به نظرم هیچکس نیست که کتاب سوم هری پاتر یعنی زندانی آزکابان را خوانده باشد و با خود فکر نکرده باشد که اگر امکان برگشتن به گذشته وجود دارد تا سیریوس را نجات دهند، چرا دامبلدور به عقب نرفت تا لیلی و جیمز پاتر را از مرگ فراری دهد؟! یا حتی به گذشته برگردند و ولدمورت را قبل از تبدیل شدن به یک ارباب تاریکی نابود کنند! ای کاش رولینگ این
مهاجرت و سفر در زمان را فراموش میکرد و با همان جادوهای معمولی داستان را ادامه میداد.