جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

130 کاربر(ها) آنلاین هستند (88 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
129 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: سه‌شنبه 11 تیر 1392 01:55
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید

- آخه قربان اینجوری که درست نیست! بالاخره یهو یکی میاد می بینه آبرومون میره. این میز به این خوشگلی، مگه چه ایرادی داره؟

- نه داش ارنی. من اینژوری عادت دارم. اصلاً سر میژ و شندلی نمی تونم خوب کارامو انجام بدم!

بوی دود چیز تازه اتاق وزیر رو پر کرده بود. مورفین کنار دیوار سر پا نشسته بود! زانو هاشو بغل کرده بود و چند نامه و کاغذ اداری هم جلوی پاش روی زمین افتاده بود.
چند دقیقه ای می شد که ارنی به شدت تلاش می کرد که وزیر پشت میز و صندلی بشینه ولی ظاهراً وزیر منتخب ول کن معتاد استایلش نبود!

بالاخره ارنی نا امید شد و گفت:
- باشه جناب وزیر. هر طور که راحتید. میخواید حالا 50 گالیون به من بدید تا برم براتون یه چای نبات توپ بیارم بزنید بر بدن مبارکتون. :pretty:

مورفین در حالی که اولین نامه ی اداری رو باز می کرد گفت:
- برو ببینم تو هم دلت خوشـــ... ارنــــی! بیا اینژا رو ببین!

چشمای خمار مورفین گرد شده بود و مشغول نگاه کردن به نامه ی کاملاً رسمی بود:

نقل قول:

وزیر محترم
با درود

احتراماً از شما دعوت می گردد که به همراه هیئت همراه برای ارائه ی سخنرانی و صحبت راجع به مسائل کشور انگلستان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد حاضر شوید.
برای این سفر هواپیمای جت خصوصی سازمان ملل متحد در خدمت شما و همراهان گرامیتان است.
حضور و سخنرانی شما مایه ی مباهات ماست!

با تشکر
کی بان مون
دبیر کل سازمان ملل متحد


ارنی که از بالای سر مورفین در نامه رو خونده بود با چشمانی که هر کدوم اندازه ی یه توپ تنیس شده بود خوندن نامه رو تموم کرد!

مورفین با چهره ای متعجب و دهانی باز گفت:
- ارنــــی! یعنی واقعاً دعوتمون کردن؟ ایول به این بان بون!

ارنی با خوشحالی گفت:
- آره! فکر کن مورفین، کلی قرارداد تجاری می بندیم. کلی مذاکره، کلی رایزنی، کلی خوش گذرونی. زنگ بزنم عیال بگم چیزا رو جمع کنه.

- ارنـــــی! دیگه وقتشه وعده ی باژ شدن مرژ ها و شادرات و واردات چیز رو عملی کنم! به سوی آمریکا با هواپیمایی فول آو چیز!

ارنی:
ملت پشت صحنه:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: سه‌شنبه 28 آذر 1391 13:55
نمایش جزئیات
آفلاین
با درود

- بده من اون نامه را.

سالازار جلو رف و نامه دو دستی تقدیم وزیر باگمن کرد.

لودو نامه را که قبلا باز شده بود باز کرد و گفت:

- کی اینو باز کرده.حالا اشکالی نداره.
فعلا مرخصی تا دستور بعدی رو بدم.

و در با صدای گرومپ بلندی بسته میشه.
- این مادر مرده هم که هی میزنه خسارت وارد میکنه.

خشخلشخللخی
( صدای صاف کردن کاغذ)

با دورد
جناب لودو باگمن عزیز
به اطلاع شما می رسانیم، سازمان ملل جادوگری تصمیم گرفته است، پانصدمین سالگرد تاسیسش را به همراه اجلاس خود در وزارتخانه شما برگزار کند.
نامه ضمیمه شده لیست میهمانان و توضیحات لازم است.
لطفا در اسرع وقت با تماس بگیرید؛ نگرفتید هم مشکلی نیست ما بالاخره میایم.
با ارزوی کاهش پول چوبدستی ها
قربان شما
مدیر سازمان ملل
دلورس امبریج


- توی این وضع بحرانی، اخه من چجوری اون هزار نفر ادمو اینجا جا بدم.مگه یه وزارت کوچیک بیشتر دارم.

و زیر لب ناسزایی را بلند بلند زمزمه کرد.
بعد از چند دقیقه، گوشی تلفن را بداشت و گفت:

- خانم منشی به سالازار و پرسی و شکلبوت بگو بیان دفتر.
فوریه!!!!!!!!!!!!!!

و گوشی را محکم گذاشت.
و با خود فکر کرد که چونه میتواند از این مخمصه نجات یابد.


با سپاس
در پناه او
کینگزلی شکلبوت

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ورودم به گريفيندور فقط يك دليل داره ؛
پـــــيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروزي

only Gryff


ما شیفتگان خدمتیم، نه تنشگان قدرت


مدتی نیستم، امتحانات بدجوری وقتمو مشغول کرده.
از همه بچه ها عذر میخوام.

اما...
بر می گردم؛

پرشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــور و
بهتـــــــــــــــــر از همیــــــــشـــــــه
پاسخ به: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: چهارشنبه 22 شهریور 1391 22:30
نمایش جزئیات
آفلاین
سوژه جدید

- جناب وزیر!

این صدای سالی بود که آرامش لودو رو به هم زده بود. لودو هیچ وقت فکر نمی کرد که وزیر شدن می توانست این همه گرفتاری داشته باشد. سالازار که نفس نفس می زد گفت:
- جناب وزیر، کاراگاهان به خاطر بیکار شدن دارن تظاهرات می کنن. فحش بد هم میدن

لودو که به نظرش سالی سوالی کم اهمیتی پرسیده بود، گفت:
- برو بگو یارانه ها ریخته شد، خود به خود مشکل حل میشه

سیم ثانیه بعد


- لووودو! این کاراگاها ول نمی کنن.هی دارن با صدای بلند شعار تبلیغاتی میدن. نمیزارن بخوابیم:vay:

- خو برو بهشون بگو یارانه ها ریخته شد، ولی نمیتونید برداشت کنید

دوسیم ثانیه بعد

سالی بدون اینکه در بزند وارد شد و گفت:
- لودو!!

وزیر سحر و جادو که عصبانی شده بود، گفت:
- سالازار جان، عزیزم، مامان بابات بهت یاد ندادن وقتی می خوای وارد جایی بشی اول باید در بزنی؟

سالازار که گویی اصلا حرف های لودو را نشنیده بود، گفت:
- یه نامه اومده، دو هفته ی دیگه اجلاس سازمان ملل جادوییه!

- خوب مشکلش چیه؟ یکی از اقوامو می فرستیم بره شام مجانی بخوره

سالازار آب دهنش را قورت داد و گفت:
- مشکل اینه که میزبانش ما هستیم:worry:

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Modir look at that ticket
I work out
Modir look at that ticket
I work out
When I go to "contact us", this is what I see
Modirs are in bed and they wont answer me
I got passion in my head and I ain’t afraid to show it

I’m ANGRY and I know it


تصویر تغییر اندازه داده شده

Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 15:33
نمایش جزئیات
آفلاین
کمی آنطرف تر در خانه لوسیوس:

- نمی دونم چرا لرد همه شونو نابود نمی کنه تا دیگه نتونن کسی رو دستگیر و محاکمه کنن.

- بلا نمی شه همین جوری رفت اونتو و همه رو نا بود کرد اونها هم سیستم های امنیتی خودشونو دارن

- آخه کدومشون می تونه در برابر جادوی لرد دووم بیاره؟؟

- حتما نمی شه که لرد این کار رو انجام نمی ده مطمئن باش شوهر من می تونه اون ریگی رو راضی کنه تا باکسلی رو نجات بده.

- سیسی نمی دونم چرا از این یارو ریگی خوشم میاد احساس می کنم خوب خشنه.

اما در چابهار:

لوسیوس فک زمین خورده خود را به زور سر جایش زد و مالک را به گوشه ای برد تا بهتر بتواند با او حرف بزند.

- داری چی کار می کنی به اون تخفیف می دی و من باید پول اضافه تر بدم؟ اصلا می دونی اون چی کارس؟ کارش اینه که آدمایی مث تورو و منو گیر بندازه اما در عوض لرد مثل خودت خشن و با جذبه ست.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده

یادش آمد که در آن اوج سپهر
هست پیروزی و زیبایی مهر

فر و آزادی و فتح و ظفر است
نفس خرم باد سحر است

دیده بگشود و به هر سو نگریست
دید گردش اثری زاین ها نیست

بال برهم زد و برجست از جا
گفت کای دوست، ببخشای مرا

سال ها باش و بدین عیش بناز
تو ومردار، تو و عمر دراز

من نیم در خور این مهمانی
گند و مردار تو را ارزانی

گر در اوج فلکم باید مرد
عمردر گند به سر نتوان برد

شهپر شاه هوا، اوج گرفت
زاغ را دیده بر او مانده شگفت

سوی بالا شد و بالا تر شد
راست، با مهر فلک هم بر شد

لحظه ای چند بر این لوح کبود
نقطه ای بود دگر هیچ نبود
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 00:44
نمایش جزئیات
آفلاین
بومباردو ماکسیما !ـ

سوژه جدید

چابهار - مصب خروجی دریای عمان - روی شناور ایرانی

لوسیوس و عبدالمالک ریگی در حال قدم زدن روی عرشه بودند

ترس در چشمان لوسیوس نمایان بود.

- مالک تو مطمئنی؟

- آره ، هیچ چاره ای نیست

- آخه نادون فکر اینو هم بکن که اگه من با نصف محموله برگردم

لرد سیاه با من چه میکنه؟

- گفته بودن اینگیلیسی خره ولی من باور نمیکردم، نادون من به

تو میگم ناو های ارتش ایران تو دهنه ی دریای سرخ منتظرن تا تو

از اونجا رد بشی. لوسیوس ایندفعه بد سوتی ای دادی!

- خب من از روی خط القعر جنوب شرقی رد میشم.

-دیوونه اولا که سفرتون از یه ماه میشه 4سال دوما گشتی های

اینترپل تو اون منطقه ول میگردن!

-خب بگو من چکار کنم؟

- اگر 40درصد به مبلغ قرارداد اضافه کنی من محموله ی تریاک رو

با 240کیلو ماری جوآنا اشانتیون تو مرز ترکیه بهت تحویل میدم.

لوسیوس با عصبانیت فریاد زد:

لامصب بی ناخون...مگه پول علف خرسه که هی بکنم تو ....تو؟

-ببین اینگیلیسی....من نمیخوام مشترییی مثل تو رو از دست

بدم اما اگه بدونی باید به کیا رشوه بدم اونم از نوع کلونش؟!

ناگهان باد از حرکت ایستاد .ظهور دامبلدور اگر صدایی هم داشت

در میان صدای امواج از میان رفته بود.

ریگی گفت: سلام آلبوس، خوبی؟

دامبلدور که با تعجب و خیره خیره به لوسیوس نگاه میکرد گفت:

ممنونم....مالک جون ببخشید یه کم دیر شد....سرم خیلی شلوغ

بود....اومدم برا حساب و کتاب عزیزم ولی مثل این که بد موقعی

مزاحم شدم!

- نه نه نه عزیزم....ایشون آقای لوسیوس مالفوی نماینده ی لرد

ولدمورت از مشتریان ما هستن.

دامبلدور دستش را دراز کرد تا با لوسیوس دست بدهد و

گفت :خوشحالم از زیارت شما.

لوسیوس هم خنده اش گرفته بود و هم بی نهایت تعجب کرده بود

ریگی با خوشحالی گفت:آلبوس جان حساب مما میشه صد و بیست و سه میلیارد و

سیصد و هشتاد و هفت میلیون..شما هفتاد و هشت میلیونشم

نده.

دامبلدور دستش را در هوا تکان داد و سه گونی بزرگ پول به

دستش آمدند.

و گفت: نوش جونت مالک جون....فقط ببین میتونی کاری کنی که

دادگاه استرجس تو لاهه به خوبی تموم شه؟

چانه ی لوسیوس به زمین رسیده بود.....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگر نامفهومه بگید ادامه بدم-ناگفته نماند که این یه پیش درآمده برای داستان اصلی.....شورای امنیت سازمان ملل تا حالا چند نفر از اعضای این دو باند بزرگو دستگیر کرده اما چندین ساله به سرانشون دسترسی ندارن.امسال سازمانیها تصمیم دارن هرطور شده اونارو در حین ردوبدل مواد دستگیر کنن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط یاکسلی در 1390/2/19 1:24:38
ویرایش شده توسط یاکسلی در 1390/2/19 1:32:48
مرگ برای یک انسان فرهیخته شروعی دوباره است
آدولف هیتلر
به نقل از آلبوس دامبلدور
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: یکشنبه 19 اردیبهشت 1389 18:51
نمایش جزئیات
آفلاین
فرم عضويت

1-نام:ایگور
نام خانوادگی:کارکاروف
2-دوست داريد عضو كدام حزب ملل باشيد ؟
* ليبرال
* ديكتاتوري
دیکتاتوری


4-عضو کدام گروه های زیر میباشید ؟

مرگخواران
محفل ققنوس
الف دال
جوخه ي بازرسي
هيچكدام

5- ساختمان مركزي سازمان ملل جادوگري را در سه خط و به طور خلاصه توصيف كنيد .
فعلا سازمان بیکاره و باطل شده است. اومدیم اینجا دوباره راهش بندازیم البته با اجازه دی:
6 – پيشنهاد :
روفوس جان سوژه های قبلی دیگه تموم شد یه سوژه جدید خیلی باحال مینویسم،نگران نباش فقط همکاری کن و تو یاهو یه سری به من بزن.
بای

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ایگور کارکاروف در 1389/2/19 19:03:22
*We Love Slyterin*


* We Love Order Phoenix*


I am Igor Karkaroff

[url=ht
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: جمعه 23 بهمن 1388 20:18
نمایش جزئیات
آفلاین
برایان جان ... عزیزم هر طور صلاح میدونی ... امیدوارم تو ناراحت نشده باشی چون الان درگیر جوخه هستم . ببخشید در کل ... شرمنده ... به امید روزی که یه بار دیگه اینجا رونق بگیره

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: جمعه 23 بهمن 1388 11:40
نمایش جزئیات
آفلاین
با عرض سلام و خسته نباشید
روفوس جان با تمام احترامی که بهت دارم و خیلی هم دوست خوبی بودی به دلیل اینکه اینجا خوابیده و هیچکی پست نمیزنه متاسفانه استعفا می دم
امیدوارم ناراحت نشده باشی
موفق باشی


به امید روزی که شاید برگردیم...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: پنجشنبه 22 بهمن 1388 22:40
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام علیکم ...
گودریک جان ، ازت ممنونم که به من لطف داشتی و وقتی ازت دعوت کردم ، اومدی و اینجا عضو شدی ... امیدوارم موفق باشی ...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
خدا ایشالا به ما خدمت بده به شما توفیق کنیم ...
Re: سازمان ملل جادوگری
ارسال شده در: پنجشنبه 22 بهمن 1388 17:51
نمایش جزئیات
آفلاین
با عرض سلام و خسته نباشيد .

من از عضويت در سازمان ملل جادوگران استعفا ميدهم .

با تشكر

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[color=0000FF][b]" - خوش به حالش رفته تو آسمون پيش خدا !!!
دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!»
با انگشت