- چـــــــی؟
مــــــــــــن؟
امکان نداره
[ندای ذهن فلور: آخ جـــــــون
]- دبّه نکن دیگه فلور! ما قرار گذاشتیم حالا هم اسم تو درومده، نباید بزنی زیرش

- همینی که گفتم! من زیر بار نمیرم، اگه هم زیادی اصرار کنید تک تکتون رو بلاک میکنم !: [ندای ذهن: یکم دیگه ناز کن بعد قبول کن
- این تهدیدا فایده ای نداره! همه شاهدن اسم تو درومده و تا شوهرت ندیم بیخیال نمیشیم

- عه اینجوریه؟ اصلا من الان با این منوی مدیریت بک آپ چند دقیقه پیش رو برمیگردونم تا دیگه اسم من درنیومده باشه
[ندا: چی کار کردی احمق؟
شوهر پرید :vay:]فلور در ناز کردن جوگیر شد و با زدن دکمه ای بک آپ سایت را برگرداند

- خوب حالا هنوز هیچ اسمی در نیومده

- خیلی جر زنی فلور

تری این را گفت و دوباره کاغذی بیرون کشید!
- داف!
- جــــــیــــــــــــــــــــــــغ
من از هر چی مرده متنفرم! من فمینیستم! من عمرا شوهر نمیکنم! اصن من هنوز به سن قانونی نرسیدم که بتونم ازدواج کنم
[نفس خبیث دافنه: آفرین دختر زیر بار نریا
]همان زمان - خوابگاه پسران
سکوت سنگینی حاکم بود، تاریکی و ظلمت مخوفی فضای خوابگاه پسران را فرا گرفته بود و به نظر می رسید تمام افراد حاضر در خواب عمیقی به سر می برند ...
بوم
دی جی ویریدیان با به صدا در آوردن طبل و روشن کردن رقص نور سکوت و تاریکی حاکم بر فضای خوابگاه را شکست!
پسران راون هر کدام بین چند پری دریایی و داف وارداتی از دیگر گروه ها لمیده بودند. تعداد زیادی جن خانگی سینی هایی حاوی تعداد زیادی بطری
پرنس درست وسط استیج به همراه مهمان های ویژه اش که گلچینی از زیباترین دختران هاگوارتز و چند تن از مقامات عالی رتبه وزارتخانه و تعدادی ستاره ی هالیوودی که تحت تاثیر طلسم فرمان بودند می رقصید، وزیر دیگر دستان ملکه را گرفته بود و بدون توجه به ریتم شیشو هشت با او تانگو می رقصید و تام ریدل تنها در گوشه ای بندری می زد

ساعتی بعد - خوابگاه دختران
توده ای از دختران راونی وسط خوابگاه در هم تنیده بودند و دست در گیس یک دیگر انداخته و می کشیدند و هر از گاهی تکه ای لباس از میان توده به بیرون پرتاب می شد و همه به طرز همزمان جیغ می زدند تا یکی از گوشخراش ترین صداهای دنیا را تولید کنند.
- کروشیو تو آل

تری طی یک حرکت مسالمت آمیز دوستانش را به سکوت و صلح و آرامش فراخواند و آن ها را از همدیگر جدا کرد!
- حالا که شعور انتخاب با قرعه کشی یا رای گیری یا مسابقه رو ندارید اصلا انتخاب نمیکنیم! همتون باید شوهر کنید

- جـــــــــــــان؟

- همین که گفتم! کسی به زن وزیر و مرگخوار بزرگ ارباب اعتراضی داره؟

ندای ذهنی دختر ها که هر کدام چند بار با ناز کردن فرصت را از دست داده بودند به آن ها اجازه ی مخالفت نداد!
- من با این که اصلا علاقه ای به شوهر کردن ندارم قبول میکنم

ساعتی بعد - خوابگاه پسران
پسران
- این احمق رو ببین
تو چرا شبا نمیای پارتی بوقی؟- پارتی؟ من وقت این کارارو ندارم! شیش ماه دیگه تری فارق میشه، من تو خرج خودمونم موندم، باس واستم اضافه کاری تا بتونم پول شیر خشک و پوشک بچه رو بدم دیگه آقا! زندگی خرج داره!
- خو احمقی که رفتی زن گرفتی دیگه

- راست میگه! آدم باید تا آخر عمر مجرد بمونه تا بتونه عشق و حال کنه
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج




گلرت این از چی خوشش میاد