی به او خیره شده بود.به سرعت ارام شد.
به صندلی رسید و رویش نشست.پروفسور مک گونگال کلاه را بر روی سر او گذاشت.......سکوت محض!!!!
کلاه بعد از چند دقیقه ی نفس گیر نظرش را (( انتخاب))و با صدای بلند اعلام کرد:((گریفیندور))
با ((خوشحالی))کلاه را سر جایش گذاشت و با ((غروری))وصف ناپذیر به ((قرمز))پوشان گریفیندور که سرود ....هری مال ما شد...هری مال ما شد.....را می خواندند نگاه کرد
امتحان ((سخت))تمام شده بود.اوبه ان گروه تعلق داشت
*************************************
تایید شد!
به صندلی رسید و رویش نشست.پروفسور مک گونگال کلاه را بر روی سر او گذاشت.......سکوت محض!!!!
کلاه بعد از چند دقیقه ی نفس گیر نظرش را (( انتخاب))و با صدای بلند اعلام کرد:((گریفیندور))
با ((خوشحالی))کلاه را سر جایش گذاشت و با ((غروری))وصف ناپذیر به ((قرمز))پوشان گریفیندور که سرود ....هری مال ما شد...هری مال ما شد.....را می خواندند نگاه کرد
امتحان ((سخت))تمام شده بود.اوبه ان گروه تعلق داشت
*************************************
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/9 1:03:34
ویرایش شده توسط M.grenger در 1387/4/9 13:22:51
ویرایش شده توسط M.grenger در 1387/4/9 13:22:51
جزئیات کاربر

کلاه گروه بندي - گريفيندور - خوشحال - غرور - دامبلدور - قرمز - اميدوار - انتخاب - سخت – دوست
سكوت بر سالن حكم فرما شده بود. كلاه گروه بندي به جمعيت مقابلش با كنجكاوي مي نگريست . پسري با موهايي كه به قرمز مي زد آرام آرام بالا آمد و روي صندلي نشست. انتخاب سختي نبود. پس به سرعت فرياد زد :
_ گريفيندور
صداي فرياد ناشي از خوشحالي به گوش رسيد. هوگو با غرور به دامبلدور كه در كنار ميز اساتيد بود نگاهي انداخت و به سمت دوستانش بر سر ميز گريفيندور رفت.
تایید شد!
سكوت بر سالن حكم فرما شده بود. كلاه گروه بندي به جمعيت مقابلش با كنجكاوي مي نگريست . پسري با موهايي كه به قرمز مي زد آرام آرام بالا آمد و روي صندلي نشست. انتخاب سختي نبود. پس به سرعت فرياد زد :
_ گريفيندور
صداي فرياد ناشي از خوشحالي به گوش رسيد. هوگو با غرور به دامبلدور كه در كنار ميز اساتيد بود نگاهي انداخت و به سمت دوستانش بر سر ميز گريفيندور رفت.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/6 12:00:43
چه کسی بود صدا زد هوگو ؟ 

کلاه گروه بندي - گريفيندور - خوشحال - غرور - دامبلدور - قرمز - اميدوار - انتخاب - سخت - دوست
مک گونگال نام هری را خواند.اضطراب تمام وجودش را فراگرفته بود.امیدوار بود کلاه گروه اسلترین را برای او انتخاب نکند.آرام به سمت مک گونگال رفت.او کلاه گروه بندی را روی سر هری گذاشت.کلاه پس از کمی مکث فریاد زد:گریفیندور.بسیار خوشحال شده بود..با غرور به سمت دوستانش که داشتند برای او دست می زدند رفت.
مک گونگال نام هری را خواند.اضطراب تمام وجودش را فراگرفته بود.امیدوار بود کلاه گروه اسلترین را برای او انتخاب نکند.آرام به سمت مک گونگال رفت.او کلاه گروه بندی را روی سر هری گذاشت.کلاه پس از کمی مکث فریاد زد:گریفیندور.بسیار خوشحال شده بود..با غرور به سمت دوستانش که داشتند برای او دست می زدند رفت.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[size=large][b]و جسم سیمو
جزئیات کاربر

کلاه گروه بندي - گريفيندور - خوشحال - غرور - دامبلدور - قرمز - اميدوار - انتخاب - سخت - دوست
او بعد از سالها دوباره از جزایر بلاک برگشته بود و امیدوار بود بتواند که از دوست نامردش سخت انتقام بگیرد .
به سمت کلاه گروهبندی رفت . دامبلدور را دید که چشم به او دوخته است . ولی برای او این نگاه ها ارزشی نداشت .
کلاه گروهبندی را مک گوناگل روی سر او نهاد . کلاه گریفندور را برای او انتخاب کرد.
او خوشحال بود و سرشار از غرور که دوباره به گریفندور برگشته است ولی گریفندوری ها ناراحت و پرسی از عصبانیت قرمز شده بود .
هری پاتری بنویس.جزایر بلاک کجای هری پاتره؟یه بار دیگه متن مشابه همین بنویس ولی یه مقدار نزدیک ترش کن به کتاب.
!
تایید نشد!
او بعد از سالها دوباره از جزایر بلاک برگشته بود و امیدوار بود بتواند که از دوست نامردش سخت انتقام بگیرد .
به سمت کلاه گروهبندی رفت . دامبلدور را دید که چشم به او دوخته است . ولی برای او این نگاه ها ارزشی نداشت .
کلاه گروهبندی را مک گوناگل روی سر او نهاد . کلاه گریفندور را برای او انتخاب کرد.
او خوشحال بود و سرشار از غرور که دوباره به گریفندور برگشته است ولی گریفندوری ها ناراحت و پرسی از عصبانیت قرمز شده بود .
هری پاتری بنویس.جزایر بلاک کجای هری پاتره؟یه بار دیگه متن مشابه همین بنویس ولی یه مقدار نزدیک ترش کن به کتاب.
!تایید نشد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/4 18:05:58
چه کسی بود صدا زد هوگو ؟ 

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1387/03/25
آخرین ورود: چهارشنبه 2 بهمن 1387 15:37
از: اين ستون به اون ستون فرجه!
پستها:
254

دامبلدور در رديف صندلي هاي اساتيد درست در كنار صندلي مدير نشسته بود و به سال اولي هاي تازه وارد زل زده بود. كسي را در اين جمع به خوبي مي شناخت. آرماندو ديپت به سمت او آمد و گفت:
- فكر كنم بايد گروه بندي رو شروع كني آلبوس..
بلند شد و به سمت سه پايه ي قديمي رفت. همه چيز خيلي تند گذشت. كلاه گروهبندي فرياد زد :" اسلايترين" ؛ پسرك خوش سيما با خوشحالي وغرور به سمت اسلايتريني هايي كه فرياد مي كشيدند دويد.
دامبلدور تام ريدل را به خوبي مي شناخت. آرزو كرد اي كاش تام در سايه ي پرچمهاي قرمز گريفيندورجاي مي گرفت تا بتواند اين پسرك مشكوك را كه تا به حال هيچ دوستي انتخاب نكرده بود، بيشتر زير نظر بگيرد.
تایید شد!
- فكر كنم بايد گروه بندي رو شروع كني آلبوس..
بلند شد و به سمت سه پايه ي قديمي رفت. همه چيز خيلي تند گذشت. كلاه گروهبندي فرياد زد :" اسلايترين" ؛ پسرك خوش سيما با خوشحالي وغرور به سمت اسلايتريني هايي كه فرياد مي كشيدند دويد.
دامبلدور تام ريدل را به خوبي مي شناخت. آرزو كرد اي كاش تام در سايه ي پرچمهاي قرمز گريفيندورجاي مي گرفت تا بتواند اين پسرك مشكوك را كه تا به حال هيچ دوستي انتخاب نكرده بود، بيشتر زير نظر بگيرد.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آلبوس دامبلدور در 1387/4/1 20:52:06
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج