شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام كامل: جرج آرتور ويزلي جنس:مرد گروه:گريفندور رنگ چشم: عسلي رنگ مو : نارنجي! سن:18 يا 19 جارو:ستاره ي دنباله دار علاقه مندي ها: دفاع در برابر جادوي سياه و كوييديچ توضيحات:من عضو يه خانواده ي پر جمعيتم يه داداشه دوقولو دارم و با هم يه مغازه ي فروش وسايل شوخي داريم و از سر به سر گذاشتن ديگران خوشمون مياد
ممنون ميشم كه اينو تاييد كنيد و شخصيت سيموس فينيگان رو ببنديد با تشكر
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/4/2 14:54:33
نام:هلگا فامیل:هافل پاف سن:من یه خانوم متشخصم سن نمیگم.(هر چند اگه بگم سرت سوت میکشه) توضیحات:هلگا هافل پاف از موسسان هاگوارتز بود.وی به دلیل عقایدی که داشت دانش اموزان سخت کوش را می پذیرفت.او معتقد بود هوش و ذکاوت شجاعت و دلیری و حتی قدرت با سخت کوشی و پشتکار قابل دسترس است.هلگا خوابگاه دانش اموزانش را در کنار اشپز خانه های هاگوارتز قرار داد. اطلاعات اضافی درباره هافلپاف: رییس: پروفسور اسپراوت مؤسس: هلگا هافلپاف رنگ: زرد و سیاه حیوان: گورکن شبح: راهب چاق توصیف کلاه گروهبندی: هافلپاف نازنین از دره گشاد---- هافلپاف سختکوشی میپسندید بهین شرط پذیرش را همین دید مکان: برج هافلپاف. موقعیت ناشناخته. احتمالاً پایین راه پلهای که از سالن اصلی منشعب میشود. شیء مربوطه: فنجان هافلپاف
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/4/1 15:29:40
فرزندان من!!!جمع شوید!!!اکنون بانو هلگا به جمع شما پیوسته است!!!و دیگر هیچ!!!چرت گفتم!!!!!!!!
نوع: باسیلیسک ماری غولآسا است که میتواند تا پنجاه پا طول داشته باشد و صدها سال زندگی کند.تنها توسط مارزبانها قابل کنترل است.جادوگر سیاه و مارزبانی به نام هرپوی کثیف این موجود را از قرار دادن تخم بارور یک مرغ در زیر یک وزغ به وجود آورد. بازیلیسکهای نر یک پر سرخ رنگ بر روی سر خود دارند.(البته س.گری دختره! ) قدرت کشندهی یک بازیلیسک در زهر و نگاهش نهفته است و هر کس به این چشمها نگاه کند، بلافاصله کشته میشود. هر کسی که بطور غیرمستقیم در چشمهای بازیلیسک نگاه کند، مثلا از پشت لنز دوربین یا از میان آینه، دچار حالت فلج سراسری میشود. تنها پادزهر شناخته شده برای زهر کشندهی بازیلیسک، اشک یک ققنوس است. از آنجایی که عنکبوتها و بازیلیسکها دشمن هم هستند، هر جا بازیلیسکی ظاهر شود عنکبوتها به سرعت آنجا را ترک میکنند. ظاهرا بازیلیسک تنها از خروس وحشت دارد، چون بانگ خروس برای این جانور کشنده است. .............................
نام : س.گری سن:در ده ی دوم از ده دهه ی عمرم هستم. گروه: اسلایترین(مگه مار دل نداره بره مدرسه؟)
............................. والا دیگه نمیدونم چجوری باسیلیسک رو معرفی کنم.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/4/1 15:23:53
سلام پروفسور متاسفانه شخصیت من متعلق به کسی بوده که به دلیل کنکور از عضویت انصراف داده .خواهش می کنم شناسه ی جدیدم را با قبلی عوض کنید. نام:آلبوس. نام خانوادگی:دامبلدور. نام کامل:آلبوس پرسیوال ووللفریک برایان دامبلدور. گروه:گریفیندور و محفل ققنوس.انجمن جادوگران و ... جنس: مرد سن:150 داشتم ولی حالا دراندرون قبرم. چوبدستی:ابر چوبدستی:23 سانتر پر ققنوس.درخت یاس کبود. شغل:رییس مدرسه ی هاگوارتز. چوب جارو:نیمبوس 2006. شکل ظاهری:ریش دارم 2 متر.قد دارم یک و نیم متر و بسیار خوشتیپ هستم. مشخصات داخلی:باهوش.مهربان.مقدار کمی هم جاه طلب. علاقه:یادگاران مرگ.محفل.هاگوارتز. توانایی:مخفی کردن نقشه هایم از دیگران.استاد تغییر شکل و دفاع در برابر جادوی سیاه. دوستان:هری.اعضای محفل.گریندل والد. دشمنان:ولدی جان توضیح:در کودکی ارشد بوده است.ودوست صمیمی او گریندل والد بوده که باهم در راه پیدا کردن آن ها کرده اند . ولی وقتی والد ابر چوبدستی را به دست می آورد با او دویل می کند و او را می کشد.محفل را برای مقابله با ولدمورت به وجود می آورد و به دست سوروس اسنیپ کشته می شود.
این شخصیت گرفته شده!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/4/1 10:55:30
من سوروس دامبلدور هری پاتر هستم. مرگ بر ولدمورت. مرگ برمرگخواری. درود بر محفل. درود بر ا?
فکر کنم اشتباهی رخ داده. من دیشب می خواستم برم تالار اسلی بخوابم که یک دفعه سر از تالار راون در آوردم. اینکه چطور رمز ورود رو بلد بودم هم جای تعجب داره.
شما یک بررسی کن ببین جای این دوتا تالار عوض شده یا من اشتباهی توی برگه ایفای نقشم "راونکلاو" نوشتم!
شما قبلا در گروه راونکلاو بودید اگه بلیتی برای تغییر گروه ارسال کردید لینک بدید تا طبق اون شما به اسلیترین برگردید در غیر اینصورت مجددا بلیت ارسال و علت تغییر گروه رو ذکر کنید.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کاساندرا تریلانی در 1389/3/31 0:21:43 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/4/1 10:50:56
نام:آرنولد در واقع من پف کوتوله ی جینی هستم گروه:راونکلاو چوبدستی:حدود 5سانتی متر از پر سیمرغ و ققنوس و چوب یاس وحشی در ضمن من یک جانور نما هستم که میتونم به شکل عقاب در بیام
می بخشید من چند وقت نبودم دوباره می خوام برگردم تو بازی با کلمات پست نزدم چون قبلا با همین شناسه و معرفی شخصیت وارد تالار خصوصیمون میتونستم بشم اما الآن معرفی شخصیتم پاک شده می خواستم اینو برام بزارین
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/3/30 14:54:15
یادش آمد که در آن اوج سپهر هست پیروزی و زیبایی مهر
فر و آزادی و فتح و ظفر است نفس خرم باد سحر است
دیده بگشود و به هر سو نگریست دید گردش اثری زاین ها نیست
بال برهم زد و برجست از جا گفت کای دوست، ببخشای مرا
سال ها باش و بدین عیش بناز تو ومردار، تو و عمر دراز
من نیم در خور این مهمانی گند و مردار تو را ارزانی
گر در اوج فلکم باید مرد عمردر گند به سر نتوان برد
شهپر شاه هوا، اوج گرفت زاغ را دیده بر او مانده شگفت
سوی بالا شد و بالا تر شد راست، با مهر فلک هم بر شد
لحظه ای چند بر این لوح کبود نقطه ای بود دگر هیچ نبود
چوبدستی جادو: بلند از چوب درخت گردو، با هسته عصاره تخم چشم بز، مغز آدمیزاد، اورانیم غنی شده
جانور و حیوان خانگی: بز
گروه: اسلیترین
خصوصیت اخلاقی: مهربان و مردم دوست، قابل اعتماد، بدبین، لجوج و یک دنده
چیز های مورد علاقه: دندان مصنوعی، گوی پیشگویی و فنجان قهوه
زندگی نامه: من کاساندرا تریلانی، غیبگوی مشـهور، در حدود سال 1805 میلادی دیده بر جهان گشودم. کودکــی را در کوچه های هاگزمیــــــــد و کــافه های انبوه از مردم سـپری کردم. همیشه با گفتن جملاتی نامفــــهوم از آینده یا اسرار دیگران آن ها را به تعجب وا می داشتم و چه بسا که خشم را بر چهره اشان نازل می کردم. با آغاز یـــازده سالگی، زندگی ام و جادوگـــری در هم آمیختند. دوران جدیدی در هاگوارتز پیش رویم بود. دوران درخشــانی که همیشه آروزی برگشت به آن را داشتم. استعداد من در غیبگویی در این دوره شکوفا شد. پس از اتمام دوران تحصیلی به کشور هایی نظر هند، چین و مصر سفر کردم و طالع بینی را به طور کامل فرا گرفتم. زمانی که صد سال از عمرم می گذشت به دنیای جادویی بازگشتم و پیوندی عظیم و مستحکم بین جادو و علم طالع بینی کشورهای کهن جهان برقرار کردم. بعد از آن دوباره سفر به کشور های مختلف جهان را ادامه دادم و گوشه به گوشه این کره خاکی را زیر پا گذاشتم. سرنوشت من از گذشته اینگونه بر ستارگان نقش بسته بود.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جوزف پیر در 1389/3/29 14:37:58 ویرایش شده توسط جوزف پیر در 1389/3/29 14:39:23 ویرایش شده توسط جوزف پیر در 1389/3/29 14:40:23 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/3/29 16:37:30
چوب دستي:25 سانتي متر ، چوب درخت راج با هسته ي موي تكشاخ،غير قابل انعطاف و مناسب براي كارهاي ظريف و حساس
من یه پست توی بازی با کلمات زدم. نمی دونم همین برای تأیید شخصیت کافیه یا نه. می تونستم یه پست جدید برای معرفی شخصیت بزنم اما ترجیح می دم اگه تأیید شدم همون معرفی شخصیت قبلیم توی پروفایل قرار بگیره. مرسی.
تایید شد! کسانیکه به دلیل عدم فعالیت از ایفای نقش خارج شدن نیازی به تایید در بازی با کلمات ندارند و فقط یه معرفی شخصیت کوتاه کافیه. موفق باشی
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/3/28 12:29:19