انصراف*وزارت سحر و جادو*
وزیر مگی از روی صندلیش بلند میشه و میگه:
آخ ... مگه من صد دفعه نگفتم تره ور نشین روی صندلی من ...
تره ور که به این صورت شده بود
جهشی کرد و پرید روی صندلی مقابل وزیر و صبر کرد تا وزیر بشینه ... مگی دوباره خواست بشینه و این بار نیز :آخ ... مگه من صد دفعه نگفتم که پایه ی صندلی رو محکم کنید ؟
خانم وزیر به زور هیکلش رو از روی زمین بلند کرد و تره ور رو با دست بلند کرد و گذاشت لبه ی پنجره ... بعد از اون صندلی تره ور رو برداشت و روش نشست ...
_ خب چه خبر ؟
تره ور: سلامتی
_ سلامتی تو به چه درد من میخوره ؟
منظورم تلفنی چیزی اطلاعیه ای ... پرسی اطلاعیه ای چیزی نزده ؟ تره ور : قربان خبر دارم در حد جهانی ... (مگی :
) قربان این ماگل ها یک بازی دارن به نام فوتبال ... خدای بازیه... قور ... (مگی : خب که چی ؟) قربان نمیشه یک قانونی چیزی بزاریم که بعضی وقت ها بچه های کوییدیچ فوتبال بازی کنن ؟ حال میده ها ...مگی یک تیر و کمان از زیر میزش در میاره و شتلق ... ( :oops: ) (دقیقا مثل همین شکلک
)************
باد زوزه کشان در اطراف قلعه ی هاگوارتز مشغول وزیدن بود . تره ور در میان این وزش سنگین باد با توجه به اینکه هفتصد بار به در و دیوار خورده بود... تره ور اطلاعیه ای رو میندازه توی صندوق پستی هاگ و راه خروج رو دنبال میکنه
************
اطلاعیه ی فوق فردا صبح بر روی تابلوی اعلانات دو تالار اسلاترین و گریفیندور نصب شد :
نقل قول:
با توجه به اینکه وزارت سحر و جادو قصد دارد لرد ولدمورت را به طور کامل از دور خارج کند تمامی جاروهای دو تیم گریفیندور و اسلاترین فردا باید به وزارت سحر و جادو ارسال و تحت بررسی قرار بگیرد تا در صورتی که جادوی سیاهی بر روی آن قرار داشت غیر فعال گردد... پیشاپیش از همکاری شما سپاسگذاریم !
استرجس , جیمز , جسیکا , ریموس , آبرفورث , گرابلی و مک لاگن به همراه سایر اعضای تالار گریفیندور مشغول تماشای این اطلاعیه بودن که استر از سایر جمعیت جدا شد و گفت :
مگی دوباره چه خیالی داره ؟
همه ی اعضای تیم شانه هاشون رو بالا انداختن و به این نکته اشاره کردن که مگی = مرد 1000 فکره !

فردا صبح هر 14 جارو جمع و برای وزارت سحر و جادو ارسال شد !
************
در وزارت مگی مشغول لاک زدن ناخن هایش بود ... یکی زرد ... یکی قرمز ... یکی آبی ... یکی پوست پیازی (ملت :
)تره ور از زیر در میاد تو و میگه :
قور ... 14 تا جارو رسید .
مگی به محض شنیدن این قور دمپایی رو بر میداره پرت میکنه سمت در و میگه :
مگه من نگفتم در بزن ...
تره ور :
باب 1000 دفعه خودمو کوبوندم به در ولی صدا نمیده که کباب کوبیده شدم
خوشحال هستم وزغ هستم ... میخوای برات با پتک بزنم دفعه ی دیگه ؟؟؟ هان ؟ مگی لاک طلایی رو برداشت و گفت:
بفرستشون پیش ایوان تا بررسیشون کنه ببینه جادوی سیاهی چیزی نداشته باشه ...
تره ور : قور ...
لنگه ی دوم دمپایی نیز شلیک شد ...
ایوان نامه ای رو به پای جغد میبنده ... دوربین زوم میکنه داخل نامه :
نقل قول:
ارباب عزیز با توجه به اینکه تیم گریفیندور اعضاش عضو محفل هستن و من هم در مقام بررسی جارو ها هستم فردا تک تک اعضای گریفیندور سقوط میکنن و محفل پشت آن سقوط خواهد کرد.
خادم شما ایوان شامپو
*ساعاتی بعد*
ایوان خسته از کار شدیدی که انجام داده به خواب فرو میره ... 7 جاروی تیم گریفیندور در گوشه ی میز بر روی هم قرار داده شده بود . ایوان که خوابش به شدت شدید شده بود تکانی خورد و تمام جارو ها با سر و صدای زیاد بر روی زمین افتاد ... ولی ایوان از خواب بیدار نشد . (دنیارو آب میبره اینو خواب میبره
) تره ور که از سر و صدای داخل اتاق ایوان به وجد اومده بود خیلی آروم وارد اتاق میشه ..._قور ... کسی خونه نیست ... ببخشید توی اتاق نیست ؟
چشمای تره ور به ایوان میخوره که به خواب سنگینی فرو رفته بود و از طرفی هم نگاش به جارو های روی هم ریخته می افته ... با یک ورد خیلی ساده تمام جارو ها رو مرتب میکنه و کنار دیوار قرار میده و از اتاق خارج میشه .
فردا صبح ایوان از خواب سنگینش بلند میشه ... کش و قوسی به بدنش میده و از تعجب این طوری میشه :
تمام جارو ها مرتب کنار دیوار قرار داشت ... سریع بلند میشه و اولین جارو رو تست میکنه....جارو کاملا درست عمل میکرد ... 7 جارو رو پشت سر هم تست میکنه و میبینه که جارو ها کاملا درست عمل میکنه !!! با خودش فکر میکنه که : ورد های دیشب باطل شده یا من خوب کار نکردم حالا که خدا رو شکر فرصت هستش دوباره خرابشون میکنم ...************
سر و صدای تماشاگران گریفیندور اجازه ی هیچ گونه خراب کاری رو به تماشاگران اسلاترین نمیداد ... اعضای اسلاترین آماده بودن که با وردهای شکنجه گر از گریفی ها پذیرایی کنن که ورود پرسی مدیریت هاگوارتز همشون رو نشوند سر جاشون

استر به همراه جیمز به سرعت به سمت هوا پرواز کرد ... در اون سمت ایگور به همراه بلاتریکس در آسمان نیلگون اوج گرفت ...
ایوان به همراه مگی و تره ور نیز به عنوان مهمانان ویژه در جایگاه کنار پرسی نشسته بودن ... پرسی این طوری به خانم وزیر نگاه میکرد:
خوبی شما ؟مگی که انقدر لاک زده بود کم مونده بود دندوناشم لاک بزنه ...
کوافل رها میشه ...
_بازی آغاز میشه ولی صبر کنید ...
هر 14 تا جارو صدای زیر رو در آوردن و به سمت زمین حرکت کردن...
پت پت ... بوم ...
گریندل وال بعد از فرود بر روی زمین لگدی به جاروش زد و فریاد زد : سر کار خانم وزیر این بود بازرسی جاروهاتون ؟
مگی که سرگرم بررسی لاک انگشت کوچک دست راستش بود گفت تره ور یک برنامه بده بهشون ....!!!
تره ور : بله خانم ... قور ... شما طبق بند قانون ب 13 باید در مواقعی که هر 14 تا جارو خراب میشه هر دستور العملی که وزیر سحر و جادو یا معاونش میدهد را اجرا کنید ...
لرد با چشمای قرمز و کله ی کچلش در بین بازیکن ها فرود آمد و با چشم داشت دنبال شامپو بس میگشت
ناگفته نماند که ایوان در این میاد در رفت ...
تره ور رو به وزیر کرد و دید که وزیر هنوز دنبال لاکه گفت :
شماها باید فوتبال بازی کنید !
ملت : هان ؟ what ؟؟؟
به وسیله ی جادو تیرهای دروازه به پا شد و بازی آغاز شد ...
جسیکا نگاهی به کوافل کرد و گفت : باید اینو بشوتم ؟ گناه داره ها ... قرمز به این خوشگلی
... ولی بگیر ببینم ! آبر یک استوپ سینه ی ردیف میره توی کارش ...
صدای گزارشگر به گوش رسید در این لحظه :
_ بله بازی رو جسیکا با یک ضربه ی عالی آغاز میکنه ... یک دریپ زیبا از آبر ... اوه اوه ... این فوتبال ؟ کوییدیچه ؟؟ یا کشتی ؟
ایگور به جای اینکه تکل بکنه و کوافل رو بگیره با کله میره توی شیکم آبر ... یک ضربه ی آغاز به نفع گریفیندور
مک لاگن میره پشت توپ و د شوت
عجب شوتی ... گل گل ... گریندل وال هر چی خودشو کشید با دستگاه کشنده نتونست توپ رو بگیره ! 1-0 به نفع گریفیندور ...
تره ور که کلی ذوق مرگ شده بود کنار مگی فریاد زد :
به این میگن گل ! ایول ...
شپلخ .... دمپایی این دفعه پشت گردن تره ور برخورد میکنه ...
مگی دمپایی رو بلند میکنه و فوت میکنه و میگه:
مگی لوک خوش شانس معروفه

حالا ایگور صاحاب کوافله ... یک دریپ زیدانی میزنه ... و میره سمت ریموس ... حالا یک پاس به بلیز ... راستی این مدافع های تیم کجان ؟
استر به همراه جیمز , لرد و بلا از بس دنبال بلاجر ها دوییده بودن از نفس افتاده بودن و نشسته بودن سنگ کاغذ قیچی بازی میکردن ...

گل گل ... لی فای گل زیبایی رو به ثمر رسوند 1-1 مساوی ... این گرابلی هستش که چوب دستیشو در آورده و داره با دراکو دوئل میکنه ؟
دراکو و گرابلی چون سختشون بود با سرعت 1000 کیلومتر در ساعت دنبال گوی زرین بدوئن مسابقه ی دوئل گذاشته بودن که هر کی برد اون با جادو گوی زرین رو بگیره ... در آخر هم چون هیچ کدوم نتونستن حریف هم بشن گوی زرین رو دو نصف میکنن و میدن بهشون تا دلشون نشکنه ...
لرد که توی سنگ کاغذ قیچی 50-0 (
)عقب بود به محض اینکه بازی تموم شد زمین رو ترک کرد ...***********
لرد در حمام حضور دارد و فریاد میزند :
بلا شامپو رو بریز !!!
_ بله ارباب ...
روزیه بر عکس شده و سعی دارد کله ی بی موی لرد را برق بندازد !!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج















و 








پيوز که داشت از شدت ترس جاي خودشو خيس ميکرد، گفت :
...نيمفا جون خودت بگو عزيزم!»




صورت به آنها نگاه می کردند.


