ریگولوس میشینه، در یهو باز میشه!
یک عدد موجود دریاچه ی هاگوارتز، خیلی شیک و مجلسی، در حالی که یه عصا توی دستشه و سگرمه هاش حسابی توی همه، فریاد کنان وارد میشه:
_ من اعتراض دارم! من به تمامی کارهای شما انسان های بی خرد اعتراض دارم! من معاون هاگوارتز تعیین میکنم!!! ...

همینطور جلو میره و عصاشو فرو میکنه توی چشم قاضی!
قاضی: آی.. وای... مردم... آی ... وای...
یک ساعت بعد
قاضی: آی.. وای... مردم... آی ... وای...
موجود یکی دو تا میزنه پس گردن قاضی و دوباره فریاد میزنه:
_ چیچی هی داد و قال میکنی؟! مرد حسابی، میگم این معاون هاگوارتز، داره تمام زندگی ما و ماهی مرکبا رو از بین میبره!... فاضلاب کارخونه ای وارد آب دریاچه میکنه!!!
ابرکسس تحت تاثیر این سخنان میره که لباسشو دربیاره!
_ این پیرزن جلف که میگن وزیرم هست، رفته کارخونه زده درست وسط زمین کوئیدیچ هاگوارتز! نمیدونم چیچی تولید میکنن که روزی هزارتا خاور و کامیون می یان جنس میبرن! این عجوزه شورشو درآورده! مردم من دارن هلاک میشن، شما نشستین اینجا دارین به زلفای شهلای ریگولی نگاه میکنین؟ این بچه که بود می یومد با شامپو ریجویس سرشو توی دریاچه می شست!!!!!
ترورس که گویا منشی دادگاهه:
_ اسم شریف؟!
یک آهنگ وسترن نواخته می شه؛ موجود بادی به غبغبش میندازه، انگشت اشارشو میزنه لبه کلاهش و میگه:
_ فرمانده! فرمانده مارکوس!
همه ی حاضرین الاف جمع، خیلی لذت می برن و میرن امضا بگیرن!
لوسیوس نگاهی میندازه به مابقی ارزشی های حاضر در جمع و یه سری صحبت های چشمی انجام میدن و بعد میگه:
= قاضی محترم! ما به یک نتیجه رسیدیم! به نظر ما تمامی شواهد دال بر موش دووندن این وزیر مشکوک، این معاون مرموز، این عجوزه ی چروک؛ مینروا مک گونگال؛ هست!!!
ابرکسس:
_ اون داره با پرویز شایسته بازی، واسه خودش گالیون گالیون پول درو میکنه! کارخونه هم که زده!! اون باید تحت پیگرد قانونی قرار بگیره!!!!!
در حالی که قاضی داشت حکم جلب مینروا رو امضا میکرد، حاضرین بیکار یه مشت گوجه پرت میکنن سمت ابرکسس با این دیالوگ مزخرفش!
.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




دادگاه رو به درآوردن تنها لباسی که تنشه، تهدید می کنه فریاد می زنه:
میگم منصرف شدم! طلاق نمیدمش آقا من زنمو میخوام دوباره!!
"