رودولف کنار دراکو نشسته، نخی را به پای رودی بسته و ترتیب مسابقه ای بین رودی و شپش دیگری که دراکو از لای موهای رودولف پیدا کرده، داده است. مورگان، کاساندرا، بلیز، آنی مونی و سایر اسلیترینی ها خارج از مسیر مسابقه به دو دسته تقسیم شده اند و هر دسته، یکی از شپش ها را تشویق می کند:
- ایول رودی، تو برنده ای!
- شوکولی چقد شوکوووولی، سوسک می کنی تو رودی!
- رووودی... رووودی... هی... هی...
- شوکولی پا طلایی، امید تیم مایی!
نارسیسا با حالتی عصبی در طول و عرض تالار قذم می زند منتظر بلاتریکس است تا لرد را برای ادب کردن رودولف با خود بیاورد. به محض ورود بلاتریکس به تالار، به سمتش می دود:
- چی شد؟ مای لرد اومد به حساب این جناب لسترنج رسیدگی کنه؟
- هممم... چیزه! می دونی، گفتش که خسته س و میخواد بخوابه

نارسیسا با حالتی ناامید از بلاتریکس روبمی رگرداند و ناگهان بارتی را می بیند که به طرزی بسیار مشکوک خود را می خاراند. رنگ صورتش کمی خاکستری و گونه هایش ملتهب به نظر می رسد.
- بیا اینجا ببینم بارتی!!!
- هین؟ چی شده خاله؟

- تو چرا اینقده خودتو می خارونی؟
- خوب خاریدنم میاد دیگه خاله

-
بلااااااااااااااااااا... ببین آخرش این شوورت بدبختمون کرد! این پسره شپلتکیوس شپشوونا گرفته!حواس همۀ اسلیترینی ها از مسابقۀ شپش ها منحرف و به حرف های نارسیسا و بلاتریکس معطوف می شود که اولی رنگ از رخش پریده و دومی به شدت قرمز شده است. بلا با عصبانیت بازوی بارتی را می گیرد و به داخل حمام پرتش می کند:
- فورا میری خودتو با اون شامپو ضدکک گندهه میشوری. لباساتم آتیش می زنم و لباسای مخصوص مبتلایان به شپلتکیوس شپشوونا رو میارم بپوشی. از حموم یه راس میری تو اتاقت و تا اطلاع ثانوی بیرون نمیای!
بارتی زار می زند:
- عرعرعرعر...
نوموخواااااااااااام...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج






!!!!!!!!
كمك نميكنيد مگه شماها؟
چشم!



