جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

14 کاربر(ها) آنلاین هستند (10 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
5
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  111 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  228 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  227 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  312 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  220 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: دوشنبه 18 شهریور 1387 13:04
نمایش جزئیات
آفلاین
هری و دوستاش به سرعت وارد محدوده می شن و اعمالی رو که تو بیجامه پارتی انجام می دن رو اینجا هم انجام می دن . به صورت دایره وار به دور آلبوس گلرت می رقصن و می چرخن و با ایجاد این دایره مانع از ورود ممدهای باتوم به دست به محدوده ی اعمال بی ناموسی گلرت و آلبوس می شن .


بارتی با سرعت هر چه تمام تر به سمت پنجره داره می دوه و نورممد با یه باتوم و کور ممد هم بدون باتوم دارن دنبالش میان و هی بهش نزدیکتر می شن ... بارتی به محض اینکه به پنجره می رسه خودشو کنار می کشه و نور ممد و کور ممد و باتومشون با هم میفتن بیرون و بارتی می پره رو سرشون و دوباره از بیرون ساختمون به سمت در می ره .

- هوووم ... به نظرم این خیلی ارزشیه .
- هوووم ... از اون بالاتر من فکر میکنم این خیلی ارزشیه !

و جفتشون از دیوار بالا می رن تا زودتر از بارتی کراوچ به در برسن و حسابش رو برسن .


... یکم اونطرف تر آمبریج روی زمین افتاده و داره انرژیشو پر می کنه و یه نوار بالای صفحه ایجاد شده که اول زرد و بعد به سبز تبدیل می شه و اون انرژیش پر می شه .
از جاش به سرعت بلند می شه . به سمت مالی ویزلی حمله ور می شه و مالی جا خالی می ده و آمبریج با کله می ره اونور رینگ و باز انرژیش تموم می شه .

... مالی فرصت رو غنیمت (؟!) می شمره و به سمت آمبریج حمله ور می شه . بلندش می کنه و پاشو تا لگن () فرو می کنه تو سوراخ سمت راستی دماغ آمبریج و ...


آسپ و لوگو هاش ...
ملت با خنده : لِگو آقا جان . لوگو اشتباهه .
آسپ در حالیکه پرس شده : نخیر ! اینایی که تو کولمه لوگوئن

... و لِگو هاش با هم پرس شدن و گلگومات هم که چشم نداره روشون نشسته و زار زار گریه می کنه و از جاشم بلند نمی شه که ناگهان دو تا چیز گرد رو حس میکنه که به پاش خورده .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بارتي كراوچ در 1387/6/18 13:25:44
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 17 شهریور 1387 21:49
نمایش جزئیات
آفلاین
- بیـــــــــــــــــــــبو بیــــــــــــــــــــبو! وزارت آرشاد مرگخواری وارد میشود!
ناگهان یک عدد وانت وارد میشه و جلوی ملت دستی میکشه و ماشین کامل میچرخه و پشت وانت روبه ملت گرخیده می ایسته و عده بی شماری ممد مجهز به باتوم میپرن پایین ...
آنتونی در بلند گو: گلرتو آلبوس .. این دو عامل فساد جامعه جادوگری رو تا میخورن کتکشون بزنین! بقیه رو هم اگر زدین اشکال نداره ...

بلافاصله ممد ها به سمت جمعیت حاضر میدون و با باتوم می افتن به جون مردم ...
- جیـــــــــــــــــــــــغ داد هوار!
در کسری از ثانیه سالن پر از انواع اقسام پرتو های رنگی میشه .. و در اون اثنا بارتی از فرصت استفاده کرده و یه بار دیگم در رو میشکونه و فرار میکنه ..

نورممد: به نظر من این خیلی بچه پر روئه!
کورممد: از اون بالاتر من فکر میکنم خیلی بچه پرروئه!

بلافاصله نورممد و کورممد با استفاده از قدرت خارق العادشون دو تا از نزدیکترین ممدها رو خفت میکنن و باتوماشونو میقاپن و نورممد جلو می افته و کورممد هم کورمال کورمال در صدد تعقیب بارتی در میاد ..

در سویی دیگر آمبریج چوبدستیشو تا تا ته کرده تو گوش مالی به طوری که چوبدستیش از اون یکی گوش مالی همراه با یک عدد پرده و چوب پرده به ابعاد وسیع زده بیرون ...
آمبریج: شیطون تو پرده خونه تو گوشت قاچاق میکنی؟
مالی: لامصب ... پرده گوشمو از جا دراوردی! تازه قسطی خریده بودمش ... میــــکشمت!

در سویی دیگر درست در مرکز درگیری آلبوسو گلرت با همکاری حاضرین با اقتدار کامل دارن آرشادی ها رو شکست میدن ...
آلبوس: میدونی گلرت ... یه چیزی رو تا الان بهت نگفتم.
گلرت: چی؟
آلبوس: تو عشق اول و آخر منی!
گلرت: اوه ... واقعا غافلگیر شدم ! الان احساس خیلی خوبی پیدا کردم ..
- :bigkiss:

بلافاصله صدای تشویق و هلهله جمعیت هم تماشاچیا و هم ممد های کتک خورده سالنو به لرزه درمیاره .. در اون اثنی آل سو که متوجه شده کسی تحویلش نمیگیره .. دل و رودشو جمع میکنه میاد جیم شه که ...
- اوه گلگو جایی را ندید .. گلگو بی چشم ...
آسپ

همون لحظه سقف خراب میشه و آوار رو سر ملت میریزه ...
- هری ! مطمئنی همینجاست؟ من احساس بدی دارم!
- آره باب ... خودم خواب دیدم ... همینجاست ... این نامردا اینجا پارتی راه انداختن منو دعوت نکردن مثلا میخوان منو محو کنن! هووووهاهاها بچه ها حمــــــــــــــــله!
ملت!!!!!!!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/6/17 22:15:35
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/6/17 22:21:34
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 17 شهریور 1387 21:14
نمایش جزئیات
آفلاین
از اون طرف بارتي كه ابتدا خوشحال شده بود كه توسط نور ممد و كور ممد خفت شده و اينبار از پنجره سقوط نكرده ، پس از نوش جان كردن بيستيمن ضربه سر زانو بليز كه درست روي دماغش كوفته شد شديدا دلش ميخواست دوباره خودشو از پنجره پرت كنه پايين.

اونور ميدون هم يكي از تماشاچي ها كه شديدا دلش به حال اسپ سوخته بود و ميخواست ازش لوگو بازي ياد بگيره يك عدد تلمبه بادي جور كرده بود و با فرو كردن لوله ي تلمبه در حلق اسپ تصميم داشت وزير پرس شده رو به حالت عادي برگردونه .

تماشاگر:ببين من شروع ميكنم به باد كردنت ، هر وقت از نظر خودت بس بود بگو بسه !! تا نگي بس من كارمو متوقف نميكنم.
آسپ:امم .. امم . امممم (چون لوله تو حلقشه نميتونه حرف بزنه)

فيشششش .. فيششششش(افكت باد شدن)

يك ساعت بعد

فيششششش .. فيششششش

آل سو به اندازه ي يه بالون بزرگ باد شده و تموم رگهاي بدنش به شدت زده بيرون اما چون لوله تو حلقشه نميتونه حرف بزنه و در نتيجه نميتونه دستور توقف بده.

فيشششش .. فيشششششش
_اممم .. امممم .. اممممم

آُسپ نگاه ملتمسانه اي به فردي كه داره بادش ميكنه ميندازه و با وحشت به دست طرف نگاه ميكنه كه دوباره ميخواد جهت تلمبه زدن اقدام كنه.

فيشششش .. فيششش..

بنگ!!!

وزير منفجر ميشه و قسمتهاي مختلف بدنش سفير كشان به قسمتهاي مختلف اتاق پرتاب ميشن.

قلوه ي وزير صاف توي دهن بليزي فرو ميره كه داشته 52 دومين ضربه سر زانو رو تو صورت بارتي ميزده ، قلب و عروقش ميخوره توي سر امبروج و روده هاي نه متريشم پيچ و تاب خوران دور لرد ميپيچن و چلغوز بندش ميكنن .

گلرت :

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گ‍لرت گريندل والد در 1387/6/17 21:48:23
ویرایش شده توسط گ‍لرت گريندل والد در 1387/6/17 21:51:39
ویرایش شده توسط گ‍لرت گريندل والد در 1387/6/17 21:53:02
اسمشو نبر تو منو كشتي...
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 17 شهریور 1387 18:39
نمایش جزئیات
آفلاین
همه برمیگردن و وزیر مردمی رو در آستانه در رویت میکنن به غیر از ...
- اوه گلگو چیزی ندید .. گلگو بی چشم ! گلگو کور ... بوق بوق برین کنار....
گلگومات به سمت در میره و ندانسته وزیر مردمی رو مثل گوجه فرنگی زیر پاش له میکنه!

در سویی دیگر گلرت دست لرد رو پنج بار از پشت پیچونده و چوبدستیشو کرده تو دماغ لرد و مغزشو هدف گرفته ...
گلرت: بگو غلط کردم و دیگه به آلبوس پایین تر از گل نمیگم!
لرد: آلبوس غلط کرده و خیلی هم خره!

آلبوس که شدیدا پشت ملت موضع گیری کرده: گلرت بزن تو اونجاش .. چشمشو درار .. قلقلکش بده از خنده بترکه .. بزن تو کله کچلش ...
همه: بزنش .. بزنش!

بلافاصله یه ماهیتابه میخوره تو کله گلرت و دنیا دور سر گلرت میچرخه! ... بعد یه ماهیتابه دیگم میخوره ... و سپس یکی دیگه .. دو تا دیگه!
مالی: آها گیرت آوردم ای بی همه چیز بی ناموس ... مثل اینکه عادت داری بچه های معصوم مردمو بزنی ...
جینی: ایول مامانی!
همه!!!!!!!!!!!!!

مالی گلرتو از روی لرد میندازه کنار و بر بالین لرد میشینه و همینطور که داره سعی میکنه چهره لرد رو رویت کنه:
- اوه طفلک بیچاره ... نگران نباش .. مالی ژله ای نجاتت داد .. جیـــــــــــــــــــــــــغ این بچهه چرا این شکلیه!

ناگهان آمبریج در حالی که از خارج کردن دسته یکی از ماهیتابه ها که در گوشش گیر کرده شدیدا ناکام مونده؛ میره بالای رینگ کشتی کج و از اون بالا L1 رو میگیره و روی صفحه کلمه special ظاهر میشه و سپس میپره روی مالی ...
آمبریج: آوووووووهاهاها من خودم شش دوره عنوان قهرمانی لیگ کشتی کج زنانو دریافت کردم!!!

در سویی دیگر بلیز در کمال وقاحت و نامردی داره دور سالن میدوئه و همه رو نشونه میگیره و کروشیوشون میکنه و به ریششون میخنده که پاش به یه چیزی گیر میکنه و میخوره زمین!
کورممد: اوه بلیز تویی؟ بیا ما بارتی رو خفت کردیم .. بیا بزنش ..
کورممد یکی میزنه تو گوش بارتی ...
بلیز همینجور که کنار کورممد و نورممد میشینه: آخه چرا؟
و با زانو میخوابونه تو دماغ بارتی!
نورممد: هی ما در رو درست میکنیم هی این لامصب جفت پا در رو میشکونه ... حالا فعلا بزنش بعدا برات تعریف میکنم!
و یه کله به صورت بارتی روانه میکنه ...

در سویی دیگر همه بر بالین آل سو نشستن ...
آل سو: من دارم میمیرم؟ .. ولی من نمیخوام بمیرم! تو رو خدا کمکم کنین میخوام زنده بمونم .. نجاتم بدین! من هنوز میخوام لوگو بازی کنم ...
ملت: منظورت لِگوئه؟
آل سو: نه جانم لوگو ... یه نمونشم تو کوله پشتیم هست .. درارین نگاه کنین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/6/17 19:02:47
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/6/17 19:12:40
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/6/17 19:25:31
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 17 شهریور 1387 18:16
نمایش جزئیات
آفلاین
امبروج همينجور مثل مار داره ميخزه و خودشو به پشت بليز نزديك ميكنه كه ناگهان در نزديكي مكان عمومي اي كه دامبل و گلرت كلاس خصوصي برگزار كردن يه نفرين اواداكداروا فرود مياد .

يكي از تماشاگرا:جــــــيغ ... اسمشو نبر اومد ...
لرد:ژوهاهاهاهاها .. دامبل بلاخره پيدات كردم ديگه راه گريزي نداري !!!

دامبل با شنيدن اسم لرد ولد مورت شديدا هول ميكنه و سريع پاميشه تا فرار كنه اما از اونجايي كه كمر بند شلوارشو درست نبسته شلوارش مياد پايين و گِل پاش گير ميكنه و با كله مياد روي زمين ، در نتيجه جمجمه اش ترك برميداره و ضربه مغزي ميشه.
گلرت كه اين صحنه ها رو ديده شديدا غيرتي ميشه.

گلرت:اسمشو نبر تو تاج منو دزديدي من خفن ترين جادوگر قرن بودم .. اما تو نامردي كردي رتبه منو ازم گرفتي الان حقتو كف دستت ميذارم .. تازه دامبلم زخمي كردي اين ديگه غير قابل بخششه.

گريندل والد يه وينگاديوم لاويوسا ميزنه و يه صندلي رو با تماشاچيش به سمت لرد ولد مورت پرت ميكنه ، لرد سريع عكس العمل نشون ميده و صندلي رو دفع ميكنه ، از قضا صندلي درست ميخوره به شكم امبروجي كه با نامردي سعي داشته از پشت به بليز نزديك بشه و اونو به عقب ، درست جلوي پاي مالي ويزلي پرت ميكنه.

مالي كه دو تا ماهيتابه دستش گرفته و مشغول ضرب و شتم هر كسيه كه دم دستش بياد ، چهره امبروجو شناسايي ميكنه و با يكي از ماهيتابه ها محكم ميزنه تو صورتش .

امبروج:اه اه اه ... ببينم توي اين ماهيتابه ماهي درست كردي اينقدر بوي گند ميده ؟!
مالي:ببينم از ماهي خوشت نمياد؟!
امبروج:نه حالمو بهم ميزنه!!!
مالي:پس بيا اين يكي رو نوش جان كن توش نيمرو درست كردم ...

بنگ !!!!

در همين هنگام كور ممد و نور ممد دوباره درو نصب كردن ...

كور ممد:اوخي .. بلاخره نصبش كرديم..!!
نور ممد:اوخي ... اره بلاخره نصبش كرديم!!

بومفششش ..!!

ناگهان در دوباره از جا كنده ميشه و بارتي وارد صحنه ميشه ، بارتي دوباره يه جفت ميزنه و ميره تا مسير قبلي رو طي كنه كه وسط راه كور ممد و نور ممد خفتش ميكنن و ميكشنش زير بار مشت لگد .

در همين هنگام فردي در استانه در ظاهر ميشه و فرياد ميزنه :به نام وزير سحر و جادو ... اين جنگ و دعواها رو تموم كنيد

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گ‍لرت گريندل والد در 1387/6/17 18:39:00
اسمشو نبر تو منو كشتي...
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 17 شهریور 1387 17:48
نمایش جزئیات
آفلاین
همون لحظه یکی از بروبکس گل کوچیک چشم گلگومات رو شوت میکنه و چشمه میخوره تو عینک دامبول و عینکه میکشنه و دسته عینکم میره تو سوراخ دماغ دامبول گیر میکنه... گلرت که از خود بیخود شده بود میره ... گوش طرف رو میگیره و سه دور میپیچونه ...

گلرت: ای بچه جاپونی نفهم! بهت یاد ندادن با چشم ملت شوت بال بازی نکنی؟
بچهه: ولم کن ... عرررررررر ... عرررررررررر!!!

- هووووییییییی !!! دست رو بچه من بلند میکنی ماده سگ؟
گلرت برمیگرده و مالی ویزلی رو میبینه که از بین جمع راه خودشو باز میکنه و سپس با تعجب به چهره بچه نگاه میکنه ..
جینی ویزلی
گلرت: نه .. من بلا نیستم .. اشتباه گرفتی .. غلط کرم ..
گلگومات: ولش نکن این پسفطرت بی تمدنو .. این همونیه که چشم منو از جا دراورد .. من از همتون شکایت میکنم ...

در سویی دیگر:
نورممد: ایول ما چقدر خفنیم .. در رو جا انداختیم .. درست مثل اولش! نووووهاهاها
کورممد: پنجاه تومن وشد! کوووهاهاها

ناگهان در دوباره از جا کنده میشه و باز به کله گلگومات اصابت میکنه و در اثر شدت ضربه این بار اون یکی چشم گلگوماتم از جا در میاد و بارتی از در شکسته وارد میشه و با صدای هوووووووواااااا یه بار دیگه جفت پا طول سالن رو طی میکنه و در کمال ناکامی از پنجره اون سمت پرت میشه پایین ...

درسویی دیگه مالی ویزلی گلرتو سرتاته گرفته و داره بندری میزنه ...
دامبل که موفق شده عینکه رو از دماغش بکشه بیرون : مالی ولش کن .. اون با منه .. اون بخاطر دفاع از شرف و ناموس من اینکار رو کرد ...

بلافاصله مالی که برکت معنوی ای رو در صدای دامبول حس کرده بود گلرتو رها میکنه ...
گلرت: اوه دامبول خودتی ..
آلبوس: بیا بغلم ...

گلرت به طرف دامبل و دامبل به طرف گلرت و میپرن و می افتن رو هم ..
ملت :.. اوه لعنتی ... واه واه واه ...
بلیز: بلند شین .. بی ناموسا .. اینجا میدون دوئله .. همه جا رو کثیف کردین! همتونو تحویل آرشاد میدم .. آنتونی کجایی؟
در همون لحظه آمبریج از غفلت ملت استفاده کرده و از پشت بلیز مثل ماری به جلو میخزه ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/6/17 18:06:35
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/6/17 18:15:34
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 17 شهریور 1387 16:57
نمایش جزئیات
آفلاین
دو تا مامور سريعا به طرف پنجره ميرن تا از سقوط بارتي مطمئن بشن ، اما به محض اينكه سرشونو ميبرن بيرون بارتي كه ناقلا بازي دراورده بوده و پنجره رو گرفته بوده تا از سقوط خودش جلو گيري كنه ، يهو وارد صحنه ميشه و چوبدستيشو تا دسته توي دماغ يكي از مامورين فرو ميكنه.

_سكتوم سمپرا ..

در حالي كه چوبدستي همچنان تا دسته تو دماغ ماموره ، نفرين اجرا ميشه و مغز و دل روده ي طرف از حدقه ي چشم ، دماغ ، گوش و دهن شروع به بيرون ريختن ميكنه.

بارتي كه خيلي كف كرده از اين همه خشانتي كه به خرج داده ، دو تا دستشو از پنجره برميداره تا برا خودش كف بزنه و هورا بكشه كه ناگهان متوجه ميشه با اين كارش موجبات سقوط خودشو فراهم كرده.

از اون طرف گلگو هم دوباره بلند شده و داره تدارك يه حمله ديگه رو ميبينه تا حسابي حال امبروجو جا بياره كه ناگهان ...

بومممفشششش ...

صحنه به صورت اسلوموشن درمياد ، در از جا كنده ميشه و بعد از چند دور چرخيدن روي هوا صاف ميخوره پس كله ي گلگو .
شدت ضربه به حديه كه يكي از چشمهاي غول از حدفه بيرون ميزنه و درست ميفته تو بغل امبروج .

امبروج:جيــــــــــغ ، جيــــــــــــغ

و پس از چند بار اين دست اون دست كردن بلاخره چشمو وسط ميدون ميندازه ، يه عده از تماشاچيا كه عشق فوتبالن ، سريعن وارد صحنه ميشن و با چشم كه اندازه يه هندونه هم هست ، بساط گل كوچيكو به راه ميندازن.

عده هم به سمت در ورودي باشگاه نگاه ميكنن ، تا ببين كي موجبات كنده شدن در رو فراهم كرده !!
ناگهان گلرت گريندل والد وارد ميدون دوئل ميشه و بدون هيچ دليل مشخصي جفت پا ميره تو دهن امبروج و ميگيرتش زير بار مشت و لگد ، بليز زابيني هم كه كلا ادم نامرديه از پشت مشغول كروشيو كردن امبروج ميشه.

يكي از تماشاگران عصباني با چوبدستي كشيده وارد صحنه ميشه:اوهوي گريندل والد ببينم به تو ياد ندادن وارد كردن شخصيت خودت به داستان به اين شيوه بس ژانگولري چيزي جز ارزشي بازي نيست ؟!! ...اگه مردي بيا جلو تا من حقتو كف دستت بذارم.
گريندل والد كه ميبينه شاكي خصوصي پيدا كرده بيخيال امبروج ميشه و ميره با تماشاگر خاطي شروع به دوئل ميكنه .

در همين بين ناگهان دامبلدور در استانه در ظاهر ميشه...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط گ‍لرت گريندل والد در 1387/6/17 17:43:23
ویرایش شده توسط گ‍لرت گريندل والد در 1387/6/17 17:58:25
اسمشو نبر تو منو كشتي...
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: یکشنبه 17 شهریور 1387 16:51
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید

بلیز: ای وزرغ عظیم و الجثه ... بیا از خودت دفاع کن ..
آمبریج: هِن ... هِن... هِن!
بلیز: این یعنی چی؟
آمبریج: این یعنی این که من بخاطر کار مدیریتی سنگین و شبانه روزی خیلی خستم .. اوه هی هی .. پسره پررو ! وقتی مجبورت کردم رو پشت دستت بنویسی من یک مرگخوار وراج بوگندو هستم آدم میشی ...
تماشاچیا: هوووووووووووووووووووووووو!

- آیــــــــــــــــــــــــــی نفس کش! این همون پست فطرتیه که گلگو را بلاک کرد ...

همون لحظه گلگومات حلقه نیروهای امنیتی رو میشکونه و میپره وسط یکی میزنه زیر گوش آمبریج و آمبریج میچسبه به دیوار روبه رو و نیرو های امنیتی میپرن گلگوماتو از میدون دوئل بیارن بیرون ..

گلگومات: گلگو فقط داشت مذاکره کرد ... شما حق نداشت .. گلگو با وکیلش تماس حاصل کرد .. بی تمدن ها! تازه به دوران رسیده ها! انسان های نآندرتال!

در همون بین بلیز در کمال وقاحت برای از پا انداختن حریفش از موقعیت استفاده میکنه ...
- وینگاردیوم له ویوسا
اما اشتباها طلسم به جای آمبریج به گلگومات که مشغول فحاشی به نیروهای امنیتی بود اصابت میکنه و گلگو میره رو هوا ...

همه: واه واه آخ .. بیارش پایین ... چه منظره زننده ای!
گلگو: اصلا هم زننده نبود ... مامان گلگو اسکاتلندی .. گلگو لباس محلی پوشید ... دامن گلگو را خود نیکول کیدمن در رزمایش آقا و خانم اسمیت 5 به عنوان نشان لیاقت به گلگو اهدا کرد!

- وینگاردیوم له ویوسا ...
گلگو با مخ می افته رو نیرو های امنیتی و صدای قرچ قرچ نیرو های امنیتی زیر بدن گلگو بلند میشه و از اونور آمبریج چهار متر از زمین فاصله میگیره ...
همه: واه واه .. آخ ... حرفمونو پس گرفتیم! بیارش پایین ..

- ای نامردا .. شناسه هوریسو تایید نمیکنید؟ هوووووواااااا (آژدها وارد میشود فیلمی از بروسلی)
بارتی از اون سر میدون دوئل جفت پا میپره و طول سالن رو طی میکنه و بدون اینکه کسی صدمه ببینه از پنجره اون سمت سالن می افته پایین ...
ادامه دهید ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/6/17 17:00:11
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در 1387/6/17 17:02:40
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: جمعه 27 اردیبهشت 1387 01:22
نمایش جزئیات
آفلاین
باران به شدت می بارید و در آن گیر و دار لرد سیاه به دنبال هری پاتر می گشت.
هریک از اعضای محفل با یکی از مرگ خواران می جنگیدند. هری با بلاتریکس می جنگید که نا گهان صدایی آمد: برو کنار بلا.
من خودم باید اون رو بکشم و خنده بلندی سر داد.
هری گفت: نه تام. تو این دوئل یه نفر می میره و اونم تویی. سپس پرتو قرمز رنگی از انتهای چوبدستیش خارج شد اما ولدرمورت با حرکت چوبدستیش آنرا منحرف کرد.
باران به شدت می بارید و لباس های هری آنفدر سنگین شده بود که چیزی نمانده بود از تنش در بیایند.
صدای جیغی بلند شد و هری جینی را دید که زیر دست یکی از مرگ خواران به شدت شکنجه می شود و طلسم مرگ باری به سمت او فرستاد و طلسم به سینه اش بر خورد کرد.
هری چوبدستیش را به سمت لرد چرخاند اما پیش از آن طلسم مرگ باری به سمت او آ»ده بود و او تنها توانست جا خالی دهد. طلسم به درختی بر خورد و کمانه کرد و به یکی از مرگ خواران بر خورد کرد.
هری گفت: تو نمی تونی من رو بکشی تام و طلیسم دیگری به سمت او فرستاد اما طلسمش در نیمه راه منحرف شد اما ناگهان اتفاقی عجیب افتاد چوبدستی او و ولدرمورت با هم به هوا رفتند هری در بک نظر هرمیون را دید که ولدرمورت را خلع صلاح کرده استو در طرف دیگر بلاتریکس هری را خلع صلاح کرده بود رون که خون شدیدی از او می رفتچوبدستیش را به زحمت بلند کرد و فریاد زد ریداکتو. چوبدستی هری از هوا به زمین افتاد و بلاتریکس روی زمین یه وری شد.
هری خود را به سمت چوبدستیش انداخت و فریاد زد: سکتوم سمپرا اما ولدرمورت که هنوز در شک آن اتفاق بود روی زمین افتاد و از تمام بدنش خون بیرون زد.
هری گفت دید تام تو نمی تونی در همین لحطه چوبدستی لرد هم به دستش رسید و او فریاد زد آواداکداورا.
اما پرتویی قرمز آنرا میان راه منحرف کرد و صدایی خشک گفت:
تام ریدل خیلی وقت بود منتظر این موقع بودم.
لرد سرش را بلند کرد و اسنیپ را دید که به او چشم دوخته است و نفرت از نگاهش می بارد اسنیپ چوبدستیش را بالا برد و طلسمی مرگبار به سمت لرد فرستاد و لرد سیاه پیش از آنکه بتواند عکس العملی نشان دهد با نگاهی وحشت زده مرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: باشگاه دوئل
ارسال شده در: سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1387 00:06
نمایش جزئیات
آفلاین
یکشنبه 27 ماه ژانویه بود . شبی بشدت سرد و برفی ،هرمیون باعجله از خیابان اصلی به سمت کوچه ای باریک در سمت چپ خیابان پیچید .
کوچه کاملا تاریک بود و فقط در انتهای آن نوری ضعیف از پنجره ای کوچک نمایان می شد . هرمیون به سرعت روی یخ ها راه می رفت مقصدش همان خانه آخری بود .
ناگهان از پشت صدای قدمهایی آمد هرمیون چوب جادویش را محکم در دست گرفت و به پشت سرش نگاهی انداخت .از موهای بورش مشخص بود که دراکو مالفوی است حتما او را تعقیب کرده بود .
-دراکو فریاد زد: گرنجر ، یه کار خیلی مهمی باهات دارم .
وسپس لبخندی موزیانه بر لبانش نقش بست . هرمیون هیچ نگفت و منتظر ماند تا دراکو صحبتش را ادامه دهد .
-دراکو کمی جلوتر آمد و گفت : اربابم به من دستور داده تا تو رو دست گیر کنم .
-هرمیون با لحنی قاطع گفت: نمی تونی منو دستگیر کنی . چون من تو دوئل بی نظیرم .
سپس چوب جادویش را رو به جلو گرفت و فریاد زد :اکسپلیارموس ...ولی دراکو خلا سلاح نشد .حتما از جادوی سیاه استفاده کرده بود .
سپس دوباره لبخند موزیانه ای زد و گفت: گرنجر ، تو واقا فکر کردی می تونی منو شکست بدی ؟
لرد سیاه به من آموزش هایی داده که با یک طلسم می تونم یک ارتش رو نابود کنم ...
هرمیون از فرصت استفاده کرد و چوب جادویش را در هوا تکان داد و با تمام قدرت فریاد کشید :
سکتو سمپرا ...
می دانست که حتما اثر خواهد کرد این طلسم ازطلسم های شاهزاده دورگه بود وکمتر کسی آن را می دانست . همین طور هم شد و دراکو نتواست طلسم را دفع کند و به شدت روی برفها افتاد و خون از بدنش جاری شد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هرمیون قلبی بزرگتر از مغز و استعدادش دارد!