جیمز سیریوس پاتر
از طلا گشتن پشیمان گشته ایم، مرحمت فرموده ما را مس کنید.
- تولد نقش
- 1386/07/17
- آخرین ورود
- یکشنبه 7 خرداد 1396 12:37
- عضویت
- 1386/07/13
- پستها
- 1531
و بعد یهو چارلی سوت زد و یه اژدها از آسمون سقوط کرد رو زمین و زوزه کشید و چون زوزه ش خیلی جذاب بود هیولای چهارچشم و شش دم و هشت چشم و سه پا و دو سر و سر جمع بیست و چهار چشم یه دل نه که صد دل عاشقش شد و هر چی چارلی سوت زد و هر چی ارنی داد و فریاد کرد، سخن عشق خوشتر بود و اژدها و هیولای چهارچشم و شش دم و هشت چشم و سه پا و دو سر و سر جمع بیست و چهار چشم پنجه در پنجه ی هم به سوی افق های دور صورتی و لاولی پرواز کردند!
مورفین که بلاخره هشیاری اش را به دست آورده بود رو به گروه کاراگاهان گفت:
- نه نه، آژکابان نه. ضربتی نه. وجه ی وژارتم نباید همین اول کاری خراب شه. بعد میگن مورفین دیکتاتوری در ردای دموکراته. فعلا دشت نگه دارید. شاید بشه باهاشون مژاکره کرد. شاید بشه گفتگوی تمدن ها کرد. شاید بشه معتادشون کرد. همینه! همین خوبه!..همیـــــــــــــــن خوبــــــــــــــه!
مورفین در حالی که این را فریاد می زد و خیلی احساس ابی بودن می کرد به سمت شومینه ی اتاقش رفت و مشتی پودر از جیب ردایش به میان شعله ها ریخت و منتظر ماند.
خبری نشد.
مورفین دوباره امتحان کرد.
خبری نشد.
و دوباره.
خبری نشد.
- دنبال من می گردید جناب وزیر؟
- عه! شرا پاشدی این همه راه اومدی خب داشتم می گرفتمت دیگه!؟
آنتونین که در آستانه ی در ایستاده بود، سرش را به علامت تاسف تکان داد و در حالیکه یک صندلی را جلو می کشید گفت:
- فقط اومدم یه سری بزنم، ضمنا، با هر!! پودری نمیشه با ملت تماس گرفت!
***
تد ریموس لوپین در حالی که پیراهن و دم گرگینه ای اش را داخل شلوارش می چپاند پرسید:
- مطمئنی این راه جواب میده؟
- معلومه! بلاخره باید از یه جایی شروع کنیم، ملت باید بفهمن داره چه بلایی سرشون میاد!
جیمز این را گفت و پشت گوش جوجه نهنگش را نوازش کرد.
باید دو نفر را پیدا می کردند. دو نفر از یاران وزارتخانه. دو نفر که ساخت معجون مرکب پیچیده شان خیلی پیچیده نباشد!
باید به وزارتخانه نفوذ می کردند و مدارک کافی برای بدنام کردن دولت مورفین را پیدا می کردند.
- شرط می بندم پامون برسه اونجا یه کارخونه ی چیز سازی می بینیم. از وقتی وزیر شده هیچ جادوگری جز نوچه های خودشو راه نداده تو ساختمون وزارتخونه. معلومه که داره یه چیزی میسوزونه!!
تدی سرش را به علامت تایید حرف جیمز تکان داد و همزمان، رنگ موهایش از آبی فیروزه ای به زرد قناری تغییر کرد، چشم هایش ریزتر از حالت طبیعی چهره اش شده بود. وقتی دو دندان جلویش را سگ آبیانه بزرگ کرد، جیمز به شکرانه ی نعمت تغییر شکل خانواده ی تانکس، سوت کشداری کشید و گفت:
- همینه! اینطوری مث یه شهروند شیفته ی وزیر گانت، میری سراغ مامورا و حامیای وزارتخونه و دوتاشونو به هر بهانه ای میکشونی اینجا. سرشونو می کنیم زیر آب و میریم وزارتخونه!
مورفین که بلاخره هشیاری اش را به دست آورده بود رو به گروه کاراگاهان گفت:
- نه نه، آژکابان نه. ضربتی نه. وجه ی وژارتم نباید همین اول کاری خراب شه. بعد میگن مورفین دیکتاتوری در ردای دموکراته. فعلا دشت نگه دارید. شاید بشه باهاشون مژاکره کرد. شاید بشه گفتگوی تمدن ها کرد. شاید بشه معتادشون کرد. همینه! همین خوبه!..همیـــــــــــــــن خوبــــــــــــــه!
مورفین در حالی که این را فریاد می زد و خیلی احساس ابی بودن می کرد به سمت شومینه ی اتاقش رفت و مشتی پودر از جیب ردایش به میان شعله ها ریخت و منتظر ماند.
خبری نشد.
مورفین دوباره امتحان کرد.
خبری نشد.
و دوباره.
خبری نشد.
- دنبال من می گردید جناب وزیر؟

- عه! شرا پاشدی این همه راه اومدی خب داشتم می گرفتمت دیگه!؟
آنتونین که در آستانه ی در ایستاده بود، سرش را به علامت تاسف تکان داد و در حالیکه یک صندلی را جلو می کشید گفت:
- فقط اومدم یه سری بزنم، ضمنا، با هر!! پودری نمیشه با ملت تماس گرفت!
***
تد ریموس لوپین در حالی که پیراهن و دم گرگینه ای اش را داخل شلوارش می چپاند پرسید:
- مطمئنی این راه جواب میده؟
- معلومه! بلاخره باید از یه جایی شروع کنیم، ملت باید بفهمن داره چه بلایی سرشون میاد!

جیمز این را گفت و پشت گوش جوجه نهنگش را نوازش کرد.
باید دو نفر را پیدا می کردند. دو نفر از یاران وزارتخانه. دو نفر که ساخت معجون مرکب پیچیده شان خیلی پیچیده نباشد!
باید به وزارتخانه نفوذ می کردند و مدارک کافی برای بدنام کردن دولت مورفین را پیدا می کردند.
- شرط می بندم پامون برسه اونجا یه کارخونه ی چیز سازی می بینیم. از وقتی وزیر شده هیچ جادوگری جز نوچه های خودشو راه نداده تو ساختمون وزارتخونه. معلومه که داره یه چیزی میسوزونه!!
تدی سرش را به علامت تایید حرف جیمز تکان داد و همزمان، رنگ موهایش از آبی فیروزه ای به زرد قناری تغییر کرد، چشم هایش ریزتر از حالت طبیعی چهره اش شده بود. وقتی دو دندان جلویش را سگ آبیانه بزرگ کرد، جیمز به شکرانه ی نعمت تغییر شکل خانواده ی تانکس، سوت کشداری کشید و گفت:
- همینه! اینطوری مث یه شهروند شیفته ی وزیر گانت، میری سراغ مامورا و حامیای وزارتخونه و دوتاشونو به هر بهانه ای میکشونی اینجا. سرشونو می کنیم زیر آب و میریم وزارتخونه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!


.مورفین زود باشید همه را با کریشیو بفرستید ازکابان...


مانده بودند دوباره ریستارت شدند و ارنی به ادامه ی حرفش پرداخت: بله من کنترل امور رو بدست می گیرم!
... مودی! راهپیمایی اعتراضی اون بوقیا کی بود؟








"
اینجا چرا ای شلیه!؟ 
