شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
اتفاقا تو هم قبلا دست چپ ارباب بودی و بنده هم خوشحال میشدم دست راست دست چپ سابق ارباب بشم منتها ارباب اجازه جاسوسی ندادند و در پیامی صریح گفتند هیچ خبری از زیر سایه به بیرون درز نخواهد کرد. شرمنده نشد جاسوسی کنم اما اگه تو خواستی از محفل برای ما جاسوسی کنی به سامانه 666666 جغدک بزن.
پ.ن: مهلت ویرایش ناغافل تموم شد. مجبور شدم پست بزنم.
اصلا مهم نیست که من قبلا دست چپ ارباب بودم و تو میخوای دستِ چپِ دستِ راست سابق بشی یا دستِ راستِ دستِ چپ ارباب بشی یا دست تو دست با دستِ ارباب بشی یا دست تو ... ارباب بشی و اینا ، مهم اینه که تو بتونی اخبار ِ بدرد بخوری رو از زیر سایه برای ما درز بدی ، من خیلی روی بودنِ تو حساب کردم آنتونین ؛ ارباب تو هر چند تا جان پیچ هم که داشته باشه باز هم یه پیرمرده ، ولی من یه پسر ِ ترگل ورگل هستم که خیالت میتونه راحت باشه ازین بابت که حالا حالا ها هستم .
من و محفل و دامبلدور و دفتر توجیهات منتظرت هستیم ... اگر دوست داشتی با ما باشی بیا ، اگر دوست نداشتی هم به ما پشت کن ، فرقی نمیکنه زیاد ، اصلا نه ، با ما نباش ، همون پشت کن به ما و با اربابت باش ، من اینطوری بیشتر مایلم
من همیشه از جواسیس ( جاسوس ها ) خوشم میومده ، گذشته از خطیر بودنش ، شغل ِ با کلاسی هم هست. اتفاقا همه ی مشکل ما هم این هست که از چیز میز های خانه ریدل با خبر بشیم ، باشد که تو بتونی خدمت بزرگی به ما بکنی . در مورد اینکه اسم ولدمورت رو هم نمیتونی صدا کنی ، پیشنهادم این هست که زور بزنی ، حتما میتونی . یادت باشه که تو عین ِ دستِ راست من میمونی آنتونین، دقیقاً دست راست ...
تایید نامحسوس شد پرسی ویزلی
اتفاقا تو هم قبلا دست چپ ارباب بودی و بنده هم خوشحال میشدم دست راست دست چپ سابق ارباب بشم منتها ارباب اجازه جاسوسی ندادند و در پیامی صریح گفتند هیچ خبری از زیر سایه به بیرون درز نخواهد کرد. شرمنده نشد جاسوسی کنم اما اگه تو خواستی از محفل برای ما جاسوسی کنی به سامانه 666666 جغدک بزن.
پ.ن: مهلت ویرایش ناغافل تموم شد. مجبور شدم پست بزنم.
منم با شما دشمنی ندارم.(اشاره کرده بودم) خب این بهتره . ولی واضحه که قسمت اعظم نیست چون ارتش و محفل من بیشتر از قلعه ی هاگوارتزه و من نمیدونستم که در چنین شرایطی باید پست پاک بشه چون هر چیزی یه جا تموم میشه تا قیامت نمیره که ولی به نظر جالب تر میشد:
که به جای شروعی دوباره و ویرایش از اول ، پایانی زیبا ساخت
و هنرمون رو در زمان حال نشون بدیم تا سرنوشتو عوض کنیم نه دستکاری تاریخ!
ممنون و تشکر از رسیدگی جناب آقای الفیاس دوج پ.ن:( در ضمن من نمیفهم چرا یه جا گفتین پستتــون بعدم گفتین موفق باشــی ولی خب دیگه سال جدید نزدیکه گیر ندیم زیاد!!!)
در هر صورت هر چند که فکر نمیکنم ولی بازم امیدوارم باعث رنجش شما نشده باشم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آقای باود در 1391/12/28 2:00:42 ویرایش شده توسط آقای باود در 1391/12/28 2:02:08 ویرایش شده توسط آقای باود در 1391/12/28 2:03:46 ویرایش شده توسط آقای باود در 1391/12/28 2:05:40 ویرایش شده توسط الفیاس دوج در 1392/1/1 21:35:29
خب؛ مطمئنا من با شما دشمنی ندارم که بیام و کل پستتون رو به عنوان کابوس در نظر بگیرم؛ اینم بگم، من قسمت اعظم پست شما رو برداشتم و ادامه ش دادم، فقط یه قسمتی از اول پستتون رو که مربوط به خانه ریدل ها بود، به عناون یک سری فکر که از ذهن الفیاس گذشته، ادامه دادم. اون قسمت از پست شما به روند سوژه آسیب می زد و من سه راه داشتم، یا پستتون رو به کل پاک می کردم، یا به کل نادیده ش می گرفتم یا فقط اون قسمتی رو که به سوژه آسیب می زد رو به طور دیگه ای تعریف می کردم. فکر کنم راه سوم بهترین راه بود.
در مورد اون قسمت اینکه آقای باود روایت کنه؛ مشکلی نیست، اولین اسمی که به ذهنم رسید، الفیاس و آبرفورث بودند، عوضش می کنم به اقای باود.
ببخشید ولی این بی انصافیه کل داستان من شد کابوس؟؟؟؟؟؟؟ اونوقت من مینویسم هری از خواب پرید و همه چی تموم شد و کل زحمات این همه افراد از بین رفت!!! تازه چون داستان از دیدگاه منه که بیهوش میشم و فلان تنها من میتونم بگم رویاست نه جناب الفیاس آقا یعنی چی؟؟؟من شکایت دارم البته ادب رو رعایت میکنم ها...دوستیم به جای خویش
اولا ممنون از اطلاع رسانیت، من خودم متجه نبودم، اسم آقای باود رو دیده بودم، فکر کردم همونه! راستشو بخوای، این هر دو تا پست ها به کل روند سوژه رو نابود کردند؛ تا آخر شب حتما بهشون رسیدگی می کنم، پست ها رو هم یکی کردم که قانون رعایت بشه!