شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
ماركوس بعد از شنيدن يه چشم جانانه از سيريوس بر روي پاشنه ي پا چرخيد تا به مقر برگردد كه ناگهان نوك چوبدستي اي را در مقابل دماغش يافت .
این جمله بهتر بود اینجوری نوشته بشه :
مارکوس که بعد از شنیدن چشم جانانه ای از سیریوس ، بر روی پاشنه ی پا چرخی زده بود تا به مقر جوخه ( ؟ ) برگردد ، ناگهان با برخورد نوک چوبدستی با دماغش ، از حرکت باز ایستاد .
نقل قول:
گودريك از فرط عصبانيت چهره اش به مانند شيري تبديل شده بود كه گويا مي خواهد هر لحظه شكارش را تكه پاره كند .
این جمله بهتر بود با نثر بهتری نوشته بشه ، مثلا" :
گودریک که از فرط عصبانیت به سان شیری می ماند که غرش کنان در پی حمله بود . یا غیره ...
نقل قول:
- زان بدايند اي پليدان كه رون مدتي بود كه به شما مشكوك شده بود ولي من به حرفهايش اعتماد نكردم . اكنون با ديدن اين كار كثيفتان مطمئن شدم كه ناپديد شدن رون نيز كار شما حيله گران است .
با توجه به اینکه دیالوگ های گودریک عامیانه و معمولی نیست ، اینجا انتظار می رفت شما فعل ها رو هم به صورت قدیمی به کار ببرید . اینجا یه قسمتیش کاملا قدیمیه ، " قسمت اول " ، ولی فعل ها و سایر جملات معمولی و تقریبا عامیانه اس ، رو این قسمت یه کم کار کن .
نقل قول:
سيريوس كه اوضاع را قمر در عقرب ديد ، سريع خود را به شكل سگ سياه در آورد و به سمت در خروجي اتاق با سرعت حركت كرد كه ناگهان با حركت سريع گودريك و طلسمي كه به سويش روانه ساخته بود بيهوش گشت . سپس گودريك نگاهي به ماركوس انداخت ، دستهايش را با طلسمي بست و او را به همراه دابي و سيريوس با خود برد .
این پاراگراف هم یکم ایراد دستوری داشت که ویرایش شده اش رو می نویسم .
سیریوس که اوضاع را قمر در عقرب می دید ، به سرعت خود را به شکل سگ سیاه رنگی در آورد که دوان دوان به سوی در خروجی می شتافت که با حرکت سریع چوبدست گودریک در جای خود متوقف شد . ( یا بیهوش شد ) گودریک نگاه دیگری به مارکوس انداخت و با بستن دست هایش ، او را نیز به همراه دیگران به بیرون هدایت کرد .
خب من یک سری چیزها رو از جمله ها حذف کردم و یک سری چیزهای کوچیک دیگه رو اضافه کردم ، در آخر نوع نثر کاملا عوض شد. شما خیلی خوب می نویسی ، خیلی خوب سوژه رو جلو میبری ، نوع پاراگراف بندی ، همچی خوبه ! فقط یکم روی نکات دستوری کار کن ، چیزایی که اشاره کردم و ویرایش کردم ، خیلی کوچیک بودن و مطمئنن اگه خودتم یه کوچولو بیشتر وقت بگذاری و بعضی چیزارو حذف کنی یا تغییر بدی ، خیلی بهتر و قشنگ تر میشه نوشته هات .
نقل قول:
لورا با نگراني و پريشاني بر روي سنگ فرشهاي اتاق فرماندهي قدم مي زد . به اين فكر مي كردم كه ماركوس بايد دو ساعت پيش ميامد ولي هنوز خبري از او نبود .
مثلا اینجا ! توی جمله ی دوم " می کردم " با توجه به اینکه از جانب لورا نمی نویسید ، اشتباهه و معلومه اگه یه خورده با دقت کار می کردی روش و می خوندی درست می شد .
اگه بخوام اشکالی از پستت بگیرم فقط بی دقتیه ! من پستای دیگه ی شمارو خوندم و مطمئنم خیلی خوب می نویسین ، فقط یکم اگه بیشتر وقت بگذارین عالی میشه .
من در حدی نبودم که پستتون رو نقد کنم ، اگه کوتاهی یا اجحافی شد به پای بی تجربگیه من بذارین ، شرمنده
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رون ویزلی در 1388/11/26 20:46:15
[b][color=000066]نان و ستاره نان در کنارم و ستاره ها دور، آن دورها... به ستاره ها نگاه می کنم و نان می خورم! چنان غرق
من پستت رو خوندم ،خوشم اومد ، فقط يك سري ايرادهاي جزئي داري كه با دقت و كمي حوصله و وقت گذاشتن حل مي شه .
محتواي پست :
دابي عزيز ، ابتدا پستت رو به راوي باري شروع كردي و گويي نوشتي كه مشخص مي كنه داستان رو تو داري تعريف مي كني ،منتهي وقتي به وسطهاي پستت رسيدي به صورت داناي كل نوشتي . يعني سوم شخص . دقت كن :
نقل قول:
همانطور که در قسمت قبل اشاره کردیم دامبلدور به همراه جیمز و تعدادی از محفلیون راهی آزمایشگاه شدند
بهتر بود كه روند پستهاي قبلي رو ادامه مي دادي . مثلاٌ اينجوري مي نوشتي :
دامبلدور به همراه جيمز و تعدادی از محفلیون راهی آزمایشگاه شدند .
ظواهر پست :
پستت از لحاظ ظاهري يه سري ايراد داشت كه اونم با حوصله بر طرف مي شه .
اينتر: يه خورده زيادي اينتر زده بود ، همون ابتداي داستان وسط جمله اينتر زده بود تا بره خط بعد . معمولا وقتي جمله كامل تموم ميشه اينتر رو ميزنند و يا در بين ديالوگ هاي زياد و...
استفاده از علائم نگارشي : يه خورده ايراد داشتي .
نقل قول:
همانطور که در قسمت قبل اشاره کردیم دامبلدور به همراه جیمز و تعدادی از محفلیون راهی آزمایشگاه شدند....
من كه نفهميدم به چه منظور از چند نقطه استفاده كردي ، بهتره در انتهاي جملات نقطه بزاري (يك نقطه).
همانطور که در قسمت قبل اشاره کردیم دامبلدور به همراه جیمز و تعدادی از محفلیون راهی آزمایشگاه شدند.
اخر بعضي از جمله هات هم از نقطه استفاده كرده بودي هم از علامت تعجب كه اين كاملا غلط هستش .
استفاده از شكلك : خوب بود ولي يه خورده كم بود ، معمولا تو پستهاي طنز سه تا بيشتر استفاده ميكنند ولي تو پستهاي جدي تقريبا استفاده نمي شه .
آخرين اشكالت هم استفاده زياد از اسم ها توي ديالوگ هات بود .
توي كل سايت اينجور مواقع از علامت - استفاده مي كنند دقت كن ، من يه سري ويرايش ديگه هم داستانت رو مي كنم .
نقل قول:
دامبلدور گفت :مگه وقتی نبودم اتفاقی افتاده؟ همه چی رو به راهه؟
بايد بگم كه واقعا پستت قشنگ بود و اصلا فكر نمي كردم كه اينقدر خوب بنويسي .
محتواي پست :
پستت از نظر محتوايي در سطح خوبي بود و فقط به قول گرابلي اگه يه خورده چاشني طنزش رو بيشتر مي كردي واقعا قشنگ تر مي شد .
ظواهر پست :
پستت از لحاظ ظاهري هم خوب بود ، فقط يه خورده ايرادهاي جزيي داشت كه با همديگه بررسي مي كنيم .
اولين مشكلت توي پاراگراف بنديت بود كه با كمي دقت خوب ميشه . سعي كن بين ديالوگ هات يه اينتر بزني تا كمي فاصله پيدا كنند ، اين كار باعث ميشه كه خواننده داستانت رو راحتر تر بخونه .
توي پستت از علامت * استفاده كرده بود كه بهرته به جاي اين كار بنويسي چند دقيقه بعد يا چند ساعت بعد (به زمان بندي خودت بستگي داره).
استفاده از شكلكت هم خوب و بجا بود .
يه مشكلي كه توي پستت ديدم نحوه ي ربط جمله ها بود .
نقل قول:
دامبلدور بلافاصله گفت:منم همین نظرو دارم اما میخواستم خودت بگی جیمز دابی میشه لطف کنی جواب آزمایش های سال های گذشته رو بیاری؟
بهتر بود كه اينجوري مي نوشتي :
دامبلدور بلافاصله گفت: منم همین نظر رو دارم اما میخواستم خودت بگی جیمز
سپس به سمت دابي برگشت و گفت : - دابی میشه لطف کنی جواب آزمایش های سال های گذشته رو بیاری؟
از علامت هاي اختصاري مثل ./،/؟/! و ... خوب استفاده كرده بودي .
به نظرم با كمي دقت و وقت گذاشتن براي پستهات مي توني خيلي بهتر از اينا بنويسي .
موفق باشي
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
[color=0000FF][b]" - خوش به حالش رفته تو آسمون پيش خدا !!! دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!» با انگشت