جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  66 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  143 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  255 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  249 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  331 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  234 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: شنبه 26 بهمن 1387 20:25
نمایش جزئیات
آفلاین
مری : میگم بچه ها حدس بزنین کی کمترین پست رو زده تا حالا ؟

خاکستریون :

سالازار : ببین مری بعد شونصد سال اومدی یک دفعه سوال بی ربط میکنی کلاً از بحث ارباب حلقه ها اومدیم بیرون!

امپراطور : خب حالا که اومدیم بیرون نظرتون چیه بریم طرف وارکرافت ؟ ببینم تو آخر تمومش کردی ؟

سالازار : نه باب این مرحله 70درصدش اصلاً جلو نمیره .

اسکاور : ما که ارتش میلیونی داریم چرا از نیروهای خودمو کمک نگرفتی ؟

کریچر : اصلاً فکرشم نکن ... ما ارتشمون رو صرف چیزهای پیش پاافتاده ای مثل دنیا و ... نمیکنیم ، ته تهش دیگه کمترین کارمون اینه که بریم وزارت رو بگیریم !

امپراطور : اوه وزارت ! وای مودی ! آخ نقشش ! اوخ داشت یادمون میرفت .

سالازار : یعنی ارجاع دادن داستان به مودی انقدر سخت بود که کلی به آخ و اوخ افتادی ؟

ونی : نه باب سالی کرم سبز سنگ خوار احتیاج به تفریح داشت ، با مری تصمیم گرفتیم یکم بفرستیمش هوا خوری .

مودی : موهاهاهاهاهاها!

در این لحظه همه اعضای گروه باری دیگر متوجه حرکات و رفتار مودی پیت ِ گند ( مخفف برد پیت ، گندالف ) شدند که گویی نقشه های شیطانی شدیدالوصفی از چهره اش می‌بارید و هر لحظه به دنبال شکوفا شدن و فرصتی برای ابزار وجود می‌گشت .

امپراطور : خب حالا نقشتون چیه ارباب مودی ؟

سالازار : همه اعضا مشتاقانه گوش به حرف شما هستند .

اسکاور و کریچر یکصدا : یگانه ارتشهای دستمالی و جورابی آماده خدمت در راه نقشه های شوم برای بازگشت ...

مرلین : ریشهای من گره در گره ریشهای دامبل همراستا با گروه محفل بعد همراهی آماده خدمت می‌باشد .

ونوس : کرم سبز سنگ خوار اولین و آخرین و مخوف ترین وسیله عصر حاضر نیز آمده بهره برداری در راه براندازی حکومت می‌باشد .

مری : فکر کنم یکی از دلایلی که کمترین پست رو داریم اینه که جدید نیستیم .

خاکستریون :

مری :

سپس با حداکثر توانی که هر یک از اعضا در وجود خود داشتند ، بر سر مری باود ریخته دستان و پاها و چشمها و دهان و بینی و گوشها و حلق او را بسته و بر روی یکی از ریل های راه اهنانداختند تا شاید در بهره برداری سالین دور قطاری از روی وی رد شده و آنها و جامعه جادوگری را راحت کند .

امپراطور در حالی که گرد و خاک دستهای خود را می‌تکاند گفت :

خب ارباب ما گوش به زنگ دستورات شما هستیم !

مودی : موهاهاهاها ... من فکر میکنم ما تا الان کاری نکردیم چون جدید نیستیم !

اعضای مغموم و محکوم و داغون خاکستری :

امپراطور: نظرتون چیه این یکی رو هم بندازیم کنار آن یکی ؟ ما اصلاض عوض جدید نخواستیم !

سالازار : اما حالا که فکر میکنم می‌بینم بد نظری هم نیست !

امپراطور : یعنی تو میخوای بگی فکرم میکنی ؟ اصلاً بگو ببینم فکر چند بخشه ؟

سالازار : بشین بینیم باووووووووووود! من مغز متفکر گروهم همیشه فکر میکنم ... دیگه همه میدونن فکر دو بخشه !

ملت :

سالازار : یک بخش اعصاب محیطی و بخش اعصاب مرکزی

ملت :

سالازار : در کل فکر میکنم باید ما هم مثل جدیدا بشیم ! یعنی مثل اونا رفتار کنیم !

اسکاور : یعنی چی ؟ یعنی بریم یه شخصیت جدید بگیریم و یه شناسه جدید بسازیم ؟

سالازار : نه باب از نظر رفتاری !

ونوس : چــــــــــــــــــــــی ؟ اگر تو فکر کردی من مقل این بوقیا مثلاً مثل همین مورگانا لباس اجق وجغ گل منگولی بپوشم ، یا مثل لردشون عاشف یک دختر ناپیدای دامبلدور بشم یا مثل آلبوسشون ریشم رو دراز کنم و خودکشی کنم تا تاییدم کنن ، یا مثل پرسی پست بنویسم که بترکونم ، یا مثل ایگور سورنای حقیقی باشم سخت در اشتباهی !

من ونی هستم

چند لحظه بعد !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: شنبه 26 بهمن 1387 01:17
نمایش جزئیات
آفلاین
خلاصه‌ای از آن‌چه گذشت:


در کل در داستان اتحاد خاکستری:

اتحاد خاکستری! گروهی متشکل از مهره‌های کلیدی قدیمی(؟!) در صدد براندازی وزارت‌ سحر و جادو برای به قدرت رسیدن در سطح جادوگران است. این گروه که در ابتدا متشکل از سالازار، امپراطور تاریکی، سیریوس، اسکاور و کریچر بود با حمله به دفتر وزارت‌خونه وزیر سحر و جادو هوکی را دزدیده و سعی در اعمال فشار سیاسی از طریق شکنجه کردن وزیر نمود. متأسفانه نقشه‌ی بی‌نظیر گروه با حمله‌ی ارتش خالی‌بندی میلیونی مرگ‌خواران به سرپرستی ایگور کارکاروف شکست خورد...

در این جا:

گروه سپس با ایجاد پروژه‌ای دروغین با پوشش ماگلی گسترش مترو در زیر متروی لندن اقدام به ایجاد مخفی‌گاه شوم خود کرد. در این مخفی‌گاه شوم اعضای اتحاد خاکستری در حال طراحی نقشه‌ی عظیم خود برای حمله‌ی همه جانبه علیه وزارت‌خوانه هستند. امپراطور تاریکی، نقشه‌کش گروه قصد دارد در این حمله با محفل ققنوس و جادوگران سفید که به شدت تضعیف شده‌اند علیه دشمنی مشترک متحد شود. هر چند که نقشه‌ی امپراطور چندان مورد قبول تمام اعضا قرار نگرفته است. در این میان مری‌باود به صورت ناگهانی و یهویی با سمت مراقبت از کرم سنگ‌خوار زیرزمینی (سلاح مخوف و مخفی اتحاد خاکستری که در مورد رنگ آن هنوز اعضاء اختلاف دارند!) به عضویت گروه در آمده و ونوس رهبر آداس نیز با دشمنان قدیمی خود دست دوستی دراز کرده و او نیز به اتحاد خاکستری پیوسته است.

مرلین جادوگر شکست ناپذیر باستانی نیز وظیفه‌ی حراست از آفتابه‌ها و سرویس‌های بهداشتی اتحاد خاکستری را بر عهده دارد و با نیروی بی‌پایان پلک زدن خود دشمنان اتحاد را در سیم ثانیه پودر می‌کند.

تد تانکس؛ از اعضای قدیمی دوران امپراطوری تاریکی نیز به اتحاد خاکستری پیوسته است...

آیا اعضای اتحاد خاکستری موفق می‌شوند حرکتی بزنند؟ آیا اصولاً آن‌قدر حسش را دارند که فعالیت کنند؟! آیا مودی همان برادپیت است؟! آیا پرسی ویزلی خیلی شاخ است...؟

به زودی پرده‌های اسرار کنار خواهند رفت!


*****************************************


مودی: موهاهاهاهاهاها!

اعضای اتحاد همگی حسابی گرد و خاکی شده‌اند...

سالازار: اهو اُهو! پووووف! اَه ردای باستانیم! تازه اطو کشیده بودمش!

اسکاور: این بنده‌ی خدا نماینده‌ی بنیاد تالکین فک کنم زیر سنگا له شد!

امپراطور همچنان خشک شده و با تعجب به گندالف / مودی / براد که بالای گودال مشغول حرکات موزون است نگاه می‌کنه! ولی چون خز شده دیگه چه عجیب نمی‌گه!

سالازار: از همچی بدتر باندم خراب شد! سوژه به اون بیستی هدر رفت! ونی، مری، تدی، مرلی، سیری کجایین؟!

امپراطور همچنان خشکش زده که یهویی چشاش گرد میشه: آآآآآآآآآآآآآآخ! مادر! مگه مرض داری مرتیکه؟! چرا موهام رو می‌کنی؟! وایستا ببینم! مگه گیرم نیوفتی؟!


مودی: موهاهاهاهاهاها!

یکی از سنگ‌ها جابه‌جا میشه و کریچر و مرلین از زیرش میان بیرون...

مرلین: پوووف! حالا که فکرش رو مي‌کنم از لحاظ امنیتی بدجور سوراخیم! هر کی حال می‌کنه پا میشه میاد این‌جا! نباید مثلاً مقر ما یه جای خیلی خفن با جادوهای خفن سفید و سیاه باشه که فقط افراد خاصی می‌تونن بیان توش؟!

کریچر: چی میـــــــــگی؟! اون‌وقت که خودمونم نمی‌تونیم بیاییم توش!

سالازار: بسه دیگه حواستون رو جمع برادپیت کنین که داره بندری مي‌زنه...


مودی: موهاهاهاهاهاها!

ونوس: سالی بی‌سواد اون بندری نیس! رقص محلی آفریقاییه!

سالازار: هووووم؟! اِ ونی تو اون بالایی؟! چه خوبه تو بال داریا! ای شیطون خوب منم می‌بردی اون بالا! ولی این گندالف به نظرم آشنا مي‌رسه! امپی تو نظری نداری؟! امپی....؟! بابا اون یارو رو ولش کن! حالا یه شوخی دستی باهات کردن یه کم جنبه داشته باش خب!

و بدین ترتیب جاسوس وزارت‌خونه موفق به دست آوردن دی‌ان‌اِی امپراطور شد.

امپراطور: این دفعه گذاشتم دربری! اگه مَردی فردا زنگ آخر دم در وایستا! دارم برات!

مودی: موهاهاهاهاهاها!

زمین برای بار چندم دوباره شروع به لرزیدن می‌کنه و این بار سیریوس با موتورش از زیر زمین میاد بیرون و سه چهار تا تک چرخ می‌زنه و شروع می‌کنه دور دیوار گودال با موتور حرکات دیوار ِ مرگی زدن و ملت اتحاد خاکستری سوت و کف رو می‌رن تو کارش!

مری باود: بچه‌ها من این‌جا عضو تازم نمي‌خوام دخالت کنم ولی اون آقاهه وایستاده اون‌جا داره همین‌طور خنده‌ی شیطانی می‌کنه!

ملت: سیریوس! سیریوس! سیریوس!
اسکاور: سیریوس پرش عمودی!
سیریوس:
ملت: وووووووووووووووووواه!

مودی: موهاهاهاهاهاها؟!

سالازار: ایول این ایده بی‌نظیره! ما باید یه کارخونه‌ی موتورسازی بزنیم بعدش سیریوس اونا رو تعلیم بده بعدش...

ونوس: ... بذار بعدش رو بگم! بعدش با اونا حمله می‌کنیم وزارت‌خونه رو تصرف مي‌کنیم!

سالازار:... نه! ساده نباش! با اونا یه تور کشوری موتورسواران بی‌باک می‌زنیم بعدش از درآمدی که به دست میاریم یه شرکت صادرات و واردات می‌زنیم. بعدش طی یه پروسه‌ی چندین ساله تمام کالاهای وزارت‌خونه رو...

امپراطور: سالازار؟!

سالازار: ... هین؟!

امپراطور: آوداکداورا!

سالازار... وووییی! (صدای جاخالی دادن!) بد اخلاق! حسود!

مودی: موها... ها.... ها...؟...!....؟ ها.....ه؟

اسکاور: این تد کجاس راستی؟

مری‌باود: اون موقع که ترکید این‌جا دقیقاً وسط محل انفجار بود...

مرلین: آخی... هنوز مرکب فرم عضویتش خشک نشده بود...

کریچر: شاید باید یه کم بیشتر از اعضای جدیدمون حمایت کنیم؟!

امپراطور: نچ

سالازار: بیخیل

اسکاور: اوهوم...

کریچر: شما چرا از مری‌باود حمایت کردین!؟ کرم سنگ‌خوار رو دادین از مری مراقبت کنه...

مرلین: راستش فک کنم برعکس بود...

ونوس: خب چون ساحرس!

امپراطور:‌ دلیل بسیار منطقی‌ای بود...

سالازار: صد در صد

اسکاور: اوهوم...

مودی: من نظر خاصی ندارم...

و ناگهان توجه همه به طرف مودی جلب میشه و این پست از مونولوگ‌های بی‌پایان نجات پیدا می‌کنه و خوانندگان همه از مودی تشکر می‌کنند!
سیریوس موتوروش رو نگه می‌داره و امپراطور از زیر زمین تد تانکس رو با یه حرکت بیرون می‌کشه و تمام اعضای اتحاد خاکستری کنار هم وسط گودال مي‌ایستن و به مودی / براد پیت / گندالف خیره می‌شن...

مودی: چیه!؟ چرا همتون این‌جور نگاه می‌کنین؟!

امپراطور: گندالف تویی؟!
سالازار: برادپیت تویی؟!

امپراطور: هووو سالازار من رئیسم این‌جا من باید اول سؤال بپرسم!
سالازار: هووو کی گفته تو رئیسی؟! فک کردی چون از سوژه همه ایراد می‌گیری رئیس تویی؟! من از تو خیلی باستانی‌ترم!
مرلین: کله باستانی‌کاریه؟! من این‌جا واستون هزارتا دمبل می‌زنم!
کریچر: مرلین خودتو قاطی نکن! راس مي‌گه امپی! من با سالی بیشتر حال می‌کنم! یعنی چی با سفیدا متحد بشیم؟!
اسکاور: هو کریچ بکش کنار! سوژه میکس کارگاه علوی سالازار خیلی ضایع بود!
سالازار: ولی اونو من ننوشتم! تحت طلسم فرمان بودم! ونی تو یه چیزی بگو...
ونوس: من وقت ندارم باید از مری‌باود و کرم سنگ‌خوار زیرزمینی در برابر شما جادوگران شریر محافظت کنم!

و به این ترتیب اعضای اتحاد خاکستری سه گروه شده و آماده‌ی زد و خورد می‌شوند! در بیرون گود سیریوس و تد تانکس مشغول تمرین حرکات آکروبات بازی هستند و مودی با دهن باز مونده شاهد ماجراست...

امپراطور: دَسو بکش داداس!
کریچر: سالی تیزی رو بکش!
اسکاور: چـــــــــی؟! رو امپی دس بلند می‌کنی؟! کله رو بگیر که اومد!
ونوس: ژوپیس زوپیس گوپیس دوپیس گومباپیس*
* ترجمه از زبان کرم‌های سنگ‌خوار زیرزمینی: کرمی صورتی جونم! برو اون جادوگرای بی‌شخصیت رو همشن رو ....... (ترجمه سانسور شد!)

مودی: بسه دیگه!

و یهویی اعضای اتحاد دیدند که مودی وسط جمع آن‌ها ظاهر شده است.

امپراطور: واه چه سرعتی! معلومه گندالفم کارتون جاپنی نگا می‌کنه!

مودی: من خودم رهبری عملیات رو به عهده می‌گیرم!

ملت: هاااا؟!

امپراطور که به ارباب حلقه‌ها ارادت خاصی داره و نماینده‌ی مرحوم بنیاد تالکین هم قبلاً بهش تذکر داده و خجالت زدش کرده قبول مي‌کنه: باشه گندالفِ... گندالف قهوه‌ای؟! ولی فقط همین یه بار رو...

مری و ونی: هر چی آقای پیت بگن!

سیریوس و مرلین و اسکاور: هوووم ما به مودی اعتماد داریم! به هر حال آرور بوده!

کریچر:‌ نظری ندارم من فقط به خاطر انتقام شخصیم از هوکی و حفظ اعتبار جامعه‌ی جن‌های جادویی این‌جام...

و سایر اعضای اتحاد نیز هویجوری موافق بودند!

مودی: موهاهاهاهاهاهاهاها! حالا همراه من بیایید خاکستری‌ها!

امپراطور در گوش سالازار: راستی ازش نپرسیدیم موهاهاهاهاها یعنی چی...
سالازار: مهم نیس فک کنم یه جور تیک عصبیه...

و بدین ترتیب اعضای اتحاد خاکستری عازم اجرای نقشه‌ی شیطانی مودی / گندالف/ براد پیت شدند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط امپراطور تاریکی در 1387/11/26 1:25:57
!ASLAMIOUS Baby!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: پنجشنبه 24 بهمن 1387 23:31
نمایش جزئیات
آفلاین
مودی که دید تریپ خفنش ..و حتی از مرگ برگشتنش هیچ کدوم برای بقیه جذاب نیست، سریع دوید و پشت یه بشکه سنگر گرفت!
بقیه هم همچنان داشتند سمت مودی هجوم می اوردند....و واسه اینکه پست زود تموم نشه،راه به طرز عجیبی طولانی شده بود!
مودی همینطور که سراسیمه داشت دنبال راه چاره می گشت، کرم سبز سنگ خوار رو دید که داره روی زمین کنارش وول وول می خوره.
نگو که کرمه وقتی همه اسکلت شده بودند، اروم اروم خزیده و میخاسته فرار کنه.
مودی سریع چنگ زد و کرمه رو ور داشت و پرتش کرد طرف همه اونایی که داشتن سمتش هجوم میاوردن....
در یک چشم بهم زدن کرم سبز سنگ خوار گودالی عظیم و خفن! زیر پای لشگریان ایجاد کرد و همه افتادن توش!!
امپراطور که همچنان فکر می کرد مودی همون گاندالفه، چون تو ارباب حلقه ها چنین صحنه ای پیش بینی نشده بود، به حالت عیجبی تو فکر رفت!
آهنگ کارآگاه علوی هم خیلی عجیب تو پس زمینه پخش میشد!
مودی بالای سر گودال رفت و یه موهاهاهاهها گفت که اره،به این راحتی نمی زارم منو بگیرید بندازید بیرون!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: پنجشنبه 24 بهمن 1387 23:12
نمایش جزئیات
آفلاین
امپراطور: گیملی! لگولاس! آراگورن! تیراندازی کنین بچه‌ها!

ملت: هووووم؟!

سالازار: من گرفتم امپی جون! اینا اسامی رمز عملیات‌های مختلفه! تمام عملیات‌ها رو باهم شروع کنید!

امپراطور: هاااان؟! اون چیه؟! چرا داری باند میاری؟!

(صدای آهنگ کارگاه علوی ۲ توی غار پخش و چندین بار اِکو می‌شه!)

کریچر: ایول! من می‌دونستم بالاخره پست‌های ما از غرب‌زدگی خارج خواهد شد و هویت وطنی خواهند داشت!

اسکاور: من مشکلی با موسیقی وطنی ندارم ولی امپراطور معمولاً توی این صحنه‌ها موسیقی اکشن می‌ذاشت...

سالازار: خب اینم اکشن داخلیه!

امپراطور: این کارا چه معنی داره؟! این سوژه‌ها رو کی تعیین کرده؟! این آقاهه کیه داره جلد دوی ارباب حلقه‌ها رو می‌ده به من؟! چرا به گندالف حمله نمی‌کنین؟!

مرلین: اون نماینده‌ی بنیاد تالکینه! می‌گه که آراگورن توی اون صحنه تیرکمون نداشت و نمی‌تونست تیراندازی کنه!

امپراطور: هااا؟! عله؟! تو این‌جا چی کار می‌کنی؟!

پاتر: عمراً! من آتشفشانم! تو حق نداری دیگه فروم ارباب‌حلقه‌ها بزنی و از سوژه‌های اون استفاده کنی و سعید رو دوباره مدیر انجمن کنی! به خاطر همین مجبورم...

امپراطور: نه! نه! همچی ولی اون نـــــــــــــــــه!

پاتر: ... مجبورم دلایل اخراجت رو برات توضیح بدم....!

امپراطور: نـــــــــــــــــــــــــــــــــــه!

چندین ساعت بعد

پاتر: این بود خلاصه‌ای از دلایل اخراجت!

تد تانکس: سلام جناب پاتر! تدتانکس هستم!

پاتر: مهم نیست کی هستی! در سطح من نیست با کاربران معمولی و تازه‌کار مراوده داشتم باشم! اگه خواستی امضاء بگیری با وقت قبلی با منشیم تماس بگیر...

هووووووووووووووشت

امپراطور: آخیش رفت! هی سالازار! چی کار می‌کنی؟! این آهنگ کارگاه علوی ۲ هنوز ادامه داره؟!

سالازار: آره با مری و ونی داریم میکسش می‌کنیم! سوژه به این باحالی رو داری؟!

امپراطور: من حس مي‌کنم این‌جا دیگه داره زیادی شلوغ می‌شه! ولی خودمونیم گندالف عجب صبری داره! پنج ساعت و خورده‌ایه وایستاده داره نور می‌ده منتظره ما بهش حمله کنیم.


سالازار: راستی امپی اون مدت که عله داشت دلایل اخراجت رو توضیح مي‌داد این آقایی از سروش سیما اومد گفت باید ۵۰ میلیون گالیون هزینه نقض کپی رایت کاراگاه علوی و تکنولوژی‌های به کار رفته توی اون رو بپردازید. من از طرف تو امضا کردم قرار شد از حسابت کسر بشه!

امپراطور: چه عجیب!

و ناگهان نور عصای گندالف خاموش مي‌شود.


اسکاور: بچه‌ها من داشتم از بالا می‌يومدم این سیمه تا این‌جا کشیده شده بود از برق کشیدمش! فک کنم یکی از پروژکتورها رو یکی دزدیده تا این‌جا آورده!


سالازار: وای خدای من! اون‌جا رو! گندالف به ما حمله کرده! ونی‌، مری، مرلی، اسکی، کری، تدی، امپی، سری، سالی!!! حملـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!

امپراطور: نه این سوژه خیلی ....

و همه از روی امپراطور که دستش رو به نشانه‌ی ایست بالا آورهد بود رد شدند و به سمت مودی/گندالف/برادپیت هجوم بردند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: پنجشنبه 24 بهمن 1387 22:00
نمایش جزئیات
آفلاین
مودی اروم اروم از پله های تونل میاد پایین...
همه جای تونل پر از اسکلت بچه هاییه که همچنان منتظرن یکی یه حرفی بزنه...
مودی:اینجا مقره یا مقبره؟! مشکوکه...به هر حال اومدم که یه حرفی زده باشم که طلسم باطل بشه!
با این حرف مودی انگاری که طلسم باطل شده باشه همه به حالت عادی برگشتند...
چون مودی رو به روی پروژکتوری که توی تونل بود واستاده بود، هیچ کس نمی تونست صورتشو ببینه...
همه که کلا همه سوژه ها رو باهم قاطی می کنن و مخشون عجیب در گره زدن همه چیزا به هم، استاده...سریع یاد فیلم "ارباب حلقه ها داستان دو برج" افتادن و شروع کردن کیلو کیلو پست زدن!


همه: این گندالفه!( تریپ وسط ! فیلم دو برج تو جنگل!)
همه 2: از سمت شرق هم اومده...نزدیک سپیده دم هم که هست، پس نیروی کمکی اورده(تریپ اخر فیلم دو برج تو جنگ!)
ونوس هم تند و تند لیست سوژه ها رو از اول سایت تا حالا مرور می کنه ببینه کدومو از قلم انداخته!
مودی هم که چون می دونست همه فکر میکردن مرده و هیچ کس فکرشم نمی کنه زنده باشه...و تازه اگرم فکرشو می کردن با این قیافه جدید که شبیه برد پیت شده، هیچ کی نمی شناستش،تریپ بچه پرروو گی! همون جا واستاده بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 بهمن 1387 18:52
نمایش جزئیات
آفلاین
ونوس: خب امپراتور چرا ناراحت می‌شی؟ تو یه سوژه بگو تا ما ادامه بدیم.
امپراطور: :angry: ونوس من چند بار باید بگم که اسم من رو با "ت" ننویسین. من از "ط" دسطه دار بیش‌طر خوشم میاط. بعدش هم مگه من باید سوژه بدم به سایت؟
اسکاور: من یه ایده‌ی توپ و بترکون دارم، بگم؟
امپراطور: بوگو
اسکاور: ما می‌تونیم این‌جا یه کارخونه‌ی بزرگ دستمال بزنیمو اون رو انقدر گسترش بدیم تا به کارخونه‌ی حوله، حوله‌ی حموم و حتا گلیم یا فرش و یا اصلاً موکت تبدیل بشه. هم ایده‌ی نو یی‌اه، هم جذاب و جالبه.
امپراطور: هن؟
همه: تصویر تغییر اندازه داده شده
سالی: من می‌گم یه جزیره بخریم و 700-800 تا گرگ‌نما رو بببریم توش و یه ارتش از گرگ‌نماها درست کنیم.
در این لحظه مرلین می‌پره وسطو می‌گه: هوی بوقی! این ایده برای سایت منه! عمرا بذارم تو جادوگران ازش استفاده کنین. خودم رو کشتم بیست و یک فصل ترجمه کردم گذاشتم رو سایتم که به عنوان بزرگ‌ترین مرجع فارسی "درن شان" شناخته بشم. حالا اون دکترتون کتاب منو چاپ نمی‌کنه دلیل نمی‌شه که شماها هم بخواین از ایده‌های سایت وزین من سو استفاده کنین. اگه بخواین همین طور ادامه بدین از این‌جا می‌رم سایت خودم و با پیام یه گروه ترجمه دیگه راه می‌اندارم ها! اون علی‌رضا رو هم می‌ذارم مدیر بخش ویرایش. من به شما بگم که ....
سالازار: باب! یکی این رو از برق بکشه. بی‌چاره بدجور قاطی کرده.
سیریش: فکر کنم از عوارض نشت و برخاست با پیام‌اه.
مری باود: وای! چه بچه‌های بی‌ادب‌ای هستین شما! در حضور یه خانوم محترم که این الفاظ رو به کار نمی‌برن.
کیریچر: کدوم الفاظ رو؟
مری باود: همین پ.ی.ا.م که گفتین دیگه؟ می‌دونین چه‌قدر بده؟
امپراتور: چه قدر؟
مری باود: خیلی
سیریش: نه بابا!!!
مری: جون تو
در این لحظه اسکاور به مانند پاتر فوران می‌کنه: واسیا ببینم سایت رو خاله‌بازی کردین!
کیریچر: جسارت ما رو ببخشید ای استاد اعظم خاله بازی. ما در محضر شما کم‌ترین خس ایم.
اسکاور با نگاه غضب آلود: این یکی رو دارم برات. به سیریش بگم یه دستورات‌ای بهت بده که هیپوگریف‌های آسمون به حالت گریه کنن.
امپراطور: البته از وقتی وزیر جن شده، همون هیپوگرف‌ها هم حرف می‌زنن. ولی بی‌خیال! انگار داشتی یه چیزی می‌گفتی
اسکی: آها! آره. بچه ها به من بگین ببینم این کلمه‌ی پیام رو کی اختراع کرد؟
همه با هم زمزمه و پچ‌پچ می‌کنن. بالا خره ونوس به نمایندگی از همه می‌گه: فکر کنیم خودت ابداع‌اش کردی.
اسکی: آباریکا.... حالا خودم هم اعلام می‌کنم که این کلمه هیچ بار منفی که نداره. تازه‌شم کلی بار مثبت داره. پیام خودمون هم که تو یو‌اس‌آ ... هاهاها.
ونی: یعنی چی؟ پس ارزش‌هامون چی می‌شه؟ تو هم داری به ماها پشت پا می‌زنی. این از اون مدیرا که بهمون فروم ندادن این هم از تو .... ای خائن
شیرین 666: یعنی فروم در خطره؟
بلو استار: شیرین چندبار نظر می‌دی؟
سیریش: هان؟ اینا دیگه کی‌ان؟ این‌جا چی‌کار می‌کنن؟ اپلاً چی دارن می‌گن؟
امپراطور در حالی که صورت‌اش قرمز شده: اٍ.. ببخشید بچه‌ها. اشتباه شده. چیزه! این قالب آکادمی رو می‌خواستیم عوض کنیم. به جای این که بهتر شه داغون شد. الآن هم اخلال سرور داریم و کل مطالبمون رو سایت‌های مختلف پخش شده. این هم یه تکه‌اش بود که افتاده رو جادوگران. خدا این ای107 رو نعلت کنه که ثیم براش گیزر نمی‌آد.
ناگهان در گوشه‌ای از غار مترو شعله‌ای روشن می‌شود و هیبتی در آن نمایان می‌شود. آن شخص چند قدم به جلو می‌نهد. پس از این که به چند قدمی اعضا رسید می‌گوید: سلام دوستان!
همه با دیدن او خوش‌حال می‌شوند
سیریش: اه این که همون شاهزاده خودمون‌اه!
اسکی: البت الآن شده تد تانکس
سالی: آره این یارو همون ضایه‌هه‌است
امپی: آره! یادته با هم بتل‌فیلد بی‌پایان زدیم
ونی: این همون نیست که همش از نشر زهره طرف‌داری می‌کرد؟
مرلین: ریشت پایسته باد رفیق!
مری با لحن جوجه تیغی فصل شکار: "گفت رفیق!"
تد: هوووومک! حالا باید دونه دونه ابراز وجود کنید.
کیریچر: نه ارباب، من ابراز وجود نمی کنم به انسان‌هایی پست و فرومایه چون تو. ای ماگل
امپی: چی‌شد که اومدی این‌جا؟
تد: بچه خبردادن که دور هم جمع شدین. گفتم بیام با هم بریم این وزارت‌خونه رو بگیریم. سایت رو هم آتش‌فشان زدایی کنیم.
تد نگاهی به یچه‌ها کرد و گفت: فقط همین‌ایم؟
اسکی: آره دیگه. می‌خواستی چند تا باشیم
تد: ولی با این افراد کم که نمی‌شه وزارت‌خونه گرفت.
مرلین: می‌خوای با یه پلک زدن خشک‌ات کنم تا ببینی می‌شه یا نه
تد: هر چی شما بگین ولی به نظر من ما به این افراد هم نیاز داریم. حالا چه حقیقی، چه مجازی. مطمئن ام اگه مجازی پیش‌بریم بعد یه مدت واقعی می شه
تد همه را دور هم جمع کرد و گفت:‌ همین اکیپ خوبه. ولی این‌ها هم باید به جمع ما اضافه شن:
اعضای حزب، اعضای نیوچرچ، خبرگزاری EDNS و نیروهای نوشابه ای. این نظر من بود. اگه شما نظر دیگه ای دارین بگین.
بچه‌ها همه به هم نگاه می‌کنن و منتظرن که یکی حرف بزنه

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: چهارشنبه 25 دی 1387 11:42
نمایش جزئیات
آفلاین
هومک... سالی دوستت داریم! موجود خوش قول با برنامه! بوق بوقی !!!

***

امپراطور لبخندی زد.چنان به نظر می رسید که اندیشه ای را در سر می پروراند.لبخند گرمی صورتش را در برگرفت و به طرف صندوقچه ی کوچکی رفت که کنج اتاقک قرار داشت ..

در همون لحظه :

فیــــــــــــــشـــــــــــــــت!!!!

فردی صورتی پوش سرفه کنان در شومینه ی مقر ظاهر میشه!!!

ونوس : اه اه اه ایش !! اینجا چقدر خاک داره! پس دستمالای اسکی به چه دردی می خورند؟جادوگرای کثیف بی نزاکت!

امپی : تو اینجا چیکار می کنی ؟ اینجا مقر اتحاده! آداس چند متر اونورتره!

ونوس : خودم می دونم!وای مری چه کرم صورتی قشنگی

مری : آره ولی حیف رنگش سبزه

ونوس : سبز؟ سبز چیه این صورتیه ! فقط چشماش سبزه !ای جان عین نگاه علــــ ... یعنی ببخشید عین چشمای پاتره


سالی : موافقم ! دیدید من که از اول گفتم سبز نیست

امپی با حسرت یه نگاه به صندوقچش می ندازه : بگو چی کار داری زودتر برو !

ونوس : هوممممم... تو آداس یه فقره اعدام داشتیم منو فرستادن سالی رو ببرم

سالی : نـــــه!!! به جای من مرلینو ببر!!! ببین ریشش چقدر بلنده! همزمان می تونید چندتا اعدامو با هم اجرا کنید

ونوس : اه اه بی فرهنگ نشو!!! عمرا! من خودم دیدم مری لین وقتی از مرلینگاه میاد دستاشو با ریشش خشک می کنه

همه :

امپراطور : من باید چند بار بهتون بگم که سوژه ها رو عوض کنید؟!

ونوس : ایول ! عوض کنیم

و خم میشه و یه سیم سرور دراز از جورابش می کشه بیرون!

سالی درحالی که داره لوله ی آفتابه ی مرلینو با دندون امتحان می کنه : ایول!مرلین این از طلای نابه؟

مرلین در حال چرخیدن روی یک پا : نه بابا آب طلاست !!! اصلش همون آفتابه قرمزه قدیمیمه!

سالی : ایی !! خب زودتر می گفتی نکنمش تو دهنم

اسکاور از تو سیاهی میاد بیرون ، ولی چون خیلی سیفیده اصلا شبیه سوژه ی شیکم نمی شه!!! ( یه اسمایلی ما واسه این داشتیم! کوش ؟ برش داشتید؟ )

سیریش : کمک ! من تو سوراخ کلید گیر کردم!

کریچر : آقا به من سوژه نرسید!

ونوس در حالی که داره با سیم سرور دور شکم امپی رو اندازه می گیره : خب تو هم سوژه خواستگارای منو وردار نخیر باید یه ساید بای سایدشو بگیریم

امپراطور : ونوس داری چی کار می کنی؟

ونوس : حالا که قراره سوژه ها رو عوض کنیم باید تو به جای سالی بری تو یخچال آداس

امپراطور : بیرون ! همه بیرون!!


*
ببخشید با عجله یه چیزی نوشتم که مترو پست بخوره طلسمش شکسته شه!!! اگه خواستید میتونید سوژه جدید شروع کنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ونوس در 1387/10/25 12:47:26
ویرایش شده توسط ونوس در 1387/10/25 12:50:03
ویرایش شده توسط ونوس در 1387/10/25 12:55:21
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: یکشنبه 22 دی 1387 16:51
نمایش جزئیات
آفلاین
امپراطور به سالازار اشاره ای کرد و بعد با وقار به طرف اتاق کوچکی رفت که در گوشه ی دالان قرار داشت.در همین لحظه مری در حالی که کرم سبز رنگ را در دست داشت نیشخندی زد و با حالتی ابلهانه پرسید :
_امپی امپی،میشه یه بار دیگه توضیح بدی که باید چی کار کنیم؟

امپراطور با عصبانیت همانجا ایستاد.سالازار با خونسردی به کریچر خیره شده بود که سرش را به دیوار می کوفید و سیریوس هم که عصبی می نمود منتظر واکنش امپراطور بود.امپی به مری نگاه کرد که همچنان لبخند به لب داشت و منتظر پاسخ بود
_مری ،به نظر خودت من این همه مدت چی داشتم می گفتم؟

مری لبخندی زد وکرم سبز رنگ را به سیریوس داد.سپس موهایش را تاب داد و چشم هایش را باز و بسته کرد.سپس با صدایی نسبتا بلند گفت :
_داشتید می گفتین که بریم هوکی رو بیاریم برای خودمون که از کرم خوشکلمون مراقبت کنه.برای این کارم از سیریوس سنگ خور استفاده می کنیم.درست گفتم؟

امپراطور که از خشم سرخ شده بود به سیریوس نگاه کرد و بعد سیریوس که گویا متوجه چیزی شده بود ابروانش را بالا انداخت و با حالتی اشفته گفت :
_ما قراره بریم طبق برنامه ای که امپی گفت عمل کنیم.تو هم بهتره همینجا بمونی مری.الان فهمیدی چی شد ؟
_اوهوم،خوبم فهمیدم.شما به من الان گفتین که اینجا بمونم تا یه ساعت دیگه که این کرمه بیدار شد و غذاشو دادم دوباره بیام پیش شما.
_ نه مری ،دقیقا نفهمیدی که باید چی کار کنی .بذار برات توضیح بدم.
_چرا باید برام توضیح بدی؟
_خب چون تو نفهمیدی.
_چرا خب من نفهمیدم؟مگه شما ها نفهمیدید؟
_چرا ما فهمیدیم ولی تو نفهمیدی مری.
_چرا شما فهمیدید و من نفهمیدم ؟لابد یه دلیلی داره که شما می فهمید من نمی فهمم.
_ اصلا ولش کن ،همون کاری که دوست داری انجام بده .

مری با لودگی لبخندی زد و به فکر فرو رفت. اعضای گروه اتحاد به دنبال امپراطور به طرف اتاقک کوچکی رفتند که رموز بسیاری در ان نهفته بود.

مایل ها ان طرف تر ،دفتر وزارت هوکی :

هوکی جن کوتاه قامت پیر ،با خستگی روی صندلی پشت میزش نشست و در حالی که دو فنجان قهوه ظاهر می کرد اهی کشید .سپس فنجان دیگر را به بلیز داد و در حالی که سعی می کرد به میز برسد گفت:
_می دونی بلیز،می گم بهتر نیست از وزارت کنار بکشم.این شبا دارم خوابای بدی می بینم.

بلیز پوزخندی زد و بعد فنجان قهوه را برداشت و در حالی که فکر می کرد لیوان ابی را سر می کشد گفت :
_نه مطمئن باشید ..هیچ اتفاقی نمی افته هوکی! اینا اثر اخرین باریه که مری رو دیدین.برای همین همش کابوس می بینی.

سرجاشون! مقر اتحاد خاکستری :

_خب سالازار ،فهمیدی که باید چی کار کنی نه؟ تو مسئولیت رسانه هارو به عهده داری.فراموش نکن که مهمترین کار ما در اختیار گرفتن اوناست.

سالازار با وقار به امپراطور نگاه کرد و بعد با صدایی که غرور اسلیترین در ان موج می زد گفت :
_ولی من باید رییس باشم امپی،من باید بگم چی کار کنیم و اینا.
_ کی این چیزا رو بهت یاد داده سالازار؟
_خب به خاطر این که من جد توئم و اینا دیگه.
_کاری که گفتم انجام بده.این حرفا ماله ما نیست.

سیریوس که یکی از دستمال های اسکاور را برداشته بود با انزجار ان را بویید و بعد با لحنی محکم گفت :
_من فکر می کنم که این کرم کوچولو ،نتونه خیلی کمک کنه.بهتر نیست که از روش بهتری استفاده کنیم؟مثلا از مورچه های ویرانه های قصر بلک؟

کریچر به سیریوس نگاه کرد و بعد در حالی که سرش را به دیوار می کوبید گفت :
_من مطمئن هستم که شما قبلا قول داده بودید دیگر کلاس نگذارید ارباب ،این قدر هم پز خانواده تان را ندهید ارباب ،چون شما دیگر از ان خانواده بیرون امدید ارباب.حالا کریچر خود را تنبیه کرد که از این حرفا به شما زد ارباب.

اسکاور اهی کشید و جعبه ی دستمال هایش را جمع کرد.سپس با صدایی که نشان می داد کلافه شده است گفت :«کریچر ،باز تو جوگیر شدی؟»
_اهین.خب جدا از این حرفا ،به نظر من بهتره از همین کرم کوچیک استفاده کنیم.فقط امپی ،خیلی وقته ساکتی..به نظرت باید اول از کجا شروع کنیم؟

امپراطور لبخندی زد.چنان به نظر می رسید که اندیشه ای را در سر می پروراند.لبخند گرمی صورتش را در برگرفت و به طرف صندوقچه ی کوچکی رفت که کنج اتاقک قرار داشت ..

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
وقتی شب برمی خیزد
دنیا را در خود پنهان می کند
در تاریکی غیرقابل رُسوخ
سرما بر می خیزد
از خاک
و هوا را آلوده می کند
ناگهان...
زندگی معنایی جدید به خود می گیردl
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: یکشنبه 22 دی 1387 04:40
نمایش جزئیات
آفلاین
- چه عجیب!

امپراطور از دور میز وسط سالن دور شد و به اطراف نگاه کرد.

- هوووم جای خوبیه... البته خیلی جای عجیبه! راستی سالازار آمار مهندس پروژه رو گرفتی؟!

سالازار کماکان به پرزنتشین کرم‌هاش داره ادامه می‌ده:

این کرم نارنجیه رو می‌بینین بچه‌ها؟ رمز موفقیت ماست!

کریچر: این سبزه!

سالازار: جن‌های خونگی کوررنگی دارن!

سیریوس: به نظر منم سبزه!

سالازار: افراد خانواده‌ی بلک هم بیماری آستیگمات موروثی دارن!

اسکاور: من نمی‌خواستم چیزی بگم ولی به نظر منم سبزه!

سالازار: مواد شیمیایی دستمال روی توئم اثر گذاشتی!

سریوس: سبزه‌ها

سالازار: تو با گرگ‌ویژن مي‌بینی!

امپراطور: سالازار...

سالازار: چیه؟! لابد کرمه سبزه؟!

امپراطور: نه خب اون که عجیبه چرا سبزه! منتهی کلاً عجیبه که کرمه چطوری قراره ما رو به هوکی برسونه؟

و برای لحظاتی همه به فکر فرو رفتند.

کریچر: همه‌ی زمین رو می‌خوره و ما از زیرزمین وزارت‌خونه حمله می‌کنیم به اون‌جا؟

اسکاور: کرم رو می‌اندازیم لای دستمال و وقتی هوکی فین کرد میره تو دماغش و اون رو خفه می‌کنه؟

سیریوس: کرمه وقتی ماه کامل شد تبدیل به گرگینه میشه و به وزارت‌خونه حمله می‌کنه؟

امپراطور به نظر عجیب می‌رسید.

سالازار: راستش من نظرم این بود که واسه گودبرداری ازش استفاده کنیم و کلی درآمد کسب کنیم و بعدش با پولش توی گرینگوتز سرمایه‌گذاری کنیم و بعدش از سود سهامش یه شرکت جعلی صادرات و واردات باز کنیم و بعدش با وزارتخونه قرارداد اختصاصی ببندیم و بعدش طی یه پروسه‌ی چندین ساله تمام تجهیزات وزارت‌خونه رو ما تامین کنیم و به این ترتیب کنترلش رو در دست بگیریم و توی انتخابات بعدی لابی ایجاد می‌کنیم و شانس پیروز شدن نامزد تحمیلی ما بیشتر از ۴ درصد خواهد بود.

امپراطور بیشتر به نظر عجیب می‌رسید.

کریچر: این خوبه!
اسکاور: موافقم خیلیم زود و سریع جواب میده.!
سیریوس: ایول سالازار! الحق که مغز متفکر گروهی!
سالازار: ایول! خب امپی نظرت چیه؟
امپراطور: هوووم... به نظر من استفاده از سلاح خطرناکی مثل کرم سنگ‌خوار زیرزمینی برای گروه خفن و سطح بالایی مثل ما هم خطرات خودش رو داره و باید به عنوان سلاح مخفی نگهش داریم و فقط در موافق حساس ازش استفاده کنیم.

سالازار با دقت کله‌ی سلاح مخوف اتحاد خاکستری را ناز مي‌کرد.

امپراطور: خیله خب! بعد از پیچوندن سوژه‌ی پست قبلی به برنامه‌های اصلی خودمون می‌رسیم!

سالازار: پس اعضای جدید چی می‌شن؟!

امپراطور: تو قرار بود پیداشون کنی! به من چه! ولی اون پروژه‌ی دزدیدن خانم‌های متشخص رو خیلی پایم! با اولویت یک دنبالش کن! می‌تونیم برنامه‌ی دزدیدن هوکی رو بهانه‌ای قرار بدیم و به چندین جای مختلف حمله کنیم! فقط یادت نره بچه‌ها رو با دستگاه "رنک‌یاب" مجهز کنی! شعار ما همیشه کیفیت گرایی بوده نه کیمیت گرایی! سیریوس بی‌زحمت سر این نقشه رو نگه دار. :grin:

و سیریوس سر نقشه را نگه داشت و نقشه‌ای عظیم که همین‌طور هی کش مي‌یومد روی میز باز شد و بعد از بس گنده بود از روی میز پایین افتاد و ادامش روی زمین باز شد و بعد همین‌طور تا قسمت‌های انتهایی تونل ادامه پیدا کرد.

اسکاور:‌ واه چه نقشه‌ی خفنی!

امپراطور: نه اون بقیش کاغذ چک‌نویسه. من کلاً همین کاغذه همرامه همیشه روی همین مي‌نویسم. همیشه یه جای خالی داره... اِ خب سالازار پاتو وردار ببینم... امم آره همینه! اون قسمت برآمدگی نقشه چی اون‌جا؟

امپراطور با دستش به سمت برآمدگی اشاره مي‌کنه و کاغذ ورمیاد و از زیرش یه ساحره معلوم میشه.

امپراطور: چه عجیب!

سالازار: کجاش عجیبه! مری باوده دیگه!

امپراطور: آو اوکی! آخه راستش من اون قسمت‌های قبلی رو نخونده بودم!

مری‌باود:‌ آخیش! من کم‌کم داشتم نگران می‌شدم که فراموش شدم! یعنی من الان عضو اتحاد خاکستری شدم؟!

سالازار: صددرصد!

امپراطور: البته که نه!

اسکاور:‌ اوهوم!

سیریوس: شما؟!

کریچر: چــــــــی میـــــــگی؟!

و در یک لحظه همه‌ی اعضای اتحاد به هم خیلی عجیب نگاه می‌کنند.

امپراطور: اهم! برای پذیرش عضویت اول باید مشخصه بشه که توانایی انجام امور خیلی خفن و سخت و در سطح بسیار بالای اتحاد خاکستری رو داری... به عنوان اولین مأموریت باید یک سری خانم متشخص...

سالازار یواشکی به امپراطور نزدیک میشه و درگوشی صحبت مي‌کنه.
سالازار:... اهم!... امپراطور عزیز این مأموریت فک نکنم برای یه ساحره خیلی مناسب باشه.

امپراطور: چه عجیب! خب ما مأموریت دیگه‌ای نداریم که داریم. الان ضایع میشه جریان سالی! یه حرکتی بکن.

کریچر خودش رو به امپراطور و سالازار می‌رسونه.

کریچر: چطوره بدیم جورابای منو بشوره.. مأموریت خیلی سخت و غیرممکنیه.

سیریوس: یا وقتی من به شکل سگم من رو گردش ببره یا ترک موتورم بشینه باهم بریم تک‌چرخ بزنیم! خیلیم پیچیدس...

اسکاور: بچه‌ها یه کم ضایس این‌جا وایستادیم داریم درگوشی حرف می‌زنیم...

کریچر: هووو خوب خودت واسه چی اومدی...
اسکاور: دسو بنداز کریچ!
سیریوس: هووو کریچ رفیقمه!
سالازار: دوستان خواهش می‌کنم! چیــــــــــــــی؟! سیریش؟! به اسکی بد نیگا مي‌کنی؟!

بمباردوم! آوادکداورا! جریوس ماکسیمم! ووووووووودا! لوموس؟! آخ نقشه‌ی حملم آتیش گرفت! دوستان خواهش مي‌کنم! صلح و دوستی و آرامش... آخ چشمم کرمی شد! بیگیر که اومد!

مری‌باود:

چند لحظه‌ی بعد همه اعضای اتحاد با لباسای پاره و پوره ایستادن و امپراطور در حال با لگد خاموش کردن قسمت‌های از نقشی روی میز هست.

سالازار: خیلی کار سطح پایینی بود... اونم جلوی یکی از اعضای جدید...
کریچر: چه عجیب!
امپراطور: هووو کریچ اون رو من باید بگم!
سیریوس: چـــــــــــــــــی می‌گی!؟

مری‌باود: آقایون خواهش می‌کنم! بسه دیگه! من خودم یه مأموریت انتخاب مي‌کنم

امپراطور: ایول! پس دزدیدن خانم‌های باشخصیت تصویب شد!

مری‌باود: اِ نه من راستش می‌خواستم بگم از کرم سنگ‌خوار زیرزمینی مراقبت می‌کنم.

سالازار: بد فکری نیس...
اسکاور: نه من مخالفم!
سیریوس: چی؟! تو مخالفی؟!
کریچر: سیرویس با کی بودی؟!

امپراطور:‌ دوستان؟!

و همه به سمت امپراطور برمی‌گردن و امپراطور عصای بلند جادویش رو بالا می‌بره: ایمپریوس!

همه (با حالت رباتیک): فکر... بسیار... خوبیه...

امپراطور: خیله خب حالا که از موضوعات کرمی ما حل شده من نقشه رو توضیح می‌دم:

وزارت‌خونه سیاهه و هوکی طرف ولدمورته، در نتیجه قسمت زیادی از آرورهای از وزارت‌خونه رفتن و آرورهای فعلی خود مرگ‌خوارا هستند. کسی مشکلی داره تا این‌جا؟

اعضای اتحاد غیر از مری‌باود که مشغول ناز کردن کرم سنگ‌خوار زیرزمینی هست با دقت غیرقابل باوری به حرف‌های امپراطور گوش مي‌دن.

امپراطور: ایول چه با دقت گوش مي‌دین... مي‌گفتم! حالا جریان اینه که ما می‌خواییم قدرت رو در دست بگیریم و برای شروع کار مي‌خواییم وزارتخونه رو در دست بگیریم. منتهی نیروی کافی فعلاً نداریم به خاطر همین حالا که فعلاً سفید و سیاه زیر یه سقف... اِ زیر یه غار جمع شدیم می‌تونیم از پتانسیل‌های هر دو طرف استفاده کنیم. خب نظری ندارین؟

مری‌باود:‌ امپراطور جان نه که فضولی کنم ولی تحت طلسم فرمانن یه کم همچین بی‌نظرن خب...

امپراطور نگاه عاقل اندر سفیه‌ای به مری‌باود می‌اندازه یعنی خودم می‌دونستم و فقط می‌خواستم تو رو امتحان کنم و طلسم رو باطل مي‌کنه.

سالازار: ها؟! من هیچی نفهمیدم از این نقشه!
کریچر: ما نابود می‌شیم!
اسکاور: کاملاً نقشه‌ی بیهوده‌ای هست! :proctor:
سیریوس: نظر خاصی ندارم.

امپراطور دوباره عصاش رو بالا می‌بره و این‌بار همه قبل از اجرای طلسم سریعاً خوب بودن نقشه‌ی امپراطور رو تأیید می‌کنند.

امپراطور: خب مي‌گفتم... راه حل ما فعلی ما همکاری با محفل ققنوس و آرورها و جادوگران سفید است.

جمع یهو به هم می‌ریزه.

سالازار: چـــــــــــــــــــــی؟!‌ اتحاد با محفل؟! هرگز!

امپراطور دستش رو بالا مي‌بره و دوباره جمع رو ساکت می‌کنه.

امپراطور: نگفتم اتحاد گفتم همکاری... با داخل گروه فعلی اعضایی مثل سیریوس و اسکاور رو داریم.

کریچر: اسکاور سفیده؟

امپراطور: نمی‌دونم راستش! ولی حدس مي‌زنم چون خیلی دستمال استفاده می‌کنه قاعدتاً هست...! و بله مي‌تونیم از اینا برای ارتباط با محفل استفاده کنیم. ما می‌تونیم به صورت دوره‌ای خودمون رو طرف جادوگران سفید که الان به شدت ضعیف شدند نشون بدیم و بعد از سرنگونی وزارتخونه اهداف خودمون رو دنبال کنیم.

سالازار: کدوم اهداف دقیقاً امپی جون؟!

امپراطور:‌ اِ سالی گیر نده دیگه! خلاصه نقشه‌ی من اینه که گفتم! باید از خبرگذاری‌های مختلف نهایت استفاده رو بکنیم و با نمایندگان محفل صحبت کنیم. بعدش یه کودتا ترتیب می‌دیم و داخل همون کودتا اگه لازمه کسی رو از بین ببریم چه از جبهه‌ی تاریکی و چه روشنایی از بین می‌بریم و تمام کلیدهایی که نشون می‌ده کودتا کار ما بوده رو قطع خواهیم کرد. این راهکار فعلی ماست. اگه کسی اعتراضی یا نظری داره گوش مي‌دم و در آخر یادآوری می‌کنم که این صحبت‌ها نباید از این‌جا به بیرون درز کنه.... زنده باد اتحاد خاکستری!

همه: زنده باد اتحاد خاکستری!

مری‌باود:‌ الهی کرمه سبزه خوابش برد!

سالازار: سبز نیست... باور کنین سبز نیست...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!ASLAMIOUS Baby!
Re: متروی لندن! (مقر زیرزمینی اتحاد خاکستری!)
ارسال شده در: چهارشنبه 18 دی 1387 21:28
نمایش جزئیات
آفلاین
سالازار نگاهی از روی تعجب به امپراطور نمود و سپس رو به مری گفت:
مهمترین جای مقر هنوز مونده.دنبالم بیا.
سالازار این را گفت و بسوی در زرینی راه افتاد.بر روی در،با طلا کلماتی نوشته شده بود:
مرلین گاه

سالازار با خوشحالی رو به اتحاد خاکستری گفت:
میبینید چه زیباست؟حتما باورتون نمیشه ولی آفتابش درست مث افتابه مرلینه.

بعد از گفت این،هیاهویی بین اتحاد خاکستری شکل گرفت.
- آفتابه ای مثل آفتابه مرلین؟؟مگه ممکنه؟
- آره باوو...الان دیگه دور دور یاهو مسنجر و ایناست...تازه من شنیدم ورژن نه مسنجر هم بیرون اومده!
- سیریش شوخی میکینی!وزژن نه؟؟من تازه ورژن دو رو دانلود کردم
- چه عجیب!
- ولی باز آفتابه من از همه قشنگ تره...آفتابه من مال خود خود مرلینه!مال خودم.
- آقایون و خوانمها همه ساکت!باید نقشه بکشیم.

صدای سالازار توجه اتحاد را بخود جلب کرد.سیریوس نگاه خود را از در مرلین گاه به سالازار دوخت و سپس گفت:
پس با کرم بنفش سنگخوار میریم که وزیرو بدزدیم نه؟

سالازار حرف سیریوس را اصلاح کرد:
کرم سبز سنگ خوار.
- سبز..بنفش..هرچی!فرقی نداره.من از همون اولش هم نمیتونستم فرق رنگها رو ببینم!بنفش همون سبزه فقط یکم قرمز تره.
- خیر!سبز همون بنفشه فقط یکم قرمزیش کم تره.ولی اون مهم نیست.مهم اینه که این کرم سنگ میخوره!

کریچر که تا الان حرفی نزده بود کمی بجلو آمد و با صدای زیری پرسید:
حالا این کرم کوش؟باید چیز بزرگی باشه که قراره کل این سنگهارو بخوره.

سالازار لبخندی زد و جواب داد:
این کرم همین جاست!

سالازار این را گفت و سپس از داخل جیبش شیشه خالی مربایی را دراورد.
.دقیقا داخل این شیشه،کرمی وجود داره که قراره وزیر رو مال ما کنه.

کریچر کمی به بطری نزدیک تر شد تا بتواند کرم را بهتر ببیند.
- این که بنفشه!سبز نیستش که.

سالازار آهی کشید و با بیحوصلگی گفت:
همون طور که دوست عزیزمون گفت بنفش همون سبزه فقط یکم قرمز تره!
-اون وقت چندتا از این حیوانات غول آسا توی جیبت داری؟

سالازار لبخند گشادی زد و گفت:
همین یکی بود ولی نگران نباشید..این کرم کلید موفقیت ماست.
- چه عجیب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط مونتگومری در 1387/10/18 21:54:32
تا زمانی که عشق دوستان هست، مونتی هرگز فراموش نخواهد شد!!


[i][b][color=669933]"از این به بعد قبل از